tgindex
• 𝐊𝐚𝐥𝐛𝐨𝐝 𝐊𝐚𝐛𝐨𝐨𝐝 •

• 𝐊𝐚𝐥𝐛𝐨𝐝 𝐊𝐚𝐛𝐨𝐨𝐝 •

Статистика
@kalbod_kaboodперсидский

قلم : travis ارتباط: ایده: نقد: تکست: @me_travisam

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
150
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
106
20 постов
Вовлечённость
70,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
70
1/48двое суток
80
1/72трое суток
86

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سرانجام ما چه خواهد شد؟ عاقبت، غم همچون پروانه‌ای که پیله‌اش را می‌شکافد، از تن ما بال می‌گشاید و جسممان را متلاشی می‌کند...! @kalbod_kabood. Travis

  • نگاهم در تارهای چشمانم گیر کرده بود؛ تنها راه نجات، جاذبه‌ی چشمانت بود...! @kalbod_kabood. ایمان

  • نگاهم در تارهای چشمانم گیر کرده بود؛ تنها راه نجات، جاذبه‌ی چشمانت بود...! @kalbod_kabood. ایمان

  • کلیدی بودم ، که قفلش خراب شده بود. نه دیگر به کار می‌آمدم و نه دستی به سرم کشیده میشد. در گوشه‌ای از جاکلیدی، منتظرِ دور انداخته شدنم..! @kalbod_kabood. تراویس

  • 3 авг.54из samisharif

    بــپــرســــ ـ ـ ـ @samisharif

  • من، جنازه‌ی یک زنده‌ام که دیوارهایش از تو، نم کشیده...! @kalbod_kabood. Travis

  • без подписи

  • این خوناب در رگ های من،ثمره تمام بغض ها و خون دل خوردن های من است..! @kalbod_kabood. Travis

  • انگار پاسورم؛ از بس زندگی بریدتم..! @kalbod_kabood. ترویس

  • گل‌ها رو نگاه! چه داستان آشنایی دارن. کم بهشون آب می‌دی، پژمرده می‌شن زیاد که آب بدی، می‌گندن. آدم‌ها هم همین‌قدر ظریفن. بهشون کم عشق بورزی، سرد می‌شن؛ زیاد که محبت کنی، برای اینکه تو سیل توجه تو غرق نشن، تو رو پایین می‌کشن تا خودشون و روی آب نگه دارن..! @kalbod_kabood. تراویس

  • ‌ نسخه جدید پزشک: شلیک آرام بخش! @kalbod_kabood. تراویس

  • دردای خدا زیاد بود؛ واسه همین مارو به وجود آوُرد و بینمون تقسیمش کرد..! @kalbod_kabood Travis

  • без подписи

  • ‌‌ من قبل از تو فقط خشم بودم. تو اومدی و گلوله‌هامو از من گرفتی؛ حالا سراپا حسم..! @kalbod_kabood. Travis

  • اگر هم ما مردیم، زیر خاکی رفتیم که جوانه نزد و روحی از ما برخواسته نشد، باز هم ما حامل غم های همگانی عجیبِ غریبی هستیم. در ما حقایق غم‌انگیزی، انگیزه‌ی غم بود. ما ادامه‌ی واقعه‌ی هولناک یک واقعیت کهنه بودیم. ما مردمانی بودیم که جانمان از دستمان در می‌رفت و ما دستی در آن نداشتیم. راشین بهمنی..! @kalbod_kabood

  • ‌‌ تو انقدر زیبایی که حتی کلمه‌ها هم برای اینکه جلوت کم نیارن، خودشونو پشت «آرایش ادبی‌» قایم می‌کنن. ‌‌ -ایمان ‌

  • @kalbod_kabood Travis

  • به لکه ی تاریک روی شیشه ی ایستگاه نگاه میکردم، شبیه چیزی که فقط وقتی نزدیکش میشی، میفهمی سایه نیست. چنان که من به عکس هات نگاه میکنم. نه برای دیدن تو برای پیداکردن جایی که من هنوز در آن نمرده باشم..! @kalbod_kabood. Travis

  • ‌ وصیت میکنم بعد از مرگم همه‌ی اعضای بدنمو اهدا کنن جز قلبم نمیخوام‌ تو بدن یه نفر دیگه بتپی! ‌ -ایمان ‌@kalbod_kabood

  • چشم هایم را بستم ،اما انگار خوابم را ازمن دزدیده بودند انگار بدنم دیگر هیچ نسبتی با من نداشت. دنیا همیشه بلد است آدم را از جایی که هنوز خیال میکند سالم است بشکند...! @kalbod_kabood. Travis