tgindex
جوشن ، چشمه نور

جوشن ، چشمه نور

Статистика
@joshannoorперсидский

محتوای تولید شده شرح اشراقی جوشن کبیر و چله علم النور - استاد علی مقدم بیاییم و سازی باشیم نرم و لطیف و خود را تحت دستان خدا قرار دهیم  و بگوییم «خدایا با ما بنواز!  و به‌ نواز‌!»

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
107
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 207
+1 за 4 дн.
Сутки
−1
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
364
40 постов
Вовлечённость
30,2%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 107
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
81
1/48двое суток
92
1/72трое суток
100

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • آداب ختم صلوات ختم صلوات آدابی دارد از جمله اینکه: با وضو باشیم لباس آراسته و مطهر بپوشیم در مکانی خلوت ختم را انجام دهیم رو به قبله بنشینیم در حین ختم با کسی صحبت نکنیم بهتر است صلوات به شکل کامل گفته شود: اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بهتر است قبل از شروع ختم صلوت، ابتدا استغفار کنیم و از خداوند طلب بخشش گناهانمان را طلب کنیم.

  • ✨چله‌ی جوشن کبیر ✨کعبه‌ی اقبال ✨خوانش شعر: علی مقدم ای خدا، این وَصل را هِجران مَکُن سرخوشانِ عشق را نالان مَکُن باغِ جان را تازه و سرسبز دار قَصدِ این مَستان و این بُستان مَکُن چون خَزان بر شاخ و بَرگِ دل مَزَن خَلق را مسکین و سرگردان مَکُن بر دَرختی کآشیانِ مُرغِ توست شاخ مَشکَن، مُرغ را پَرّان مَکُن جَمع و شَمعِ خویش را بر هَم مَزَن دُشمنان را کور کُن، شادان مَکُن گرچه دُزدان خَصمِ روزِ روشن‌اند آنچه می‌خواهد دلِ ایشان مَکُن کَعبهٔ اِقبال این حَلق است و بَس کَعبهٔ اُمید را ویران مَکُن این طَنابِ خیمه را بر هَم مَزَن خیمهٔ توست آخر، ای سُلطان، مَکُن نیست در عالَم زِ هِجران تَلخ‌تر هَر چه خواهی کُن، ولیکن آن مَکُن. #خوانش_شعر #چله_جوشن‌کبیر #علی_مقدم @spiritual_mind

  • 9 авг.270367

    ✨ اللّٰهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هٰذَا وَمَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْها وَلَا أَزُولُ أَبَداً 🤲 بارالها! من در صبح این روز و در تمام روزهای زندگی‌ام، عهد و پیمان و بیعتی که حضرت مهدی🌹 بر گردنم دارد را تجدید می‌کنم، تجدید عهدی که هرگز از آن برنگردم و همیشه برآن پابرجا باشم.

  • 4 авг.378163из felnoor

    🙏پروردگارا! ایران عزیزمان را در نور متعالی خودت قرار بده. 🙏خدایا! قلبهای ما را روشن، آگاه و فهیم بگردان. 🙏پروردگارا! نور، نام مبارک توست و هیچ نوری به جز نور حضرت حق در جهان، حقیقت ندارد. ما را از حقیقت انرژی نور خودت بهره مند بگردان. 🙏پروردگارا! این خاک عزیز را به تو می سپارم و ذره به ذره این خاک، نفس به نفس این خاک، مردم به مردم این خاک، زن و مرد و پیر و جوان و کودک و همه و همه را در پناه نور الهی تو قرار می دهیم. 🙏پروردگارا! ما دستمان از قدرت زمینی کوتاه هست ، قدرت آسمانی را به یاری ما بفرست. 🙏پروردگارا! کشور ما را حفظ بفرما و نور خودت را در تمامی لحظه ها در این کشور جاری بگردان. ✨عالم خیال، عالم خلق است. اگر در صفر باشید و در قلبتان حضور داشته باشید و تمام قسمتهای سرزمین ایران را در نور الهی تصور کنید، به یاری خداوند، به خلق منتهی خواهد شد و تقدیر تغییر خواهد کرد. 🙏دستمان را به دست پروردگار می دهیم و اراده خود را با حضرت حق گره می زنیم و منتظر آنچه که پروردگار برای ما می پسندد، می مانیم. ✨✨✨✨🙏✨✨✨✨ #پاکسازی_ایران @felnoor @inlight_video

  • без подписи

  • 27 июл.493285из joshannoor

    زمانی که ماهی حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید. حضرت یونس با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد، که توبه او در قرآن آمده است؛ و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است: «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» سوره انبیاء آیه ۸۷ «و یادآر حال یونس را، هنگامیکه از میان قوم خود خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم، انگاه در آن ظلمت ها فریاد کرد همانا خدائی بجز ذات یکتای تو نیست ، تو پاک و منزه هستی و من از ستمکارانم».

