کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
Статистикаدر این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد @valtin25 :ارتباط با ادمین
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 112
- 1/48двое суток
- 128
- 1/72трое суток
- 138
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تو در من زنده ای من در تو #ما، هرگز نمیمیریم... ----- شبی با شعر سایه ----- از مجموعه یادکردهای #نیلوفرانه به مناسبت چهارمین سال درگذشت #هوشنگ_ابتهاج زمان: یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ / ساعت ۱۸ لینک ثبتنام جهت شرکت در این رویداد در بیوی صفحهی اینستاگرام «گروه هنری ما» قرار دارد. 📎 ورود برای عموم آزاد و رایگان و منوط به ثبتنام در صفحۀ رویداد است. https://app.eventlly.events/event/ما-هرگز-نمیمیریم-bc201b38-59a8-4578-a337-0b9f00d579ca #گروه_هنری_ما #ادبیات @Maa_officialchannel https://www.instagram.com/reel/Db56eVBsnvb/?igsh=M3djbHNibWdiZzNz 🍃🍃🍃 https://t.me/ketabeabii
بر آستان تو دل پایمال صد دردست ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که بلبلان همه زارند و برگ ها زردست شب است و اینه خواب سپیده می بیند بیا که روز خوش ما خیال پروردست دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغ که صبح خنده گشا روی ازو نهان کردست چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی به مردمی که جهان سخت ناجوانمردست به سوز دل نفسی آتشین بر آرای عشق که سینه ها سیه از روزگار دم سردست غم تو با دل من پنجه درفکند و رواست که این دلیر به بازوی آن هماوردست دلا منال و ببین هستی یگانهی عشق که آسمان و زمین با من و تو همدردست ز خواب زلف سیاهت چه دم زنم که هنوز خیال سایه پریشان ز فکر شبگردست چهارمین سال درگذشت هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) @Kaf_ut
دژ الموت، مقر حسن صباح و حشاشین به طور رسمی به عنوان سیامین اثر ملی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این دژ حدود ۱۱۵۰ سال پیش در نزدیکی قزوین ساخته شد. این قلعه در سال ۶۵۴ هجری قمری به دستور هلاکوخان مغول به آتش کشیده و ویران شد و از آن پس بهعنوان…
دژ الموت، مقر حسن صباح و حشاشین به طور رسمی به عنوان سیامین اثر ملی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این دژ حدود ۱۱۵۰ سال پیش در نزدیکی قزوین ساخته شد. این قلعه در سال ۶۵۴ هجری قمری به دستور هلاکوخان مغول به آتش کشیده و ویران شد و از آن پس بهعنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. در همان زمان براندازی اسماعیلیان و انهدام قلعه الموت، عطا المُلک جوینی توانست با جلب رضایت هلاکوخان، قسمتی از آثار کتابخانه را از نابودی نجات دهد. همچنین از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حکومت شاه تهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه کالبدی سالم داشته است. حفاریهایی که در دورهٔ قاجار برای یافتن گنج در قلعهٔ الموت انجام شده، سبب ویرانی آن شده است. برای کسانی که به تاریخ ایران علاقهمند هستند شاید سرگذشت شیعیان اسماعیلی و حشاشین از جالبترین و متفاوتترین دوران تاریخی ایران باشد. @Kaf_ut
