کوچه باغهای شعرِ(کندوله)
Статистика#کوچه_باغهای_شعر (کندوله) این کانال معجونی ست از فلسفه گرم، شعر با همه خواص ارگانیکش و کمی هم خودم با همه حشو و زوایدم. ایستگاه بیخیالی محضی ست در رنج های مان. راه تازه گفتگوست بی آنکه ببینیم و بگوییم و بشنویم...عشق از راه دور
- Последний пост
- 4 сент. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 58
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
احتراما به استحضار میرساند مراسم یادبود چهلمین روز درگذشت مرحوم کرم الله امیری در تاریخ چهاردهم شهریور (جمعه) ساعت ۵ بر مزار ایشان برگذار میشود.
🖤
انالله و انا الیه راجعون با قلبی آکنده از غم و اندوه درگذشت شادروان مرحوم کرم الله امیری را به اطلاع اقوام و آشنایان میرسانیم. مراسم یادبود آن عزیز امروز ۵ مرداد از ساعت ۵ الی ۶/۳۰ عصر در مسجد غدیر (کندوله ای ها) خواهد بود.
سلام به همه اعضا گروه بدینوسیله به اطلاع می رساتد برادرم کرم اله امیری دیشب دارفانی را وداع نمودند،
без подписи
без подписи
دم اونایی گرم که تو این قحطی محبت قلبشون مثل نگاهشون بوی ناب محبت میده وسنگ تمام گذاشتنددمتان گرم کرم اله امیری ک الف یاس
#محبوبم من تو را گریه کردم در خشکی ی برگ های پاییز قدم زدم و تو را گریه کردم کلاغ ها و پرنده ها را روی شاخه ها و سیم ها نگاه کردم و تو را گریه کردم ستاره در آسمان و ماه در چشم های دخترم درخشید و من، تو را گریه کردم در خواب دیدم که انگشت های پاهایم را جفت کردند گره زدند به هم و آیه خواندند، از مرگ و دیگر ندیدنِ تو ترسیدم و تو را گریه کردم در خیابان، به چراغ های خاموشِ خانه ای در طبقه ی سوم خیره شدم و تو را گریه کردم به سنگ قبر پدرم سنگ زدم، بیدارش کردم کنار هم نشستیم و در سکوت، تو را گریه کردم منتظرت بودم و سکوت کردی شمع های تولدم را با بغض، خاموش کردم و تو را گریه کردم صورتم را به خُنکای اولین دانه های برف سپردم و تو را گریه کردم شب، تمام نمی شد و از آمدنِ صبح می ترسیدم و تو را گریه کردم به شانه های مُرده چوب می زدند و تلقین می دادند، من جای دورتری ایستاده بودم و تو را گریه کردم کاغذها، از دست های زنی در خیابان، پخشِ زمین شدند، تو را به یاد آوردم و تو را گریه گردم زن ها پای دار قالی آواز می خواندند و سُمِ اسب ها را گره می زدند، من تو را گریه کردم راه افتادم و تمامِ پارچه های گُل گُلی ی شهر را قیمت کردم و تو را گریه کردم نگاه کردم به پروازِ پرنده ها در آسمان به گلوی نازکِ انارها به کاکُلِ زردِ گندم ها نگاه کردم به رد پاهای دویده بر ساحل و تو را گریه کردم... تو هنوز اتفاق نیفتاده بودی، من تو را گریه کردم تو اتفاق افتادی و من تو را گریه کردم مرا با آواری از همه چیز، تنها گذاشتی و من تو را گریه کردم من تو را تشنه تر، تو را دوست دارتر، تو را مؤمن تر، تو را دلواپس تر تو را آرزومندانه و خسته تر گریه کردم. من، تو را هر صبح تو را، هر شب تو را در تمامِ دقیقه های ویرانی گریه کردم. چه ساده می شود یک روز یک هفته یک ماه چه ساده می شود سال، سال هااا چه سخت می گذرد به کسی که برای رسیدن به آرامش تنها می تواند هر روز بی قرارتر به الله گردنِ معشوقش در عکس نگاه کند... یک روزِ دیگر هم گذشت و تو نیامدی من، تو را، با تمام جانم گریه کردم... | امیری| شهریور۸۴
без подписи
شعر زیبای #هورامی از شاعر توانمند سرکار خانم #سپیده_امیری در وصف #کندوله😍 #کانالکندوله🇯🇴🇮🇳🔻 https://t.me/joinchat/bMiMQnBqOTxjY2U0 #اینستاگرام_کندوله🇯🇴🇮🇳🔻 https://www.instagram.com/dehestan_kandoleh #یوتیوبکندوله🇯🇴🇮🇳🔻 https://www.youtube.com/@KANDOOLEH-r1i
شعر زیبای #هورامی از شاعر حماسه سرا زنده یاد #میرزا_الماس_خان_کندوله_ای با اجرای هنرمند محبوب جناب آقای #ابراهیم_مرادی برنامه شویل کرمانشاه😍 #کانالکندوله🇯🇴🇮🇳🔻 https://t.me/joinchat/bMiMQnBqOTxjY2U0 #اینستاگرام_کندوله🇯🇴🇮🇳🔻 https://www.instagram.com/dehestan_kandoleh #یوتیوبکندوله🇯🇴🇮🇳🔻 https://www.youtube.com/@KANDOOLEH-r1i