  • 24 июл.419105из revayateenoor

    حضرت مولانا می‌فرماید: گفت پیغمبر که نفحتهای حق اندرین ایام می‌آرد سبق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت رسولُ اللّه (صلى الله عليه و آله) می‌فرماید: إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن يُصِيبَكُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا. همانا از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسيم هايى مى وزد ، پس خود را در معرض آنها قرار دهيد، باشد كه نسيمى از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نيفتيد . بزرگواران، در زندگی انسان فرصت‌ها یا نفحه‌های عرفانی وارد می‌شود که سرشار از خیر و مملو از فرصت‌های تکرارنشدنی است. بسیار مراقب باشید این نفحه‌ها را از دست ندهید. در عجله، انسان این فرصت‌ها را نمی‌بیند و از کنارشان عبور می‌کند. گاهی اوقات پیش می‌آید که لیستی یا متنی را با عجله می‌خوانید و یک کلمه ده بار از مقابل چشمانتان عبور می‌کند، اما شما آن را نمی‌بینید؛ تنها به این دلیل که در شتاب و عجله هستید. نام مبارک «حلیم» کمک می‌کند که هم سرعت شما بالا باشد و هم آرامشتان در آن سرعت حفظ شود. چرا سرعت بالا می‌رود؟ چون برکت زمان وارد می‌شود. واقعاً یکی از مهم‌ترین موهبت‌هایی که خداوند می‌تواند در حق من و شما انجام دهد، این است که به زمان ما برکت ببخشد؛ به‌گونه‌ای که این زمان بسیار بیشتر از آن چیزی شود که به ذهن ما خطور می‌کند. ان‌شاءالله به نام «حلیم» پروردگار، کارهایی انجام دهیم که هیچ‌کس باور نکند در طول یک عمر امکان داشته است، بلکه احساس کنند هزاران سال زمان نیاز داشته است. به برکت نام «حلیم» این اتفاق می‌تواند بیفتد. بزرگواران، نام‌های خداوند معجزه می‌کنند. هر کس اسامی خداوند را صادقانه و عاشقانه، بدون هیچ ادعایی، طلب کند و بگوید: «ای نام مبارک دعوتت می‌کنم، در زندگی من بیایی»، و با این نام‌ها خدا را صدا بزند، وضعیت زندگی‌اش کاملاً متفاوت می‌شود. توجه فرمایید، هر ماده‌ای یک محور مکان دارد و یک محور زمان. محور زمان تقریباً در همه‌ی ما دچار اختلال شده است. وقتی می‌گوییم خراب شده، یعنی از حالت طبیعی خارج شده و به وضعیت تاریک یا ظلمانی رفته است. وقتی محور زمان به این حالت می‌رود، محور مکان ما ـ یعنی تن ما یا زندگی بیرونی ما ـ نیز دچار آشفتگی می‌شود. این همان معنای آیات شریفه‌ی سوره عصر است: «والعصر، إن الانسان لفی خسر» یعنی ما در زیان هستیم. چرا؟ چون محور زمان، محور مکان را نیز دچار اختلال کرده است. حتی کسانی که فیزیک دبیرستان هم خوانده باشند، مفهوم محور مکان و زمان را می‌شناسند. تصور کنید نموداری که یک محور آن مکان است و محور دیگر آن زمان؛ وقتی محور زمان جمع یا فشرده شود، شکل نمودار به هم می‌ریزد. نمودارهای ما به هم ریخته‌اند، موج ما به هم ریخته است. در روزهای گذشته فرا گرفتیم که موج باید اصلاح شود. وقتی موج در محور زمان اصلاح شود، ساز هستی نواخته می‌شود و موسیقی هستی با تن ما در جهان جاری می‌گردد، ان‌شاءالله. پوزش می‌طلبم از همه‌ی عزیزانی که پیام شکواییه و اعتراض فرستاده‌اند و گفته‌اند مطالب سنگین است و متوجه نمی‌شوند. بزرگواران، اصلاً مهم نیست اگر متوجه هم نشدید؛ ادامه بدهید. شاید برخی از این پیام‌ها، برای نسل‌های بعدی باشد یا برای افراد خاص. هر کسی به اندازه‌ی نیاز خود برمی‌دارد و مطمئن باشید همان مقداری که متوجه می‌شوید، برای شما کفایت می‌کند و می‌تواند گره‌ای از زندگی شما باز کند. از این‌که زبان ما کوتاه است و توان بیان مفصل این مطالب را نداریم، عذرخواهی می‌کنیم. ان‌شاءالله در آینده انسان‌هایی بیایند که شرحی گسترده بر اسمای الهی ارائه دهند تا جان‌ها تازه شود. این تازه آغاز ماجراست. #علم‌النور #فصل_سوم #جلسه‌_بیست_و_هفتم #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۹

  • جوشن ، چشمه نور pinned «لینک یاب جوشن چشمه نور بسم الله الرحمن الرحیم اهدنا صراط مستقیم ✨❤️✨ سلام قولا من رب رحیم لینک یاب جوشن کبیر لینک یاب چله علم النور لینک یاب عاشقانه‌های جوشن کبیر لینک یاب چله علم النور ۲ سوره الضحی نگاه ناظر نماز سلام قولا من رب رحیم سلام…»

  • 22 июл.438712из joshannoor

    لینک یاب جوشن چشمه نور بسم الله الرحمن الرحیم اهدنا صراط مستقیم ✨❤️✨ سلام قولا من رب رحیم لینک یاب جوشن کبیر لینک یاب چله علم النور لینک یاب عاشقانه‌های جوشن کبیر لینک یاب چله علم النور ۲ سوره الضحی نگاه ناظر نماز سلام قولا من رب رحیم سلام و نور دعای عهد رهایی از ماتریکس زمان آیه الکرسی با صدای استاد فرهمند لینک یاب اول صد میدان لینک یاب دوم صد میدان لینک یاب سوم صد میدان لینک یاب علم النور ۳ فایل هایی در مورد انسان کامل لینک یاب چله علم النور فصل چهارم

  • 20 июл.454173из revayateenoor

    بزرگواران، اندک‌اندک به برکت نام‌های پروردگار به مقام صدق می‌رسیم. صدق یعنی: راستی، درستی و یک‌رویی. اکنون من در عالم معنا اسمی دارم که با نام من در عالم ماده سازگار نیست. همه گمان می‌کنند من آدم خوبی هستم اما نام من در عالم معنا، نشانی از فقر و ظلمت من دارد. پس باید به صدق برسیم یعنی من با تنِ مادی و روح خود یکی شوم. خداوند در اسم‌های خود «در صدق» است و هر نامی که دارد حقیقتاً همان است. اما ما هرچه نمایش می‌دهیم درونمان چیز دیگری است. متأسفانه درون ما اغلب پلید است و تنها ظاهرمان را آراسته نگه می‌داریم. نام‌های پروردگار یک‌رنگی می‌آورند. یعنی همان‌گونه که ذات مبارک او، در صداقت است، ما نیز اندک‌اندک در صداقت و راستی قرار می‌گیریم. اوحدی مراغه‌ای: «راستی کن که راستان رستند راستان در جهان قوی‌ دستند» به این شیوه در «دست خدا» و به‌عبارتی در «يَدُاللَّهِ» قرار می‌گیریم. پس عزیزان، وقتی نام‌های پروردگار را صدا می‌زنیم، در حقیقت با این نام‌ها عشق‌بازی می‌کنیم، نه آن‌که بگوییم: «این نام را این تعداد می‌گویم تا فلان اثر را بگذارد و فلان گره را باز کند!» ما راه دیگری نمی‌دانیم، چیزی جز این بلد نیستیم، تنها می‌توانیم با نام پروردگار عشق‌بازی کنیم. «چون میسر نیست من را کام او عشق‌بازی می‌کنم با نام او» به این شیوه با نام‌های پروردگار، ارتباط قلبی برقرار می‌کنیم. نام‌های پروردگار در یک درجه‌ی آگاهی برای ما صرفا اسمی هستند که تکرار می‌کنیم و بر زبان می‌آوریم و در بهترین حالت درباره‌شان تدبر می‌کنیم. اما از جایی به بعد، نام‌های پروردگار محل زیستن ما گشته و خانه‌ی امن و حفاظ ما می‌شود. چرا؟ زیرا از مُلک مجازی شیطان و ابلیسی که در آن بودیم وارد ملک پروردگار می‌شویم. از آن پس دیگر نمی‌گوییم: «این نام را تکرار کردم.» می‌گوییم: «در این نام وارد شدم.» یعنی تحت تابش آن نام قرار می‌گیریم و دنیای ما آن نام مبارک می‌شود. در زبان انگلیسی وقتی می‌گوییم؛ «به نام خدا» می‌گوییم: «In the name of God» «In» به معنای «در» و «درون» است. یعنی: «در نام پروردگار» «پس یک درجه‌ی آگاهی است که می‌گوید: «در نام خدا قرار گیریم.» فرض کنید محیطی امن وجود دارد و من می‌خواهم وارد آن شوم. من اکنون در طیفی پر از پارازیت، اغتشاش و فرمان‌های منفی قرار دارم می‌خواهم بگویم: «In the name of God» وارد نام خداوند شوم. #علم‌النور #فصل_چهارم #دیباچه #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۴