без подписи
🌳به فرخندگیِ سوم اَمردادماه، جشنِ اَمردادگان: اَمردادگان، جشنِ پاسداشتِ گیاهان 🔻امرداد نمادِ جاودانگی و بیمرگی است و در باورشناسی ایرانیان، نگاهبانِ گیاهان و رستنیها است. فرشتهای که گیاهان را میرویاند و رَمه را میافزاید. 🔻از آنجا که اَمرداد فرشتهی نگهبان روییدنیها است، ایرانیان در این روز به باغها و بوستانهای خرم و دلنشینِ دور از شهر میرفتند و به جشن و شادی در دامنِ طبیعت میپرداختند. 🔻ابوریحان بیرونی در نبیگِ «آثارِ باقیه از مردمانِ گذشته» در بخشِ «گفتار دربارهی ماههای ایرانی»، بندِ ۳۳، دربارهی اَمردادگان مینویسد: «روزِ هفتمِ از اَمرداد «روزِ اَمرداد» جشن است، که هم از سازواریِ دو نام «اَمردادگان» نامیده شود، و اَمرداد به معنای «همارگی و همیشگیِ آفریدگان بیمُردگی و فنا» است؛ و اَمرداد همانا فرشتهی گماشته به نگهداشتِ گیتی و پایداشتِ خوراکها و داروها ـ که بُنِ آنها گیاهان است. زدایندهی گرسنگی و زیان و بیماریها است.» 👈 گزارشی دربارهی این جشن را در «این جای» بخوانید. پارسیانجمن 🔻 @Parsi_anjom
🏵رنگینکمان یا کمانِ رستم؟! چون باران فرو نشیند و خورشید از پسِ ابر سر برآورد، در پهنه آسمان کمانی از هفت رنگ پدیدار شود؛ کمانی که امروز بیشتر آن را «رنگینکمان» میخوانیم. اما در آن سوی جیحون، در سرزمین تاجیکستان، و نیز در بسیاری از نواحی افغانستان، این شکوه آسمانی را نامی دیگر است: «کمانِ رستم». چه نامی سزاوارتر از این برای کمان پهلوانی که نامش نماد نیرو، آزادگی و پاسبانی از ایرانزمین است؟ این نام، تنها واژهای کهن نیست؛ نشان حافظهای هزارساله است. گواه آن است که داستانهای فردوسی بزرگ، از مرز کتابها فراتر رفت و در زبان مردم جای گرفت؛ چنانکه هرگاه آن کمان رنگین بر آسمان پدیدار شود، یاد رستم دستان نیز در دلها زنده گردد. چه بسیار واژههایی که در گذر زمان فراموش شدند، اما «کمان رستم» همچنان بر زبان مردمان جاری است؛ یادگاری از روزگاری که شاهنامه نه تنها کتابی برای خواندن، که درآمیخته با زندگی مردم بود. @shahnamehpajohan https://shahnamehpajohan.ir
با درگذشت زنده یاد اسماعیل یغمایی بهتر است مروری کنیم ویدیویی را ازگریههای دردناک و تکاندهندهی استاد باستان شناسی که ۶۰سال سابقه دارد بر ویرانههای ارگان ایلامی! چقدر از این دست گریهها در سدههای گذشته برای ایران دوستان پیش آمده است... این تخریب توسط جهاد سازندگی و وزارت نفت و سازمان آب و برق خوزستان و شهرداری اتفاق افتاده بود. لازم به ذکر است که این تخریب سهوا یا از سر اجبار نبوده است. خدمات ارزشمند استاد یغمایی در حافظه باستانشناسی و تاریخ کشور به یادگار خواهد ماند و میراث ایران مدیون تلاشهای یغمایی است که تمام قد در دفاع از میراث ایران ایستاد، هزینه داد و تسلیم نشد. یغمایی از جمله پژوهشگرانی است