کافه پیانو.
Статистикаمثل صدای پیانو تو یه کافه خیلی شلوغ. https://t.me/SendHarfBot?start=ed805039cf22
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 31
- 1/48двое суток
- 35
- 1/72трое суток
- 38
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
عزیزم گلوی من جای بوسای توعه، نه بغض.
کنارم نشسته بود، دست هایش روی فرمان و چشم هایش به جاده. من اما تمامِ مسیر را به نیم رخِ مردی خیره بودم که نمیدانست آخرین مقصدِ من، خودِ اوست.
و اگر زندگیِ من یک کتاب بود، صفحهی تو یک گوشهی خمیده داشت.
مُردم؛ و نتوانستم بگویم در انتظار تو مردهام.
без подписи
هرجایی تو زندگیت حس کردی هیچ چیزی درست پیش نمیره، قلب منو یادت بیار.
بعضی وقتا مرورم کن. یادت بیار که چقدر واست جنگیدم، چقدر واست دوییدم، چقدر واست ذوق داشتم، چقدر دوستت داشتم، چقدر واقعی بودم، و تو همشو نابود کردی.
تو اگر بیایی، خانه دیگر یک چهاردیواریِ خاموش نیست؛ وطنیست از نور که در آن اندوه، راهِ خود را گم میکند.
تو نمیروی، بُرده میشوی مانند من که کشته میشوم، اما نمیمیرم.
داشتم به اون روزایی فکر میکردم که نگاه به چشمات میکردم و مطمئن بودم اگه از دستت بدم میمیرم. شاید برات سوال باشه که آیا مُردم؟ نه عزیزِ من. زندم با وجودِ فیزیکی توی جمعیتی که احمق خطابم میکنند. نمیخوام برگردم و به روزایی فکر کنم که ذره ذره تنم هر لحظه سوخت و مُردم و کسی اشهدمو نخوند. روزایی که امید داشتم وقتی همه بیخیالِ من شدن، تو برای من میجنگی. اشتباه میکردم. حالا چی؟ سگ دو میزنم که برگردم به زندگی. هرجوری که شده، حتی با سوزوندنِ خودم.
New.
به او نگاه کردم و سپس چیزی در من جریان یافت، چیزی که انگار به من میگفت او کسی است که هم درد تو خواهد بود، و هم درمانت.
کاش عزیزم، میان همهی این آدمها، فقط عزیزِ دل شما بودم.
کاش دلت یکمم برای خودت بسوزه، حیف شدی تو دست این آدمای بلاتکلیف.
1:40
همیشه از دست نمیدی که بهترشو پیدا کنی، گاهی از دست میدی تا ارزش چیزی که داشتی رو بفهمی.
شقیقههایت را بوسه باران میکنم؛ یادت نرود تنها دلیلی که هنوز هم در این روزگار تماماً نجس نفس میکشم تویی.
без подписи
او ترسو و مردد بود و من نمیتوانستم به جای دو نفر جسور باشم.
без подписи