سخنی شاید نو
Статистикаکانال شخصی جمشید خونجوش جهت انتشار اندیشههایی درباره حال و آینده وخاطرات و یادها
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 26
- 1/48двое суток
- 29
- 1/72трое суток
- 32
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 وقتی رویاها برای تحقق بنسلمانیسم در تهران سه طلاقه میشود! انتصابات امنیتی جدید منتسب به سیدمجتبی خامنهای، از رویکرد خشن و رادیکال هسته سخت قدرت در آینده خبر میدهد. برجستهترین تغییر در این زمینه، بازگشت حسین طائب (رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه) به عنوان فرمانده بسیج است؛ انتصابی که به تعبیر این گزارش، رؤیای برخی برای تحقق اصلاحات یا تغییراتی مشابه «بنسلمانیسم» در تهران را بهطور کامل از بین برده است. سید امیر موسوی در مطلبی با همین نام در سایت هموطن به تحلیل این انتصاب معنادار و چشمانداز آینده ایران تحت رهبری مجتبی خامنهای پرداخته است. بازگشت مرد سرکوب به قدرت حسین طائب که پیش از این مورد غضب علی خامنهای قرار گرفته و مدتی از هرم قدرت فاصله گرفته بود، اکنون با حکم مجتبی خامنهای مجدداً به رأس یکی از کلیدیترین بازوهای امنیتی نظام بازگشته است. کارنامه پیشین طائب در این گزارش به سوابق طائب در سرکوب خونین اعتراضات سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ و همچنین نقش فعال او در پروندهسازی علیه فعالان سیاسی، مدنی، روزنامهنگاران و فعالان محیطزیست اشاره شده است. آرایش جنگی در برابر بحرانهای معیشتی با توجه به تورم فزاینده، فساد سیستماتیک و انباشت نارضایتیهای اجتماعی، چینش رادیکالترین مهرهها نشاندهنده آمادگی سیستم برای مواجهه خشن با طغیانهای احتمالی است و امیدی به اصلاح یا توسعه ساختاری باقی نمیگذارد. متن کامل این گزارش را در سایت هموطن بخوانید @Kaleme
علت مهاجرت گسترده جوانان از مراکش به سرعت در حال رشد اقتصادی در پرتو بحران مهاجرت کمسابقه روز سیام ژوئیه به سبته، شهر خودمختار اسپانیایی در ساحل شمالی آفریقا که در دل مراکش قرار گرفته، زوددویچه تسایتونگ، نشریهای که در مونیخ منتشر میشود، تلاش دارد تا در گزارشی کوتاه به علل این پدیده بپردازد (اینجا). نویسنده با اشاره به دو نمونه از جوانان مراکشی، یک تناقض مهم در مراکش را برجسته میکند: از یک سو کشور از نظر اقتصادی بهسرعت در حال رشد و مدرنشدن است؛ صنعت خودروسازی، گردشگری، زیرساختها و ساختوساز رونق گرفتهاند و فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد شدهاند. از سوی دیگر، بخش بزرگی از جوانان، بهویژه جوانان کمدرآمد و کمتحصیلات، احساس میکنند از این پیشرفت سهمی ندارند و به همین دلیل به فکر مهاجرت به اروپا هستند. ایمان جلال، زن مهندسی در اوایل دهه سی زندگی، نمونهای از نسل جوانی است که با تحصیلات دانشگاهی توانسته شغل مناسبی پیدا کند و زندگی مستقلی داشته باشد. او با وجود آنکه از شرایط موجود کاملاً راضی نیست، اما معتقد است که باید در مراکش ماند و برای موفقیت سخت تلاش کرد. در مقابل، اشرف بهلوان نمونه جوانانی است که از رشد اقتصادی کشور بهرهای نبردهاند. او شش سال به مدرسه رفته و دورههای آموزشی برقکاری، فلزکاری و مکانیکی را گذرانده، اما درآمدش بسیار پایین است و نمیتواند زندگی مستقلی تشکیل دهد. خانوادهاش نیز در شرایط اقتصادی دشواری زندگی میکنند. بهلوان با دیدن ثروت و امکانات موجود در مراکش، احساس میکند این پیشرفت برای افرادی مانند او نیست و معتقد است که در اروپا میتواند آینده بهتری داشته باشد. گزارش به روشنی نشان میدهد که رشد اقتصادی بهتنهایی به معنای بهتر شدن زندگی همه مردم نیست. در مراکش، در حالی که کشور در حال توسعه و جذب سرمایهگذاری است، نابرابری اقتصادی، دستمزدهای پایین و کمبود فرصتهای شغلی مناسب برای جوانان باعث شده تا بسیاری از آنان احساس کنند آیندهای در کشور خود ندارند و مهاجرت به اروپا را راهی برای رسیدن به زندگی بهتر بدانند. @jamshidkhunjush
شکست آرمان به معنای مرگ آن نیست در این دولینک، ۱ و ۲، نوشتهای از آقای صلاحاالدین خدیو به مناسبت درگذشت حسین عارف نویسنده برجسته کرد را میخوانید. عارف از داستاننویسان و نویسندگان مهم ادبیات کُردی معاصر بود که در کنار نویسندگی، در حوزه روزنامهنگاری و حقوق نیز فعالیت داشت. او که از چهرههای مرتبط با گروه/جنبش «روانگه» بود، در سال ۱۹۷۱، همراه با شیرکو بیکس، جلال میرزا و کریم کاکەم بوتانی بیانیه «روانگه» را در راستای نوسازی ادبیات و نویسندگی کُردی منتشر کردند. آثار داستانی حسین عارف عمدتاً با مسائل اجتماعی، سیاسی و زندگی مردم کُرد پیوند دارند. یک پژوهش دانشگاهی با عنوان «بازتاب تعهد سیاسی ـ اجتماعی در داستانهای کوتاه علیاشرف درویشیان و حسین عارف» توسط خانم سنا حسن حسین استاد در دانشکده زبانهای دانشگاه صلاحالدین در اربیل، حسین عارف را در شمار نویسندگان واقعگرا قرار داده و بر درهمتنیدگی مسائل اجتماعی و سیاسی در داستانهایش تأکید میکند. نوشته آقای خدیو با نگاهی به کتاب «یک سال از زندگی» حسین عارف, روایت روشنفکری را به تصویر کشیده که در یک سال جنگ، از نزدیک میبیند چگونه آرمانهای بزرگ آزادی و انقلاب وقتی با قدرت، سیاست، بوروکراسی و ژئوپولیتیک روبهرو میشوند، دچار تناقض و شکست میشوند؛ شکستی که الزاماً به معنای مرگ آرمان نیست. @jamshidkhunjush
