tgindex
کانون هنر دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی

کانون هنر دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی

Статистика

ارتباط با ما: @UThonarPsy پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/kanoonhonar_ut?igsh=MTNjZmh3NHQyb2Uzcw==

Последний пост
31 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
762
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
507
21 постов
Вовлечённость
66,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
161
1/48двое суток
184
1/72трое суток
198

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🎭 ماجرای آشنایی یونگ در جوانی علاقه‌ای خاص به آدم‌های رنجور و مشوش داشت. در سال ۱۹۰۴، دختری ۱۹ ساله و آشفته به نام سابینا اسپیل‌رین با تشخیص «هیستری» وارد بیمارستان روانی زوریخ شد. یونگ به جای نگاه خشک پزشکی، شیفته ذهن پیچیده او شد و سابینا هم جزو اولین کسانی شد که با تمام وجود به ایده‌های یونگ بال و پر داد. 📮 از بالین بیمار تا معشوقه و دردسر با فروید رابطه آن‌ها از مرز پزشک و بیمار گذشت و یونگ اعتراف کرد سابینا تجسم زنده‌ی کهن‌الگوی «آنیما» در روان اوست. آنیما در نظریه یونگ، بخش ناخودآگاه، زنانه و لطیف در روانِ مرد است که مردان معمولاً آن را فرافکنی می‌کنند؛ چیزی شبیه به چهره‌ی درونی احساسات و شهود که یونگ آن را به‌طور زنده در سابینا می‌دید. این ماجرا پایش را به نامه‌نگاری با زیگموند فروید هم باز کرد؛ فرویدِ نگران هشدار می‌داد که این رابطه‌ها کل جنبش روان‌کاوی را به باد می‌دهد! اما یونگ کار خودش را کرد تا اینکه با بالا گرفتن خطر رسوایی، پس کشید و سابینا را تنها گذاشت. 💡 نظریاتی که از دل این آشوب متولد شد: یونگ از این مسیر مفهوم آنیما را بهتر شناخت. از سوی دیگر، سابینا اسپیل‌رین پس از عبور از آن شکست دردناک، مسیر رشد را پیش گرفت، مدرک پزشکی‌اش را دریافت کرد و به یک روانکاو برجسته تبدیل شد. او در سال ۱۹۱۲ مقاله‌ای پیشگامانه تحت عنوان «انهدام به عنوان علت به وجود آمدن» منتشر کرد. او در این اثر ایده داد که در عمیق‌ترین پیوندهای انسانی، ترسی پنهان از نابودی و تغییر وجود دارد؛ نظریه‌ای عمیق که بعدها به‌طور مستقیم الهام‌بخش زیگموند فروید در شکل‌گیری مفهوم «غریزه مرگ» (Death Drive) شد. لینک مقاله سابینا: https://aphelis.net/wp-content/uploads/2012/05/SPIELREIN_1912_Destruction_as_cause_of_coming_into_being.pdf 🥀پایان تلخ سابینا در حالی که نظریات یونگ دنیا را فتح می‌کرد، سرنوشت سابینا تراژیک رقم خورد؛ او در سال ۱۹۴۲ به همراه دو دخترش توسط سربازان نازی اعدام و در یک گور دسته‌جمعی رها شد. و اما معشوقه بعدی؛ تونی ولف! داستان عاشقانه‌های یونگ به سابینا ختم نشد. او بعدها با تونی ولف (یکی از بیماران سابقش که خودش بعدها روانکاو برجسته‌ای شد) وارد رابطه عمیق و طولانی‌مدتی شد. تونی برخلاف سابینا، همدم فکری و شریک علمی یونگ شد؛ طوری که اوضاع خیلی عجیب‌تر از این حرف‌ها شد و تونی گاهی برای ناهار یکشنبه مهمان خانه یونگ و همسرش «اما» می‌شد!👯‍♀️🕺