  • 9 июл.599146из revayateenoor

    حال به‌ چه‌کسی و به چه‌چیزی خدمت کنیم؟ هرچه جلوی دست شماست، همان درست است. اگر امروز یک سفره‌ای جلوی من و شما گسترده شده است، یک کاری پیش روی ماست یا اتّفاقی پیش آمده‌است، همان درست‌است، همان‌جا باید خدمت‌گزاری خود را به حق ثابت کنیم و با عشق و علاقه، آن‌چه از دست‌ ما برمی‌آید را انجام دهیم، چرا؟ چون نام مبارک خداوند، نامی‌است که در اختیار درست‌کاران قرار می‌گیرد! ممکن‌است افراد زیادی، انسان‌های اندیشمند و متفکّری باشند، بسترهای خوبی هم داشته باشند، امّا کار مُهم است، این‌که من چه‌کاری انجام می‌دهم، این مهم است. پس درست‌کاری بسیار بالاتر از سخنان زیبا و فکرهای زیباست. درست‌کاری؛ یعنی باید کار درستی در این دنیا انجام داد. همان‌طور که در جلسات پیش گفته‌شد، فکر، سخن و نگاه موج دارد. اما قوی‌ترین موج عالم هستی، کار نیک است! آن‌کاری که شما انجام می‌دهید، در حین انجام آن، ذرّات جهان هستی را جابه‌جا می‌کنید! حال هر شغلی، هر کاری که انجام می‌دهید، در همان لحظه، با فعل شما نوسان یا موجی در جهان ایجاد می‌شود. این موج را متبرّک به اسماءالحسنی کنید و به نیّت نام‌های‌الهی و با خدمت انجام دهید. این کار می‌تواند غذا پختن شما باشد، رانندگی‌کردن شما باشد؛ هر‌کاری که انجام می‌دهید، به یاد داشته باشید، در لحظه‌ای که درحال انجام کاری هستید، شما سرگرم ایجاد یک موجی در هستی می‌باشید. همین الان که من دستم را هنگام صحبت‌کردن جلوی شما تکان می‌دهم، در حال حرکت دادن مولکول‌های هوا هستم؛ با صوتی که از دهان من خارج می‌شود، مولکول‌های هوا به حرکت درمی‌آید؛ یعنی در حال صادر کردن موجی به جهان هستم. درست‌کاری؛ یعنی کاری که انجام می‌دهم، حرکتی، جابه‌جایی که توسط من در جهان اتفاق می‌افتد؛ این باید درست باشد. «درست بودن» به این مفهوم‌است که به بهترین شیوه‌ی مادّی و بهترین انگیزه‌ی معنوی انجام شود. این‌جاست که شما یک کار ساده‌ای انجام می‌دهید، امّا سبب گسترش نام‌های پروردگار در دنیا می‌شود. مثلاً شما دارید یک حرکتی می‌کنید، خیلی به ظاهر حرکت ساده‌ای است، امّا حواس شما نیست، چون شما اسامی خداوند را تکرار می‌کنید و وجودتان را با نام‌های خداوند مطهّر می‌کنید، آن کار عادی شما، موج خدا را در درون خودش دارد. چقدر خوب‌است که یک نفر به‌طور مثال فروشنده‌ی یک کالایی، تولیدکننده یا خدمت‌گزار در جامعه است یا هر شغلی که می‌خواهد داشته باشد؛ حال تصوّر کنید، در لحظه دارد به دل ذکر الهی می‌گوید و با دست در حال کار کردن است. «دل به یار و دست به کار» این، متعالی‌ترین حالت زیست ماست که دلمان به یار باشد، لبمان به ذکر یار باشد و دستمان به کار باشد و آن کاری که در جهان ایجاد می‌شود، یک موج نیکو در جهان ایجاد می‌کند. حال واقعٱ مشاهده کنید؛ اگر کسی نانوا، آشپز، کارگر است، چقدر افراد قرار است از طریق آن‌ها روزی بخورند و در زندگیشان اتّفاقات رخ دهند؛ این بهترین تبلیغ نام‌های پروردگار است. یعنی کسانی که گمان می‌کنند باید مثلاً به دیگران خرده بگیرند و بگویند: «حجابت را رعایت کن، این کار را بکن» یا آنان را به فلان دین دعوت کنند یا بگویند: «بیا این کار را انجام بده»، این‌گونه رفتارها بسیار سطحی است. کار اصلی این‌است که من خودم خوب باشم، اگر من خودم خوب باشم، خودبه‌خود از من موجی از نیکی در جهان صادر می‌شود. موضوع دوم این‌است که وقتی شما اقدام به انجام یک عمل نیک یا درست‌کاری می‌کنید، آن لحظه‌ای که موج نیکی از شما صادر می‌شود، باید با خلوص نیت و بدون انتظار نتیجه یا پاداش باشد. در واقع، این عمل باید به گونه‌ای باشد که خودتان هم به آن فکر نکنید یا آن را اندازه‌گیری نکنید. چرا که دشمن نیروهای الهی و موانع در مسیر رشد و تعالی، همان اندازه‌گیری و سنجش است. یعنی من نفهمم که چه‌قدر شد؟ چه کاری کردم؟ چه اتفاقی افتاد؟ چون در آیات مختلفی خداوند می‌فرمایند: «...بِغَیْرِ حِسابٍ‌ ...» باید طوری‌ باشد که نفهمید، یعنی بغیر حساب باشد، قابل محاسبه نباشد. محاسبه خوب‌ است، امّا آن را به بُعدی پایین‌تر می‌کشاند، یعنی نفهمید! انجام دهید امّا نتیجه‌اش را نبینید! #علم‌النور #فصل_سوم #جلسه‌_سی‌ام #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۲