به یاد استاد ایرج (حسین خواجه امیری), پهلوانِ آواز ایران حسین خواجهامیری، خواننده نامدار موسیقی ایران معروف به ایرج، روز چهارشنبه ۲۱ مرداد در ۹۴ سالگی درگذشت. صدای ایرج یکی از معدود نمونههای "ششدانگ" در موسیقی ایرانی به شمار میرفت و به دلیل این جایگاه ویژه به «پهلوان آواز ایران» شهرت یافته بود. به اعتقاد محمدرضا شجریان: «صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی ایران بهعنوان یک متر و معیار شناخته میشود.» ایرج از خوانندگان صاحبسبک موسیقی ایران بود و بخش مهمی از کارنامه هنری او به حضور در برنامه «گلها» در رادیو ایران بازمیگردد، اما آواز و ترانهخوانی او پیش از انقلاب در شمار زیادی از فیلمهای سینمایی ایران بهویژه بهجای شخصیتهای بازیشده توسط محمدعلی فردین، عامل مهمی در شهرت مردمی او شده بود. نوشتهای در بزرگداشت استاد ایرج در اینجا و به یاد او، گلهای شمارهٔ ۴۰۶ در اینجا. @jamshidkhunjush
مجید رضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین: محاصره از جنگ هم بدتر است مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم با اشاره به محاصره دریایی و محدودیتهای تجاری ناشی از آن خواهان یافتن راهی برای دور زدن محاصره دریایی شده است. ایران کشوری است با همسایگان فراوان که موجب میشود محاصره آن بسیار دشوار شود اما محاصره دریایی این امکان را به واشنگتن داده که بخش بزرگی از صادرات و واردات ایران را محدود کند. در این باره مجید رضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین به خبرآنلاین گفته است: بدترین اتفاقی که امروز میتواند بیافتد این است که فکر کنیم، میتوانیم محاصره دریایی را دور بزنیم و سعی کنیم با وجود آن کشور را اداره کنیم. کاری که مشابه آن را با تحریمها کردیم و به جای رفع آن و یا یافتن ساز و کاری برای خنثی شدن آن، سراغ دور زدن تحریم رفتیم و نتیجه آن اقتصادی تضعیف شده و فسادهایی بزرگ است. او ادامه داد: تحریم هزینههای تجارت ما را به شدت افزایش داد، از درآمدهای ملی کاست و کاری کرد که اقتصاد ساختاری مستهلکشده پیدا کند و دور زدن آن هم گرچه نیازهای کشور را با قیمتی گزاف تامین کرد اما به شکل گیری انواع الیگارشها منجر شد. در مورد محاصره این اتفاقات در ابعادی چند برابر بزرگتر میافتد اگر به این تصور شکل دهیم که میتوانیم آن را دور بزنیم. ما نباید اجازه دهیم اقتصادمان یا دشمن به محاصره دریایی ما عادت کنند. حریری در قبال تداوم محاصره دریایی خواستار حداکثر برخورد شد. او ادامه داد: چه با مذاکره، چه با خواهش، چه با تهدید و چه با جنگ باید این محاصره دریایی خاتمه یابد. تبعات محاصره از جنگ هم بیشتر است کمااینکه در طول جنگ ۴۰ روزه به اندازه روزهای محاصره دریایی کشورمان دچار مشکلات اقتصادی و کمبودها نبود. باید این تصور را در آمریکا هم از بین برد که هرگاه خواست سراغ این اقدام نرود و متوجه شود تبعات این کار میتواند برایش سنگین باشد. .... کامل گزارش اینجا @jamshidkhunjush
سودای پهلوی و نیاز تلآویو محاصرهی هرمز و بابالمندب، اقیانوس نفت عربستان چگونه از این بنبست میگریزد؟ پاسخ این معمای پرالتهاب، دو خطلوله فراموششده در مصر و اسرائیل است؛ بهویژه یادگار همکاری حکومت پهلوی و اسرائیل که پس از نیمقرن از خواب بیدار شده تا شاهرگ نجات بازار انرژی باشد. بیشتر اینجا @jamshidkhunjush
گاردین: چرخش فزاینده حزب دموکرات آمریکا به سمت چپ و پوپولیسم اقتصادی گاردین در مقالهای تحلیلی به قلم دیوید اسمیت (اینجا) به پیروزی عبدالسید در میشیگان پرداخته و معتقد است که حزب دموکرات آمریکا در حال تغییر است؛ تغییری که مهمترین مشخصه آن چرخش فزآینده به سمت چپ و پوپولیسم اقتصادی بوده و پیروزی عبدالسید نشانهای مهم برای آن است. عبدالسید با برنامهای مترقی شامل درمان همگانی، اصلاحات مالی انتخاباتی و مخالفت با کمک نظامی بدون قیدوشرط به اسرائیل، بر نامزد میانهرو حزب دموکرات که مورد حمایت جریان اصلی این حزب بود، پیروز شد. اسمیت معتقد است که این پیروزی نشان میدهد که جناح چپ دموکراتها دیگر فقط در شهرهای بسیار دموکراتیک ساحلی محبوب نیست و میتواند در ایالتهای رقابتی مانند