که بیش از نیم قرن از عمر علمی و حرفهای خود را وقف کاوش، مطالعه، مستندسازی و حفاظت از میراث تاریخی و تمدنی ایران کرده بود و نام او با بخشی از مهمترین پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی کشور گره خورده است. آثار و دستاوردهای علمی این استاد پیشکسوت، سهمی ماندگار در شناخت لایههای تمدنی ایران و غنای دانش باستانشناسی کشور داشته و برای نسلهای مختلف پژوهشگران، منبعی ارزشمند و الهامبخش به شمار میرود. @kaf_ut
شب سفر به بخارا و سمرقند و خیوه نهصد و پنجاه و هشتمین شب از شبهای بخارا به سفر به بخارا و سمرقند و خیوه اختصاص یافته است. این نشست در ساعت سه بعدازظهر پنجشنبه بیست و پنجم تیرماه ۱۴۰۵ با حضور استاد شفیعی کدکنی و با سخنرانی دکتر بهزاد فرخزاد، دکتر محمد اسلامی، دکتر علیرضا زمانی، دکتر علی مرسلی، دکتر رفیع کافیه، بهرام پروین گنابادی و علی دهباشی در جامعۀ دندانپزشکی ایران برگزار خواهد شد. رونمایی از کتاب «سفر به خوارزم و خیوه» نوشتۀ دکتر رضا بیات موحد که از سوی نشر شهاب ثاقب منتشر شده است از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود. نگارش سفرنامه از دیرباز مابین پزشکان رایج بوده و کتب زیادی در این مورد تألیف شده است که حاوی نکات ارزشمندی در رابطه با فرنگ و سنن ملل مختلف میباشد. نگارش چنین کتابهایی دید و انتظار ما را از جهان زیستی تحت تأثیر قرارداده و به ارتقا دانش فرهنگی ما منجر میشود. دکتر رضا بیات موحد (متولد ۱۳۳۳) دانشآموختۀ دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۶ است. وی دندانپزشک، کنشگر اجتماعیـفرهنگی و نیکوکاری و مسئول کارگروه نیکوکاری جامعۀ دندانپزشکی ایران است. دکتر بیات موحد در این کتاب به شرح سفر خود به ازبکستان در سال ۱۴۰۳ و بازدید از شهرهای بخارا، سمرقند و خیوه پرداخته است. نگاه دقیق و مقایسهای به آداب و رسوم و شیوۀ زندگی مردم این شهرها، و همچنین ارجاعات تاریخی و ادبی به کتابها و سرودههای مرتبط با منطقۀ فرارود، از ویژگیهای این کتاب است. کوی نصر، خیابان علیالی غربی، پلاک ۸۳، جامعۀ دندانپزشکی ایران
без подписи
چرا باید کتاب بخوانیم؟ وقتی در آینده ممکن است جزئیات آن را فراموش کنیم؟ -جواب دکتر ژاله آموزگار را با هم ببینیم @kaf_ut
فردوسی-چشمه روشن غلامحسین یوسفی.pdf
به عنوان کسی که آنچنان آشنایی با شاهنامه نداریم و گاهی خوانش آن را سخت میپنداریم بهترین تصحیح شاهنامه کدام است؟ -تقریبا بیشتر صاحبنظران نسخه زندهیاد جلال خالقی مطلق را بهترین تصحیح شاهنامه میدانند اما شاید این تصحیح برای افرادی که انس کمتری با ادبیات دارند…
سخنان استاد شفیعی کدکنی در مورد حماسه و جایگاه فردوسی
سخنان استاد شفیعی کدکنی در مورد حماسه و جایگاه فردوسی