🌻《زادگاهم کنوله ن》🌻 ❤️زادگاهم کنوله ن.....کنولهٔ نازار 🌹مایه سربرزیم.......مایه افتخار ❤️بح بح بَ صفای..باخ وگلزارِش 🌹زمسانش وَشن.عین وه هارِش ❤️عطروبومیوه َش.دنیاکردن مست 🌹شقایق مدهوش.جام می وَدست ❤️ماچی سا آرو...فصلی وه هاره ن 🌹فصل عیش ونوش.گل وگلزاره ن ❤️الحق ک پریان.جاگهء خاصانه ن 🌹جاگه ء عزیزان ..پرجَ اخلاصه ن ❤️شریف آباد واچه.مأوای عبادت 🌹نیشتن وه سایهٔ.همای سعادت ❤️شریفابادی صاحب صنعته ن 🌹جور خلق پریان...والاهمته ن ❤️پری مردمش........خدا مزانو 🌹ملایک وَعرش.دُعاش مکیانو ❤️کنوله وپریان....دیار یاره ن 🌹شریف آبادم.کوی دلداره ن ❤️پیرافته نازار.........دلارام دل 🌹فیدای مزارت.....گیان ناقابل ❤️نامت منور......روشنی روه ن 🌹کنوله روشن.....وه نور توه ن ❤️پیرافته نازارمن هیچم نیه ن 🌹یانهٔ ویرانم ویت وَچَم دیه ن ❤️درمان زامان....دردان کاریم 🌹هام راز نالهٔ....شوان بیداریم ❤️سوچنام حسرت.دردجیاییت 🌹کرملافیدای......داخ تنیاییت ✍کرم اله امیری(ک الف یاس)👌
🍃🌺🍃 🌷ای کندوله 💚پیش ازغروب عمر من 🌷شعری بخوان 💚شعری بلند《بسان جنگنامه نادر》 🌷دردیوان میرزاالماسخان 💚همانندغرش رعدآسائ تعزیه ئ 🌷میرزآقامامه درنقش سعدابی وقاص 💚ای کندوله 🌷پیش ازغروب من 💚شعری بخوان تا 🌷تنهایی تو راگریه کنم ✍ک الف یاس🌺
без подписи
🍃سپیدسرایی🍃 دستها را کور و چشمها را کمر میشکنند تا عصا به دست از کوچه واژهها بگذرند خشخش نفسها نمیگذارد خواب نیمه شبهای دلی کامل شود هیس! توفان خستهای در راه است ♥️⚜♥️⚜♥️ کلمهای از دهان کلاغ افتاد و مغز استخوان آدم را سوزاند خاکسترش گرد غم را بر چهرهی دنیا نشاند حالا در حصر برهنگی سایههای وحشت در گوش زمان پچ پچ میکنند و کبودی گلوی زمین را به گردن شتاب زمان میاندازند ♥️⚜♥️⚜♥️ دستم، روزی پر از تپشِ زندگی بود اکنون، جنگلی خشکیدهست که شاخههایش از دردِ نبودنت بیرون زدهاند... رگها نه خون، که ریشههای پوسیدهی خاطراتاند که در تنم پیچیدهاند و هر تپش صدای افتادنِ برگیست که "تو" را صدا میزند. تو که رفتی، زخمهات ماندند و تنم به تندیسی از تنهی درخت بدل شد که هنوز در بادِ خاطراتت میلرزد. نه دستی مانده برای نوازش، نه دلی برای دوباره روییدن تنها تنهای که هر روز خودش را در آینه تبر میزند. ♥️⚜♥️⚜♥️ سکوت به دندانه های شانه شکستهٔ مادر میچسبد — کودکان،با قاشق هایی گرسنه تکیه بر دیوارِ آشپزخانه منتظرند امروز نان، بوی نمِ گورستان میدهد... و پدر — سایهاش روی میزِ غذا میخزد؛ چنگالها از ترسِ لرزشِ دستِ او خود را به زمین میاندازند. کودکانِ کوچک: چند تکه نانِ خشک را مثلِ گناهِ گمشده قایم میکنند. شب، وقتی باد از لای درزها فریاد میکشد، سه گُل ماهی در آکواریومِ ترکخورده — خاطراتِ مدرسه را قورت میدهند و زیرِ پتو، الفبا را با دندانِ لرز میشکنند و رگ های پدر بدون خون متورم شده بود،،،. آه،،، آه،، به کدامین گناه مسیح را به مسلخ می برند؟ #باور_کن_مرا #دلنوشته_های_دل_خسته_ام❤️ #کانال_فرهیختگان_و_ادبدوستان👌 #شعرها_و_دلنوشته_های🌷 #کرم_اله_امیرئ_ک_الف_یاس 👍 در کانال ادبئ؛ #کوچه_باغهای_شعر (کندوله)💚 #لینک_کانال👇👇👇👇 ┏━━━🔹🦋🔹━━━┓ @k_a_yass ┗━━━🔹🦋🔹━━━┛ 💫🍃─═┅✰❣✰┅═─🍃💫
داریوش بزرگ در سرکوب شورشیان پس از مرگ کوروش، چنان مصمم بود که برای او پارسی و غیر پارسی تفاوتی نداشت و دو تن از رهبران شورشی خود پارسی بودند و شرح سرکوب آنها در کتیبه بیستون آمده است : وهیزدات از پارس و مرتیه از خوزستان ... پ.ن : بیستون بزرگترین و مهمترین کتیبه تاریخی جهان است که اگر رمزگشایی نمیشد، شاید هرگز زبانهای اکدی، سومری، هیتی و دهها زبان باستانی دیگر نیز رمزگشایی و خوانده نمیشدند #کتابخانه_ایرانشهر
🍃🌺🍃 🌺هی قوم عزیز دردم بزانه 💚تا نمرده نان قه یرم بزانه
без подписи
без подписи
без подписи