tgindex
کمی بیشتر...

کمی بیشتر...

Статистика
@kamibishtarbashперсидский

اگر دوست داشتی کمی بیشتر همراهِ جهان من باشی^^

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
143
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
139
26 постов
Вовлечённость
97,2%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
52
1/48двое суток
59
1/72трое суток
64

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • که میان ما طریق مواصلت نامسلوک است‌. 🥀 📚 کلیله و دمنه #کمی_ادبیات

  • کدام صبح که عشقت پیاله‌ای آرد ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات 🌞 صبح به‌خیر

  • видео или голосовое, без подписи

  • از دست رفته بود وجودِ ضعیفِ من صبحم به بویِ وصلِ تو جان باز داد، باد 🌞 صبح به‌خیر

  • 1 авг.180131

    تنها چیزی که توی دنیا نجاتمون میده معناست... آدمی که عادت کرده باشه به معنا پیدا کردن، حتی توی بدترین لحظات هم میتونه یک معنی دوست‌داشتنی به اون رنج دوست‌نداشتنی بده. میتونه معمولی‌ترین و بی‌ احساس‌ترین جملات و به با‌ارزش‌ترین جملات تبدیل کنه. میتونه از ساده‌ترین لحظات برای خودش خاص‌ترین لحظات و بسازه. آدمی که دنبال معنا باشه میتونه روز سختشو فقط با قشنگی نور روی دستاش، آهنگ زمزمه کردن، نگاه کردن به عزیزش، خوندن یک بیت ناز و دیدن آفتاب گردون‌ها و ‌‌... بگذرونه.

  • من آدم «سلام» بودم نه «خداحافظ». اگر باهات خداحافظی کردم ببین کدوم چراغ رو تو قلب من خاموش کردی.

  • لحظه هام پر میشه از تو وقت غم خوردن ندارم ⭐️

  • جامی بده خم را نمی‌خواهم...

  • چاووشی انگار اینجا یک لیوان چای ریخته برات نشوندتت سر میز و شروع کرده نصیحت کردنت.

  • 29 июл.1888из ⸙ू🧚‍♀⃝⃗ ℘ू◌‌✾حـ◌‌✾ـ℘ू`🧚‍♀⃝⃗✿:

    видео или голосовое, без подписи

  • زمین پر از صدای پرت کردن و شکستنه... Ghashange Man

  • سکوت هارو هم میشماریم؟ "بله، سکوت هم برامون ارزش مساوی با نت هارو داره." این جمله رو که شنیدم دیگه صدای استاد و نمیشنیدم که در مورد نحوه مضراب زدن حرف می‌زد داشتم به سکوت های خودم فکر میکردم به وقتایی که در مقابل حرف های طرف مقابلم گوش دادم و سکوت کردم به وقتایی که پر از بغض بودم و سکوت کردم به وقتایی که موقع خداحافظی کلی حرف برای زدن داشتم ولی سکوت کردم به تمام سکوت هایی که فکر میکردم ارزش ندارن. فکر میکردم از روی ضعف منه که نمیگم و فکر میکردم نمیتونم که نمیگم. ولی انگار با همین جمله تمام سکوت هام معنی و ارزش پیدا کردن به عنوان یک تصمیم نه اینکه چون صرفا نمیتونستم جواب بدم یا نمیتونستم احساسم و با کلمات بگم چون انتخاب کردم که گاهی سکوت باشه و اول از همه به خودم یادآوری کردم که حانیه سکوت ها هم ارزشمندن :)))) یادم به دوران دبیرستان افتاد که دبیرادبیات پرسید چه آرزویی برای آیندتون دارید؟ گفتم که دوست دارم مسافر ماشین سنگین باشم. حتی بک گراند گوشیم یک اسکانیای سفید بود. توی یکی از انشاهام نوشته بودم دوست دارم بشینم بغل دست راننده کامیون و توی سکوت جاده هارو طی کنیم نه اون با من حرف بزنه و نه من با اون فقط غروب ها و طلوع های آفتاب از پشت جاده رو از شیشه جلوی کامیون ببینیم و مسیر و بریم بی حرف و حدیث. توی سکوت کامل. از همون موقع ها انگار سکوت و دوست داشتم شایدم قدیم تر ها اون موقعی که هنوز مدرسه نمی‌رفتم و گاهی اون قدر دلم میخواست صدایی نشنوم که خودم و توی کمد لباسام جا میکردم و اون قدر اونجا میموندم که خوابم می‌برد. آره سکوت از خیلی وقت پیشا برای من مقدس بود ولی خودم هم یادم رفته بود:)))

  • جور دیگه ای به جز ازدواج کردی خبری ازت نیست؟ هم میتونین حال و آدم و جویا بشین🙎‍♀

  • به قول آقای شاعر اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد... Cheshme man

  • در حال خوندن نقد ادبی شمیسام برای امتحان فردا رسیدم به یک بخشی که برای خودم جالب بود گفتم بیام به شمام بگم. نظر سقراط در مورد شعر بر اساس دفاعنامه ای که داشته این بوده که شعر به شاعر الهام میشه و در بیخودی شعر میگه. حالا بخش جالبش دلیلیه که میاره میگه: دیری نگذشت که من درباره شاعران نیز عقیده قطعی پیدا کردم که این خرد نیست که آنان را توانا میسازد که شعر بگویند بلکه نوعی شم یا الهام است نظیر همان شم یا الهامی که شما در پیشگویان و پیامبرانی می یابید که تمام پیام های متعالی‌شان را ابلاغ می‌کنند بی آن که ذره ای بدانند آن پیام ها چه معنایی دارند. عادت داشتم آن آثاری که به گمانم برخی از بهترین کارهای ایشان بود برگزینم و از آنان درباره چیزهایی که نوشته بودند پیگیرانه سوال می کردم به این امید که بر دانشم بیفزایم. راستش آقایان مرددم که حقیقت را به شما بگویم ولی چاره ای جز گفتن آن نیست. بی اغراق هر رهگذری معنای آن شعرها را بهتر از نویسندگان واقعی آن ها می‌توانست تشریح کند. #کمی_ادبیات نقد ادبی

  • دنیا کی قراره به اون حد از پیشرفت برسه که بتونیم صدای بچه های توی مهمونی رو سایلنت کنیم؟🙎‍♀

کمی بیشتر... — tgindex