میشیگان هم رأی بیاورد، و این تحول را ادامه روندی میداند که از کارزار برنی سندرز در ۲۰۱۶ آغاز شد و بعد با چهرههایی مانند الکساندریا اوکاسیو-کورتز (AOC) و زهران ممدانی گسترش یافت. نویسنده عوامل مهم این گرایش را گرانی و هزینه زندگی، نارضایتی از ترامپ، نفوذ پول شرکتهای بزرگ در سیاست و جنگ غزه، میداند. اسمیت مینویسد: در مقابل، جناح میانهرو حزب که از حمایت والاستریت و شرکتهای بزرگ برخوردار است، نگران از دست دادن نفوذ خود است و احتمالاً در سالهای آینده با جناح چپ وارد رقابت جدی خواهد شد. با این حال، برای انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، دو جناح احتمالاً مجبورند برای شکست جمهوریخواهان با یکدیگر همکاری کنند. به باور نویسنده، نقطه اصلی اختلاف در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ ظاهر خواهد شد و جناح میانهرو و گروههایی مانند «راه سوم» (Third Way) قصد دارند با سوسیالیسم دموکراتیک مقابله کنند. جناح چپ اما معتقد است که نامزد موفق ۲۰۲۸ باید پوپولیسم اقتصادی قدرتمندی داشته باشد؛ یعنی روی مسائلی مانند دستمزد، هزینه زندگی، ثروت و قدرت شرکتهای بزرگ تمرکز کند. اسمیت در پایان، الکساندریا اوکاسیو-کورتز را یکی از محتملترین چهرههای آینده جناح مترقی معرفی میکند و برخی تحلیلگران معتقدند اگر او قصد ریاستجمهوری را دارد، اکنون فرصت مناسبی برای او ایجاد شده است. نیویورکتایمز نیز در ستون «نطرات» خود مقالهای به قلم ترزا مکمیلان کاتم (Tressie McMillan Cottom)، جامعهشناس، نویسنده و استاد دانشگاه آمریکایی، با عنوان «سوسیالیستها دارند پیروز میشوند، چونکه به حرف مردم گوش میدهند.» منتشر کرده که خواندنی است. لینک به اصل مقاله اینجا @jamshidkhunjush
🔸مصائب پزشکیان در 3 دقیقه و 6 ثانیه مهستان؛ دیروز پزشکیان به مناسبت روز خبرنگار با اصحاب رسانه نشستی برگزار کرد. نشستی که چیزی بین یک جلسه همفکری و یک نشست خبری بود. به نظر سرانجام تیم اطلاعرسانی دولت کمی از انفعال خارج شده و سعی در یافتن راههای تازهتر برای حل معضل ارتباطات دولت دارد. مفاد سخنان پزشکیان در این نشست قابل بررسی است. اما بریده بالا در 3 دقیقه و 6 ثانیه به خوبی مشکلات بغرنج پزشکیان را منعکس میکند: 1- پزشکیان آمریکا را استعمارگر و قاتل خطاب میکند. آمریکایی که به گمان او اگر بتواند در نابودی جمهوری اسلامی شک نخواهد کرد. این جا دو مشکل او منعکس است: معضل بدعهدی و رویکرد امپریالیستی جریان محافظهکار در غرب که خود را در تقابل ذاتی با هر آن چه غیرغربی است میداند و جز به مطیع کردن دیگر ملتها و دیگر زندگیها نمیاندیشد. دوم لزوم تاکید بر این امر و دادن شهادت در این مورد برای قانع کردن گروه قدرتمندی در درون نظام جمهوری اسلامی و جامعه ایران که آنها هم با کلیت غرب دشمنی ذاتی دارند، نه تمایزی بین جریانهای مختلف در غرب قائلند و نه پایانی برای منازعه با غرب. پزشکیان مجبور است تاکید کند که تمایلش برای مصالحه با غرب از سر اعتماد یا نادانی نسبت به رویکردهای نومحافظهکاران غربی نیست. شهادتی که قطعا پذیرفته نمیشود. 2- پزشکیان از تفاهم و از تیم مذاکره کننده دفاع میکند. تیم مذاکره کنندهای که زیر فشار سنگین تریبونهای تبلیغاتی اصولگرایان تندرو قرار دارند. پزشکیان میداند که از میان رفتن اعتماد نظام به این تیم مذاکره کننده تمام تلاشها برای مصالحه و پایان جنگ را به بن بست میکشاند. 3- پزشکیان از ارتباط مثبت و تعاملش با رهبر پیشین نظام میگوید. از این که حتی به خاطر منویات رهبر پیشین حاضر بوده است که نظر خود و دولتش را کنار بگذارد و به نظر رهبر پیشین عمل کند. این چندمین اشاره او به این ارتباط است. احتمالا راهی برای بیان این که هنوز نتوانسته است راهی برای مدیریت رابطه خود با رهبر جدید جمهوری اسلامی بیابد. شرایط جنگی و دشوار شدن دسترسی احتمالا مهمترین عامل این معضل است. مهمترین ابزار پزشکیان برقراری ارتباط صمیمانه و جلب اعتماد فردی است و در این شرایط این کار بینهایت دشوار است. 4- و سرانجام پزشکیان تاکید میکند که به نظر او راه مواجهه با معضل نقض تفاهم با آمریکا نه شروع مجدد درگیری که راهکاری دیپلماتیک برای بررسی این اقدام بوده است. این بیان صریح نشان میدهد که او برای هماهنگی با جریانات درون نظام سیاسی هم با معضل مواجه است و نظرات او در بسیاری موارد ممکن است رعایت نشوند. 3 دقیقه و 6 ثانیه ذکر مصیبت نشان میدهد که پزشکیان روزهای دشواری دارد. احتمالا دشوارترین روزهایی که یک رئیسجمهور در تاریخ جمهوری اسلامی تجربه کرده است. با این حال سیاست اساسا حرفه بسیار دشواری است. نه قدرتهای خارجی نه رقبای داخلی و نه افکار عمومی جامعه و نه حتی رایدهندگان و بدنه اجتماعی کوچک دولت نمیتوانند با رئیسجمهور چندان مهربان باشند. پزشکیان و تیمش -اگر تیمی داشته باشد!- باید راهی برای مدیریت این بحرانها بیابند. شاید صداقت پزشکیان و هوشمندی راهبردی او به داد خودش و کشور برسد. @Akhbare_mahestan
