- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 508
- 1/48двое суток
- 582
- 1/72трое суток
- 627
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@kaalaaq
روزی که با تو بودم ، در زیر چتر باران گفتی خوش است بودن ؛ گفتم کنار یاران @kaalaaq
و گریز از تو بی فایده است ؛ تو در من ریشه دوانده ای ، مثلِ اندوه در خاورمیانه ... @kaalaaq
چو حدیثِ راستگویان ، به همه مذاق تلخیم ... @kaalaaq
از مزارع پنبه ی شیلی تا کارخانه ی شماره 17 شانگهای و زیر چرخ خیاطی زنی ترک پیراهنی بودم که به تو فکر میکردم ... @kaalaaq
چگونه انکارش کنم ، وقتی از دلِ من روییده @kaalaaq
بله . بعضی پایان ها تو را نجات می دهند . اما سالها بعد آرزو می کنی که کاش هرگز نجات نیافته بودی . @kaalaaq
دوستت دارم هم چنان که چیزهای سربسته و گنگ را ، در خفا ، جایی میانِ سینه و جان ... @kaalaaq
حافظه ، آخرین خانهی کسانی است که دیگر جایی در جهان ندارند . @kaalaaq
ای روزگار ! یکسره ارزانیِ تو باد این تهمتِ حیات که بر ما گذاشتند ... @kaalaaq
او مثل غروب بود ، کوتاه اما آنقدر زیبا که برای همیشه در دل ماند . @kaalaaq
خیال می کردم مرگ پدیده ای است مربوط به بدن آدم ، حالا می فهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است ... @kaalaaq
وقت هایی هست که ارزشمندترین چیزها ، برای چیزهایِ ارزشمند دیگری ، باید فدا شود . @kaalaaq
کاندوهِ دلِ سوختگان ، سوخته داند ... @kaalaaq
وان گه که به تیرم زنی اول خبرم ده ، تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را ... @kaalaaq
تو چون سرزمینی هستی که هیچکس از آن سخن نمی گوید چشم به راه هیچ چیز نیستی ... @kaalaaq
حتی اگر یک روز مرگ به سراغم بیاید جای تو اَمن است ، تو در استخوانهایم نفس میکشی @kaalaaq
ما چنان زیستیم ای تاریخ ، که جغدی سال ها در ویرانه ای غمناک ای تاریخ ما را به یاد داشته باش ! @kaalaaq
شاهد رجعت کلمات اَم ، از خودم به خودم شاهد پیچیدن صدای خودم در سرم ؛ شبیه وزیدن باد ، در کوهستانی خالی ... @kaalaaq
به آن ها که مبتلا نشده اند بگویید : اگر تحملِ رنجی ابدی را دارید ، عاشق شوید ... @kaalaaq