جبهه اصلاحات استان کهگیلویه و بویراحمد
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3
- 1/48двое суток
- 3
- 1/72трое суток
- 3
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🌸 حلول ماه ربیعالاول مبارک باد 🌸 ربیعالاول، ماه میلاد پیامبر رحمت و آغازگر فصل تازهای از نور، امید و مهربانی است. امید که به برکت این ماه عزیز، دلها سرشار از آرامش، زندگیها لبریز از برکت و جامعهمان برخوردار از رحمت، اخلاق، همدلی و صلح باشد. 🌿 حلول ماه ربیعالاول بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد. کفایی @kafaeealirezaa
♦️میرحسین موسوی: آیا با بالا بردن قیمت بنزین حاضر هستید خودروهای داخلی را هم به قیمت جهانی عرضه کنید؟ حاضرید حقوق کارگران و کارمندان را به میانگین افزایش قیمتها تنظیم کنید؟ پ.ن: امروز خبر افزایش قیمت بنزین به ۸۷ هزار و دویست تومن در کرمان منتشر شد.
به نام خدا *توپ در زمین کرمان* آزمایش گران کردن بنزین در دیار کریمان آغاز شده است؛ حالا باید دید خوبان کرمانی، در دفاع از حق و حقوق همه مردم ایران، چه خواهند کرد. ✍کفایی @kafaeealirezaa
به نام خدا تنگه کرمان! طنز خبر رسید بنزین در کرمان قرار است "آزمایشی" گران شود. مسئولان گفتند: نگران نباشید، فقط در کرمان امتحان میکنیم! مردم پرسیدند: اگر آزمایش موفق شد چه میشود؟ گفتند: آن وقت نسخه سراسری میپیچیم! یکی از رانندگان کرمانی گفت: ما سالهاست در تنگه مشکلات گیر کردهایم؛ در تنگه هرمز هم گیر کردیم حالا فقط مانده بود تنگه کرمان هم با قیمت بنزین فتح شود! ✍علیرضا کفایی @kafaeealirezaa
به نام خدا همجواری با امام، همراهی با امام نیست ✍️ علیرضا کفایی در کنار مرقد امام رضا(ع)، کسانی آرمیدهاند که بنا بر برخی گزارشهای تاریخی، در زمان حیات خود نهتنها با امام همراه نبودند، بلکه رفتار و عملکردشان با آرمان و سیره امام نیز فاصله داشت. این واقعیت تاریخی، فارغ از نامها و جزئیات اختلافبرانگیز آن، یک پرسش مهم و همیشگی پیش روی ما میگذارد: آیا نزدیکی به یک امام، الزاماً به معنای نزدیکی به راه و آرمان اوست؟ پاسخ روشن است: خیر. برای نمونه، در طوس، قبر هارونالرشید عباسی، پدر مأمون، در کنار مدفن امام رضا(ع) قرار گرفته است؛ دو قبر در کنار یکدیگر، اما دو سرنوشت و دو کارنامه کاملاً متفاوت. همین همجواری تاریخی، الهامبخش شعر معروف دعبل خزاعی، شاعر و ستایشگر امام رضا(ع)، شده است: قبرانِ فی طوسٍ خیرُ الناسِ کلِّهم و قبرُ شرِّهم هذا من العِبَر ما ینفعُ الرِّجسَ من قربِ الزکی و لا علی الزکیِّ بقربِ الرِّجسِ من ضرر یعنی: دو قبر در طوس، کنار یکدیگر قرار دارند؛ یکی قبر بهترین انسانها و دیگری قبر بدترین انسانهاست و این خود از عبرتهای روزگار است؛ نه نزدیکی آن انسان پلید به انسان پاک، نفعی به حال او دارد و نه همجواری انسان پاک با آن انسان پلید، زیانی به او میرساند. این شعر، فراتر از یک اشاره تاریخی، یک حقیقت عمیق انسانی را بیان میکند: مکان، ماهیت انسان را تغییر نمیدهد. میتوان در کنار یک امام دفن شد، اما در زندگی از او فاصله داشت؛ میتوان نام امام را بر زبان آورد، اما در عمل با عدالت، کرامت انسان، اخلاق و حق بیگانه بود. میتوان در مراسم و زیارتها پیشگام بود، اما در برابر ظلم و تبعیض سکوت کرد. امام رضا(ع) تنها یک مکان مقدس یا یک نام برای تبرک نیست؛ او نماد علم، اخلاق، کرامت، گفتوگو و حقیقتجویی است. بنابراین اگر قرار است به امام رضا(ع) نزدیک شویم، نزدیکی واقعی نه با فاصله چند متری از ضریح، بلکه با فاصله گرفتن از ظلم، دروغ، خودکامگی، تحقیر انسان و سوءاستفاده از دین سنجیده میشود. مکان، انسان را مقدس نمیکند؛ این رفتار انسان است که به حضور او معنا میدهد. ممکن است کسی در مقدسترین مکانها دفن شود، اما کارنامهاش در برابر عدالت و حقیقت قابل دفاع نباشد. در مقابل، انسانی ممکن است هیچگاه در کنار یک امام آرمیده نباشد، اما در زندگی خود به اخلاق، آزادی، عدالت و کرامت انسان وفادار مانده باشد. از همینجاست که باید میان "همجواری با امام" و "همراهی با امام" تفاوت گذاشت. همراه امام بودن یعنی اگر امام از عدالت گفت، عدالت را بخواهیم؛ اگر از کرامت انسان دفاع کرد، انسان را تحقیر نکنیم؛ اگر با تحمیل و جبر مخالفت کرد، خودمان ابزار تحمیل نشویم؛ و اگر حقیقت هزینه داشت، حقیقت را فدای منفعت و قدرت نکنیم. هرکس میتواند خود را نزدیک امام بداند؛ اما پرسش اصلی این نیست که چقدر به حرم نزدیکیم، بلکه این است که چقدر به اخلاق و آرمان امام نزدیک شدهایم؟ و نیز زیارت، زمانی معنا پیدا میکند که انسان پس از بازگشت از حرم، اندکی عادلتر، صادقتر، مهربانتر و آزادهتر شده باشد. وگرنه ممکن است انسان بارها کنار ضریح بایستد، اما همچنان از امام دور باشد. همجواری با امام افتخار نیست؛ اگر رفتارمان با راه امام بیگانه باشد. افتخار، همراهی با حقیقتی است که امام برای آن ایستاد. @kafaeealirezaa