🔷 مرگ نیلوفر حدادی در سایه بازداشت، پرونده امنیتی و ابهامهای بیپاسخ 🔹 نیلوفر حدادی، مدیر دوبلاژ و دوبلور حرفهای، در اواخر فروردینماه ۱۴۰۵ پس از یورش مأموران پلیس امنیت به منزلش بازداشت شد؛ بازداشتی که گفته میشود با ایجاد رعبووحشت در محل زندگی او همراه بوده است. 🔹 علت تشکیل پرونده برای نیلوفر حدادی، تلاش ناموفق او برای برقراری تماس تلفنی با یک شبکه تلویزیونی ماهوارهای بوده است؛ تماسی که ظاهراً اساساً برقرار نشده بود. بااینحال، در روند رسیدگی به پرونده، اتهامهایی سنگین ازجمله «جاسوسی» و «همکاری با دولتهای متخاصم» متوجه او شد. 🔹نیلوفر حدادی با مادر سالمندش که به بیماری آلزایمر مبتلا بود زندگی میکرد و بهتنهایی مسئولیت مراقبت از او را بر عهده داشت. گفته میشود او در دوران بازداشت، بیش از هر چیز نگران وضعیت مادر بیمار و تنهایش بود. 🔹پس از تعیین وثیقهای به مبلغ سه میلیارد تومان، خانواده او ظاهراً بهدلیل اختلافات پیشین اقدامی برای تأمین وثیقه نکردند. درنهایت یکی از همکاران سینمایی نیلوفر حدادی با ارائه سند، زمینه آزادی موقت او را پس از چند روز فراهم کرد. 🔹به گفته نزدیکانش، نیلوفر حدادی سابقه ابتلا به بیماری خودایمنی داشت و فشارهای ناشی از بازداشت، بازجویی و بلاتکلیفی پرونده، نگرانیهای جسمی و روانی او را تشدید کرده بود. او علاوه بر وضعیت خود، بهشدت نگران سرنوشت مادر بیمارش بود. 🔹پس از مدتی انتظار، پرونده او به شعبه تحت ریاست قاضی افشاری در دادگاه انقلاب ارجاع شد. صدور احکام سنگین در برخی پروندههای پیشین این شعبه، نگرانی نیلوفر حدادی را افزایش داده بود. گفته میشود او در تماس با شماری از همکارانش، بارها از ترس خود نسبت به سرنوشت پرونده سخن گفته بود. 🔹پس از آن، برای چند روز خبری از نیلوفر حدادی در دست نبود تا اینکه جسد او در منزلش پیدا شد. بنا بر اطلاعات موجود، حدود پنج تا هفت روز از مرگ او گذشته بود و همسایگان پس از استشمام بوی نامطبوع، در منزل را شکسته و با پیکر او روبهرو شده بودند. در تمام این مدت، مادر مبتلا به آلزایمر او در همان خانه حضور داشت و ظاهراً بدون آنکه متوجه مرگ دخترش شده باشد، عادتهای روزمره خود را ادامه میداد. 🔹علت مرگ نیلوفر حدادی «ایست قلبی» و زمان مرگ او ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ اعلام شده است. بااینحال، نتیجه آزمایش سمشناسی پزشکی قانونی هنوز اعلام نشده و پرونده بررسی مرگ او، بر اساس اطلاعات رسیده، همچنان در آگاهی شهریار مفتوح است. 🔹پس از مرگ نیلوفر حدادی، ابتدا قرار بود پیکر او در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شود، اما گفته میشود پس از تماس یک نهاد امنیتی، محل دفن تغییر کرد و او با شتاب در محلی خارج از قطعه هنرمندان دفن شد. شماری از همکاران او نیز قصد داشتند مراسم یادبودی برایش برگزار کنند، اما با برگزاری مراسم مخالفت شد. 🔹نیلوفر حدادی از مدیران دوبلاژ موفق و حرفهای، مسلط به چند زبان و از چهرههای شناختهشده این حوزه بود. او همچنین ورزشکار بود و مرگ ناگهانیاش، آن هم پس از بازداشت، تشکیل پرونده امنیتی، تهدید به صدور حکم سنگین و ماهها اضطراب و بلاتکلیفی، پرسشها و ابهامهای جدی بر جای گذاشته است. 🔹تا زمان انتشار این گزارش، مقامهای قضایی، انتظامی و امنیتی توضیح روشنی درباره نحوه بازداشت، اتهامهای مطرحشده، روند رسیدگی به پرونده، تغییر محل دفن، جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود و نتیجه نهایی بررسی علت مرگ نیلوفر حدادی ارائه نکردهاند. @MahmoudianMehdi
امضای «توافقنامه دفاع مشترک» عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان این توافقنامه دفاعی با حضور رهبران سه کشور بجای پایتخت عربستان سعودی در مکه، مقدسترین شهر مسلمان، به امضاء رسید و نام پرمعنای آنرا نیز بر خود حمل میکند: «پیمان مکه» (اینجا). اگرچه بنا به این توافقنامه و اعلام رئیسجمهور ترکیه، هر گونه حمله مسلحانه به هر کدام از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد، اما دشوار نیست حدس زد که پیام روشن آن در شرایط کنونی چیست و خطاب به کیست. ترکیه و پاکستان بدینطریق به کشورهای منطقه (بخوان ایران و نیروهای متحد و نیابتی آن) هشدار دادهاند که عربستان سعودی تنها نیست و در صورتیکه مورد تجاوز قرار گرفته و ثبات و امنیت آن به خطر افتد، این دو کشور مداخله کرده و به دفاع از آن برخواهند خاست! اما اهمیت این توافقنامه را نباید تنها به همکاری دفاعی سه کشور نامبرده و پیام بلافصل آن محدود کرد. در واقع، این رخداد