در میان گردباد اتفاقات و حوادثی که شعلههای مشتاقترین سینهها را در خود کور میکنند و منیت را از خاطر افراد میبرند، چه امری میتواند والاتر از خود بودن باشد؟ ایدهمان سادهتر از این حرفهاست: جامعه، جمع فردفردِ افراد است. براینبنا، نوبت، موعد ابراز عمل و اظهار سخن هرکسی میتواند باشد که خودش میخواهد؛ نوبت، فینفسه یک ابتکار از عدم نیست که آدم از بابتش مدال افتخار را بر گردن بیاویزد. نوبت، تنها فرصتی است که پیش میآید و تنها تحدید ما زمان است. نظر بر این داریم که در موعد مقرر به هر تعداد اثر بسنده کنیم و درگیر کیفیات و کمیات نشویم؛ چراکه قبلتر تا دلتان بخواهد شدهایم و دیدهایم که تا تلویزیون فیلم مورد علاقه را پخش کند، غذا از دهن میافتد... حقیقت را کسی نفهمید و نمیفهمیم و نخواهند فهمید. همانطور که: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند (حافظ) مکتوب است، ما تنها هستیم و میگوییم، چراکه امکان داریم، به درست یا به غلط، که نه اهل چانهزدنیم و نه سعی بر تظاهر به چیزی غیر از خود داریم. نشریه نوبت @nobatmagazine
شعر چینی به دلیل تکسدایی بودن زبان و نظام آهنگین، ذات موسیقایی شگفتانگیزی دارد، اما این موسیقی بودن در خدمت ایجاز تصویری است (مثل هایکو) تا بسط موسیقایی بلاغی که در فارسی میبینیم. --- نتیجهگیری فنی: چرا ادبیات فارسی جایگاه «ویژهتر» و زبان فارسی پیوندی…
متنی که پیشرو دارید پرسشی است که از Ai پرسیده شده است بر این اساس که جایگاه شعر در کدام زبان و ادبیات، جایگاه مهمتری دارد: ------------------------------- باید دو مفهوم را از هم تفکیک کنیم: 1. جایگاه ویژه در ادبیات: یعنی شعر تا چه حد در کلیت یک فرهنگ و تاریخ…
متنی که پیشرو دارید پرسشی است که از Ai پرسیده شده است بر این اساس که جایگاه شعر در کدام زبان و ادبیات، جایگاه مهمتری دارد: ------------------------------- باید دو مفهوم را از هم تفکیک کنیم: 1. جایگاه ویژه در ادبیات: یعنی شعر تا چه حد در کلیت یک فرهنگ و تاریخ ادبی، نسبت به سایر اشکال (نثر، داستان، نمایشنامه) در مرکز توجه بوده است و چه کارکردهای منحصربه فردی داشته است. 2. پیوند ذاتی زبان با شعر: یعنی ویژگیهای ساختاری زبان (آواشناسی، صرف، نحو، واژگان) تا چه اندازه به شاعر امکان بازیهای موسیقایی، ایجاز و تصویرسازی خاصی را میدهد که آن را از نثر دور میکند. با این معیارها، تحلیل را پیش میبرم و در انتها به یک جمعبندی مشخص میرسم. --- معیارهای فنی برای سنجش «ویژه بودن» جایگاه شعر در یک ادبیات 1. حجم و تداوم تاریخی: آیا در برهههای طولانی (مثلاً ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال)، ستون فقرات ادبیات تمدنها، شعر بوده و نثر در حاشیه قرار داشته است؟ 2. کارکردهای فراتر از زیباییشناسی: آیا شعر حامل اصلی اسطوره، تاریخ ملی، فلسفه، عرفان، اخلاق و حتی علم بوده است؟ 3. نفوذ در زندگی روزمره: آیا مردم عادی از ابیات شاعران به عنوان ضربالمثل، ابزار پیشگویی (مثل تفأل) و بیان عواطف روزمره استفاده میکنند؟ 4. مرکزیت در هویت ملی: آیا زبان و ادبیات یک ملت با شعر تعریف میشود؟ (مثلاً وقتی میگویند «زبان فارسی»، بلافاصله حافظ و فردوسی در ذهن تداعی میشود). --- بررسی گزینههای اصلی ۱. ادبیات فارسی (ایران و حوزه تمدنی آن) از منظر فنی، ادبیات فارسی قویترین نامزد برای «شعریترین ادبیات جهان» است. دلایل: قدرت مطلق شعر بر نثر برای ۱۰۰۰ سال: از قرن چهارم هجری (رودکی) تا دوره مشروطه (اوایل قرن ۱۴ هجری)، ادبیات فارسی تقریباً با شعر تعریف میشود. نثرهای شاخصی مثل گلستان سعدی، تاریخ بیهقی یا تذکرهها هم یا شعر منثورند یا مملو از اشعار. مهمترین تولیدات فکری (فلسفه سهروردی، عرفان ابن عربی در شرح شارحان فارسیزبان، اخلاقیات، حماسههای ملی) همگی در قالب مثنوی، غزل، رباعی یا قصیده عرضه شدهاند. هیچ ادبیات بزرگ دیگری چنین نسبتی ندارد. در ادبیات عرب، ابن خلدون مقدمه را به نثر مینویسد؛ در فارسی، شاهنامه، مثنوی معنوی و بوستان، دانشنامههای عرفانی و اخلاقیاند که به نظم درآمدهاند. · قطبیت شعر در هویت زبانی: زبان فارسی پس از اسلام، عملاً با شعر فردوسی و سپس غزل حافظ و سعدی تثبیت و احیا شد. بدون شاهنامه، ممکن بود فارسی به سرنوشت قبطی یا آرامی دچار شود. هیچ زبان دیگری تا این حد، بقای خود را مدیون یک منظومه حماسی نیست. · نفوذ بینظیر در تار و پود زندگی: دیوان حافظ به عنوان کتابی برای تفأل و تصمیمگیری در زندگی روزمره، نمونهای یکتا در جهان است. اشعار سعدی ضربالمثلهای رایج شدهاند. این سطح از «کاربردی» شدن شعر در بستر عامه، کمنظیر است. ۲. ادبیات عرب (کلاسیک) ادبیات عرب در دوران جاهلی و صدر اسلام، شعریترین ادبیات بود. عربها شعر را «دیوان العرب» یعنی دانشنامه تاریخ و نسب خود میدانستند. اما نقطه تمایز این است که با نزول قرآن (که خود کلامی در اوج بلاغت است اما اصرار دارد «شعر» نیست)، و سپس ظهور نثر بدیع و فلسفی (جاحظ، توحیدی، ابن خلدون)، نثر جایگاهی همسنگ یا حتی بالاتر یافت. شعر همچنان مهم است، اما دیگر یگانه رسانه نیست. از نظر زبان، عربی با سیستم ریشهای ثلاثی و عروض متکامل خلیل بن احمد، پیوندی مهندسیشده با شعر دارد، اما به اندازه فارسی در زندگی روزمره مردم به شکل شعر کاربردی نشده است. ۳. ادبیات سانسکریت (هند باستان) سانسکریت ادبیاتی دارد که وداها (قدیمیترین متون) مسجع و منظومند. حماسههای مهابهاراتا و رامایانا، پوراناها، و کاویههای کلاسیک (مثل آثار کالیداسا) غالباً منظومند. برای قرنها، هر متن مهمی باید به نظم نوشته میشد تا شایسته حفظ شدن باشد. از نظر «همانندی شعر با شاکله زبان»، سانسکریت با نظام پیچیده ترکیب واژگان، ظرفیت سرودن اشعار با معانی چندلایه را دارد. اما نفوذ این اشعار در زندگی تودهها محدود به مراسم آیینی بود و هرگز مانند فارسی به کوچه و بازار راه نیافت (چون زبان نخبگان بوده است، نه تودهی مردم). همچنین، نثر فلسفی و دستوری بسیار قدرتمندی نیز در کنار آن رشد کرد. ۴. ادبیات چین باستان شعر (شی) در چین شریفترین هنر بود. کتاب شی چینگ (کتاب شعر) یکی از پنج کتاب مقدس کنفوسیوسی است. شعر برای قبولی در آزمونهای استخدامی امپراتوری ضروری بود. هر ادیب فرهیخته، لاجرم شاعر بود. اما چینیها نثر فلسفی (لائوتزو، کنفوسیوس، جوانگدزی) و تاریخنگاری (سیما چیان) را نیز به موازات شعر، در اوج میدیدند.
Channel photo updated