- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⚠️ایران از طریق ارمنستان به دریای سیاه میرسد 🔺️شرکتهای ایرانی ساخت تونل کاجاران به طول ۷.۲ کیلومتر در خاک ارمنستان را آغاز کردهاند. 🔺️این پروژه یکی از پیچیدهترین پروژههای مهندسی در حال اجرا در قفقاز محسوب میشود. این تونل بخشی از کریدور حملونقل شمال-جنوب خواهد بود که قرار است ایران را به ارمنستان و سپس به گرجستان و بنادر دریای سیاه متصل کند. 🔺️پس از اتمام ساخت، تهران مسیر زمینی کوتاهتر و مستقیمتری به منطقه دریای سیاه و بازارهای اروپایی خواهد داشت و وابستگی به مسیرهای حملونقل جایگزین کاهش مییابد. 🔺️برای ایران، تونل کاجاران اهمیت ارمنستان را بهعنوان یک قطب ترانزیتی میان ایران، قفقاز و اروپا تقویت میکند و خود کریدور شمال-جنوب نیز اهمیت راهبردی برای تجارت و لجستیک در منطقه پیدا میکند. @mostaghelonline
видео или голосовое, без подписи
«دشمنشاد»شدن ارمنستان؛ وقتی تشویق دشمن بلندتر از هر تحلیل حرف میزند یک جمله معروف در ادبیات جنگ وجود دارد: «اگر در میدان نبرد دنبال نیروهای خودی میگردی، ببین آتش دشمن کجا را هدف قرار میدهد.» در سیاست هم گاهی باید برعکسش را پرسید: وقتی دشمن تاریخی برای نتیجهای لبخند میزند، دلیلش چیست؟ سالها رسانههای نزدیک به حکومت باکو مانند Caliber.Az، ارامنه آرتساخ را «جداییطلب» و جریانهای ملی ارمنی را «انتقامجو» معرفی کردند. همان رسانهای که از «Armenian revanchism» (انتقام جویی ارمنی) مینوشت و هر صدای مقاومت ارمنی را مانع صلح میخواند، پس از پیروزی دوباره نیکول پاشینیان تیتر زد: “Pashinyan gets carte blanche for Armenia’s reset” «پاشینیان اختیار تازهای برای بازتنظیم مسیر ارمنستان گرفت» رسانههایی که دیروز سقوط آرتساخ را پیروزی تاریخی میدانستند، امروز از ادامه مسیر سیاسی ایروان نگران نیستند. چرا کسانی که دیروز برای شکست ارمنستان تلاش میکردند، امروز از انتخاب پاشینیان خوشحالاند؟ گاهی تشویق دشمن، از هزار انتقاد دوست بلندتر شنیده میشود. به ما بپیوندید @Karot_Fedayee
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
اینفوگرافیک پادشاهی ارمنی کیلیکیا جهت استفاده در اینستاگرام
اعداد دقیق در منابع تاریخی گاهی متفاوتاند، اما نتیجه روشن است: حضور بومی و تاریخی ارامنه در کیلیکیا، پس از نسلکشی و خشونتهای سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳، تقریباً از این سرزمین ریشهکن شد. میراث ارمنی کیلیکیا نیز سرنوشتی تلخ پیدا کرد. بسیاری از کلیساها و صومعهها ویران شدند، بخشی تغییر کاربری یافت، بخشی متروک ماند و بسیاری از آثار مادی و معنوی از دست رفت. با این حال، حافظه کیلیکیا همراه بازماندگان به لبنان، سوریه، ارمنستان، اروپا، آمریکا و سراسر دیاسپورای ارمنی منتقل شد. امروز منطقه تاریخی کیلیکیا عمدتاً در جنوب ترکیه قرار دارد. دیگر جمعیت بومی گسترده ارمنی در آنجا باقی نمانده و حضور ارمنی در مقایسه با گذشته بسیار اندک و پراکنده است. با این حال، ردپای کیلیکیا هنوز در نامها، خرابهها، کلیساهای باقیمانده، نسخههای خطی، موسیقی، روایتهای خانوادگی و حافظه جمعی ارامنه دیده میشود. کاتولیکوسات ارمنی کیلیکیا، پس از آوارگی و جابهجایی، سرانجام در