جغراسیا
Статистикаکانال پادکست جغراسیا، حاوی مطالب مربوط به ژئوپولیتیک، جغرافیای سیاسی، و روابط بین الملل است. من خودم را صاحب نظر این حوزه نمیدانم و از این طریق میخواهم بیشتر بیاموزم و مطالب به اشتراک گذاشته شده، لزوما بیانگر نظر شخصی من نیستند.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 45
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Политика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 46
- 1/48двое суток
- 52
- 1/72трое суток
- 56
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ترامپ: به زودی تنگه هرمز را قلمرو آمریکا اعلام خواهم کرد. شوخی خوبی نیست
♨️چالش در صادرات نفت عربستان به آسیا در سایه اختلال در هرمز و دریای سرخ 🔻شرکت آرامکوی عربستان در پی اختلال صادرات نفت ناشی از جنگ، تخصیص سهمیه نفت خام سپتامبر به برخی مشتریان آسیایی دارای قراردادهای بلندمدت را بهصورت موردی انجام میدهد. چهار خریدار چینی اعلام کردهاند سهمیه سپتامبر خود را دریافت نکردهاند و برخی دیگر نیز از مذاکره جداگانه درباره حجم محمولهها خبر دادهاند. 🔻در همین حال، ناامنی در تنگه هرمز و دریای سرخ، تأمین نفت و کشتیهای حمل را با ابهام مواجه کرده است. آرامکو قیمت رسمی فروش نفت سبک عرب برای آسیا در سپتامبر را به پایینترین سطح شش سال اخیر کاهش داده تا تقاضا را حفظ کند. تنها شمار محدودی از مالکان نفتکش حاضر به عبور از مسیرهای پرخطر هستند. 🔻عربستان همچنین محمولههای بیشتری را از بندر سیدیکِریر مصر عرضه کرده، اما خریداران آسیایی به دلیل طولانیتر شدن مسیر و افزایش هزینه حمل، استقبال محدودی نشان دادهاند. طبق دادههای کپلر، صادرات نفت خام عربستان به آسیا که در سال گذشته حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز بود، در ژوئیه به کمتر از ۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. 🔗 Reuters #عربستان 🔹مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
عملگرایی سیاست خارجی ترکیه سرانجام در پرونده لیبی نیز عیان شد تا هاکان فیدان، وزیر خارجه این کشور با سفر به بنغازی لیبی برای نخستین بار با ژنرال خلیفه حفتر، فرمانده ارتش ملی لیبی دیدار و گفتگو کرد. این سفر یک روز پس از ترور فوری منصوری، رئیس اطلاعات نظامی ارتش ملی لیبی صورت میپذیرد. ورود آمریکا و مسعد بولس، مشاور ویژه ترامپ در امور آفریقا به پرونده تحولات این کشور نفت خیز آفریقایی و ابراز تمایل کاخ سفید بر روی گزینه به قدرت رسیدن صدام حفتر، فرزند خلیفه حفتر، ترکیه را به بازنگری در سیاست سالهای اخیر خود در قبال پرونده لیبی متمایل ساخته است. @Middleeastdeadend
مقالهای در مورد پیمان مکه https://fpif.org/the-mecca-defense-accord-a-muslim-nato/
https://kabankala.com/geography-indivisible
ناتوی اسلامی، صفت مناسبی برای پیمان مکه نیست. در ناتو، کسی برای رهبری رقابت نداشت و آمریکا به عنوان رهبر و سرمایهگذار اصلی آن پذیرفته شده بود. در حالی که حداقل ترکیه و عربستان، سر رهبری بخش سنی مذهب جهان اسلام با هم رقابت داشته و دارند. اما سوال مهم پشت این نامگذاری این است که اگر این ناتوی اسلامی است، شوروی مقابل آن کجاست؟ اینجاست که همه، انگشت به سمت ایران میگیرند.
انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و نماینده رهبری در این شورا بالاخره تایید شد.