میتواند آغاز یک روند برای ایجاد دگرگونی در ساختار امنیتی خاورمیانه باشد. ممکن است که عربستان سعودی از یکسو عزم کرده است تا در سیاست دفاعی و بازدارندگی خود تنها به ایالات متحده متکی نباشد و از سوی دیگر قصد دارد تا از طریق اتحاد با ترکیه عضو ناتو و پاکستان صاحب سلاح اتمی، به شکلگیری یک پیمان دفاعی مشترک متشکل از کشورهای مسلمان منطقه حول این توافقنامه مبادرت کند. البته ایران و تقویت احتمالی موقعیت آن در منطقهای پس از حملات آمریکا و اسرائیل و تابآوری آن در برابر این حملات، تنها نگرانی عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی منطقه نیست. توسعه طلبی آشکار و تهاجمی اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز به نگرانیهای امنیتی این کشورها (به استثنای امارات متحده عربی)، حتی ترکیه و پاکستان، دامن زده بود و پیمان دفاعی سه کشور میتواند پایه اولیه ایجاد یک پیمان جمعی باشد جهت پاسخ به هر دو تهدیدی که عربستان سعودی و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس احساس میکنند. @jamshidkhunjush
اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در آینده چقدر است؟ بیزینس اینسایدر آفریقا گزارشی منتشر کرده (اینجا) درباره دستکم هفت پروژه بزرگ خط لوله که در حال اجرا یا در مرحله برنامهریزی هستند با هدف دور زدن تنگه هرمز و صادرات انرژی کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس از طریق دریای سرخ، خلیج عمان و دریای مدیترانه. این پروژهها باعث بازطراحی کامل مسیر تجاری دریای سرخ آفریقا خواهند شد. همچنین، یک گزارش «مجمع فعالان اقتصادی» (اینجا)، ضمن ارائه فهرست پروژه های نفتی - گازی جدید در خلیج فارس، میزان اتکای هر کدام از کشورهای حاشیه خلیج فارس به تنگه هرمز را بعد از انجام پروژه های فوق که در یک بازه زمانی یک تا چهار سال به مرور بطول خواهد انجامید، ارزیابی میکند. نتیجه گیری: سرجمع، ارزش استراتژیک تنگه هرمز با اجرای پروژه های فوق طی سه سال آینده نصف و در یک بازه شش ساله تقریبا از دست می رود. به اعتقاد گزارش: مهم دیگر این نیست که از این پس چگونه با تنگه هرمز برخورد می کنیم؛ مهم این است که درست یا نادرست برخوردی که تاکنون با این گذرگاه نموده ایم به گونه ای بوده که برای کشورهای منطقه و حتی خارج از منطقه اقتضا می کند تمهیدی بیاندیشند که روزگاری دیگر گرفتار چنین روزی نشوند! به عبارتی دیگر، تنگه هرمز در مسیر آن است که به احتمال بسیار زیاد ظرف چند سال آینده آنچنان بی اهمیت شود که مهم نیست چه کشوری «مدیریت» آنرا در دست داشته باشد. @jamshidkhunjush
عواقب نتیجه انتخابات مقدماتی سنای حزب دمکرات در میشیگان برای این حزب در انتخابات مقدماتی حزب دمکرات آمریکا در ایالت میشیگان برای تعیین نماینده این حزب در انتخابات میاندورهای سنا در ماه نوامبر، دکتر عبدال السید، نامزد مترقی حزب با اختلافی اندک پیروز شد. او با وجود مخالفت رهبران دموکرات و حمایت آنان از رقیب میانهرویش، هیلی استیونز، توانست پیروز شود و اکنون باید در انتخابات نوامبر با مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه، رقابت کند. جالب توجه اینکه عبدال السید بهترین عملکرد خود را در مناطق ثروتمندتر و جوانتر ایالت داشت (بویژه شهر آناربر که محل مهمترین و معروفترین دانشگاه ایالت میشیگان است)، در حالی که خانم استیونز در مناطقی که جمعیت بیشتری از سیاهپوستان و رأیدهندگان طبقه کارگر در آن زندگی میکنند، موفقتر بود. این پیروزی به مهمترین آزمون جناح چپ این حزب در انتخابات میاندورهای تبدیل شده است زیرا که این رقابت تنها بر سر یک کرسی سنا نیست؛ بلکه آزمونی برای دو راهبرد متفاوت در حزب دموکرات است. مترقیها معتقدند یک برنامه اقتصادی چپگرایانه و پوپولیستی میتواند طبقه کارگر و جوانان را بسیج کند، در حالی که میانهروها هشدار میدهند چنین مواضعی رأیدهندگان مستقل و معتدل را از حزب دور میکنند. عبدال السید کارزار خود را بر کاهش هزینههای زندگی، بیمه درمانی همگانی، افزایش مالیات بر ثروتمندان، کاهش نفوذ پول در سیاست و انتقاد شدید از اسرائیل بنا کرده است. برخی از مواضع او، از جمله حمایت از انحلال اداره مهاجرت آمریکا (ICE) و همراهی با چهرههای جنجالی، از سوی منتقدان برای ایالتی میانهرو مانند میشیگان پرریسک ارزیابی میشود. در مقابل، جمهوریخواهان با پشتوانه دهها میلیون دلار کمک مالی، او را «رادیکالترین نامزد آمریکا» معرفی کردهاند. با این حال، محبوبیت پایین دونالد ترامپ و دشواریهای سیاسی جمهوریخواهان ممکن است به سود دموکراتها تمام شود. رقابت مقدماتی میان عبدال السید و استیونز به پرهزینهترین انتخابات مقدماتی سنای دموکراتها در تاریخ آمریکا تبدیل شد. با وجود برتری ۹ برابری رقیب