  • 8 июл.448101из revayateenoor

    بزرگواران، ما در هر مرحله، تجلّی نام‌های الهی را هم‌چون درسی که به آن نیاز داریم، مشاهده کرده و با آن نام حرکت می‌کنیم. شاید در تابلوی اسماءالحسنی نام «غفّار» را دیده باشید، اما نامی که پس از نام مبارک «عظیم» می‌آید، نام «غفور» است. آیا این دو نام، که هر دو ظاهرا به معنای بخشنده هستند، هم‌معنی‌اند؟ وقتی نام مبارک «غَفور» در کنار نام مبارک «شَکور» قرار می‌گیرد، باب و منزل دیگری از بخشش برای ما می‌گشاید. پس نگوییم که این نام‌ها تکراری هستند. هر یک از این نام‌ها در جایگاه خود، کاری خاص انجام می‌دهند. نام «غَفّار» پروردگار، در منزل خود عملی انجام می‌دهد و نام مبارک «غَفوُر» در منزل خود، باب شکر پروردگار را می‌گشاید. از همین رو، دو نام مبارک «غَفور» و «شَکور» را باید در کنار یک‌دیگر بررسی کرد. بزرگواران، توجه کنید؛ زمانی پیش می‌آید که انسان از پروردگار قدردانی می‌کند و می‌گوید: «خدایا شکر، الحمدلله بابت تمام نعمت‌های پروردگار.» همین‌که انسان به درک شکرگزاری برسد، خود این ادراک نیازمند نام «شَکور» پروردگار است. یعنی نام قدردان و سپاس‌گزار پروردگار باید تجلّی کند تا این فهم به انسان عطا شود؛ چراکه ممکن‌است انسان شاکر پروردگار باشد بی‌آن‌که حقیقت شکر را درک کرده باشد. پس این پرسش پیش می‌آید که چرا خداوند «شکور» است و خداوند برای چه‌چیزی می‌خواهد از من قدردانی کند؟ موضوع این‌است که خداوند بستر قدردانی را با نام «شَکور» خود فراهم می‌کند. هم‌چنین نام «شَکور» پروردگار، نیکی‌های ما را بسیار سریع به سوی ما بازمی‌گرداند. البته بخشی از نیکی‌هایی که قرار‌است در زندگی به ما برسد، در آخرت مشاهده می‌کنیم. بخشی دیگر از نیکی‌ها، درونی است و انسان آن‌ها را به‌طور ملموس حس نمی‌کند. گاهی خداوند‌ به سبب نیک‌سیرتی انسان، پاداش‌ و هدایایی عطا می‌کند تا فرد بفهمد مورد حمایت است و عمل درست او، مورد پذیرش قرار گرفته‌است. امّا برای گشوده‌شدنِ دروازه‌ی نام «شَکور»، ابتدا باید مشمول نام «غَفور» یا بخشنده‌ی پروردگار قرار بگیریم. اکنون شواهدی از کتاب شریف قرآن ذکر می‌کنیم تا روشن شود وقتی نام‌های «غَفور» و «شَکور» در کنار یک‌دیگر قرار می‌گیرند، چه رخدادی شکل می‌گیرد. خداوند در قرآن می‌فرمایند: إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرّاً وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ (سوره فاطر آیه ۲۹) به یقین کسانى که کتاب الهى را تلاوت مى‌کنند، نماز را برپا مى‌دارند و از آن‌چه به آنان روزى داده‌ایم پنهان و آشکارا انفاق مى‌کنند، تجارتى (پرسود)، بى‌زیان و خالى از کساد را امید دارند. زیان در این‌جا چگونه معنا می‌شود؟ گاهی انسان احساس می‌کند که اگر وقتی را به عبادت اختصاص دهد، از کار و زندگی بازمی‌ماند؛ گویی میان عبادت و کار تعارضی وجود دارد. قرآن می‌فرمایند: «نگران نباش، عبادت کن؛ به کارت زیانی نمی‌رسد.» در برخی کشورها که باورهای دینی استوارتری دارند، می‌بینید هنگام اذان، کسب‌وکار خود را رها می‌کنند و به عبادت می‌پردازند. در عین حال، رونق بازار آن‌ها از بسیاری جاها بیشتر است و هرگز دچار زیان نمی‌شوند. پس به یاد داشته‌باشید، هر زمان که در حدّ معقول از کار خود برای عبادت وقت گذاشتید، زیان نمی‌کنید و البته وقتی زیان در کار نباشد، چه‌بسا سود هم حاصل شود. در ادامه در آیه شریفه‌ی دیگری می‌فرمایند: لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (سوره فاطر آیه ۳۰) (آنها این اعمال صالح را انجام مى‌دهند) تا خداوند اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است. «لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ»؛ پاداش کامل، موضوعی بسیار مهم است که در جای دیگری به آن خواهیم پرداخت. «یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»؛ یعنی از فضل خود بر آنان می‌افزاید. و در پایان می‌فرمایند: «إنَّهُ غفَورٌ شَکور»؛ زیرا خداوند «غَفور» و «شَکور» است. گفتیم که بخشندگی، به معنای گشودن راه است؛ تجلیِ نام «غَفور» به چه معناست؟ فرض کنید قرار است تابشی از نام «شَکور» _قدردان و پاسخ‌دهنده به نیکی‌ها _ به ما برسد؛ امّا خطاهایی در ما وجود دارد که مانع این تابش می‌شود. در این‌جا، نام «غَفور» پروردگار می‌آید تا این خطاها را بزداید و ما را شایسته‌ی دریافت تجلّی نام «شَکور» گرداند. #علم‌النور #فصل_سوم #جلسه‌_بیست_و_نهم #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۲

  • 8 июл.35372из revayateenoor

    به‌نام خداوند بخشنده بر عاشقان خداوند قوّت به خسته‌دلان به‌نام خداوند اصل سپاس خداوند دور از رخش، ناسپاس به‌نام خداوند غفّار پاک خداوند بخشش بر افتاده خاک به‌نام خداوند راز و نیاز خداوند کفرش برِ حرص و آز به‌نام خداوند شبنم به برگ خداوند باقی ندیده‌است مرگ به‌نام خداوند تن را شفا خداوند اسمش نماید دوا به‌نام خداوند واجب وجود خداوند جاری به هستی چو رود سلام و عرض ادب و احترام. با نام و یاد پروردگار هستی‌بخش که چراغ هدایت جان‌ها و نور دل‌هاست. با درود و سلام بر اولیای‌الهی و انبیاء و صدیقین و پاکان روزگار و با درود و سلام بر فرشتگان الهی، حامل اسماء‌حق بر زمین. در بیست‌ونهمین بامداد از چلّه‌ی علم‌النور سه قرار داریم. بزرگواران، نام «عظیم» پروردگار، نامی سرشار از عظمت است و این نام معظّم و بزرگوار، چه‌بسا در ظرف کوچک ما نگنجد؛ حتّی در حدی که بتوانیم آن را حس کنیم. امّا پروردگار در حق ما لطفی روا می‌دارد؛ بدین‌گونه که ظرف وجودی و روح ما را گسترش می‌دهد تا لایقِ فهمِ نام «عظیم» پروردگار شویم. آن‌قدر گسترش می‌دهد که بتوانیم قطره‌ای از عظمت این نام مبارک را درک کنیم و ان‌شاءاللّه هر روز بیش‌از‌پیش، عظمت پروردگار را در وجود خود لمس کنیم و این، همان تجربه‌ی درک پروردگار است. یعنی هرچه بیشتر خدا را در فراز و نشیب زندگی، مشکلات، کمبودها و معجزاتی که لحظه‌به‌لحظه برای ما رخ می‌دهد تجربه کنیم، آگاه‌تر می‌شویم. چه‌بسا معجزات بسیاری در حال وقوع است، امّا آن‌چنان برای ما عادی شده‌اند که آن‌ها را روندی طبیعی می‌پنداریم. چه‌بسا تک‌تک اتفاقات خلقت ما معجزه باشد؛ چه‌بسا تمام روزمرگی‌های ما معجزه هستند؛ امّا ما به آن عادت کرده‌ایم. آن‌قدر عادت کرده‌ایم که گاهی فراموش می‌کنیم این رخدادها خارق العاده‌ هستند؛ فراتر از درک ما هستند و به نحوی هدایت می‌شوند. همه‌ی این‌ها سبب می‌شود که باور و ایمان ما به پروردگار فزونی گیرد و روزبه‌روز عظمت حق را بیشتر درک کنیم. راه رشد ما، درک نام «عظیم» پروردگار است. چرا؟ زیرا می‌خواهیم ظرف وجودی، آن جام و سبوی روح خود را گسترش دهیم و برای این گسترش باید نام مبارک «عظیم» را در جان خود لمس کنیم تا سبب وسعت وجود ما شود. گاهی ما مانند ظرفی کوچک هستیم که اگر چند سبوی آب در آن بریزند، لبریز می‌شود و فریاد «اَنَاالحَق» سر می‌دهد، چرا که ظرفش پر شده است. و گاهی نیز هم‌چون اقیانوسی عمیق می‌شویم؛ آن‌قدر بزرگ که می‌توانیم تمام خشم، کینه، نفرت، عشق، محبت و هر آن‌چه از صفات روانی و روحی در دنیا هست را، چون قطره‌ای، در دل خود جای دهیم. دل انسانی که به نام «مُعظّم» پروردگار زینت یافته است؛ بزرگ می‌شود. اگر انسانی زودرنج است، زود از چیزی سیر می‌شود دل‌گیر و ناراحت می‌شود، زود از مسیر خارج می‌شود و توان صبر و حلم کافی ندارد، بخشی از این وضعیت به کوچک بودن ظرف وجود او بازمی‌گردد. با یک مویز گرمی‌ و با یک غوره سردی‌اش می‌شود. یعنی پیوسته در حال نوسان است و این نوسان از کوچک بودن ظرف وجودی او سرچشمه می‌گیرد. اقیانوس عمیق به‌سادگی دچار نوسان و تلاطم نمی‌شود؛ این آب‌های سطحی هستند که خروشان می‌شوند. آب‌های عمیق، در عمق‌ هستند، وزین، سنگین و گران‌مایه‌ هستند و هم‌چون خس و خاشاک نیستند که باد آن‌ها را به این‌سو و آن‌سو پرتاب کند. انسانی که «حلیم» می‌شود، بردبار می‌شود و وقار و ابهت می‌یابد. انسانی که نام «عظیم» پروردگار را بر زبان و در جان جاری می‌کند، چون اقیانوس می‌شود و از موج و نوسان رها می‌گردد. انسان هرچه بیش‌تر نام «عظیم» پروردگار را طلب کند، صبرش افزون‌تر می‌شود، کلامش نافذتر می‌گردد و ادراکش عمق بیشتری می‌یابد؛ چرا که از حالتی سطحی، به وضعیتی عمیق و گسترده وارد شده‌است. #علم‌النور #فصل_سوم #جلسه‌_بیست_و_نهم #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۱