📌وزیر خارجه ترکیه: در مکه علیه ایران ائتلاف نکردیم هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه در مصاحبه با خبرگزاری آناتولی گفت که ائتلاف سهگانه مکه میتواند گسترش یابد و علیه هیچ کشوری از جمله ایران نیست. او همچنین تأکید کرد که ایران «هدف» این توافق نیست. فیدان افزود: «آنهایی که به کشورهای امضاکننده توافق حمله نکنند، «هدف» این توافق نیستند». فیدان همچنین ادعا کرد که مذاکرات درباره این توافق پیش از آغاز جنگ میان ایران با آمریکا و اسرائیل آغاز شده بود. پ.ن. یعنی کسی فکر کرده اگر علیه ایران توافق کرده بودند، صادقانه میگفتند؟!!😂
پیمان مکه؛ آن چه در متن نیست مثل همیشه سرتان را زیر برف نکنید. با گفتن انشاالله گربه است خطر رفع نمی شود. هدف پیمان مکه همان چیزی است که در متنش نیست. فریادی است در سکوت. مگر در ماده ۵ ناتو، نام شوروی و روسیه که ناتو برای مهار او شکل گرفت، آمده است؟ بیشتر پیمانها را باید از روی نامی که در آنها نیست خواند. در «توافق مکه»، نام ایران غایب است؛ ولی تاریخ رفتار امضاکنندگان، خود گویاترین متن است. عربستان نه با اسرائیل جنگیده، نه با آمریکا؛ سال هاست حریفش همیشه یک محور بوده: حوثی در یمن، حشدالشعبی در عراق، حزبالله در لبنان، و در پس همه، تهران. این تنها کشوری است که در یک سال اخیر دوبار مستقیم با ایران درگیر جنگ شد؛ آن هم نه ریاض، که واشنگتن و تلآویو. و در همین حال، عربستان نامزد جدی پیوستن به ابراهیم است؛ کشوری در آستانه صلح با اسرائیل، چگونه میتواند علیه او تسلیح کند؟ پس معادله ساده است: وقتی حریف تاریخی یکی است، و دوست استراتژیک جای دیگری، پیمان سهجانبهای با ترکیه ناتویی و پاکستان هستهای، تنها یک معنا دارد؛ نه دفاع مبهم از «صلح منطقهای»، که چتری برای بازتوزیع هزینه هر رویارویی احتمالی با محور ایران. بیانیههای رسمی میگویند «علیه هیچکس نیست». ولی زبان دیپلماسی، فقط راه بازگشت را برای مذاکره باز نگه میدارد. جغرافیای این پیمان تصادفی نیست. مکه محور است، ولی هدفش تهران است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
جغراسیا pinned «فهرست، لینک، و تصاویر مربوط به مجموعه ها و اپیزودها 🟠 ژئوپولیتیک، بازی بزرگان 🟠 روسیه 🟠 اوکراین (بخش اول - بخش دوم) 🟠 چین 🟠 تایوان (بخش اول - بخش دوم) 🟠 تنگه هرمز (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم) 🟠 جنگ نفت کشها (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم…»
فهرست، لینک، و تصاویر مربوط به مجموعه ها و اپیزودها 🟠 ژئوپولیتیک، بازی بزرگان 🟠 روسیه 🟠 اوکراین (بخش اول - بخش دوم) 🟠 چین 🟠 تایوان (بخش اول - بخش دوم) 🟠 تنگه هرمز (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم) 🟠 جنگ نفت کشها (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم - بخش پنجم) 🟠 تنگه باب المندب 🟠 کانال سوئز 🟠 نظم جهان به روایت هنری کیسینجر (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم - بخش پنجم - بخش ششم - بخش هفتم - بخش هشتم - بخش نهم - بخش دهم - بخش یازدهم - بخش دوازدهم) 🟠 قدرت (قدرت - قدرت نظامی - قدرت اقتصادی - قدرت نرم - قدرت هوشمند - جغرافیا - تاریخچه ژئوپولیتیک - ساختارهای ژئوپولیتیکی) 🟠 آمریکا (بخش اول - بخش دوم) 🟠 سایکس پیکو (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم - بخش پنجم - بخش ششم - بخش هفتم - بخش هشتم - بخش نهم - بخش دهم) 🟠 زندانیان جغرافیا (آیا ما واقعا زندانی جغرافیا هستیم - اروپای غربی - آفریقا - خاورمیانه - هند و پاکستان - کره و ژاپن - آمریکای لاتین - قطب شمال - استرالیا-۱ - استرالیا-۲ - ایران-۱ - ایران-۲ - عربستان-۱ - عربستان - بریتانیا-1 - بریتانیا-۲ - ترکیه-1 - ترکیه-۲ - یونان - ساحل آفریقا-1 - ساحل آفریقا-2 - اتیوپی - اسپانیا-۱ - اسپانیا-۲ - فضا) 🟠 بررسی سند امنیت ملی آمریکا (بخش اول- بخش دوم) 🟠 از پاکستان تا بابالمندب
.محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران امروز در پیامی درباره شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز نوشت: شورای عالی امنیت ملی هرگز کوتاه نخواهد آمد؛ چه در جنگ و چه در مذاکره. متن این پیام به شرح زیر است: بسمهتعالی تا آمریکا رفتارش را تصحیح نکند، تنگه هرمز باز نمیشود، تصحیح رفتار یعنی: 1- ایران را هرگز و با هیچ زبانی تهدید و به مقدسات این ملت توهین نکند 2- به جنگ و تجاوز علیه ایران و متحدان ایران در لبنان، فلسطین، یمن و عراق برای همیشه پایان دهد 3- محاصره دریایی را بردارد و نیروهای نظامی (دریایی و هوایی) خود را از پیرامون ایران خارج کند 4- خسارتهای دو جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی به ایران را بیکم و کاست بپردازد 5- تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی علیه ملت ایران را بردارد 6- دارائیهای مسدود شده و دزدیده شده مردم ایران را بیقید و شرط آزاد کند اینها مطالبات مردم مبعوث شده ایران است که در یکصد و شصت روز حضوری بیامان در میدان و خیابان آن را فریاد زدهاند. شورای عالی امنیت ملی هرگز کوتاه نخواهد آمد؛ چه در جنگ و چه در مذاکره.
وقتی دریا قفل شود فرض شود ۳-۴ ماه دیگر بایکوت دریایی ادامه یابد. با چنین فرضی، تا جایی که به اقتصاد جغرافیایی بر می گردد، چشم انداز خوشایندی در پیش نیست. بخش عمده تجارت خارجی ایران از جنوب میگذرد؛ غیر از بنادر صادراتی نفت، بنادر دیگر به ویژه شهید رجایی، امام خمینی، چابهار و دهها بندر کوچکتر، ستون فقرات ورود کالای اساسی و صادرات نفتیاند. قفلشدن بنادر وارداتی، یک مشکل بندری کوچک نیست؛ زلزلهای در زنجیره تامین کل کشور است. شمال نمی تواندجایگزین باشد. بنادر خزر ظرفیتی به مراتب کوچکتر دارند؛ آبخور کم، تراز پایین دریا و ناوگان محدود. راه زمینی هم توهمی بیش نیست: یک کشتی فلهبر ۶۰هزارتنی بار هزاران کامیون را حمل میکند؛ سرریز ناگهانی آن به بازرگان، آستارا و سرخس، یعنی صف کامیون، فرسودگی ناوگان، جهش کرایه، و در نهایت جیب خالیتر مصرفکننده. زنجیره ی فاجعه از همینجا شروع میشود: کمبود ذرت، کنجاله، غلات و روغن؛ گرانی مرغ، گوشت و لبنیات؛ تورمی که نه از چاپ پول، که از جغرافیای مسیر و واسطه میآید؛ افت درآمد ارزی از صادرات نفت و پتروشیمی؛ و در نهایت، واردات گرانتر برای همه. این تنها «کمبود کالا» نیست؛ سه حلقه همزمان گره میخورند: دریا، ارز و زنجیره تامین. دولت پزشکیان شاید بتواند با ذخایر و مسیرهای فرعی فقط مدتی دوام بیاورد، ولی تابآوریاش در برابر فشار اجتماعی- اقتصادی در ماههای طولانی، محدود است. جغرافیا اینجا فقط نقشه نیست؛ اقتصاد است؛ و بحران جغرافیایی، پیش از آنکه به بحران سیاسی برسد، نخست در سفره مردم خودش را نشان میدهد. کوتاه آن که با سیاست می توان بازی کرد، ولی اقتصاد بازیگران ناپخته را درهم می کوبد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
