جهان کهن
Статистика⛔️اسرار تاریخ ⛔️مطالب ممنوعه ⛔️مطالب جذاب از تاریخ کهن ایران و جهان باستان ⛔️رازهایی که برای اولین بار خواهید خواند
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 45
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 407
- 1/48двое суток
- 466
- 1/72трое суток
- 503
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
باغ شاهزاده ماهان کرمان ، تکه ای از بهشت در دل کویر 📽فرهاد خبازان @jahane_kohan
به یاد بزرگان و خاطره سازان دوبله اسطوره هایی که رفتن ولی یاد خاطره و صدای زیبای آهنگها تا ابر برای به یادگار خواهد ماند .. @jahane_kohan
کوه صفه اصفهان یه جایی که خیلیها برای تفریح اونجا میرن، بعضیا هم مدیتیشن و یوگا و از این کارا میکنن اونجا. جالبه که این کوه بسیاری از گونههای عقرب و عنکبوتیان زهر دار رو تو خودش داره! همین ماری که میبینید افعی شاخداره و تو همین کوه صفه این عکس گرفته شده! خلاصه که حواستون باشه که خیلی هم امن نیست این کوه برای هرکاری... حتی با اینکه چسبیده به شهر اصفهان @jahane_kohan
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
استهبان بزرگترین انجیرستان دیم جهان! این شهرستان با دارا بودن بیش از ۲ میلیون اصله درخت انجیر در بیش از ۲۴ هزار هکتار زمین زیر کشت است. قدمت بعضی از درختاش بیش از ۴۰۰ ساله👌 @jahane_kohan
رامکال کارتون محبوب دهه شصت @jahane_kohan
اگر عمر زمین را ۲۴ ساعت فرض کنیم، انسان فقط در چند ثانیه آخر ظاهر شده اما میلیونها سال فشار، خمشدن سنگها و حرکت قارهها لازم بوده تا کوهها، این غولهای سنگی متولد بشن برخورد آروم قارهها، زمین رو تا کرد و هیمالیا و هزاران رشتهکوه دیگه رو به وجود آورد @jahane_kohan
ریگ به کفش داشتن این "ضرب المثل" یعنی فرد غیرقابل اطمینان است و مکر و حیله ای در سر دارد. ریشه آن برمی گردد به اینکه در قدیم یکی از جاها برای پنهان کردن سلاح برای مواقع دفاع از خود و حمله به دشمن ساقه کفش بود. در ساقه پوتین یا چکمه شمشیر و خنجر و سنگ و ریگ می توان پنهان کرد که دیده نشود و موجب بدگمانی نشود ولی در موقع مقتضی از آن استفاده کرد. وقتی می گویند؛ "فلانی ریگی به کفش دارد،" یعنی ظاهرا شخص "سالم و بی خطری" به نظر می آید اما در موقع مناسب باطن بد خود را ظاهر می کند و "خطر" می آفریند. روزی روزگاری در سرزمینی بسیار دور، مرد دانا، شجاع و جنگاوری به نام "سنجر" زندگی می کرد و او همیشه قبل از جنگیدن خوب فکر می کرد. روزی حاکم به او گفت: قرار است کاروانی از هدایای بسیار گران قیمت به نشانه ی پایان جنگ به کشورمان وارد شود. من به این کاروان "اعتماد" ندارم. چون سال ها با این کشور در جنگ بوده ایم. شاید آوردن "هدایا" حیله باشد و نقشه ی شومی در سر داشته باشند. سنجر تا رسیدن کاروان هدایا خوب فکر کرد. او به سربازان سپرد که کسی را با شمشیر و نیزه و خنجر به قصر راه ندهند. اما تازه واردان هیچ اسلحه ای همراه خود نداشتند. کاروان پادشاه کشور همسایه بدون هیچ مشکلی وارد "قصر حاکم" شد. درست وقتی که فرستاده ی پادشاه کشور همسایه، پشت در اتاق حاکم منتظر ایستاده بود تا نامه ی "صلح و هدایا" را با او تقدیم کند. سنجر از راه رسید. رو به آن ها کرد و گفت: حاکم سرزمین ما منتظر ورود شما مهمانان عزیز است؛ اما من به عنوان رئیس تشریفات از شما می خواهم که چکمه هایتان را قبل از ورود به اتاق حاکم درآورید. با شنیدن این حرف، افراد تازه وارد و سردسته ی آنان به همدیگر نگاهی انداختند. رنگ صورتشان سرخ سرخ شد. یکی از آن ها "بهانه" آورد: ولی قربان! این لباس رسمی ماست. ما نمی توانیم بدون آن به حضور حاکم برسیم. سنجر گفت: اما این قانون حاکم و قصر اوست. کسی نمی تواند آن را زیر پا بگذارد. حالا "چکمه هایتان" را درآورید. آن چند نفر وقتی اصرار خود را بی فایده دیدند، ناگهان خم شدند و خنجرهای کوچک "زهرآگین" را از چکمه های خود بیرون آوردند. آن ها با سنجر درگیر شدند. سنجر که از قبل حیله ی آن ها را فهمیده بود و آمادگی جنگ را داشت، با"شجاعت" با آن ها جنگید و همه را دست بسته به ماموران کاخ تحویل داد. حاکم به "هوش و درایت" سنجر آفرین گفت و به او هدیه داد. از آن روز به بعد به افرادی که در ظاهر خطرناک نیستند ولی در سرشان پر از نقشه است، می گویند: " حتماً ریگی به کفشش دارد. @jahane_kohan