  • 6 июл.352225из revayateenoor

    حضرت مولانا می‌فرماید: گفت پیغمبر که نفحتهای حق اندرین ایام می‌آرد سبق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت رسولُ اللّه (صلى الله عليه و آله) می‌فرماید: إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن يُصِيبَكُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا. همانا از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسيم هايى مى وزد ، پس خود را در معرض آنها قرار دهيد، باشد كه نسيمى از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نيفتيد . بزرگواران، در زندگی انسان فرصت‌ها یا نفحه‌های عرفانی وارد می‌شود که سرشار از خیر و مملو از فرصت‌های تکرارنشدنی است. بسیار مراقب باشید این نفحه‌ها را از دست ندهید. در عجله، انسان این فرصت‌ها را نمی‌بیند و از کنارشان عبور می‌کند. گاهی اوقات پیش می‌آید که لیستی یا متنی را با عجله می‌خوانید و یک کلمه ده بار از مقابل چشمانتان عبور می‌کند، اما شما آن را نمی‌بینید؛ تنها به این دلیل که در شتاب و عجله هستید. نام مبارک «حلیم» کمک می‌کند که هم سرعت شما بالا باشد و هم آرامشتان در آن سرعت حفظ شود. چرا سرعت بالا می‌رود؟ چون برکت زمان وارد می‌شود. واقعاً یکی از مهم‌ترین موهبت‌هایی که خداوند می‌تواند در حق من و شما انجام دهد، این است که به زمان ما برکت ببخشد؛ به‌گونه‌ای که این زمان بسیار بیشتر از آن چیزی شود که به ذهن ما خطور می‌کند. ان‌شاءالله به نام «حلیم» پروردگار، کارهایی انجام دهیم که هیچ‌کس باور نکند در طول یک عمر امکان داشته است، بلکه احساس کنند هزاران سال زمان نیاز داشته است. به برکت نام «حلیم» این اتفاق می‌تواند بیفتد. بزرگواران، نام‌های خداوند معجزه می‌کنند. هر کس اسامی خداوند را صادقانه و عاشقانه، بدون هیچ ادعایی، طلب کند و بگوید: «ای نام مبارک دعوتت می‌کنم، در زندگی من بیایی»، و با این نام‌ها خدا را صدا بزند، وضعیت زندگی‌اش کاملاً متفاوت می‌شود. توجه فرمایید، هر ماده‌ای یک محور مکان دارد و یک محور زمان. محور زمان تقریباً در همه‌ی ما دچار اختلال شده است. وقتی می‌گوییم خراب شده، یعنی از حالت طبیعی خارج شده و به وضعیت تاریک یا ظلمانی رفته است. وقتی محور زمان به این حالت می‌رود، محور مکان ما ـ یعنی تن ما یا زندگی بیرونی ما ـ نیز دچار آشفتگی می‌شود. این همان معنای آیات شریفه‌ی سوره عصر است: «والعصر، إن الانسان لفی خسر» یعنی ما در زیان هستیم. چرا؟ چون محور زمان، محور مکان را نیز دچار اختلال کرده است. حتی کسانی که فیزیک دبیرستان هم خوانده باشند، مفهوم محور مکان و زمان را می‌شناسند. تصور کنید نموداری که یک محور آن مکان است و محور دیگر آن زمان؛ وقتی محور زمان جمع یا فشرده شود، شکل نمودار به هم می‌ریزد. نمودارهای ما به هم ریخته‌اند، موج ما به هم ریخته است. در روزهای گذشته فرا گرفتیم که موج باید اصلاح شود. وقتی موج در محور زمان اصلاح شود، ساز هستی نواخته می‌شود و موسیقی هستی با تن ما در جهان جاری می‌گردد، ان‌شاءالله. پوزش می‌طلبم از همه‌ی عزیزانی که پیام شکواییه و اعتراض فرستاده‌اند و گفته‌اند مطالب سنگین است و متوجه نمی‌شوند. بزرگواران، اصلاً مهم نیست اگر متوجه هم نشدید؛ ادامه بدهید. شاید برخی از این پیام‌ها، برای نسل‌های بعدی باشد یا برای افراد خاص. هر کسی به اندازه‌ی نیاز خود برمی‌دارد و مطمئن باشید همان مقداری که متوجه می‌شوید، برای شما کفایت می‌کند و می‌تواند گره‌ای از زندگی شما باز کند. از این‌که زبان ما کوتاه است و توان بیان مفصل این مطالب را نداریم، عذرخواهی می‌کنیم. ان‌شاءالله در آینده انسان‌هایی بیایند که شرحی گسترده بر اسمای الهی ارائه دهند تا جان‌ها تازه شود. این تازه آغاز ماجراست. #علم‌النور #فصل_سوم #جلسه‌_بیست_و_هفتم #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۹