آیا صادرات نفت ایران از مسیر ریلی میتواند جایگزین صادرات دریایی شود؟ در هفتههای اخیر گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه ایران در حال بررسی استفاده از مسیرهای ریلی برای انتقال نفت خود به چین، بهویژه از طریق خاک افغانستان و آسیای مرکزی، است. این ایده در نگاه نخست میتواند یک راهکار جذاب برای دور زدن محدودیتهای دریایی و کاهش وابستگی ایران به مسیرهای صادراتی سنتی باشد. با این حال، بررسی دقیق ظرفیتهای فنی، اقتصادی و لجستیکی نشان میدهد که راهآهن هرگز نمیتواند بهطور کامل جایگزین صادرات نفت دریایی ایران شود؛ اما میتواند بهعنوان یک مسیر پشتیبان، بخشی از درآمدهای نفتی تهران را حفظ کند و اثر تحریم یا محدودیتهای دریایی را کاهش دهد. نخستین نکته مهم، تفاوت عظیم میان ظرفیت حملونقل دریایی و ریلی است. صادرات نفت ایران پیش از تشدید محدودیتها عمدتاً به چین انجام میشد و حجم آن در مقاطع مختلف حدود ۱.۴ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. انتقال چنین حجمی از طریق راهآهن نیازمند زیرساختی بسیار فراتر از ظرفیت فعلی شبکه ریلی منطقه است. یک نفتکش بزرگ VLCC میتواند بیش از 2 میلیون بشکه نفت را در یک سفر جابهجا کند، در حالی که یک قطار نفتی معمولی بسته به ساختار واگنها حدود ۲۰ تا ۷۰ هزار بشکه نفت حمل میکند که اگر سقف این محدوده یعنی 70 هزار بشکه را هم درنظر بگیریم، در روز به حدود 25 قطار نیاز است تا معادل یک روز معمولی صادرات نفت به چین حمل کند. بنابراین برای جایگزینی صادرات دریایی ایران، باید روزانه دهها قطار نفتی در مسیرهای طولانی بین ایران، آسیای مرکزی و چین حرکت کنند؛ موضوعی که با ظرفیت فعلی خطوط ریلی، پایانهها، گمرکها و مرزهای زمینی منطقه عملاً امکانپذیر نیست. در مورد مسیر افغانستان نیز باید میان «امکان راهبردی» و «واقعیت عملیاتی» تفاوت قائل شد. ایران هماکنون دارای اتصال ریلی به افغانستان از طریق خط آهن خواف–هرات است، اما مسیر کامل ایران به چین از خاک افغانستان هنوز یک کریدور تجاری با ظرفیت بالا محسوب نمیشود. بخشهایی از طرحهای اتصال افغانستان به آسیای مرکزی و چین همچنان در مرحله توسعه قرار دارند. بنابراین افغانستان در آینده میتواند به یک پل زمینی مهم تبدیل شود، اما در شرایط فعلی توان انتقال میلیونها بشکه نفت ایران را ندارد. مسیر واقعبینانهتر در کوتاهمدت، استفاده از شبکه ریلی ایران به سمت ترکمنستان، قزاقستان و سپس چین است. این مسیر از نظر زیرساختی نسبت به مسیر افغانستان آمادهتر است، اما همچنان با محدودیتهای جدی مواجه است. یکی از مشکلات اصلی، تفاوت میان محل تولید نفت ایران و محل مصرف در چین است. بسیاری از خریداران اصلی نفت ایران در چین، بهخصوص پالایشگاههای کوچک موسوم به «تیپاتها» در استان شاندونگ، در مناطق ساحلی قرار دارند؛ در حالی که مسیرهای ریلی زمینی بیشتر به مناطق داخلی چین دسترسی دارند. بنابراین حتی رسیدن نفت ایران به خاک چین لزوماً به معنای حل مشکل انتقال آن به پالایشگاههای مصرفکننده نیست. با وجود این محدودیتها، نباید نقش اقتصادی صادرات ریلی را دستکم گرفت. هدف ایران احتمالاً جایگزینی کامل صادرات دریایی نیست، بلکه ایجاد یک «حداقل جریان صادراتی» برای جلوگیری از قطع کامل درآمدهای نفتی است. حتی انتقال ۱۰۰ هزار بشکه نفت در روز با قیمت ۶۰ تا ۷۰ دلار، میتواند سالانه بیش از دو میلیارد دلار درآمد ناخالص ایجاد کند. اگر این رقم به ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار بشکه در روز برسد، اهمیت اقتصادی آن برای کشوری تحت تحریم بسیار بیشتر خواهد شد. البته هزینه انتقال ریلی بسیار بالاتر از حمل دریایی است. نفت باید از مناطق تولیدی جنوب غرب ایران به پایانههای ریلی منتقل