  • без подписи

  • без подписи

  • کمیک مجمع روانکاوان برای قضاوت یونگ 🪭 ( کمیک از مهسا https://www.instagram.com/p/DbXvoAejTee/?igsh=MTJlcDZ3anhjdzk2cg== ) یک موردی هم درباره رابطه یونگ و تک همسری : یونگ ازش متنفر بود اما دور از شوخی اولین معشوقه معروف یونگ سابینا داستان طولانی و تراژیکی داشته، و میراثی که پشت برچسب هیستیری و "معشوقه مردی بودن" سال ها خاک شده بود. بیاید داستان سابینا رو بخونیم 👇👇

  • 🎬 انجمن علمی روانشناسی «پرسونا» برگزار می‌کند: 🧠 نشست رایگان تحلیل روان‌شناختی انیمیشن WIN OR LOSE یک انیمیشن فقط برای سرگرمی نیست؛ گاهی پشت یک داستان ساده، می‌شود اضطراب، فشار روانی، شکست، موفقیت، روابط بین‌فردی و شیوه مواجهه با هیجان‌ها را دید. این بار با نگاهی روان‌شناختی به دنیای Win or Lose می‌رویم و شخصیت‌ها، رفتارها و موقعیت‌های داستان را از زاویه‌ای متفاوت بررسی می‌کنیم. 🎭🧠 🎙 تحلیلگر و مدرس: دکتر آذین فرزین عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی 📅 زمان برگزاری: دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ | ساعت ۱۷ 💻 نحوه برگزاری: آنلاین | اسکای‌روم 🎟 ثبت‌نام: برای شرکت در این برنامه، به آیدی زیر پیام دهید: @PersonaUSWR

  • 🔹 افرادی که تاکنون در این دوره ثبت‌نام نکرده‌اند، در صورت ثبت‌نام از طریق کانون هنر، از ۵۰٪ تخفیف هزینه ثبت‌نام بهره‌مند خواهند شد. 🔥 🔹 همچنین اعضای کانون هنر که در این دوره ثبت‌نام کنند، برای آزمایشگاه تسهیلگری نیز از ۵۰٪ تخفیف ثبت‌نام برخوردار خواهند شد.

  • انجمن علمی دانشجویی روانشناسی هنر و هنردرمانی برگزار میکند 🌱🎨 دوره تربیت تسهیل‌گر پروژه‌های هنردرمانی انجمن علمی دانشجویی روان‌شناسی هنر و هنردرمانی سای‌آرت آغاز شد. اگر به هنردرمانی و فعالیت‌های هنرمحور علاقه‌مند هستید و می‌خواهید با اصول تسهیلگری، اجرای یک پروژه واقعی، بررسی کیس‌های اجرایی و تجربه‌های عملی آشنا شوید، این دوره برای شما طراحی شده است. 📘 همراه با دفترچه ویژه راهنمای تسهیل‌گر(به طراحی مدرس) 🎓 گواهی معتبر شرکت در دوره از دانشگاه الزهرا تهران 🎥ضبط دوره و دسترسی تا 12شهریور 👥 ظرفیت محدود: ۱۵ نفر 🔹 جلسه ویژه «آزمایشگاه تسهیلگری» نیز به‌صورت اختیاری و با ثبت‌نام جداگانه برگزار خواهد شد. 🖼پوستر با دقت مطالعه و سوالات تکراری نپرسید❤️ 📩 برای دریافت اطلاعات کامل، برنامه زمان‌بندی و شرایط ثبت‌نام، کافی است کلمه «نور» را به @psyart_admin ارسال کنید. تلگرام | بله | اینستاگرام | آپارات حلثه های کتابخوانی بله | تلگرام

  • شعر امروز :)) وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به گل پستال ها از مهسا🌼