  • 4 июл.436154из revayateenoor

    علم طب و حتی روان‌شناسی می‌تواند ما را به تعادل برساند، اما وقتی از آن حالت بیرون می‌آییم؛ مثلاً با دو نفر حرف می‌زنیم و به هم می‌ریزیم یا غذای بد می‌خوریم، باز در عدم تعادل و نابسامانی قرار می‌گیریم. پروردگار با نور نامهای مبارک، «نقطه‌ی عدل» ما را تضمین می‌کند و ما را در آن نقطه ثابت می‌گرداند. اگر خودمان شخصاً در آن نقطه قرار بگیریم، دوباره به هم می‌ریزیم. «نام‌های پروردگار»، امکانات خلقت را به شیوه‌ای در اختیار ما قرار می‌دهد که در «نقطه عدل» خود بمانیم و به هم نریزیم. وقتی در «نقطه‌ی تعادل» قرار گرفتیم، از آن‌جا می‌توانیم نیروهای لطیف جهان و حتی «تن لطیف» خود را حس کنیم. بزرگواران، زمانی که در حالت «مراقبه» یا عبادت قرار می‌گیرید، حس بسیار خوبی دارید و فکر می‌کنید در بدنتان موجی هست ولی در بدن شما موجی نیست، خودِ بدنتان ماهیت موجی دارد. اگر این نکته‌ی بسیار ظریف را بتوانید درک کنید، بسیاری از مسائل ماورایی برایتان روشن می‌شود. مثلاً ممکن است بگویید: «من جایی رفتم و احساس سنگینی کردم، گویا چیزی به تنم وارد شده است.» خیر، تن شما در «امواج سنگینِ» خود قرار گرفته است. همان‌طور که در جلسات پیش گفتیم، ما «جسم» نیستیم، ما «موج» هستیم. بدن ما یک «طول موج» دارد که می‌تواند فشرده‌تر شود و به وضعیت «ماده ثقیل» نزدیک گردد؛ ما می‌توانیم شبیه به سنگ شویم، هم انقباض عضلانی و هم انقباض روانی داشته باشیم به این حالت در اصطلاح عرفانی «یبوست» می‌گویند . این واژه فقط مربوط به روده نیست؛ بلکه شامل قبض و گرفتگی کل تن می‌شود. در مقابل، می‌توانیم در حالت «فرح» قرار بگیریم؛ «فرح»، حالت سبک‌بالی است که روح در حالت سبک و بالارونده‌ای قرار می‌گیرد. پس بزرگواران، چیزی بر ما عارض نمی‌شود؛ تن ما در وضعیت‌های مختلف «ارتعاشی» قرار می‌گیرد؛ یا در «ارتعاش ثقیل» قرار می‌گیریم که احساس تنش و فشار می‌کنیم—که معمولاً این حالت رایج است—یا در لحظاتی که در طبیعت، عبادت، مهر، آغوش و یا حس‌های خوب قرار می‌گیریم یک‌باره زمان و مکان را درک نمی‌کنیم و در ارتعاش لطیف قرار می‌گیریم. گاهی آن‌قدر بدن سبک می‌شود که ماده را نمی‌توانیم درک کنیم؛ یعنی اصلاً حس نمی‌کنیم که تن داریم. چرا؟ آیا واقعا تن نداریم؟ خیر؛ ما «موج» هستیم و در طول موجی لطیف قرار گرفته‌ایم که حس تن را از بین می‌برد. یک‌باره فراموش می‌کنیم که بدن داریم. این تجربه گاهی در هنگام داشتن درد و زخم و بیماری هم اتفاق می‌افتد. مثلاً شما در درد و ناراحتی هستید، اما یک‌باره کسی را که بسیار دوست دارید، می‌بینید؛ چنان از شوق دیدارش به پرواز درمی‌آیید که یادتان می‌رود اصلاً درد داشتید. بسیاری این تجربه را داشته‌اند؛ به‌ویژه مادران و پدرانی که ناگهان فرزندشان را می‌بینند و فراموش می‌کنند که پا درد یا کمر درد داشتند! آیا درد واقعاً از بین رفته است؟ بله، از بین می‌رود. چرا دوباره برمی‌گردد؟ چون دوباره در «ماده ثقیل» قرار می‌گیریم. بزرگواران، «جسم» و «زندگی» خود را به عنوان دنیای صلب، ثابت و محکم نبینید. ما یک «موج» هستیم که این موج می‌تواند از فرش تا عرش جابه‌جا شود؛ یعنی می‌تواند از «قبض»، «گرفتگی» و «سختی» تا «سبک‌بالی»، «فرح» و «سرور» حرکت کند. این، بستگی به مقام ما دارد. به همین دلیل بسیاری از بیماری‌ها با درک این ارتعاشات، درمان و بهبود می‌یابند. #علم‌النور #فصل_سوم #جلسه‌_بیست_و_پنجم #علی_مقدم @revayateenoor صفحه‌ی ۳

  • 28 июн.501126из revayateenoor

    ✨10) بسیاری از ادبارهای زندگی از کدهای ذهنیِ تلخ می‌آیند - خاطرات تلخ و ذهنیت‌های منفی، به پیش‌فرض‌های فکری تبدیل می‌شوند. - این پیش‌فرض‌ها، انسان را از اقبال دور می‌کنند. - پاک‌سازی درون، فقط آرامش روانی نیست؛ بلکه بازگشت به مدار برکت و گشایش الهی است. ✨ 11) چهارمین بند: درگیری‌های اجتماعی، مالی و خانوادگی - بخش مهمی از گرفتاری انسان، از روابط پیچیده و حل‌نشده با دیگران ناشی می‌شود. - درگیری بر سر: - ارث، - معاملات، - حقوق مالی، - و دلخوری‌های خانوادگی، ذهن را فرسوده می‌کند. - این امور مانع خلوت معنوی و عبادت می‌شوند. ✨ 12) ریشه بسیاری از درگیری‌ها: نبود شفافیت و صراحت - جلسه تأکید می‌کند که بسیاری از مشکلات از اینجا ناشی می‌شوند: - حرف نزدنِ روشن، - تعیین نکردن حریم‌ها، - تعارف‌های بی‌جا، - ثبت نکردن توافق‌ها، - و دوپهلو سخن‌گفتن. - راه حل: - صراحت مؤدبانه، - تعیین مرزها، - شفافیت در روابط و معاملات، - و گفتنِ محترمانه‌ی «نه». ✨ 13) طمع، یکی از عوامل اصلی گرفتاری است - انسان گاهی می‌فهمد معامله یا پیشنهاد نادرست است، اما به‌خاطر طمع چشم می‌پوشد. - بعد از گرفتارشدن، هم مالش آسیب می‌بیند و هم آرامش روانی و معنوی‌اش. - یکی از نشانه‌های حکمت، توانایی در نه گفتن و نرفتن به دام طمع است. ✨ 14) آزادی به معنای فرار از مسئولیت نیست - متن با این نگاه مقابله می‌کند که: - ازدواج نکردن، - فرزند نداشتن، - و دوری از تعهد، نشانه آزادی است. - برعکس، آزادی حقیقی در آزادبودن دل است، نه در بی‌مسئولیتی. - مسئولیت‌پذیریِ درست می‌تواند خود منشأ برکت و گشایش باشد. ✨ 15) انسان باید فقط بنده خدا باشد - وابستگی به هر چیز غیرالهی، نوعی بندگی است. - جمله محوری: - «بنده آنی که در بند آنی» - انسان باید وظایفش را انجام دهد، اما دلش را وابسته هیچ‌چیز جز خدا نکند. ✨ 16) هدف نهایی: گشوده‌شدن چشم دل - اگر بندها رها شوند: - انسان سبک می‌شود، - عبادت برایش شیرین می‌شود، - خواب و بیداری‌اش معنا پیدا می‌کند، - و حضور برکات و فرشتگان را درک می‌کند. - مقصد نهایی، رسیدن به بهره‌ای حقیقی از دنیا و آخرت و مشاهده حقیقت است. 🔸 پیام اصلی جلسه در یک جمله ✨راه نجات و اقبال، پیوند عملی و قلبی با حضرت سیدالشهداء، توبه و استغفار، رهایی از بندهای گناه، عادت، رنج و درگیری، و رسیدن به آزادی درونی و عبودیت الهی است.✨ #سفینه‌ی_نجات۲ #جلسه_دوم #خلاصه #علی_مقدم @revayateenoor