در هزینههای تبلیغاتی و صرف بیش از ۳۰ میلیون دلار از سوی آیپک (قدرتمندترین گروه لابی حامی اسرائیل در ایالات متحده) برای شکست او، عبدال السید توانست پیروز شود. اکنون بزرگترین چالش او گسترش پایگاه رأی خود و جلب حمایت دموکراتهای میانهرو و رأیدهندگان مستقل است. نتیجه انتخابات نوامبر نهتنها بر ترکیب مجلس سنا، بلکه بر آینده جناح مترقی حزب دموکرات و حتی رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز تأثیر مهمی خواهد گذاشت. روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی به روند این انتخاب و پیامدهای احتمالی آن برای حزب دمکرات پرداخته است (اینجا) و سوال میکند: نامزدی عبدال السید برای مجلس سنای آمریکا، مهمترین چالش پیش روی جناح مترقی و رو به رشد حزب دموکرات را به آزمون میگذارد: آیا یک نامزد شورشی با مواضعی آشکارا لیبرال و مترقی میتواند در یک ایالت میانهرو در انتخابات سراسری به پیروزی برسد؟ در مقابل، شورای سردبیری روزنامه محافظهکار والاستریت ژورنال نیز در مقالهای نظر خود درباره این رخداد را منتشر کرده و معتقد است: پیروزی عبدال السید در انتخابات مقدماتی سنای حزب دموکرات در میشیگان، زمینهساز مهمترین و سرنوشتسازترین رقابت انتخاباتی سال در ماه نوامبر شده است. این نظر جهت اطلاع خوانندگان در اینجا آورده شده است. @jamshidkhunjush
آیا توافق ایران و عمان بر سر تنگه هرمز در راه است؟ روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی تازه منتشر شده ادعا میکند که مذاکرات میان ایران و عمان ( احتمالاً با حضور آمریکا و دیگر کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس در پشت صحنه) برای بازگشایی تنگه هرمز بر سر موضوع دریافت عوارض با اختلاف روبهرو شده است (اینجا). این درحالیست که روزنامه نیویورکتایمز قبلاً تصویر مثبتتری از این مذاکرات ارائه داده و ادعا کرده بود که توافقی در راه است(اینجا). باید منتظر شد و دید که این داستان چه سرانجامی خواهد یافت و آیا ضربالاجل دونالد ترامپ برای سهشنبه (امروز) مبنی بر اینکه «این آخرین شانس ایران برای توافق است» به تحقق میپیوندد یا دچار سرنوشت ضربالاجلهای قبلی او میشود. @jamshidkhunjush
هشدار محمد جواد ظریف درباره بسته ماندن طولانیمدت تنگه هرمز محمدجواد ظریف در یادداشتی با عنوان «پرواز سیمرغ ایرانی» در مجله «اندیشکده پایاب»، تفاهم میان ایران و آمریکا را فرصتی تاریخی برای دیپلماسی دانسته و بر ضرورت گذار از تهدیدمداری به فرصتمداری تأکید کرده است. او همچنین ایستادگی مردم را بزرگترین سرمایه راهبردی ایران خوانده و نسبت به خطرات بسته ماندن تنگه هرمز هشدار داده است: ۳-اهرم تنگه هرمز: ایران در جنگ اخیر نشان داد توان و اراده عملیکردن تهدید چندیندههای خود درباره تنگه هرمز را دارد؛ اصل این است که «تنگه هرمز یا برای همه است یا برای هیچکس».هیچیک از این سه اهرم دائمی نیستند: بسته ماندن طولانیمدت هرمز یا سوءاستفاده کوتاهمدت از آن، اجماع جهانی (حتی همراه با چین) علیه ایران خواهد ساخت؛ ادامه تنشهای مدیریتنشده نیز به رژیم اسرائیل و لابی آن فرصت میدهد تا اختلاف بنیادین اهداف خود با آمریکا را کمرنگ کنند. جزئیات بیشتر درباره این یادداشت در گزارش ایرنا. @jamshidkhunjush
هرمز آرام است، شب راحت بخوابید. تردد نفتکشها و کشتیها در ۲۴ ساعت گذشته از تنگه هرمز بدون هیچگونه اختلالی ادامه داشته و حجم قابلقبولی از نفت در حال ورود به بازار است. انتظار میرود قیمت نفت فردا به محدوده ۸۰ دلار نزدیک شود.
گزارش والاستریت ژورنال از توقف حمله برنامهریزی شده آمریکا توسط ترامپ. در زیر نکات کلیدی این گزارش با عنوان «کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از دونالد ترامپ خواستهاند از حمله جدید به ایران خودداری کرده و مسیر دیپلماسی را دنبال کند.» • این تغییر موضع، تازهترین نمونه از رویکردی است که ترامپ بارها در پیش گرفته است؛ رویکردی که در آن میان تهدیدهای شدید علیه تهران و اظهار خوشبینی درباره نزدیک بودن یک توافق صلح در نوسان بوده است • میانجیهای قطری طرح جدیدی برای بازگشایی تنگه هرمز به ایران ارائه کردهاند و تهران بهطور اولیه نسبت به آن ابراز آمادگی کرده است. • ایران همزمان پیشنهادهایی برای بازگشایی تنگه هرمز و رفع تحریمهای نفتی خود مطرح کرده است. • مهمترین اختلاف همچنان پابرجاست: ایران خواهان نقش کنترلی در مسیرهای کشتیرانی و دریافت عوارض از کشتیهای عبوری است، اما آمریکا با این خواسته مخالفت میکند. • محمد بن سلمان در تماس با ترامپ خواستار کاهش تنش، پیگیری دیپلماسی و شفاف شدن راهبرد آمریکا در قبال ایران شد. • کشورهای عربی خلیج فارس از نبود راهبرد مشخص آمریکا در قبال جنگ ناراضی هستند و خواستار سامانههای دفاع