tgindex
کانون ادبی «هور»

کانون ادبی «هور»

Статистика
@kanoonadabi_savehumsперсидский

•هور؛ از روشنای واژه تا افق معنا ✨🌱 •کانون ادبی دانشکده علوم پزشکی ساوه

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
40
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
56
20 постов
Вовлечённость
140,0%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
25
1/48двое суток
28
1/72трое суток
30

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • #روایت_یک_عبارت دست کسی را توی حنا گذاشتن 🔎ریشه‌ی تاریخی: در گذشته، مردم برای زیبایی و نظافت، دست، پا، مو و ریش خود را حنا می‌بستند. پس از گذاشتن دست و پا در حنا، باید چند ساعت کاملاً بی‌حرکت می‌ماندند تا رنگ حنا خوب بگیرد. در این مدت، هیچ کاری از آن‌ها ساخته نبود. 📚به همین دلیل، اصطلاح «دست کسی را توی حنا گذاشتن» به معنای رها کردن فرد در شرایطی به کار می‌رود که قادر به انجام کاری نیست و به کمک یا همراهی دیگران نیاز دارد. @kanoonadabi_savehums

  • 💡 پاسخ: مجموعهٔ «هشت کتاب» حاصل سیر تکامل شعر سهراب سپهری از نخستین دفتر، «مرگ رنگ»، تا آخرین دفتر، «ما هیچ، ما نگاه» است. در این اثر پایانی، زبان شاعر به نهایت ایجاز و شفافیت می‌رسد و مفاهیمی چون سکوت، نگاه، حضور، طبیعت و معنویت با بیانی عمیق اما ساده بیان می‌شوند. بسیاری از منتقدان، این دفتر را عصارهٔ جهان‌بینی و تجربهٔ شعری سهراب می‌دانند. @kanoonadabi_savehums

  • без подписи

  • #یک_نام_یک_جهان : شماره‌ی اول: سهراب سپهری 📚✨

  • هوشنگ ابتهاج، از آن شاعرهایی‌ست که شعرش را می‌شود خواند و با خود به زندگی برد. او بیشتر با غزل‌هایش شناخته می‌شود؛ غزل‌هایی با ریشه در شعر کلاسیک فارسی، اما سرشار از عشق، دلتنگی، تنهایی، امید و رنج‌های انسانِ روزگار خودش. شاید زیبایی شعر او همین باشد؛ زبانش عطر شعر قدیم را دارد، اما حرفش برای امروزِ ماست. 🌱 امروز، ۱۹ مرداد، سالروز رفتن سایه است؛ اما بعضی شاعران با رفتنشان تمام نمی‌شوند. سایه رفت، و شعرش ماند؛ تا هنوز، جایی میان کلمات، نفس بکشد. 🕊️ کانون ادبی هور، یاد و نام این شاعر گران‌قدر را گرامی می‌دارد. ✨ @kanoonadabi_savehums

  • #معرفی_کتاب 🕊️✨ «نه آدمی» از نه آدمی، یکی از تلخ‌ترین و در عین حال انسانی‌ترین آثار ادبیات ژاپن است؛ داستان مردی که از کودکی یاد می‌گیرد خودش را پشت لبخند، شوخی و نقش‌هایی که برای دیگران بازی می‌کند پنهان کند. او در میان آدم‌ها زندگی می‌کند، اما هیچ‌وقت احساس نمی‌کند واقعاً به جمع آن‌ها تعلق دارد؛ انگار همیشه چند قدم بیرون از جهان ایستاده و فقط تماشایش می‌کند. دازای در این رمان، تنهایی، بیگانگی، ترس از قضاوت و ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران را به شکلی بی‌پرده روایت می‌کند. شخصیت اصلی نه یک قهرمان است و نه یک ضدقهرمان؛ انسانی شکننده است که مدام میان میل به دوست داشته شدن و ناتوانی در نزدیک شدن به دیگران گرفتار می‌شود. همین صداقت دردناک باعث می‌شود خواننده گاهی در میان جمله‌های کتاب، بخش‌هایی از خودش را ببیند؛ ترس‌هایی که شاید هیچ‌وقت به زبان نیاورده است. @kanoonadabi_savehums

  • #روایت_یک_عبارت نازک‌نارنجی برای این اصطلاح دو برداشت وجود دارد. به عقیده عده‌ای «نازک‌نارنجی» نوعی شیرینی سنتی، نازک و ترد و نارنجی رنگ (به خاطر وجود زعفران) بوده و به‌راحتی از هم باز می‌شده و به همین دلیل به‌مرور و در تداول عامه، به «نازپرورده‌ای که با کوچک‌ترین ناملایمات هم می‌رنجد»، اطلاق شده است. اما عده‌ای دیگر نازک‌نارنجی را به صورت ترکیب نازک با پیشوند نفی «نا» + رَنج (از فعل رنجیدن) + پسوند نسبت «ی» و به معنی نارَنجیده و رنج‌نکشیده در نظر می‌گیرند و به کنایه به افراد زودرنج می‌گویند. @kanoonadabi_savehums