تهمورث از شخصیتهای اساطیری ایران و از پادشاهان پیشدادی در شاهنامه است. تهمورث پادشاهی دادگر بود و دیوان را به دام انداخته و در اختيار داشت. دیوان نوشتن و خواندن را به تهمورث آموختند @jahane_kohan
گوی مسجید (مسجد کبود)،تبریز🩵 @jahane_kohan
یه چیز جالب: پل لاتيدان طویلترین پل تاریخی ایرانه كه در ٨٠ كيلومترى بندرعباس قرار داره و مربوط به دوره صفویه است. این پل با ٢٣٣ دهانه و بيش از ١٠٠٠ متر طول، ۳ برابر سیوسه پل اصفهانه! لاتیدان روی رودخانه سیلابی کر و با سرمايه يک بازرگان هرمزگانى مقيم هند ساخته شده. @jahane_kohan
روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا برای خرید مایحتاج خود به شهر می آمد ... کنار پنجره می نشست ؛ وبیرون را تماشا می نمود.. گاهی؛ چیزهائی از کیف خود در می آورد و از پنجره قطار به بیرون پرتاب می نمود یکی از مسئولین قطار کنار ایشان آمد و با تحکم پرسید که: پیرزن چکار میکنی؟! پیرزن؛ نگاهی به ایشان انداخت و لبخندی مهربان گفت : من بذر گل در مسیر می افشانم آن مرد با تمسخر و استهزا ، گفت : درست شنیدم ؛ تخم گل در مسیر می افشانی؟! پیرزن جواب داد ؛ بله تخم گل ... مرد خنده ای کرد و گفت : اینرا که باد می برد ؛ بنده خدا ؟ پیرزن جواب داد ؛ من هم می دانم که باد می برد... ولی مقداری از این تخمها به زمین می رسند و خاک آنها را می پوشاند مرد که خیال میکرد پیرزن خرفت شده است گفت: با این فرض هم آب می خواهند . پیرزن گفت : افشاندن دانه با من .. آبیاری با خدا.. روزی خواهد رسید که گل و گیاه تمام مسیر را پر خواهد کرد؛ و رنگ راه تغییر خواهد نمود و بوی گلها مشام تمام ساکنین و مسافرین نوازش خواهد داد و من و تو و دیگران از رنگی شدن مسیر لذت خواهیم برد ... مرد از صحبت خود با پیرزن جواب نگرفت با تمسخر و خندیدن به عقل آن پیرزن ؛ سرجای خود برگشت ... مدتها گذشته بود که ؛ آن مرد دوباره سوار قطار شد و کنار پنجره نشسته و بیرون را نگاه می کرد که یک دفعه متوجه بوی خاصی شد.. کنجکاو که شد؛ دیدکه رنگ مسیر هم عوض شده است و از کنار رنگها و رایحه های نشاط آور رد می شدند و مسافرین با شوق و ذوق گلها را به همدیگر نشان می دادند آن مرد ؛ نگاهی به صندلی همیشگی پیرزن انداخت ؛ ولی..... جایش خالی بود سراغش را از دیگران گرفت ؛ گفتند : چند ماه است که ؛ از دنیا رفته است اشک از دیدگان آن مرد سرازیر شد و به نشانه احترام به آن همه احساس بلند شد و تعظیم نمود. آن پیرزن رنگ و بوی گلها را ندید و استشمام نکرد ؛ ولی هدیه ای زیبا به دیگران تقدیم کرد . همیشه عشق و محبت و مهربانی به دیگران هدیه بده ؛روزی خواهد رسید که آنکس که به او محبت میکنی با انگشت اشاره از شما به نیکی یاد خواهد کرد... بیا تا جهان را به بَد نَسپَریم به کوشش همه دستِ نیکی بریم نباشد همی نیک و بَد پایدار همان بِهْ که نیکی بُوَد یادگار @jahane_kohan
" الموت " ثبت جهانی شد 🔹سیامین اثر ایران با عنوان «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. @jahane_kohan
شاهنامهست و ادبیات نجیبانه فردوسی. حرف زشت خیلی نمیخونیم، یادکرد زشت نمیبینم. درباره ضحاک که وقتی میخواد بگه هیچ دلاوری پدرش رو نمیکشه، مگر اینکه فرزند پدرش نباشه؛ اینطوری میگه: به خونِ پدر گشت همداستان ز دانا شنیدَستَم این داستان که فرزندِ بَد، گر شود نرّه شیر به خونِ پدر هم نباشد دلیر مگر در نهانش سَخُن، دیگر است پژوهنده را راز با مادر است @jahane_kohan
هنر بیزانسی . هنر بیزانسی (Byzantine art) نامی است برای ساختههای هنری امپراتوری بیزانس یا امپراتوری روم شرقی و همچنین به عنوان ملتها و دولتهایی که از دیدگاه فرهنگی این هنر را از امپراتوری دریافت کردند و تحت تأثیر آن قرار گرفتند، اگر چه خود این امپراتوری از تجزیه روم پدید آمد ولی تا زمان سقوط قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح در سال ۱۴۵۳ این امپراتوری توانست هنر بیزانسی را به کشورها و کلیساهای ارتدوکس در شرق اروپا و همچنین به برخی از کشورهای مسلمان شرق مدیترانه صادر کند. تعدادی از کشورهای معاصر با امپراتوری بیزانس که از دیدگاه فرهنگی تحت تأثیر آن قرار گرفتند و در واقع بدون اینکه بخش کاملی از آن را دریافت نمایند به عنوان مشترکالمنافع بیزانس نامیده شدند که این کشورها عبارت هستند از بلغارستان، صربستان، و روس، همینطور برخی از کشورهای غیر ارتدوکس مانند جمهوری ونیز و پادشاهی سیسیل که با وجود اینکه تحت تأثیر جهات دیگر یعنی بخشی از فرهنگ غرب اروپا قرار داشتند را میتوان نام برد. @jahane_kohan