نظری کن به دلم حال دلم خوب شود یا امام رضا (ع) مددی... شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد. @kafaeealirezaa
آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی زِگناهم بده ای حرمت ملجا درماندگان دور مران از در و راهم بده استاد محمدعلی کریمخانی ⚫شهادت حضرت امام رضا علیه السلام تسلیت باد⚫ @kafaeealirezaa
تعریف و اهمیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عناصر بنیادین سرمایه اجتماعی: جوهره سرمایه اجتماعی شامل اعتماد و عملکرد درست نهادها است. تعاریف اعتماد: ترجیح ندادن منافع نامشروع خود به منافع مشروع دیگران در تعاملات. باز بودن درهای ذهن برای بررسی بیطرفانه شواهد (تعریف خانم اشطوله). ابعاد اعتماد: شامل اعتماد بینفردی، اعتماد عمومی به دیگران و مهمترین وجه آن، اعتماد به نهادها (مانند دولت، رسانه، انتخابات، پول و دستگاه دیپلماسی) است. کارکرد اصلی سرمایه اجتماعی: ایجاد همبستگی اجتماعی و ظرفیت «زیست مسالمتآمیز» افراد با گرایشها، قومیتها و عقاید گوناگون در کنار یکدیگر. علل افول سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی در ایران رابطه اعتماد و حل مسئله: نهادها از طریق حل مسائل جامعه، اعتماد میسازند. وقتی نهادها ظرفیت حل مسئله را از دست میدهند، اعتماد عمومی به آنها از بین میرود. ناکارآمدی نهادها در ۲ دهه گذشته: از دست رفتن کارکرد نهادهایی چون صداوسیما، انتخابات، آموزش و درمان. برای نمونه، قطع مداوم اینترنت (مانند قطعی ۵ ماهه در سال ۱۴۰۴) اعتماد به کسبوکارهای اینترنتی را کاملاً نابود کرده است. انحراف در کارکرد سیاست: فضیلت اصلی سیاست، «مدیریت غیرخشونتآمیز خشونت» است. از سال ۱۳۸۸ به بعد، سیاست در ایران این کارکرد را از دست داده و چرخه خشونت در وقایعی مانند سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و بهویژه دیماه ۱۴۰۴ اوج گرفته است. عوامل بیرونی و داخلی فروپاشی اقتصادی و اجتماعی خطاهای سیاست خارجی: نقد جدی به مدیریت پرونده هستهای و غنیسازی بدون حل مسائل با جهان و عدم مدیریت تنش با آمریکا. پیامدهای مخرب تحریمها: تحریمها نه تنها خسارات مالی هنگفت (بین ۱۲۰۰ تا ۳۵۰۰ میلیارد دلار) زدند، بلکه طبقه متوسط (پیشبرنده دموکراسی)، محیط زیست، ارزش پول و زنجیره تولید صنعتی را نابود کردند. شکلگیری نخبگان میانی و رانتخواری: از سال ۱۳۸۸، هسته سخت قدرت برای مهار خشونت کف خیابان، به توزیع بیرویه انواع رانتها (سیاسی، اقتصادی، رسانهای) میان نخبگان میانی روی آورد که باعث ناکارآمدی و فساد گسترده شد. ایده کنشگران مرزی و انسداد سیاسی نقش تاریخی کنشگران مرزی: افرادی که بین مردم و حکومت رفتوآمد کرده و تلاش میکردند مسائل را منتقل، نهاد خلق و خشونت را مهار کنند. محدودیت و ناکامی کنشگری مرزی: علیرغم دستاوردهای مقطعی (مانند برجام یا انتخاب برخی رؤسای جمهور)، این جریان در نهایت نتوانست مانع ورود کشور به چرخه خشونت داخلی و جنگهای منطقهای شود. انسداد دوگانه (داخلی و بیرونی): انسداد داخلی: عدم امکان اصلاح یا تغییر قواعد از طریق ابزارهایی مانند انتخابات یا شورای نگهبان. انسداد بیرونی: ناشی از تحولات ژئوپلیتیک جهانی مانند مناقشه آمریکا و چین و دکتری امنیتی جدید اسرائیل. پدیدارشناسی جریانهای جدید و وضعیت «نفرت مستأصل» شکست ایدههای سادهانگارانه گذار: نقد جریان سلطنتطلبی و دفترچه گذار به دلیل تقلیل سیاست به مسائل صرفاً فنی و مهندسی و نادیده گرفتن پیچیدگیهای جامعه. پدیده انکار تاریخی: پهلوی، قاجار را انکار کرد؛ جمهوری اسلامی نیز کل دستاوردهای پهلوی (صنعت، ارتش، راه آهن) را انکار نمود که این امر آسیبزا بوده است. ایجاد وضعیت «نفرت مستأصل»: جامعه به دلیل ناکارآمدی، نابرابری شدید اقتصادی-سیاسی، و احساس عدم عاملیت، دچار ترکیبی از نفرت از وضعیت موجود و استیصال از ایجاد تغییر شده است. مکانیسمهای تولید نفرت در جامعه انواع نابرابری: نابرابریهای سیاسی و اقتصادی شدید، رانتخواری و توزیع ارز