شود، سپس از چند مرز عبور کند و در مسیر با هزینههای گمرکی، تغییر استانداردهای ریلی، بیمه و ریسک تحریم مواجه شود. به همین دلیل، نفت صادراتی از مسیر زمینی احتمالاً با تخفیف بیشتری نسبت به نفت دریایی فروخته خواهد شد. از همین رو، راهبرد منطقیتر برای ایران شاید انتقال مستقیم نفت خام نباشد، بلکه تبدیل نفت خام به محصولات با ارزش افزوده بالاتر مانند فرآوردههای نفتی، سوختها و محصولات پتروشیمی و سپس انتقال آنها از طریق راهآهن باشد. حمل محصولات با ارزشتر، از نظر اقتصادی بسیار توجیهپذیرتر از انتقال میلیونها بشکه نفت خام با قطار است. در نهایت، اهمیت اصلی این پروژه بیشتر ژئوپلیتیکی است تا صرفاً اقتصادی. هدف ایران احتمالاً ساخت یک شبکه جایگزین برای جلوگیری از تبدیل شدن تحریم دریایی به یک ابزار خفهکننده کامل است. اگر تهران بتواند حتی بخشی از صادرات خود را از مسیرهای زمینی حفظ کند، اثرگذاری فشارهای دریایی کاهش خواهد یافت. در این شرایط، تحریم یا محاصره دریایی دیگر به معنای توقف کامل صادرات نفت ایران نخواهد بود، بلکه تنها هزینه و دشواری صادرات را افزایش میدهد.
❇️✴️ آری، پنجاه درصد خزر حق ماست! ✍صفدر آصفی زمانیکه اولین بار در دورهٔ روحانی خبر چشمپوشی جمهوری اسلامی از سهم ۵۰ درصدی خزر منتشر شد، ظریف اساساً سهم ۵۰ درصدی ایران را مسخره کرد و از منتقدین خواست تا اول متن کنوانسیون خزر را بخوانند و بعد نظر بدهند. حالا بیایید با نگاهی به متن کنوانسیون و برخی شواهد، چرایی ممکن بودن سهم ۵۰ درصدی خزر برای ایران را بررسی کنیم: بر اساس گفتههای برخی کارشناسان طرف مقابل و ازجمله نظرات رجب صفروف، همهٔ آنان انتظار داشتند ایران خواهان سهم ۵۰ درصدی خودش از خزر باشد، چراکه ضمن قراردادهای قبلی که در عصر پهلوی بین ایران و شوروی منعقد شده بودند، خزر بهطور مساوی بین دو کشور تقسیم شده بود؛ بنابراین پس از آنکه شوروی فروپاشید، روسیه باید از سهم خودش به کشورهای تازه استقلالیافته میداد، نه اینکه ایران دوباره به میز سهمخواهی طرفهای مقابل برمیگشت. •ظریف گفته بود که شکل خزر دایره نیست که بتوانیم ۵۰ درصدش را برای ایران تعیین کنیم. قبلاً هم توجیهگران ادعا کرده بودند در صورت مالکیت ایران بر ۵۰ درصد خزر، سواحل آذربایجان و ترکمنستان در محدودهٔ ایران قرار میگیرند و این غیرممکن است، حالآنکه چنین نیست: بخش زیادی از خزر در مناطق غیرساحلی واقع شده و عملاً ممکن است نصف آن به ایران تعلق بگیرد و مزاحمتی برای سواحل کشورهای مجاور ایجاد نشود، یعنی سهم ایران شامل سواحل خودش و آبهای مرکزی باشد؛ پس نیازی به دایره پنداشتن یا تملک ساحل دیگران نیست. نمونهٔ چنین توافقاتی در جهان زیادند. بریتانیا بر جزایر فالکلند در ۶،۰۰۰ مایلی سواحل خودش در مجاورت آرژانتین، مالکیت دارد، آنهم بر مبنای قرادادی مربوطه به سال ۱۸۳۲. نصف برلین در خاک آلمان شرقی به آلمان غربی تعلق داشت. بخشی از بوسنی اکنون در خاک کرواسی قرار دارد. مورد خزر بسیار سادەتر از موارد فوق است که برخی چون ظریف، آن را مسخره میپندارند. در صورت مالکیت ایران بر آبهای مرکزی خزر، آذربایجان و ترکمنستان برای خط لولهٔ نفت و گاز خود میبایست به ایران حق کمیسیون میدادند و دست ایران هم برای استفاده از کانال اوراسیا و دسترسی به دریای سیاه باز میشد. الان برعکس، ایران برای چنین کاری باید قوانین آذربایجان و روسیه را رعایت کند! باید نانوشتەهای کنوانسیون دورهٔ جمهوری اسلامی را هم ببینیم؛ سکوت مطلق در مورد قراردادهای سابق! یعنی اگر فردی از پیشینهٔ خزر اطلاعی نداشته