  • 28 июн.44987из revayateenoor

    🟢 خلاصه و نکات مهم جلسه‌ی دوم سفینه‌ی نجات ۲ 🔹این جلسه بر محور برکات وجود حضرت سیدالشهداء و نقش ایشان در نجات انسان از گرفتاری‌های درونی و بیرونی می‌گردد. 🔹 استاد عزیز توضیح می‌دهد که امام حسین (ع) همان سفینةالنجات است؛ یعنی هرکس با ایشان پیوند برقرار کند، وارد مسیر نجات و اقبال می‌شود. 🔹 اقبال در اینجا به‌معنای نیرویی الهی برای پیشرفت، گشایش، رشد و سبک‌شدن از بندها و سنگینی‌های زندگی است. 🔹جلسه تأکید می‌کند که انسان برای ورود به این سفینه باید سبک شود؛ زیرا گناهان، عادت‌های نادرست، رنج‌های انباشته، کینه‌ها، دلخوری‌ها، وابستگی‌ها، اعتیادها، و درگیری‌های ذهنی و اجتماعی، او را سنگین کرده‌اند و مانع عبادت، تمرکز، خواب معنوی، رشد روحی و اتصال به خدا می‌شوند. 🔹راه رهایی از این بندها، توبه، استغفار، ذکر یونسیه و پیوند عملی با حضرت سیدالشهداء است. 🔷سخنران چند دسته از بندهای انسان را برمی‌شمارد: ✨نخست گناهان آشکار و پنهان و حق‌الناس‌هایی که حتی گاه از آن‌ها بی‌خبریم؛ ✨دوم عادت‌های غلط و اعتیادها که انرژی روح و ذهن را می‌بلعند؛ ✨ سوم رنج‌ها، خاطرات تلخ، غصه‌ها و دلخوری‌های انباشته که انسان با آن‌ها هویت می‌سازد و از محبت الهی پر نمی‌شود؛ ✨ چهارم درگیری‌های اجتماعی و مالی که ریشه در نبود شفافیت، تعارف‌های بی‌جا، طمع و ناتوانی در صراحت و تعیین حدود دارد. 🔹در بخش پایانی، استاد عزیز معنای حقیقی آزادی را بیان می‌کند: آزادی نه در فرار از مسئولیت، بلکه در رهایی درونی از بندها و وابستگی‌هاست. 🔹 انسان می‌تواند مسئولیت‌پذیر باشد، ازدواج کند، خانواده تشکیل دهد و در عین حال آزاده بماند، اگر دلش در بند غیر خدا نباشد. ✨نتیجه مطلوب این مسیر، پاکی دل، سبک‌شدن، ورود به اقبال حسینی، و گشوده‌شدن چشم باطن به حقیقت و برکات عالم الهی است. --- 🔸 نکات کلیدی متن ✨1) حضرت سیدالشهداء محور نجات و اقبال‌اند - امام حسین (ع) سفینةالنجات معرفی می‌شود. - پیوند با ایشان، انسان را وارد مسیر رشد، برکت، گشایش و خوش‌اقبالی می‌کند. - حرکت حسینی، حرکتی رو به گسترش و پیش‌رونده توصیف می‌شود. ✨ 2) شراکت با حضرت سیدالشهداء باید عملی باشد - هرکس باید در دل خود نوعی شراکت با حضرت اباعبدالله تعریف کند. - این شراکت می‌تواند: - ترک یک عادت بد، - آغاز یک کار خیر، - یا حتی یک عمل کوچک اما خالصانه باشد. - همین سهم کوچک، اگر صادقانه باشد، می‌تواند انسان را در مسیر اقبال قرار دهد. ✨ 3) ورود به سفینةالنجات نیازمند سبک‌شدن است - انسان سنگین، گرفتار بندها و اضافات است. - برای نجات باید از اضافات، وابستگی‌ها و سنگینی‌های روحی کاسته شود. - سبک‌شدن مقدمه حرکت، عبادت، دعا و پرواز معنوی است. ✨ 4) بندهای انسان مانع عبادت و رشد می‌شوند - یکی از نشانه‌های بند، ناتوانی در: - نماز با حضور قلب، - دعا، - عبادت با لذت، - بیدارشدن برای نماز، - و تمرکز ذهنی است. - انسان در ظاهر آزاد است اما در باطن اسیرِ بندهاست. ✨ 5) معنای حقیقی آزادی، آزادی درونی است - آزادی واقعی، رهایی از بندهای درونی است نه صرفاً بی‌قیدی بیرونی. - اگر ذهن، دل و نفس اسیر باشند، انسان آزاد نیست. - آزادی حقیقی یعنی در بند هیچ‌چیز جز خدا نبودن. ✨ 6) استغفار راه اصلی باز شدن بندهاست - همه بندها با توبه و استغفار قابل پاک‌شدن‌اند. - جلسه بر توبه جمعی تأکید دارد. - ذکر یونسیه به‌عنوان ذکری بسیار اثرگذار معرفی می‌شود: «لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین» - این ذکر، ابزار نجات از ادبار و ورود به اقبال دانسته می‌شود. ✨ 7) نخستین بند: گناه و حق‌الناس - هر خطا و گناه، بندی به انسان می‌افزاید. - بسیاری از خطاها نادیدنی‌اند: - رنجاندن دیگران، - تأثیر منفی غیرمستقیم بر زندگی مردم، - بی‌احترامی‌های کوچک، - و آثار پنهان رفتارها. - تأکید می‌شود اگر پس از مجلس، حقی به یاد انسان آمد، باید جبران شود. ✨ 8) دومین بند: عادت‌ها و اعتیادها - اعتیاد فقط مواد مخدر نیست؛ شامل: - پرحرفی، - غیبت، - حسادت، - مقایسه، - وابستگی به تصاویر ناشایست، - و دیگر عادات ناسالم هم می‌شود. - این عادات، انرژی روحی را می‌گیرند و انسان را از سلوک و معنویت بازمی‌دارند. ✨ 9) سومین بند: رنج‌ها، کینه‌ها و دلخوری‌های انباشته - انسان بار زیادی از: - غصه، - خشم، - نفرت، - اضطراب، - خاطرات تلخ، - و دلشکستگی‌ها را حمل می‌کند. - این رنج‌ها به‌تدریج سنگین‌تر می‌شوند و ذهن و روان را اشغال می‌کنند. - مشکل اینجاست که انسان گاه با همین رنج‌ها هویت می‌سازد. - تا وقتی دل پر از این تلخی‌هاست، جای محبت اولیای الهی در آن باز نمی‌شود. #سفینه‌ی_نجات۲ #جلسه_دوم #خلاصه #علی_مقدم @revayateenoor