ترجیحی. گزینش: فرایند ۵۰ ساله گزینش، نه تنها جلوی نفوذ را نگرفته، بلکه باعث تبعیض و خشم عمومی و زخمهای عمیق بر تن ایرانیان شده است. تبعیض و عدم بیطرفی حکومت: ترجیح دادن زن باحجاب بر بیحجاب یا دیندار بر غیردیندار که ناقض فضیلت اصلی حکومت (بیطرفی) است. بحران معیشت: نبود همزمان شغل باکیفیت، تورم بالا و رشد اقتصادی صفر در دهه اخیر. چشمانداز آینده ایران سناریوهای محتمل: سناریوی ویرانی: تخریب کامل زیرساختها در اثر جنگ و تبدیل شدن به یک «دولت فرومانده و جامعه درمانده». سناریوی زیستپذیری: مشروط به بقای زیستپذیری کشور و دستیابی به توافق با جهان (بهویژه آمریکا). پیشبینیها: حداقل یک دهه بحران شدید اقتصادی و مناقشات سیاسی در پیش خواهد بود. همچنین احتمال وقوع اعتراضات عمومی جدید به دلیل شرایط اقتصادی تا اواخر بهار وجود دارد. شرط تغییر: ایران آینده (چه در صورت ویرانی و چه در صورت بازسازی) هیچ شباهتی به وضع موجود نخواهد داشت و رهبران جدید باید ادراک متفاوتی از جهان پساترامپ و پسا-۷ اکتبر داشته باشند. @kafaeealirezaa
⚫ امام علی (ع) در سوگ پیامبر (ص): اگر به شكيبايى امر نمى كردی، آنقدر اشك مى ريختم تا اشك هايم تمام شود در خطبه ۲۳۵ نهج البلاغه چنین آمده که امام علی (ع) به هنگام غسل دادن پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و در سوگ ایشان فرمود: ▪️پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا با رحلت تو رشته اى پاره شد كه در مرگ ديگران اينگونه قطع نشد، با رحلت تو رشته پيامبرى، و فرود آمدن پيام و اخبار آسمانى گسست. ▪️مصيبت تو (آن چنان عظیم است که)، ديگر مصيبت ديدگان را به شكيبايى واداشت، و همه را در مصيبت تو يكسان عزادار كرد. اگر به شكيبايى امر نمى كردى، و از بى تابى نهى نمى فرمودى، آنقدر اشك مى ريختم تا اشك هايم تمام شود، و اين درد جانكاه هميشه در من مى ماند، و اندوهم جاودانه مى شد، كه همه اينها در مصيب تو ناچيز است، چه بايد كرد كه زندگى را دوباره نمى توان بازگرداند، و مرگ را نمى شود مانع شد، پدر و مادرم فداى تو ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن، و در خاطر خود نگهدار. @kafaeealirezaa
به نام خدا دعای مظلوم؛ صدای خاموش جامعه ✍علیرضا کفایی پیامبر اکرم(ص): ◾️ از دعاى ستمديده بترسيد؛ زيرا اين دعا همچون شراره اى به آسمان بالا مى رود. ▫️ اِتَّقُوا دَعوةَ المَظلومِ؛ فإنّها تَصعَدُ إلى السَّماءِ كأنَّها شَرارَةٌ. ▪️ كنز العمّال "دعای مظلوم" فقط یک مفهوم اخلاقی و مذهبی نیست؛ یک هشدار اجتماعی و سیاسی است. جامعهای که در آن حقِ انسانها نادیده گرفته شود، اعتراض شنیده نشود و عدالت در برابر قدرت عقب بنشیند، دیر یا زود با انباشت نارضایتی روبهرو خواهد شد. مظلومیت فقط در فقر و محرومیت خلاصه نمیشود؛ بیعدالتی، تبعیض، تحقیر، سلب حق انتخاب، زندان، خشونت و نادیده گرفتن صدای منتقدان نیز میتواند احساس مظلومیت اجتماعی ایجاد کند. قدرت اگر خود را از نقد بینیاز بداند، فاصلهاش با جامعه بیشتر میشود. اما هیچ قدرتی نمیتواند برای همیشه میان "آنچه مردم تجربه میکنند" و "آنچه به مردم گفته میشود" دیوار بکشد. پیام این سخن نبوی روشن است: مظلوم را نادیده نگیرید. زیرا جامعهای که دادخواهی در آن بسته شود، خشم و بیاعتمادی در آن انباشته میشود؛ و بیاعتمادی، سرمایهای است که هیچ حکومتی نمیتواند با تبلیغ و زور جبرانش کند. عدالت فقط اجرای قانون نیست؛ شنیدن صدای انسانِ بیپناه نیز هست. و دعای مظلوم، پیش از آنکه به آسمان برسد، میتواند زنگ خطر زمینیِ یک جامعه باشد. @kafaeealirezaa
ادامه از بالا☝ مطالبه شفافیت، جرم نیست. پرسش از روند شمارش آرا، جرم نیست. آنچه باید پاسخ داده شود این است که چرا اعتراض انتخاباتی سال ۸۸ به چنین بحران بزرگی تبدیل شد و چرا به جای بازسازی اعتماد عمومی و رسیدگی شفاف به اعتراضها، راه حصر و حذف انتخاب شد؟ آقای حدادعادل! شما امروز از رفتار میرحسین موسوی در چند ساعت حساس سال ۸۸ سخن میگویید؛ اما مردم درباره هفده سال یک تاریخ سؤال دارند: درباره شورای نگهبان؛ درباره جانبداری برخی ناظران؛ درباره رسانههای دولتی؛ درباره تریبونهای رسمی و منبرهای نماز جمعه؛ درباره برخورد با معترضان؛ درباره حصر؛ و درباره مسئولیت کسانی که آن روز قدرت داشتند و امروز بسیاری از آنان از صحنه کنار رفتهاند. اگر قرار است پرونده ۸۸ دوباره باز شود، همه آن را باز کنیر. اگر قانون معیار است، قانون برای همه. اگر عدالت معیار است، عدالت برای همه. اگر حقیقت معیار است، حقیقت را کامل بگویید. شاید آنچه سالها "فتنه" نامیده شد، بیش از آنکه مسئله یک فرد باشد، بحران اعتماد میان مردم و ساختار قدرت بود. و امروز، پس از این همه سال، حصر طولانیمدت میرحسین موسوی بیش از آنکه پاسخی به یک بحران باشد، خود به یکی از نمادهای حلنشده همان بحران تبدیل شده است. آقای حدادعادل! قبل از آنکه درباره میرحسین موسوی حکم صادر کنید، یک بار هم درباره انتخاباتی که خودتان از دل آن به مجلس رسیدید پاسخ بدهید. قانون را اگر دوست دارید، از خودتان شروع کنید. خودتان را در آیینه ببینید..... @kafaeealirezaa