باشد با مطالعهٔ کنوانسیون فعلی تصور میکند این نخستین بار در طول تاریخ است که بر سر مالکیت خزر توافقی صورت گرفته! معمولاً هر قرارداد جدیدی قبل از هرچیز تکلیف خودش را با قراردادهای قبلی روشن میکند که به یکی از این اشکال ذکر میشود: قرارداد جدید یا «در تکمیل قبلیها» است یا در راستای «تغییر آنها» یا «لغو کامل آنها». حتی در صورت لغو قراردادهای پیشین هم باید در قرارداد جدید بدان اشاره شود اما در قرارداد فعلی حتی نامی هم از قراردادهای دوران پهلوی به میان نیامده است! بدینترتیب ایران دیگر حق ندارد هیچگاه به دو قرارداد ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ استناد کند یا در مراجع بینالمللی برمبنای آنها اقامهٔ دعوا کند. حتی در مقدمهٔ کنوانسیون فعلی هم هیچ اشارەای به این قراردادها نشده است. یادآوری میشود که بریتانیا بر مبنای قرارداد ۱۸۳۲ خود را مالک فالکلند میداند اما رژیم بهراحتی قید دو قرارداد مهم قرن ۲۰ ایران را زد. دعوای حقوقی ۳۰ سال گذشتهٔ خزر در مورد دریا یا دریاچه بودن آن بود که ایران آن را دریاچه میدانست، اما در کنوانسیون جدید، ۴۲ بار از عنوان «دریای خزر» استفاده شده و حتی یکبار هم به دریاچه بودن آن اشاره نشده است، همزمان ۱۱ بار به «قوانین بینالملل» استناد شده که قوانین بسیار واضحی برای تعریف حقوقی دریا و دریاچه دارد. عملاً در مادهٔ ۱ بند ۷ و مادهٔ ۱ بند ۹ قوانین مربوط به دریا - نه دریاچه - در مورد تعیین خطوط ساحلی و خطوط بستر اجرا شده است. حتی با صرفنظر از قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۹ و سهم ۵۰ درصدی ایران، قوانین دریاچه سهم ایران را ۲۰ درصد و قوانین دریا سهم ایران را ۱۱ تا ۱۳ درصد میداند. در واقع طرفهای مقابل عملاً خزر را به همین خاطر به دریا بدل کردند و رژیم هم پذیرفت! درحالیکه بیشترین آلودگی خزر از کارخانەهای پیرامون ولگا و تأسیسات نفتی آذربایجان و روسیه ایجاد میشود، کنوانسیون این کشورها را به تلاش جهت مبارزه با آلودگی خزر متعهد نکرده است. خزر اکنون سالهاست چنان آلوده شده که امکان ماهیگیری در آن کمرنگ شده است. میتوان گفت نفت خزر برای آنها شد و آلودگیاش برای ما. حالا ایران مانده و کمترین سهم از #خزر ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
♨️پیمان دفاعی سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه 🔻عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امروز جمعه (۷ آگوست) در مکه «توافقنامه دفاع مشترک مکه» امضا کردند؛ توافقی که بر اساس آن، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی میشود و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، گسترش همکاریهای دفاعی، امنیتی و نظامی، ارتقای آموزش، رزمایشهای مشترک، انتقال فناوری، تبادل اطلاعات و تقویت امنیت و ثبات منطقهای اعلام شده است. 🔻مقامهای ترکیه تأکید کردهاند این پیمان ماهیتی کاملاً دفاعی دارد، متوجه هیچ کشور مشخصی نیست، برای پیوستن دیگر کشورهای منطقه باز است و جایگزین توافقهای دوجانبه یا چندجانبه پیشین نخواهد شد، هرچند منابع مختلف میگویند نگرانی مشترک سه کشور از تشدید بحرانهای منطقهای، حملات ایران و متحدانش به کشورهای خلیج فارس و نیز افزایش تنشها با اسرائیل از عوامل اصلی شکلگیری این توافق بوده است. 