  • 28 июн.39985из revayateenoor

    🟢خلاصه و نکات مهم جلسه‌ی اول سفینه‌ی نجات فصل دوم -------------------- 🔹بخش اول: خلاصه‌ی جامع جلسه با سلام بر وارثان سلسله‌ی انبیا و سپس بر «حضرت اباعبدالله الحسین سیدالشهدا» آغاز می‌شود و مقدمه‌ای از جلسات «سفینةالنجات» ارائه می‌گردد. اشاره می‌شود که در دوره‌ی پیشین توضیح داده شد چرا امام حسین «سفینةالنجات» نامیده می‌شود و اکنون قرار است آثار و شرایطی که انسان پس از ورود به این سفینه تجربه می‌کند بررسی شود. 🔹محور اصلی بحث، وجود دو نیروی بنیادین در عالم است: «اقبال» (رو به شد، بخت نیک، گشایش) «ادبار» (رو به پشت، نکبت، گره، مصیبت) 🔹در این نگاه، موفقیت‌های ما صرفاً محصول تلاش نیست بلکه نتیجه‌ی «اقبال» است؛ و شکست‌ها نیز الزاماً ناشی از خطا یا دشمنی دیگران نیست، بلکه نشانه‌ی «ادبار» است. سخن از این است که در روایات امیرالمؤمنین، این دو نیرو واقعی‌اند و بر زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی اثر می‌گذارند. 🔸امام علی نشانه‌های اقبال و ادبار را بیان می‌کنند؛ از جمله: ✨وقتی ادبار بیاید، هم‌نشین انسان‌های پست می‌شود، تدبیرها خطا می‌رود، خوبی‌های فرد نیز دیده نمی‌شود. ✨وقتی اقبال بیاید، حتی نیکی‌های دیگران به نام انسان نوشته می‌شود، کارها روان می‌گردد و افراد صالح در مسیر زندگی قرار می‌گیرند. 🔸راهکارهای حفظ اقبال و دوری از ادبار نیز ذکر می‌شود: ✨دوری از افراد شریر هنگام اقبال، ✨دوری از افراد گرفتار و منفی هنگام ادبار، و پیوند خوردن با کسانی که در مدار «اقبال» قرار دارند. 🔹در ادامه، جلسه با استناد به نهج‌البلاغه و حکمت‌های غررالحکم توضیح می‌دهد که شراکت با افراد خوش‌طالع موجب گسترش رزق و بی‌نیازی می‌شود؛ و بالعکس، همراهی با افراد گرفتار، انسان را نیز به ادبار می‌کشاند. 🔸سپس بحث اصلی به امام حسین می‌رسد: ✨در پایان‌الزمان، خوش‌اقبال‌ترین جریان هستی، جریان سیدالشهداست. حتی غیرمؤمنان نیز اگر با این جریان پیوند بخورند، به طور عجیب در مسیر گشایش و اقبال قرار می‌گیرند. مثال‌هایی از گسترش حسینیه‌ها، پیاده‌روی اربعین، رونق اقتصادی هیئات، و حتی صنایع مثل پرورش اسب بیان می‌شود که به برکت پیوند با این جریان، رشد چشمگیر داشته‌اند. 🔸توضیح داده می‌شود که امام زمان نیز هنگام ظهور، از نیروی اقبال حسینی که پشتوانه‌ای بزرگ است، یاری می‌جویند. 🔸در پایان، نکات اخلاقی و معنوی برای حفظ اقبال قلبی مطرح می‌شود: ✨پرهیز از پرخوری، پرگویی، آزار دیگران، اسراف، شکستن دل‌ها و بی‌احترامی به والدین؛ ✨و تأکید می‌شود که لحظات «اقبال قلبی»، یعنی لحظات میل شدید به عبادت، فرصت‌هایی نادرند که باید قدر دانسته شوند. ✅در نهایت جمع‌بندی می‌آید: زندگی با دو نیرو اداره می‌شود؛ شد (اقبال) و نشد (ادبار). اگر انسان بتواند خود را در «سفینةالنجات» قرار دهد و بخشی از زندگی‌اش را به امام حسین پیوند بزند، نیروی اقبال حسینی زندگی او را دگرگون می‌کند. 🔸بخش دوم: نکات کلیدی و آموزه‌های محوری • حقیقت عالم بر دو نیرو استوار است: «اقبال» (شد) و «ادبار» (نشد). • اقبال یعنی هماهنگی نادیدنی عالم با کارهای انسان و ادبار یعنی گره و گرفتگی. • موفقیت حقیقی نتیجه‌ی تلاش صرف نیست؛ نتیجه‌ی «اقبال» است. • شکست‌ها نیز همیشه تقصیر خود یا دیگران نیست؛ نشانه‌ی «ادبار» است. • امام علی نشانه‌های اقبال و ادبار را روشن بیان کرده‌اند. • هم‌نشینی با افراد گرفتار و ناسالم باعث انتقال ادبار می‌شود. • شراکت با افراد خوش‌اقبال رزق را افزایش می‌دهد. • در روزگار آخرالزمان، خوش‌اقبال‌ترین جریان، جریان سیدالشهداست. • ورود به «سفینةالنجات» یعنی قرار گرفتن در مدار اقبال الهی. • امام زمان برای فعال شدن جریان ظهور، خود را از خاندان حسین معرفی می‌کند. • آثار اقبال حسینی در اجتماع دیده می‌شود: گسترش حسینیه‌ها، پیاده‌روی اربعین، رونق هیئات و… • لحظات «اقبال قلبی» فرصت‌های طلایی برای عبادت‌اند؛ باید حفظ شوند. • پرخوری، پرگویی، آزار دیگران و اسراف دشمن اقبال قلبی هستند. • با پیوند دادن بخشی از زندگی به امام حسین، گره‌های زندگی باز می‌شود. #سفینه‌ی_نجات۲ #جلسه_اول #خلاصه #علی_مقدم @revayateenoor