  • ای هوای سرد خزانی! ما را به خوشۀ انگوری ببخش تا مستِ روزگارِ لگدمال شده از خویش بگذریم. شعر و خوانش: شمس لنگرودی @kanoonadabi_savehums

  • با تمام ابر های در سفر همراهِ ما گفته‌ایم از اینکه پایانی ندارد راه ما زنده‌ایم و از نظرها غالبا پنهان، بناست بر همه پوشیده باشد راز مخفیگاه ما ما کبوترهای چاهی، گاه بی‌هم‌صحبتیم هرکه دلتنگ است گاهی سر کند در چاه ما ما رفیق وعده های قبل و بعد خرمنیم ذرّه‌ای جریان ندارد آب زیرِ کاه ما ما غروب جمعه های بی تفاوت نیستیم در دل هرکس نمی‌افتد غم ناگاه ما ما به روی بام می‌میریم همچون آفتاب بر سر پیشانی ما می‌درخشد ماه ما نعش ما پروانه‌ها را باد با خود می‌برد می‌رود از دست گاهی فرصت کوتاه ما ما سوار اسب‌های بال‌دارِ عزّتیم در زمین پیدا نمی‌شد مرکب دلخواه ما غرّشی کردیم روزی آنچنانکه سالهاست هیچ کفتاری نمی‌آید به جولانگاه ما دل در آتش، سینه خاکستر، جگرهامان مذاب آه اگر روزی بگیرد دامنی را آهِ ما ... کاظم بهمنی @kanoonadabi_savehums

  • اَلا اِی آهویِ وحشی کجایی؟… *فرامرز اصلانی @kanoonadabi_savehums

  • 21 июл.681из MefdaSaveh

    🖇 آیین نامه اجرایی سیزدهمین جشنواره فرهنگی هنری نظام سلامت سیمرغ 🖇 @mefdasaveh

  • 21 июл.671из MefdaSaveh

    #مسابقه_ادبی ✍️ واژه‌هایت را به پرواز درآور! 📖✨ 🎓 سلام به همه علاقه‌مندان شعر، داستان، دل‌نوشته و ادبیات در دانشکده علوم پزشکی ساوه! اگر قلمت حرفی برای گفتن دارد، وقت آن رسیده که آثارت را در جشنواره فرهنگی هنری سیمرغ به نمایش بگذاری. معاونت فرهنگی دانشجویی با همکاری کانون شعر و ادب، مسابقه ادبی با موضوع آزاد را برگزار می‌کند. چه کسانی می‌توانند شرکت کنند؟ 🤔 ✅ تمامی دانشجویان عزیز ✅ همکاران گرامی ✅ اعضای محترم هیئت علمی 📝 چگونه شرکت کنیم؟ 1️⃣ اثر ادبی خود را (شعر، داستان کوتاه، دل‌نوشته، متن ادبی و...) مطابق شرایط جشنواره آماده کنید. 2️⃣ اثر خود را در سامانه جشنواره فرهنگی هنری سیمرغ بارگذاری کنید. 🌐 http://www.festivalf.ir 3️⃣ پس از ثبت اثر، برای تأیید نهایی، یک اسکرین‌شات از صفحه ثبت اثر را به آیدی خانم اسکندری در پیام‌رسان ایتا @skaandari ارسال کنید. 📲📩 🎁 جایزه دارد؟ بله! برای برترین و خلاقانه‌ترین آثار ادبی، جوایز ارزنده‌ای در نظر گرفته شده است. 🏆✨ ⚠️ فرصت را از دست نده! 📅 مهلت ارسال آثار: تا دهم مردادماه ۱۴۰۵ منتظر واژه‌های ماندگار، نگاه‌های تازه و قلم‌های خلاق شما هستیم... ✨📚 🖇 @mefdasaveh

  • نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق‌ترم یا تو به من؟ زنده‌ام بی‌تو همین‌قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن وای بر من که در این بازی بی‌سود و زیان پیش پیمان‌شکنی چون تو شدم عهد شکن باز با گریه به آغوش تو بر می‌گردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن فاضل نظری @kanoonadabi_savehums

  • без подписи

  • ✨ *سلسله کارگاه‌های آموزشی سیزدهمین جشنواره سیمرغ* ✨ ✒️ *هفتمین کارگاه تخصصی بخش ادبی:* *«از انجمن فرخ تا جلسات رمضان»* با حضور نویسنده، شاعر و منتقد ادبی: 👨‍🏫 *دکتر محمدرضا وحیدزاده* 🌟 *چرا شرکت در این کارگاه را از دست ندهید؟* *دکتر محمدرضا وحیدزاده* علاوه بر فضای آکادمیک، نگاهی جستجوگر و خلاق به ادبیات معاصر دارد. او هم‌زمان که *شاعر* است و مجموعه اشعاری چون *«داداخواهی»*، *«اقرار»* و *«پیشواز»* را در کارنامه دارد، یک *سفرنامه‌نویس* کنجکاو است که در کتاب‌هایی مثل *«ماهی‌خوران»* و *«شام ملیتا»*، روایت‌های متفاوتی از جهان پیرامون ما ثبت کرده است. او به عنوان یک منتقد و پژوهشگر، پل ارتباطی میان ادبیات کلاسیک و تجربه‌های امروز ماست؛ کسی که از *«رسم شاعری»* می‌گوید و در کتاب‌هایش (مثل *«شعر و اعتراض»* و *«شمایل صبح»*) هنرمندان و شاعران معاصر را از زاویه‌ای متفاوت واکاوی می‌کند. در این کارگاه، قرار است از زاویه دید یک نویسنده و پژوهشگر «میدانی»، به فضای جلسات ادبی و سیر تحول آن‌ها در ایران نگاه کنیم؛ فرصتی برای کسانی که می‌خواهند ادبیات را فراتر از اندوخته ای که دارند، تجربه کنند و با کیفیت بالا آثار خود را در جشنواره ثبت کنند. 📜 *مزیت شرکت در کارگاه:* * صدور گواهی رسمی حضور * ثبت امتیاز مشارکت برای دانشگاه‌ها در *ارزیابی دبیرخانه برتر سیزدهمین جشنواره سیمرغ* ━━━━━━━━━━━━━━━ 📅 *تاریخ:* امروز چهارشنبه، ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ ⏰ *زمان:* ۱۸:۰۰ الی ۱۹:۳۰ 💻 *بستر برگزاری:* به‌صورت برخط (آنلاین) ━━━━━━━━━━━━━━━ 🔗 *لینک مستقیم ورود به کارگاه:* 👇 *👉 https://wp.vchealth.ir/?r=gRG8aD* *🌱 بخش آموزش سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی‌ـ‌هنری جامعه سلامت سیمرغ* 🫵 *به شبکه‌های مجازی سیزدهمین جشنواره بپیوندید:* 📲 [بله](ble.ir/join/8pnre2Grem) 🔸 [تلگرام](https://t.me/Festivalf) 🔹 [اینستاگرام](https://www.instagram.com/simorgh_festivall?igsh=cDF6ZWViZTc2NzNs) 🔸 [سامانه جشنواره](festivalf.behdasht.gov.ir) 🔹 [بازوی اطلاع‌رسانی جشنواره سیمرغ](https://ble.ir/Simorghfestivalbot)

  • #آن_سوی_واژه صَنّار، تغییریافته‌ی «صد دینار» به معنی مبلغ ناچیز است. 🔹 صنار بده آش، به همین خیال باش. 🔹 صنار جگرک سفره قلمکار نمیخواد. 🔹 برادریمان به‌جا، بزغاله یکی هفت صنار. @kanoonadabi_savehums

  • بگذار زندگی راه خودش را برود. بگذار خیال کند که ما هنوز برای گردش یک سال دیگر ، یک روز دیگر ، یک بوسه‌ی دیگر ، به او وفادار خواهیم ماند . بگذار نداند که ما در پریشانی پرسش‌هایمان بارها با مرگ خوابیده‌ایم . ما برای زندگی، نه به هوا نیازمندیم نه به عشق، نه به آزادی. ما برای ادامه تنها، به دروغی محتاجیم که فریب‌مان بدهد؛ و آن‌قدر بزرگ باشد که دهان هر سوالی را ببندد. عزیز نسین @kanoonadabi_savehums

  • دوست دارم گهگاه گم شوم مثل پرنده‌های پاییز می‌خواهم میهنی تازه بیابم غیرقابل دسترس و خدایی که مرا تعقیب نکند و سرزمینی که دشمنم نباشد! نزار قبانی @kanoonadabi_savehums

  • محبوب من! عاشق‌ها نمی‌میرند. همین‌که عاشق شدند، مرگ خودکشی می‌کند... @kanoonadabi_savehums