🔻این توافق در دیدار محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، که همراه با فرمانده ارتش این کشور، عاصم منیر، به عربستان سفر کرده بود، نهایی شد. مذاکرات درباره این پیمان نزدیک به یک سال ادامه داشت، اما تشدید تحولات امنیتی منطقه روند نهایی شدن آن را سرعت بخشید. انتخاب مکه بهعنوان محل امضای توافق نیز به آن اهمیت نمادین ویژهای بخشیده و از نگاه ناظران، بیانگر تلاش سه کشور برای نمایش همبستگی و ایجاد چارچوبی جدید برای همکاری امنیتی جهان اسلام است. 🔻امضای این پیمان در شرایطی صورت میگیرد که تجاوز آمریکایی-صهیونی به ایران، منجر به حملاتی گسترده به کشورهای خلیج فارس و اختلال در انتقال انرژی شده و امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین جنگهای پیدرپی خاورمیانه از زمان طوفانالاقصی ( ۷ اکتبر ۲۰۲۳)، حملات متقابل حماس و رژیم صهیونی، جنگ غزه، درگیریهای لبنان، حملات به ایران و ناامنی در تنگه هرمز، نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه را افزایش داده است. 🔻این توافق سه قدرت مهم منطقهای را در کنار یکدیگر قرار میدهد: ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو و صنعت دفاعی رو به رشد، عربستان بهعنوان بزرگترین قدرت عربی خلیج فارس و یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، و پاکستان بهعنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای. با این حال، از نگاه برخی کارشناسان، این پیمان احتمالاً شامل مؤلفه هستهای نخواهد بود، زیرا بازدارندگی هستهای پاکستان همچنان بر تهدید هند متمرکز است. 🔻توافق جدید بر پایه همکاریهای دیرینه نظامی سه کشور شکل گرفته است. پاکستان دههها آموزش و پشتیبانی فنی نیروهای سعودی را بر عهده داشته، ترکیه و پاکستان در زمینه تبادل ناوهای جنگی و هواپیماهای آموزشی همکاری کردهاند و عربستان نیز در سال ۲۰۲۳ بزرگترین قرارداد صادراتی صنایع دفاعی ترکیه را با خرید پهپادهای ترک امضا کرد. همچنین پاکستان از زمان آغاز جنگ اخیر، حدود ۸ هزار نیروی نظامی، جنگنده، پهپاد و سامانههای پدافند هوایی در عربستان مستقر کرده و همزمان در حال گسترش همکاریهای امنیتی خود با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله کویت، است. 🔻تحلیلگران این توافق را دارای پیامدهای سیاسی و راهبردی مهمی میدانند و معتقدند در صورت تبدیل شدن به همکاری عملی، میتواند وزن دیپلماتیک و دفاعی سه کشور را افزایش داده و به شکلگیری معماری امنیتی منطقهای مستقلتر کمک کند. با این حال، جزئیات تعهدات عملی، سازوکار اجرای بند دفاع جمعی و نحوه واکنش نظامی در صورت حمله به یکی از اعضا هنوز منتشر نشده و ارزیابی تأثیر واقعی این پیمان به اعلام جزئیات بیشتر در آینده وابسته است. #عربستان 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
تمام فکر میکنید عاقبت این پیمان چی میشه؟
ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، توافقنامه دفاعی جدید سه جانبه خود را که با نام "توافقنامه مکه" شناخته میشود، امضا کردند. مهمترین بخش این توافقنامه، بند دفاع جمعی است: هرگونه حمله نظامی علیه یکی از این سه کشور، به عنوان حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
با اینکه العربیه گزارش های عجیب و غریب زیادی داره، اما این گزارش اگر درست باشه، منجر به تغییرات جدی ای خواهد شد یک مقام ارشد سعودی اعلام کرد که گزارشهای اطلاعاتی معتبری وجود دارد که نشان میدهد حوثیها، شبهنظامیان عراقی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در حال هماهنگی برای انجام حملات به عربستان سعودی هستند. پیمان دفاعی پاکستان، ترکیه، و عربستان سعودی میتونه به معنی قرار دادن ایران در یک مثلث مرگ باشه.
پایان تصاویر مربوط به اپیزود 78