به نام خدا حدادعادل و حافظه گزینشی؛ از مجلس ششم تا حصر میرحسین و روایتگری وارونه از ۸۸ ✍️ علیرضا کفایی آقای حدادعادل روایتگری وارونه ای از سال ۸۸ می کند و به سرزنش میرحسین موسوی پرداخته... اما آقای حدادعادل! این روایت، اگر حقیقت را نگوید، چیزی جز روایت گزینشی و تحریف تاریخ نیست. شما از قانون سخن میگویید؛ بسیار خوب. پس اجازه دهید درباره همه قانونشکنیها حرف بزنیم. پیش از آنکه میرحسین در حدود ساعت ۲۳ سخن بگوید، خبرگزاری فارس، حوالی ساعت ۱۸، از پیروزی احمدینژاد خبر داده بود؛ زمانی که هنوز رأیگیری در شعب ادامه داشت. رسانههای دولتی نیز در همان ساعات اولیه، نتیجه را به سود احمدینژاد اعلام میکردند. از آن مهمتر، فضای انتخاباتی فقط صندوق رأی نبود؛ تریبونهای دولتی، رسانههای رسمی، نمازهای جمعه، منبرها و بخشهایی از نهادهای رسمی کشور نیز در میدان بودند. و مگر میتوان فراموش کرد که درباره جانبداری برخی اعضای شورای نگهبان از احمدینژاد نیز سخنان و شواهد متعددی مطرح شد؟ اگر شورای نگهبان قرار بود داور انتخابات باشد، چگونه میتوانست برخی از اعضای آن همزمان در جایگاه حمایت سیاسی از یک نامزد قرار گیرند؟ پس آقای حدادعادل، اگر میخواهید از قانون سخن بگویید، اینها را هم در ترازوی قانون بگذارید. نمیشود تریبونهای رسمی یک طرف را نادیده گرفت و فقط جملهای از میرحسین را به عنوان "تخلف" برجسته کرد. اما حالا برسیم به جایی که شاید برای شما ناخوشایندتر باشد: مجلس ششم! شما بهتر از بسیاری میدانید که ورودتان به مجلس ششم چگونه رقم خورد. در انتخابات مجلس ششم، علیرضا رجایی در شمار منتخبان تهران بود، اما پس از ابطال تعدادی از صندوقها و آرای تهران، نتیجه تغییر کرد و شما جای او وارد مجلس شدید. مصطفی تاجزاده، معاون سیاسی وقت وزارت کشور و مسئول برگزاری انتخابات، به همین روند اعتراض کرد و درباره ابطال آرا و عملکرد شورای نگهبان، از جمله از احمد جنتی، شکایت کرد. اگر آن اعتراضها بیاساس بود، چرا باید سالها درباره آن بحث شود؟ و اگر اساس داشت، چرا پرونده به سرانجام روشنی نرسید؟ آقای حدادعادل! شما که امروز برای میرحسین موسوی کلاس قانونگرایی میگذارید، آیا درباره همان انتخاباتی که با ابطال صندوقها نتیجهاش تغییر کرد، هیچ پرسشی از خودتان ندارید؟ آیا آنجا هم قانون معیار بود؟ اگر بله، بسیار خوب؛ پس درباره آن انتخابات هم توضیح بخواهید. درباره ابطال صندوقها. **درباره اعتراض تاجزاده. درباره سرنوشت علیرضا رجایی.** و درباره اینکه چرا اعتراض مسئول وقت برگزاری انتخابات به روند عملکرد شورای نگهبان به نتیجه روشنی نرسید. اگر قانون مهم است، این پرونده را هم روی میز بگذارید. نمیشود وقتی نتیجه به سود شماست، آن را "انتخابات قانونی" نامید و وقتی رقیب اعتراض میکند، ناگهان یاد قانون افتاد. این همان چیزی است که اعتماد مردم را فرسوده است: یک قانون برای خودیها و یک قانون برای غیرخودیها. آقای حدادعادل! مشکل شما با میرحسین چیست؟ اگر مسئله قانون است، چرا حصر؟ چرا دادگاه علنی برگزار نشد؟ چرا میرحسین موسوی پس از این همه سال همچنان در حصر است؟ اگر مرتکب جرم شده است، دادگاه تشکیل دهید. اگر جرمش ثابت نشده است، آزادش کنید. این سادهترین معنای قانون است. اما طنز تلخ تاریخ اینجاست که همان احمدینژادی که در سال ۸۸ از بخش مهمی از ظرفیتهای رسمی و تبلیغاتی کشور برخوردار بود، امروز خود به یکی از چهرههای طردشده از ساختار قدرت تبدیل شده است. همان احمدینژادی که زمانی از تریبونهای رسمی ستایش میشد، امروز حتی بسیاری از همان جریانهایی که زمانی پشت سرش بودند، حاضر نیستند مسئولیت نسبت خود با او را بپذیرند. اما میرحسین چه؟ میرحسین همچنان در حصر است. این تناقض را چگونه توضیح میدهید؟ اگر احمدینژاد آنگونه که در سال ۸۸ معرفی میشد "انتخاب درست" بود، چه شد که امروز به اینجا رسید؟ و اگر میرحسین آنگونه که میگویید "مجرم" بود، چرا از برگزاری یک دادگاه علنی و عادلانه هراس دارید؟ تاریخ را نمیشود با حذف چند صفحه عوض کرد سال ۸۸ فقط یک سخنرانی میرحسین نبود. سال ۸۸ فقط یک اعتراض نبود. سال ۸۸ حاصل انباشته شدن بیاعتمادی بود؛ بیاعتمادیای که از انتخابات، عملکرد نهادهای نظارتی، جانبداریها، رسانههای رسمی، تریبونهای دولتی و نحوه برخورد با اعتراضها تغذیه شد. میرحسین موسوی را میتوان نقد کرد؛ اما مسئولیت بحران ۸۸ با کسان دیگری است. ادامه....👇