  • без подписи

  • без подписи

  • حلقه کتابخوانی کتاب‌یارانِ سای‌آرت از سری حلقه های جدید خود رونمایی می‌کند نه فقط تراپی ... نه فقط خوندن کتاب ... نه فقط تحلیل آثار ادبی ... میتونی همشو باهم داشته باشی👌🏽 در هر حلقه: 📚فایل کتاب ارائه می‌شود 🎧 فایل صوتی کتاب بر اساس برنامه زمان‌بندی منتشر می‌شود. 💬 در جلسات آنلاین اسکای‌روم درباره بخش‌های مطالعه‌شده با حضور تسهیلگر و دانشجویان روانشناسی گفت‌وگو می‌کنیم. 🧩 در پایان دوره، تحلیل روان‌شناختی اختصاصی کتاب ارائه خواهد شد. 📜 نقشه راه مطالعه و زمان جلسات ارسال میشود 🪪 صدور گواهی معتبر حضور در جلسات تحلیل و نقد روان‌شناختی آثار، به‌صورت رایگان برای کسانی که در هر دو حلقه حضور دارند. جهت ثبت‌نام و دریافت برنامه: @psyart_admin اگر به ادبیات از دریچه روان‌شناسی نگاه می‌کنید، این دو حلقه در کنار هم تجربه‌ای کامل‌تر برای شما می‌سازند؛ یکی سفری به ذهنِ در حال فروپاشی و دیگری تأملی بر کشمکش‌های درونی انسان. این دو حلقه با برنامه‌ریزی هم‌پوشان هوشمند طراحی شده‌اند؛یعنی زمان‌بندی انتشار فایل‌های صوتی و جلسات گفت‌وگو به‌گونه‌ای تنظیم شده است که هیچ تداخلی با یکدیگر نداشته باشند 📲 بله | تلگرام 🚏حلقه بله

  • روانشناسی پروپاگاندا پروپاگاندا بیشتر به روشی برای القای نوعی روان‌پریشی موقت می‌ماند؛ فرآیندی که معمولاً با افسردگی آغاز می‌شود، از گذرگاه پارانویا عبور می‌کند و در نهایت به وضعیتی از شعف شیداوار ختم می‌گردد. برخی از افراد نسبت به سایرین در برابر پروپاگاندا…