هوایی بیشتر و تضمین ادامه حمایت نظامی آمریکا شدهاند. • عباس عراقچی به کشورهای منطقه هشدار داده است که در صورت حمله آمریکا یا اسرائیل، ایران با قدرت پاسخ خواهد داد و آمریکا مسئول پیامدها خواهد بود. • میان کشورهای عربی خلیج فارس درباره نحوه برخورد با ایران اختلاف وجود دارد: عربستان سعودی و قطر از کاهش تنش و مذاکره حمایت میکنند. در حالیکه امارات متحده عربی خواهان اقدام قاطعتر آمریکا علیه ایران است. • عربستان پیشتر نیز با اقدام نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز مخالفت کرده بود، زیرا نگران گسترش جنگ و آسیب به ثبات منطقه است. • اسرائیل به این جمعبندی رسیده که ترامپ اکنون بیش از جنگ، به دنبال دستیابی به توافق با ایران است. • نظرسنجیها نشان میدهند که جنگ با ایران در داخل آمریکا محبوبیت اندکی دارد و میتواند به موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر آسیب بزند. به گفته یک دیپلمات ایرانی، تهران از آسیبپذیری سیاسی ترامپ آگاه است و در صورت شکست دیپلماسی، ممکن است از آن بهرهبرداری کند. • در صورت شکست مذاکرات، سپاه پاسداران در حال بررسی گزینه انجام حملات پیشدستانه، حتی بدون حمله اولیه آمریکا، است. • به گفته تحلیلگر اسرائیلی دنی سیترینوویچ، نفوذ کشورهای عربی خلیج فارس بر ترامپ افزایش یافته، در حالی که نفوذ بنیامین نتانیاهو بر رئیسجمهور آمریکا رو به کاهش است. • کشورهای خلیج فارس معتقدند هرگونه حمله گسترده به زیرساختهای ایران، با حملات تلافیجویانه ایران به زیرساختهای نفتی و اقتصادی آنها همراه خواهد شد؛ ازاینرو، ثبات منطقه را بر تشدید درگیری ترجیح میدهند. اصل گزارش اینجا @jamshidkhunjush
در سبته (Ceuta) چه گذشت و علل آن چه بود؟ روز پنجشنبه سیام ژوئیه، در سبته، یک شهر خودمختار اسپانیا با مساحتی در حدود ۱۸٫۵ کیلومتر مربع که در ساحل شمالی آفریقا در دل مراکش قرار گرفته و طول مرز زمینی آن با این کشور حدود ۸ کیلومتر است، یک بحران مهاجرتی کمسابقه رخ داد که توجه سراسر اروپا را به خود جلب کرد. در مدت کوتاهی، این شهر شاهد ورود هزاران مهاجر از خاک مراکش بود و این باعث شد تا کنترل مرز برای مدتی از دست نیروهای اسپانیایی خارج شود. تصاویر ازدحام گسترده مهاجران به سرعت در رسانههای جهان منتشر شد و این رخدادد به بزرگترین عبور جمعی از زمان بحران سال ۲۰۲۱ در این شهر تبدیل شد. مسئولان سبته گفتند حدود ۶۰ هزار مهاجر، با عبور از حصار مرزی یا از راه ساحل و دریا، وارد شهر شدند و از آنجا که این شهر بخشی از اسپانیا و اتحادیه اروپا است، ورود به آن به معنای رسیدن به خاک اتحادیه اروپا محسوب میشود. بهای انسانی این بحران بالا بود و بر اساس آخرین آمار منتشرشده، دستکم ۷۲ نفر در جریان آن جان خود را از دست دادهاند. این رقم پس از کشف چند جسد دیگر افزایش یافت. اگرچه دولت اسپانیا با کمک نهادهای اتحادیه اروپا و اعزام نیروهای بیشتر به منطقه موفق به باز گرداندن بخش بزرگی از مهاجران به مراکش شد، اما علل این موج مهاجرت بسیار بحثبرانگیز شده و در این میان سیاست مهاجرتی دولت سوسیالیست اسپانیا به رهبری پدرو سانچز نیز مورد انتقاد قرار گرفته است؛ از جمله نامه سرگشاده ۲۲ نفر از ۲۷ رئیس دولت و مقام ارشد اتحادیه اروپا به او. این رویداد برای اروپا اهمیت زیادی داشت زیرا که از یک سو خاطره بحران پناهجویان سال ۲۰۱۵ را زنده کرده و از سوی دیگر باعث سوء استفاده جریانات و احزاب راست افراطی از آن شد. روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی به بحثها در باره علل این رخداد پرداخته (اینجا) و روزنامه زوددویچه تسایتونگ نیز در نوشتهای واکنش رهبران کشورهای اتحادیه اروپا را تفسیر کرده است (اینجا). @jamshidkhunjush
⭕️ یکسال پیش نوشتم و گفتم و اجابت نشد. 💢آقای استاندار استان خوزستان که عنوان شما را تریلی نمی کشد. 🔸اکنون که به دنبال استخدام نورچشمان خود در شرکت های صنعتی استان مانند #فولاد_اکسین هستید و موفق هم شدید تا اگر در چند ماه آینده به مشکل ادامه خدمت در استان زرخیز اما محروم خوزستان خوردید، از قافله عقب نیافتاده باشید! 🔸 از جنابعالی و آقای #صفایی_مقدم و... سوال میکنم: 🔸 آیا دادن یک شغل به فردی که بخشی از خاطره جمعی ایرانیان است، در بین این همه مشاغل و خانههای سازمانی که دارید به باشو نمی رسید؟ 🔸افسوس که حتی ما که میبینیم و میگوییم اما همچنان گوشهایی که نمی شنوند. 🔸 لطفا این بار بشنوید و گُلی به سر خود بزنید. 🆔 @AbdiMediaNet I #عبدی_مدیا 🌐سایت |🌐واتساپ I ▶️ یوتیوب I 📻کست باکس
جمعبندی خوبی در بیبیسی درباره «جنگ قدرت» در جمهوری اسلامی نوشته آقای حسین باستانی. https://www.bbc.com/persian/articles/ckg6yr764x1o