به نام خدا رضایی به جای ذوالقدر؛ بازگشت منطق نظامی به رأس امنیت ملی؟ ✍️ علیرضا کفایی تغییر محسن رضایی به جای محمدباقر ذوالقدر، آن هم تنها مدت کوتاهی پس از انتصاب ذوالقدر، یک جابهجایی معمول اداری نیست. وقتی پای شورای عالی امنیت ملی در میان است، هر تغییر در رأس دبیرخانه میتواند حامل پیامی درباره مسیر آینده سیاست خارجی، امنیتی و حتی نسبت ایران با جنگ و مذاکره باشد. رضایی سالها فرمانده سپاه پاسداران بود، در مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته و بارها در انتخابات ریاست جمهوری وارد میدان شده است؛ در سالهای ۱۳۸۴، ۱۳۸۸، ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ نام او در میان نامزدهای ریاست جمهوری قرار گرفت. با وجود این سابقه طولانی و برخورداری از تریبون و جایگاه رسمی، هیچگاه نتوانست اقبال گسترده عمومی برای رسیدن به ریاست جمهوری به دست آورد. این واقعیت قابل تأمل است: رضایی در ساختار قدرت همواره چهرهای مهم بوده، اما در میدان رأی مردم هیچگاه به یک چهره دارای پایگاه اجتماعی گسترده تبدیل نشد. اکنون اما او به جایگاهی منصوب شده که مستقیماً با امنیت ملی، جنگ، مذاکره، آمریکا و پروندههای حساس خارجی سروکار دارد. این انتصاب زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مواضع اخیر و گذشته رضایی را کنار هم بگذاریم. در سال ۱۳۹۷، اظهاراتی از رضایی درباره امکان اسیر کردن هزار سرباز آمریکایی و گرفتن پول در ازای آزادی آنان منتشر شد؛ اظهاراتی که در فضای عمومی بازتاب گستردهای پیدا کرد و حتی از آن به عنوان راهی برای حل مشکلات اقتصادی یاد شد. در فروردین ۱۴۰۵ نیز رضایی درباره احتمال ورود نیروهای زمینی آمریکا به جنگ گفته بود: "سربازان آمریکایی میخواهند برای اسرائیل بمیرند؟ منتظریم..." در اظهارات دیگری نیز از احتمال اسیر شدن نیروهای آمریکایی سخن گفت و مدعی شد در صورت ورود آنان، ناوهای آمریکایی غرق و سربازانشان اسیر خواهند شد. و در تازهترین مواضعش، درباره تنگه هرمز خطاب به آمریکا هشدار داده که اگر محاصره ادامه پیدا کند، کشتیها و نیروهای آمریکایی با "خطرات و تلفات جدی" روبهرو خواهند شد و ایران اجازه ایجاد کریدور دوم در تنگه هرمز را نخواهد داد. این مجموعه مواضع را نمیتوان نادیده گرفت. البته بازدارندگی نظامی بخشی از امنیت ملی است و هیچ کشوری بدون قدرت دفاعی نمیتواند امنیت خود را تضمین کند؛ اما امنیت ملی فقط با تهدید متقابل، اسیرگیری و نمایش قدرت نظامی ساخته نمیشود. مسئله اینجاست که وقتی چنین ادبیاتی از سوی فردی مطرح میشود که اکنون مسئولیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را بر عهده گرفته، طبیعی است که جامعه و جهان خارج بپرسند: آیا قرار است زبان شورای عالی امنیت ملی، زبان مذاکره و دیپلماسی باشد یا زبان تهدید و مقابله؟ امروز بیش از هر چیز به ترکیب هوشمندانهای از بازدارندگی، دیپلماسی، مذاکره و عقلانیت سیاسی نیاز است. قدرت نظامی زمانی پشتوانه دیپلماسی است که برای جلوگیری از جنگ به کار رود، نه برای نزدیکتر کردن کشور به جنگ. رضایی اکنون در موقعیتی قرار گرفته که باید تفاوت میان فرماندهی میدان جنگ و مدیریت امنیت ملی را نشان دهد. در میدان جنگ، تهدید دشمن بخشی از منطق نبرد است؛ اما در شورای عالی امنیت ملی، هر کلمه میتواند بر بازار، اقتصاد، روابط خارجی، مذاکره و حتی محاسبات نظامی طرف مقابل اثر بگذارد. از این منظر، انتصاب رضایی یک آزمون بزرگ است. او سالها در ساختار نظامی حضور داشته و سالها نیز در آرزوی ورود به قوه مجریه از مسیر انتخابات بوده است؛ اما اکنون بدون آنکه از صندوق رأی به ریاست دولت برسد، در یکی از مهمترین جایگاههای تصمیمگیری کشور قرار گرفته است. این همان نقطهای است که باید میان "اعتماد ساختار قدرت" و "اعتماد عمومی" تفاوت گذاشت. اعتماد ساختار قدرت به یک فرد، الزاماً به معنای برخورداری او از سرمایه اجتماعی نیست. ایا رضایی میتواند از تجربه نظامی خود برای جلوگیری از جنگ استفاده کند و برای عادیسازی ادبیات جنگ؛ از قدرت برای گشودن راه مذاکره بهره بگیرد، نه برای بستن راه دیپلماسی؛ و امنیت ملی را با منافع ملی یکی بداند. ایران به امنیت نیاز دارد، اما امنیت بدون اقتصاد، بدون دیپلماسی و بدون رضایت عمومی، امنیت پایدار نیست. رضایی این بار نه در برابر رقیب انتخاباتی، بلکه در برابر یک آزمون تاریخی قرار گرفته است: آیا میتواند از منطق جنگ برای ساختن صلح استفاده کند، یا منطق جنگ همچنان بر تصمیمگیری امنیت ملی غلبه خواهد کرد؟ @kafaeealirezaa
با ترور و خشونت مخالفم به خصوص علیه مخالفم ✍🏻مجتبی نجفی 🍂مداحی را به نام " حمید رجب زاده" ربوده و به فجیع ترین شکل ممکن به قتل رسانده اند. کار چه گروه و چه کسانی است را نمیدانم. پیشاپیش به عنوان کسی که سه واژه "گفتگو، صلح، مقاومت مدنی" را در مقابل " حذف، خشونت و سلطه" قرار داده هر شکل ترور و خشونت از طرف هر گروه و هر نهاد قدرت را نفی میکنم. 🍃پیش از هر چیز معتقدم حکومت باید به " خشونت" پایان دهد. از انباشت کینه و خشم اجتناب و اجازه ندهد آتش انبوه بحرانهای حل نشده و کینه های آوار شده به جای فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز به حذف خشونت آمیز تبدیل شود و در این مورد آنکه در قدرت است بزرگترین مسئولیت را دارد. هرگز این رخداد تلخ را دستاویز تشدید اعدام قرار ندهید. 🌱من در برابر " اسلحه" همیشه از " کلمه" دفاع میکنم، به جای " انتقام" از " دادخواهی" میگویم و به جای خشونت، مدافع گفتگو هستم بارها هر گونه شکل ترور و حذف فیزیکی را رد کرده ام و بر اهمیت جنبش های همبسته اجتماعی بر محور ایده های رهایی بخش با اتکا به فرهنگ شهروندی حرف زده ام و همیشه این حکومت بوده هر گونه جنبش مسالمت آمیز را به خشونت کشانده. 🌿خطاب به مدافعان اصل آزادی و مخالفان حکومت، در محکومیت هر شکل خشونت تردید نکنید. سوای اینکه حذف دیگری حتی اگر مخالف من باشد، امری غیراخلاقی و غیرانسانی است، بازی در میدان خشونت در منطق سیاسی هم بزرگترین خطاست چرا که در میدان خشونت، آنکه اسلحه و سپاه و قدرت بیشتر دارد برنده است اما در میدان کنش و کلمه، شهروندان، 🌾همیشه به " روش" پایبندم. محتوی و روش دوشادوش همند. برای همین در نفی هر شکل خشونت تردید نمیکنم و حتی منتقد خشونت کلامی در بخشی از نیروهای اپوزیسیون بوده ام چون معتقدم کلمات ما اگر آراسته نباشند در نهاد قدرت به خشونت ساختاری میرسند و ایده های رهایی بخش ما باید مزین به کلماتی باشند که " دیگری" را ارج نهد و اصل خشونت و اعدام را هدف قرار دهد. پس پاینده باد " نه به اعدام" " نه به خشونت" " نه به حذف مخالف" " نه به انتقام" " نه به استبداد" و آری به صلح، مقاومت مدنی، دادخواهی، گفتوگو و صلح ، @kafaeealirezaa
روایت آماری مسعود نیلی از زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵؛ نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده و ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده است مسعود نیلی، اقتصاددان، در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: 🔹نرخ ارز از ابتدای سال ۱۳۹۷ تاکنون، تقریبا ۵۰ برابر شده است. این در حالی است که در بازههای زمانی مشابه در گذشته، حداکثر ۴ برابر میشده است. این ۵۰ برابر شدن در مسیری هموار اتفاق نیفتاده و بهصورت ۷ بحران بزرگ ارزی، اقتصاد ایران را لرزانده است. 🔹سطح عمومی قیمتها در همین فاصله، کمی بیش از ۱۹ برابر شده، در حالی که در فاصلههای مشابه قبلی، حدودا ۳.۵ تا ۳.۸ برابر میشده است. در مورد خوراکیها، افزایش در مقیاس بیش از ۳۴ برابر است. 🔹تولید ناخالص داخلی از سال ۱۳۹۷ تاکنون رشد بسیار اندکی داشته و درآمد خالص ملی سرانه در همین فاصله، تقریبا ۱۲ درصد کاهش یافته است. 🔹در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳، تقریبا ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده است. این رقم، هیچ مشابه قبلی ندارد. 🔹از سال ۱۳۹۸، حدود ۵ میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده، اما میزان خالص اشتغال، تنها ۴۰۰ هزار نفر افزوده شده است. سالانه تنها ۵۷ هزار شغل جدید اضافه شده است. 🔹از کل جمعیت حدود ۶۶.۵ میلیون نفر در سن کار، حدود ۴۰ میلیون نفر وارد بازار کار نمیشوند و حدود ۲.