  • روانشناسی پروپاگاندا پروپاگاندا بیشتر به روشی برای القای نوعی روان‌پریشی موقت می‌ماند؛ فرآیندی که معمولاً با افسردگی آغاز می‌شود، از گذرگاه پارانویا عبور می‌کند و در نهایت به وضعیتی از شعف شیداوار ختم می‌گردد. برخی از افراد نسبت به سایرین در برابر پروپاگاندا تلقین‌پذیرترند، و درجهٔ تلقین‌پذیری آنها هم به رابطهٔ آنها با پروپاگاندیست و هم به ماهیت پروپاگاندای او وابسته است. بدیهی است که افراد نسبت به برخی مضامین بسیار بیشتر از سایرین تلقین‌پذیرند. آنها دارای یک زودباوری گزینشی هستند که توسط فانتزی‌های ناهشیار آنها تعیین می‌شود. آنها گرایش دارند آنچه را که با پیش‌فرض‌های ناهشیارشان مطابقت ندارد رد کنند، و آنچه را که مطابقت دارد بپذیرند. تلقین‌پذیری یک انسان نسبت به پروپاگاندا، به درجهٔ استقلال منش او بستگی دارد. هرکس زندگی را به‌عنوان فردی وابسته آغاز می‌کند، یعنی به‌عنوان کودکی وابسته به والدینش. برخی از افراد بزرگ می‌شوند و مستقل می‌گردند، اما سایرین از لحاظ روانشناختی در تمام عمر خود کودک باقی می‌مانند، همواره وابسته به جایگزین‌های والد؛ چه انسانی چه الهی. رشد آنها متوقف شده است. فرد دارای سنخ وابسته و تلقین‌پذیر، به حمایت نیاز دارد زیرا او درون خودش در آرامش نیست. او در برابر یک دشمن درونی در جستجوی محافظت است، و معمولاً نسبت به دشمن درونی‌اش کاملاً ناهشیار است. او در بیشتر مواقع با موفقیت این دشمن درونی را انکار خواهد کرد. با وجود این، این انکار به‌ندرت مطلق است. به نظر می‌رسد دشمن درونی در بیرون دوباره ظاهر می‌شود؛ در زبان فنی «فرافکنی» می‌گردد. این مکانیزم فرافکنی، که به‌واسطهٔ آن دشمنان درونی گویی به جهان بیرونی تبعید می‌شوند، علت اصلی هذیان‌های گزند و آزار در پارانویا است. فرد پارانوئید به‌شدت بدگمان است؛ او دست پنهان یک دشمن را در تقریباً هر چیزی که رخ می‌دهد می‌بیند. چنین علائمی به دیوانگان! محدود نمی‌شوند. در واقع، در شرایط استرس کافی، اکثر مردم به نظر می‌رسد قادر به تولید آنها هستند. بیش‌ازحد زودباور بودن و بیش‌ازحد بدگمان بودن، یا تلقین‌پذیری و ضدتلقین‌پذیری، به نسبت بالایی با یکدیگر همراهند. همان تعارض درونی که انسان را وامی‌دارد تا در بیرون از خود به دنبال رهبری باشد، و سپس به‌جای دست کشیدن از این حمایت ضروری، به هر قیمتی کورکورانه به آن اعتماد کند، او را همچنین سوق می‌دهد تا دشمنان درونی خود را بر روی دشمنان بیرونی که می‌تواند از آنها متنفر باشد و ناگزیر به آنها بی‌اعتماد است، فرافکنی کند. ترسیدن و نفرت ورزیدن از یک دشمن بیرونی فوراً تنش درونی را کاهش می‌دهد. با وجود این، به نظر می‌رسد ترس و نفرت نوعی چرخهٔ باطل را شکل می‌دهند. در ابتدا ترس برانگیخته می‌شود، سپس نفرت برای مهار کردن آن؛ اما نفرت انتظار تلافی را دارد و بدین‌ترتیب ترس را افزایش می‌دهد، که بایستی در نفرت بیشتر غرق شود و به همین ترتیب. به زبان روانکاوانه، جایگزین کردن یک دشمن درونی با یک دشمن بیرونی کافی نیست. همچنین ضروری است که گزندهٔ درونی به یک متحد قدرتمند تبدیل شود، که مسلماً مهیب باقی می‌ماند، اما تنها برای دشمنان فرد، نه برای خود او. مؤثرترین پروپاگاندا احتمالاً با توسل به ترس آغاز می‌گردد. در ابتدا به نمادهای والدین بد اشاره می‌کند و بدین‌سان این دیوهای خفتهٔ فانتزی ناهشیار را برمی‌انگیزد؛ و سپس نمادهای جبرانی والدین خوب را برپا می‌سازد، قهرمانانی که برای شکست دادن این دیوها به‌اندازهٔ کافی نیرومندند، و می‌توانند باور ازدست‌رفتهٔ مردم را به قدرت خود برای انجام کار خلاقانه ترمیم کنند، و به آنها شجاعت دهند تا با خطرات واقعی، که غالباً در واقع بسیار عظیم‌تر از خطرات کم‌وبیش خیالی‌ای هستند که در ابتدا از آنها ترسانده شده بودند، مواجه شوند. نیاز به یافتن چنین نمادهایی از پیکره‌های خوب درونی فانتزی ناهشیار در جهان بیرونی، با درجه‌ای تناسب دارد که در آن یک انسان خود را توسط پیکره‌های بد در معرض تهدید احساس می‌کند. اگر او مضطرب نباشد، به هیچ ناجی‌ای روی نمی‌آورد. اما زمانی که اضطرابش برانگیخته می‌شود، او گرایش می‌یابد تا ایمان به نیروهای خیر درون خود را از دست بدهد، و ازاین‌رو در جستجوی نمادی از آنهاست تا به خود اطمینان دهد که آنها هنوز زنده‌اند. بخش‌هایی از مقالهٔ «روانشناسی پروپاگاندا» نویسنده: راجر مانی-کِرل ترجمهٔ ماشینی مقابله و ویرایش: مهدی میناخانی متن کامل:

  • دشمن که نمی‌خواست چنین کوس بشارت همچون دهلش پوست به چوگان بدریدیم سعدی

  • ◾️ فراخوان ... "خونه‌کار دِگره" با همراهی دپارتمان گروه‌ درمانی تحلیلی سیاووشان (دایره) دو رویداد دورهم‌نشینی پردازشی و دربرگیرنده (گروه درمانی) را برگزار می‌کند. بعد از مدتی (بیش از یک ماه) که از وقایع دیماه گذشته است بستری را برنامه‌ریزی و فراهم کردیم که شاید کمکی کند تا تکه‌های پخش و پلا شده‌ روح و روانمان را جمع و جور کنیم، تا بتوانیم صبوری کنیم، تا بتوانیم ادامه دهیم، تا بتوانیم زندگی کنیم، تا آسمان ببارد و زمین جانی دوباره گیرد. ... از همه عزیزانی که نیازی برای گفتگو و بیان کردن روحیات و تجربه‌هایی را در خود می‌بینند دعوت می‌کنیم در این جلسات شرکت کنند. تسهیلگر جلسات: "سعید دباغ" (دکتری روانشناسی سلامت و مدیر دپارتمان گروه‌درمانی تحلیلی سیاووشان) - این دو جلسه به صورت حضوری و رایگان برگزار می‌شود. - ظرفیت این رویداد محدود است. برای راهنمایی بیشتر در رابطه با این برنامه (تا روز دوشنبه ۱۱ اسفندماه) به شماره ۰۹۳۳۵۰۳۷۷۳۰ (در تلگرام یا واتس‌اَپ) پیام دهید. آی‌دی شماره بالا: @khoonehkaredegareh ... طراح گرافیک: علیرضا غفوری ... @khonehkaredegareh

  • 18 февр.1 327128

    فشار، اضطراب و خستگی روانی چیزهایی نیستند که بشه همیشه نادیده‌شون گرفت. کانون هنر دانشکده با همکاری مرکز «تجربه زندگی» تصمیم گرفته در حد توان و در راستای مسئولیت اجتماعی‌مون، فضایی برای برگزاری جلسات فردی حمایتی فراهم کنه؛ برای وقت‌هایی که آدم نیاز داره کمی مکث کنه، حرف بزنه و تنها نباشه. این جلسات برای عزیزانی طراحی شده که در این روزها احساس می‌کنن نیاز به همراهی و دریافت حمایت روانی دارند. اگر برای خودت یا یکی از اطرافیانت فکر می‌کنی این همراهی می‌تونه مفید باشه، می‌تونی از طریق لینک زیر ثبت‌نام کنی و جلسات رو شروع کنی: 🔗 لینک ثبت‌نام: https://tajrobeh.life/invite/hemayati�

  • «درود، ای واپسین صبح، ای سحر، بدرود! که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود… به صبحِ راستین سوگند! به پنهان‌آفتابِ مهربارِ پاک‌بین سوگند! که آرش جانِ خود در تیر خواهد کرد پس آن‌گه بی‌درنگی خواهدش افکند…» چهل روز از آن آخرین صبح‌ها، با سحر بدرودها. از شعر «آرش کمانگیر» سروده‌ی سیاوش کسرایی

  • 10 февр.1 282329

    این انفجارهای پیاپی، و ابرهای مسموم، آیا طنین آیه‌های مقدس هستند؟ ای دوست، ای برادر، ای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گل‌ها را بنویس. پنجره فروغ فرخزاد