✅ همنشینی با شیطان! ✍️حامد پاک طینت پلها، جاده ها، شبکه برق، مدارس، بیمارستانها، بنادر و زیرساختهایی که در این جنگ نابود شده اند را اگر خسارت سنجی کنیم نباید کمتر از ۱۵۰ میلیارد دلار باشد، خسارتهای صنعتی و کشاورزی ۹۰ میلیارد دلاری، افت اقتصادی ۱۰۰ میلیارد دلاری، مسدود شدن تجارت شرکتها و هزینه های مستقیم نظامی ۲۰ میلیارد دلاری را هم که اضافه کنیم به عددی حوالی ۳۵۰ میلیارد دلار می رسیم! در نهایت پس از یک دوره جنگ نیم بند، ناگزیر آتش جنگ همه جانبه سر به فلک کشید و پس از یک مقاومت جانانه به اوج و پس از یک دوره مخرب و سیاه طولانی، کشور به کاهش تنش نظامی رضایت داد مملکتی در وضعیت صلح ناپایدار البته با اقتدار و با حسی آکنده از پیروزی؛ اما با ۷۰% پلهای تخریب شده، ۳۵% جاده هایی غیر قابل استفاده، ۵۵% خطوط ریلی از کار افتاده، ۶۰% فرودگاههای خوابیده، ۳۰% از بافت شهری نابود شده ، ۴۵% از صنعت درمانده و یک سوم کشاورزی متوقف شده است، صادرات عملا بدلیل تخریب ظرفیت ها متوقف، سرمایه گذاری بیشتر به طنز شبیه شده و واردات عملا امکان پذیر نیست، ارتباط مالی با جامعه بین المللی قطع و هیچ بانک و بیمه معتبری حاضر به همکاری با شرکتهای این مملکت نیست ۲ میلیون نفر کشته، ۱ میلیون نفر ناقص العضو، ۱۵ میلیون آواره، ۸۰% جمعیت زیر خط فقر و مواجه با قحطی فراگیر، ۱۰۰ هزار نفر خسارات جانی فقط از گرسنگی و ۳۰۰ هزار نفر مرگ غیر مستقیم از وضعیت اقتصادی، شرح حال این وضعیت بود به هر حال مهم این بود که آمریکا نتواند در این جنگ اعلام پیروزی کند! موقعیت روز پس از جنگ چیزی جز یک کشور جنگ زده و بحران زده به تمام معنا نبود. طبیعی است پس از این همه ماجرا اینک با یک کشور نظامی و البته با رویکردهای کاملا نظامی گری مواجه هستیم. کشوری که با شکستن شاخ غول، برغم جنگ زده بودن، اعتماد به نفسی قوی در حوزه نظامی پیدا کرده و دیگر حاضر به تحمل یک نگاه چپ حتی از همسایگان خود نیست همسایگانی که ریز دیده می شوند اما می توانند دست کشور را در یک جنگ منطقه ای دیگر مدتهای مدید بند کنند. آنهم در شرایط ناگوار و بحرانی پس از یک جنگ نفس گیر با آمریکا که تقریبا تمام کشور را به خاک سیاه نشانده است. چاره ای اما نیست! اقتدار و پیروزی اقتضا می کند پای جنگ منطقه ای هم محکم بایستد تا ماجرای بعدی شروع شود! اینک پس از سالها جنگ و خونریزی و سیاهی و تباهی باید از صفر شروع کرد؛ صفر مطلق! برای کشوری در تحریم، با جیبی خالی و با سیاستمدارانی از جنس نظامی! گزینه دیگری هم نیست! ۱۰ سال نیاز بود تا سیاستمداران نظامی به این نتیجه قطعی برسند که با متدهای قبلی، نه تنها بازسازی کشور ممکن نیست بلکه به خسران و خسارتهایی بیشتر منتهی می شود. نسل عملگرا اما محافظه کار پس از تمام این ماجراها در نهایت به این نتیجه رسید که این راه مملکت داری نیست! این راه به ناکجا آباد می رود؛ مدلهای پوسیده اقتصادی را کنار گذاشت؛ در عین حفظ منافع نظامیان و در عین تک حزبی بودن فضای سیاسی، فضای اقتصادی را باز، شرایط رقابت آزاد را برای بخش خصوصی مهیا و اقتصاد دولتی را کنار گذاشت؛ کشور برای باز کردن درهای اقتصاد راهی جز آشتی با دنیا نداشت و این راه پلی جز رفع تحریم ها و حل مناقشات با شیطان بزرگ نیز نداشت! مگر باورکردنی است با چنین جنایتکاری نشست و برخاست؟ با چنین تاریخچه ای از این همه جنایت؟ روابط ویتنام و آمریکا یک شبه حل نشد؛ طی ۱۰ سال و در چند مرحله انجام شد، دو سال گفتگوهایی سرد و اغلب پشت پرده، دو سال رفع مناقشات قدیمی و رفع تحریم ها و پس از سه سال آغاز روابط دیپلماتیک و در نهایت عادی سازی پس تکلیف حس ضد آمریکایی و ضد جنایتکاری این جهانخوار چه بود؟ نسل جدید ویتنام، آمریکا را بعنوان یک فرصت رشد اقتصادی، فرصت شغلی، یک شریک اقتصادی یا حتی ادامه تحصیل می بیند تا یک دشمن تاریخی؛ و نظام مدرن اما محافظه کار و تک حزبی ویتنام با کمک رسانه ها و با فضاسازی دوران بازسازی و تغییر راهبرد کمک کرد تا این نگاه در کل جامعه نهادینه شود امروز تجارت بین دو کشور به ۲۱۰ میلیارد دلار رسیده! که ۱۹۴ میلیارد دلار آن صادرات ویتنام به آمریکا و تنها ۱۶ میلیارد دلار واردات از آمریکا به این کشور است! هفتمین شریک تجاری آمریکا میزبان بزرگترین و معتبرترین شرکتهای دنیا برای فعالیت تولیدی و اقتصادی است تا با نیروی جوان و ارزان خود طی این چند سال تولید ناخالص کشور را از ۱۰ میلیارد دلار به ۵۰۰ میلیارد، سرانه درآمد مردم را از ۸۰ دلار به ۵۰۰۰ دلار، نرخ فقر را از ۸۰% جامعه به صفر و کشور را به یکی از بزرگترین صادرکنندگان صنعتی جهان تبدیل کند. شکست نخوردن ویتنام از آمریکا هنوز هم بخوبی در خاطره هاست و در کتابها و موزه ها تا ابد ماندگار است اما جایش دقیقا همان جاست! به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed