tgindex
کافِه اَبَدیَتــْ

کافِه اَبَدیَتــْ

Статистика
@kafeabdiatперсидский

تنها به سوی ابدیت

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
55
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
271
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
140
40 постов
Вовлечённость
51,7%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 55
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
55
1/48двое суток
63
1/72трое суток
67

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • پنجره آخرین امید من برای دوباره آغوش توست.

  • без подписи

  • ‏چه کردی با من، زخم‌هایم یادم نمی‌رود با اینکه خودم را یادم نمی‌آید؟

  • من سورولمیشام، یردن سوپورون پیکریمی دای سینمه گیرمیر نفسیم، گوتارین کیفریمی "تکیده"

  • گاهی نگاه یک زن کافی‌ست تا خود را صد بار در آیینه بنگری.

  • قصهٔ روز و شب من سخنی مختصر است روز در خواب و خیالاتم و شب بیدارم... "اخوان ثالث"

  • من به مرگم راضی‌ام اما نمی‌آید اجل بخت بد بین زین اجل هم ناز می‌باید کشید "بیدل دهلوی"

  • без подписи

  • رقصیدنت را دوست دارم رقص لیلی‌وار ناب می‌بری عقل از سرم، از دیدگانم رخت خواب "از غزلی نو"

  • без подписи

  • نیمی از من دوستت دارد و نیم دیگرم هرگز و این را گفته بودم من، نکردی باورم هرگز به جای بوسه نیشم می‌زدی، خاطر نمی‌بازم تو را بخشیده‌ام من خود ولیکن مادرم هرگز برایم هیچ بویی مثل موهایت نشد دیگر نمی‌آید به جز یک بوی شیرین از برم هرگز تو را یک تکه ابر پاک می‌دیدم، نه یک مجنون تو سر با پنبه می‌خواهی و من این کیفرم هرگز خرابت بودم و هستم، پشیمان هم نخواهم شد ولی رو کاغذت دیگر نریزد جوهرم هرگز چرا با من چنین کردی مگر دشمن شدی با من مسلمان می‌کند آیا چنین با کافرم هرگز؟ برایم اسم معصومانه‌ات کافی‌ست، می‌گریم ولی اسمت نخواهد بود روی تنها دخترم، هرگز چنان من دوستت دارم، چنان از کینه سیرابم که امشب آرزو کردم نبودی در سرم هرگز "وحید بازرگان" #بداهه #غزلیات

  • تن تو نقطهٔ کوری ندارد زن، تمامت نقطهٔ بوسیدن است.

  • مگر این تکه گوشت توی سینه تحمل چند زخم را دارد؟

  • без подписи

  • ‏به موقع اتفاق نمی‌افتادند و این مشکل ما با آرزوهایمان بود.

  • کسی از گربه‌های ایران دلجویی نمی‌کند.

  • без подписи

  • به خودت میای می‌بینی دیگه صدای کسی که قبلا بود و دیگه نیست رو یادت نمیاد.

  • نه توان احیای روابط از دست رفته را دارم نه می‌توانم روابط الانم را حفظ کنم و نه دیگر توانایی ایجاد رابطه‌ای جدید دارم

  • بین فاصلهٔ من و تو، تکه‌هایی از من روی زمین ریخته شده بود و تو تنها کاری که می‌کردی این فاصله را هربار قدم می‌زدی.