  • 7 февр.1 4983218

    آوارِ بهمن، روایتی از سوگ معلق در سایکودرام، صحنه جایی‌ست که آنچه سرکوب شده، بالأخره بدن‌‌مند شده و آزاد می‌شود؛ جایی که احساس، زبان می‌گیرد و به نمایش در می‌آید. ما بر صحنه‌ای ایستاده‌ایم که نه‌تنها بازیگر به‌هنگامۀ آزاد کردن خشم و میل خود برای ابراز وجود، به‌کلی حذف می‌شود، بلکه صحنه را هم تماماً پایین‌ کشیده و پرده را کفن می‌کنند، تا امکان دیدن و باخبر شدن را از تمامی تماشاگرانی که خود به بازیگر بدل شده بودند، بگیرند. ناممکن کردنِ تصویر، روایت و سوگواری. به‌راستی که هیچ‌ بهمنی چنان سنگین و سیاه روی سر ما فرو نریخته بود، ما، همه فرزندانِ متولدشده از پسِ شکاف روزهایِ ۱۸م و ۱۹م دی، آدم‌هایی که رنگ سرخ و سیاه، پرچم‌دارِ وجود آن‌هاست، چرا که رنگ‌ را، زندگی را و رهایی را در سرخ و سیاه دفن کرده‌اند و روزهای جدیدی آغاز شده که همه، از پس آن دو روز شمرده و تاریخ می‌شود. در روان‌کاوی، سوگی که امکان بیان پیدا نکند، حل‌نشده باقی می‌ماند و به تن باز می‌گردد؛ حال، تنی که نه به‌درستی برای به‌خاک بردنِ جان خویش اجازه و آیین دارد و نه کلام و شاهدی رسمی، منجمد می‌شود، بی‌زبان می‌شود، در زمان حبس می‌شود تا روزی دوباره به‌ صحنه بازگردد، ۷۸ بار و ۸۸ بار و ۹۸ بار و ۴۰۱ بار و ۴۰۴ بار... فرسودگیِ جمعی بازمی‌گردد، خشم جمعی طغیان می‌کند و انجماد را درهم می‌شکند و بر سرِ زندگی آوار می‌شود.‌ ما در این آوارِ بهمن، با یک سوگِ معلق طرفیم، عزایی که نه پایان‌یافته و نه قابل‌فراموشی‌ست. در این موقعیت، قدرت حاکم، آن دست‌های دورِ گلو، آن پرده‌دارِ پرده‌درِ کفن‌مُزد، ناممکن شدن تصویر و روایت را حکم می‌کند، فراموشیِ اسم بازیگرانی را که در صحنه حبس یا از آن حذف کرده حکم می‌کند، فرمانش فرش کردنِ هربارۀ سیلِ خون زیر پای ماست برای ادامه دادن به زندگی‌ای تحمیلی و اجباری، تا تن را خسته و حافظه را مجبور به عقب‌نشینی کند؛ اما هنر-با هر معنایی که امروز دارد- تمام توان خود را به‌کار می‌گیرد تا تصویر، روایت و سوگواری را ممکن کند، تا امکان سخن گفتن را به تن بازگرداند. در سایکودرام، می‌شود حذف‌شده‌ را دوباره به صحنه آورد، نقش‌ها ثابت نیستند. تماشاگرِ سابق به‌جای بازیگر حذف‌شده به صحنه می‌آید و شاهد، ناگهان خود را در مرکز روایت پیدا می‌کند. این یک کنش سیاسی-روانی‌ست؛ بازپس‌گیریِ امکانِ دیدن و دیده‌ شدن. روان‌کاوی به ما یاد می‌دهد که آنچه بازنمایی نشود، بازتولید می‌شود و آنچه نمادین نشود، به شکل نشانۀ خام، به بدن بازمی‌گردد. جامعه‌ای که روایت ندارد، محکوم است به تکرارِ فاجعه در صحنه‌ای دیگر. ما روایت می‌کنیم تا نشان دهیم تاب‌آوریِ ما، زندگیِ ما قیامی تمام‌قد در برابر فرمان به زندگی تحمیلی و اجباریست‌. ما مصریم که چیزی فراموش نشده، تمام نشده و نمی‌شود. تن ما، گواهی زنده و شاهدی رسمی‌ست که نقش‌ونگارِ زخم و گلوله را بر پوست و گوشتش و درد هزاران ستارۀ خاموشِ زیر خاک را بر سینه‌اش حک کرده‌اید و ما هرروز حافظه را برای تف کردن این سیاهی و سرخیِ نقش‌بسته به جانمان به‌کار می‌بندیم. ما هنر را آینۀ این تن می‌کنیم، آینۀ انقباضِ هربارۀ چشم از دیدنِ نشانه‌ای از پدرانِ پسرکُش و دخترکُش در جای‌جای این شهر. ما هنوز روی صحنه‌ ایستاده‌ایم، هرچندتنِ ما را که میان این شکاف پرتاب کنید، هر ستاره‌ای را که خاموش کنید، نور انفجارش تمام چشم‌ها را از نو روشن می‌کند. ما ایستاده‌ایم و روایت می‌کنیم، حتا اگر هزاران بار دیگر صحنه را پایین بکشید، تا آخرین تنِ باقی‌مانده روایت می‌کند، گوش‌به‌گوش، چشم‌به‌چشم، تن‌به‌تن. ✍ مهسا قدس الاهی

  • Channel photo updated