۵ میلیون نفر هم بیکارند. بخش غالب جمعیت غیرفعال و بیکار را جوانان در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال تشکیل میدهند. 🔹به جمعیت زنان در سن کار، ۲.۶ میلیون نفر افزوده شده اما نه تنها به اشتغال زنان افزوده نشده، بلکه ۷۰۰ هزار شغل هم کاهش داشته است. 🔹تنها ظرف یک سال از بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، حدود ۶۳۰ هزار نفر از شاغلان صنعت کاسته شده است. اشتغال ذره ذره افزوده شده طی ۸ سال، تنها در یک سال بر باد رفته است. 🔹سالهای ۱۳۹۷ به بعد، علاوه بر اقتصاد، بیشترین چگالی را از نظر حوادث و مصیبتها داشته است؛ آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۸، کرونا، ۱۴۰۱، جنگ ۱۲ روزه، حوادث دی ۱۴۰۴ و مرحله دوم جنگ، همگی روح و روان جامعه ایران را عمیقا تحت تاثیر قرار دادهاند. 🔹هر تصمیمی امسال بگیریم، یکی از دو سرنوشت متفاوت بنیادی را برایمان رقم خواهد زد. یک رویکرد، حکمرانی را عرصه جنگاوری میداند. رویکرد دیگر، حکمرانی را عرصه فراهمآوری آرامش و صلح و ثبات و رفاه در سایه عزت و استقلال کشور میبیند. 🔹از این پس، فقط یکی از این دو رویکرد میتواند بر سرنوشت ایران سایه بیندازد و آینده آن را رقم بزند. @kafaeealirezaa
به نام خدا حقیقت تلخ ✍️ علیرضا کفایی حقیقت این است که باید با شجاعت بپذیریم: در بسیاری از عرصههای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک، موقعیت ایران تضعیف شده است. شکست فقط در میدان جنگ اتفاق نمیافتد؛ گاهی اقتصاد، دیپلماسی، ائتلافهای منطقهای و سرمایه اجتماعی، میدانهای مهمتری هستند. وضعیت اقتصادی، فرسایش قدرت خرید مردم، شکافهای اجتماعی و ضعف سرمایه اجتماعی، در کنار فشارهای خارجی، شرایطی ساخته که نمیتوان با شعار و انکار از کنار آن گذشت. پیمان مکه و روندهای جدید منطقهای نیز باید جدی گرفته شوند. اگر کشورهای منطقه به سمت ترتیبات امنیتی و سیاسی تازهای حرکت کنند و ایران در بیرون این معادلات قرار بگیرد، معنای آن کاهش تدریجی قدرت مانور تهران خواهد بود. از سوی دیگر، نباید تصور کنیم که روسیه و چین صرفاً به دلیل روابط راهبردی با ایران، در هر شرایطی هزینههای ایران را خواهند پرداخت. مسکو و پکن پیش از هر چیز منافع ملی خود را دنبال میکنند. روابط با ایران برای آنها مهم است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در یک رویارویی بزرگ، منافع ایران را بر منافع خود ترجیح دهند. در سوی مقابل، آمریکا و متحدانش میتوانند با ترکیبی از فشار اقتصادی، دیپلماسی منطقهای، ائتلافسازی و محدود کردن گزینههای ایران، فضای مانور کشور را کاهش دهند. مسئله فقط این نیست که آیا سازمانی مانند سیا برنامهای برای ایران دارد یا نه؛ مسئله مهمتر، روندی است که در عمل به تضعیف موقعیت ایران منجر میشود. حتی تنگه هرمز نیز نمیتواند برای همیشه برگ برندهای مطلق باشد. جهان برای کاهش وابستگی به یک مسیر انرژی، مسیرهای جایگزین، خطوط لوله و منابع متنوعتر ایجاد میکند. بنابراین اگر قدرت اقتصادی و دیپلماتیک ایران بازسازی نشود، تکیه صرف بر هرمز نیز در بلندمدت کارایی گذشته را نخواهد داشت. اما شاید مهمتر از همه، مسئله داخلی باشد. تندروها باید مهار شوند؛ نه با خشونت و حذف، بلکه با قانون، عقلانیت، نهادهای دموکراتیک و بازگشت سیاست به منافع ملی. کشوری که هر صدای متفاوتی را تهدید تلقی کند و تصمیمهای بزرگ را تحت تأثیر افراط و شعار قرار دهد، از درون ضعیف میشود. قدرت فقط موشک و توان نظامی نیست. قدرت یعنی اقتصاد سالم، جامعه امیدوار، دیپلماسی فعال، روابط متوازن با جهان و توانایی ساختن ائتلاف. اگر امروز بخواهیم آنچه را از دست دادهایم جبران کنیم، نخست باید از انکار واقعیت دست برداریم. حقیقت تلخ، هرچقدر تلخ باشد، از توهم پیروزی نجاتبخشتر است. @kafaeealirezaa
۱۷ مرداد روز خبرنگار مبارک🌹 جان، نباشد جز خبر در آزمون هر که را افزون خبر، جانش فزون روز خبرنگار بر همه ی فعالان عرصه آگاهی و خبر گرامی باد. @kafaeealirezaa
به نام خدا ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی ✍️ علیرضا کفایی این روزها، نه فقط از خبرهای متناقض و تحلیلهای هزاررنگ، که از سایه جنگ، خشونت و آشوب نیز خستهایم. جنگ، هرجا که باشد، پیش از آنکه مرزها را ویران کند، روح انسان را زخمی میکند. خشونت، اگر به زبان سیاست راه یابد، آرامآرام به فرهنگ جامعه نیز سرایت میکند و نخستین قربانی آن، حقیقت و انسان است. در میان این همه هیاهو، درد مردم گم شده است. گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری، مهاجرت، نگرانی از آینده فرزندان و فرسایش امید، دیگر تیتر نخست نیست؛ گویی رنج مردم به امری عادی تبدیل شده است. دولتی که باید امید بیافریند، بیش از آنکه راهحل ارائه دهد، درگیر مدیریت بحرانهای پیدرپی است. حکمرانی، ناهماهنگ و پراکنده به نظر میرسد و جامعه، بیش از هر زمان، از فقدان گفتوگو، اعتماد و تدبیر رنج میبرد. و هنوز، میرحسین پس از سالها، در حصر است؛ حصری که به یکی از طولانیترین محدودیتهای سیاسی معاصر ایران تبدیل شده است. و تاحزاده شماری دیگر از زندانیان سیاسی نیز همچنان در زنداناند. فارغ از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای آنان، جامعهای که نقد را با حصر و زندان پاسخ دهد، راه گفتوگو را تنگتر و شکافها را عمیقتر میکند. تاریخ این سرزمین بارها نشان داده است که راستی، حق و حقگویی، اغلب مظلوم بودهاند. حقیقت را میتوان برای مدتی به حاشیه راند، اما نمیتوان برای همیشه خاموش کرد. قدرت میآید و میرود، اما آنچه در حافظه تاریخ میماند، داوری درباره عدالت، آزادی و نحوه برخورد با منتقدان است. چشم آسایش، در چنین سپهر تیزرویی، نصیب چه کسی است؟ وقتی سایه جنگ بر منطقه سنگینی میکند، خشونت جای مدارا را میگیرد، منتقدان در حصر و زنداناند و مردم زیر بار مشکلات اقتصادی کمر خم کردهاند، آرامش بیش از آنکه یک واقعیت باشد، به آرزویی دور تبدیل میشود. ایران امروز، بیش از هر چیز، به صلح، عقلانیت، مدارا، حاکمیت قانون، آزادی نقد، اعتماد عمومی و امید به فردا نیاز دارد. هیچ کشوری با تداوم خشونت، حذف صداهای متفاوت و بیاعتنایی به رنج مردم، به امنیت و توسعه پایدار نخواهد رسید. چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی. @kafaeealirezaa
به نام خدا آموزش و پرورش با شعار اصلاح نمیشود؛ وزیر دانا و تحولخواه میخواهد ✍️ علیرضا کفایی سخنان رئیسجمهور درباره ضرورت ارتقای کیفیت آموزش، در کنار توسعه فضاهای آموزشی، سخنی درست و قابل دفاع است. آموزش تنها ساخت مدرسه و افزایش امکانات نیست؛ آموزش واقعی به کیفیت معلم، روشهای نوین یاددهی، محتوای آموزشی، منزلت فرهنگیان و تربیت نیروی انسانی توانمند وابسته است. اما تحقق این اهداف، نیازمند مدیریتی است که آموزش را با نگاهی علمی، انسانی و آیندهنگر بشناسد. آموزش و پرورش با نگاههای محدود، آمرانه و ایدئولوژیک متحول نخواهد شد. یکی از نگرانیهای جدی، نوع نگاه به جایگاه معلم است. هنگامی که وزیر آموزش و پرورش در سخنی، معلم را با تعبیر "چوپان" مقایسه میکند، این پرسش مطرح میشود که آیا چنین نگاهی با شأن و منزلت معلم در یک نظام آموزشی مدرن سازگار است؟ معلم، چوپانِ دانشآموزان نیست؛ معلم پرورشدهنده اندیشه، همراه رشد فکری و سازنده شخصیت نسل آینده است. این نوع نگاه، اگر از یک تشبیه فراتر رود و به نگرش مدیریتی تبدیل شود، نشانه فاصله گرفتن از کرامت حرفهای معلم و بازگشت به رابطهای از بالا به پایین و رعیتپرورانه است؛ در حالی که مدرسه موفق بر پایه اعتماد، مشارکت و احترام متقابل میان معلم، دانشآموز و خانواده شکل میگیرد. آموزش و پرورش با بیاعتمادی به معلم، با کنترل و برخوردهای انتظامی و با اولویت دادن ایدئولوژی بر علم، مهارت و خلاقیت، به کیفیت مطلوب نخواهد رسید. مدرسه نیازمند فضای گفتوگو، پرسشگری و آزادی اندیشه است، نه رویکردی که مسائل تربیتی را صرفاً با ابزارهای کنترلی حل کند. مشکل آموزش و پرورش فقط کمبود فضای آموزشی نیست؛ بحران اصلی، کاهش انگیزه معلمان، ضعف سیاستگذاری، بیتوجهی به منزلت فرهنگیان و فاصله گرفتن از نیازهای واقعی نسل جدید است. نخست باید معلم دیده شود، صدای او شنیده شود و جایگاه واقعی او در ساختن آینده کشور به رسمیت شناخته شود. آموزش و پرورش، وزیر دانا، متخصص و تحولخواه میخواهد؛ مدیری که بداند معلم، چوپان نیست؛ بلکه معمار اندیشه و تربیتکننده انسانهای آینده است. @kafaeealirezaa
زنده یاد حسین پناهی۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود ایشان، به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شدهاست، به خاک سپرده شد. حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ (برابر با ۲۸ اوت ۱۹۵۶) در روستای دژکوه در استان کهگیلویه و بویراحمد چشم به جهان گشود. ▪️▪️▪️▪️▪️ انسان غاری است که ارواح هزار موجود را بر شيارههای كهنهی روح خود آويزان كرده است سنگ رنج سرانجام ياقوت خواهد شد ✍کفایی @kafaeealirezaa