آنتلیاس لبنان ادامه یافت؛ یعنی مرکز مذهبیای که روزگاری در سیسِ کیلیکیا بود، امروز در تبعید تاریخی خود هنوز زنده است. برای همین، کیلیکیا برای ارامنه فقط یک سرزمین از دسترفته نیست؛ نشانهای از توان ساختن، جنگیدن، مذاکره کردن، زنده ماندن و حفظ هویت در سختترین دورههای تاریخ است. جالب اینجاست که اهمیت کیلیکیا آنقدر در حافظه ارمنی زنده مانده که حتی در سالهای اخیر پروژه سینمایی «Cilicia: The Land of Lions» نیز درباره آن ساخته شد؛ مجموعهای تصویری درباره سه قرن تاریخ پادشاهی ارمنی کیلیکیا، از شکلگیری شاهزادهنشین تا اوج و سقوط آن. همین نشان میدهد که کیلیکیا هنوز برای ارامنه فقط یک فصل قدیمی از تاریخ نیست، بلکه بخشی از هویت زنده و روایت فرهنگی امروز آنان است. کیلیکیا امروز شاید دیگر یک سرزمین سیاسی ارمنی نباشد؛ اما در حافظه تاریخی ارامنه، هنوز زنده است. به ما بپیوندید @Karot_Fedayee
ظهور و سقوط پادشاهی ارمنی کیلیکیا؛ سرزمینی که هنوز در حافظه ارامنه زنده است آیا میدانستید در ساحل مدیترانه، در محدوده جنوب ترکیه امروز، روزگاری یک پادشاهی ارمنی قدرتمند وجود داشت؟ نام آن کیلیکیا بود؛ سرزمینی میان کوههای توروس و دریای مدیترانه، در نزدیکی شهرهایی که امروز با نامهای آدانا، مرسین، عثمانیه، سیس، زیتون، حاجین و مرعش شناخته میشوند. کیلیکیا فقط یک منطقه جغرافیایی نبود؛ برای ارامنه، پناهگاه، دولت، کلیسا، ارتش، دیپلماسی و خاطره یک تمدن بود. حضور ارامنه در این منطقه ریشهای بسیار کهن داشت و دستکم به روزگار تیگران کبیر، پادشاه بزرگ ارمنستان در سده اول پیش از میلاد، بازمیگشت؛ زمانی که نفوذ ارمنستان بزرگ تا بخشهایی از این ناحیه گسترش یافته بود. اما شکلگیری پادشاهی ارمنی کیلیکیا به قرون میانه برمیگردد. پس از یورشهای سلجوقیان و ناامن شدن بخشهایی از سرزمین اصلی ارمنستان، بسیاری از ارامنه به نواحی کوهستانی و ساحلی کیلیکیا کوچ کردند. این منطقه، با قلعههای طبیعی، گذرگاههای سخت، بنادر مهم و نزدیکی به مسیرهای تجاری، به تدریج به پناهگاه و مرکز قدرت جدید ارامنه تبدیل شد. در سال ۱۰۸۰ میلادی، روبن یکم هسته حکومت ارمنی کیلیکیا را بنیاد گذاشت. چند نسل بعد، این حکومت از یک شاهزادهنشین محلی به یک قدرت جدی منطقهای تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۱۹۸ میلادی، با تاجگذاری لئون یکم، کیلیکیا رسماً به پادشاهی ارمنی بدل شد. این پادشاهی در موقعیتی حساس قرار داشت: میان بیزانس، صلیبیون، سلجوقیان، ممالیک مصر، مغولان و قدرتهای اروپایی. برای بقا، فقط شمشیر کافی نبود؛ کیلیکیا باید هم میجنگید، هم مذاکره میکرد، هم پیمان میبست و هم از شکاف میان قدرتها استفاده میکرد. از نظر نظامی، قدرت کیلیکیا بر قلعههای کوهستانی، گذرگاههای سخت، سپاه محلی و شناخت دقیق جغرافیای منطقه استوار بود. از نظر اقتصادی، بندرهایی مانند آیاس، این سرزمین را به یکی از دروازههای مهم تجارت مدیترانه تبدیل کرده بودند؛ جایی که کالاهای شرقی از مسیر ایران، ارمنستان و شام به اروپا میرسیدند. از نظر دیپلماتیک هم کیلیکیا جایگاهی فراتر از اندازه جغرافیایی خود داشت. با صلیبیون، دولتهای اروپایی، پاپ، بیزانس، مغولان و همسایگان مسلمان وارد رابطه میشد و گاه با ازدواجهای سیاسی، پیمانهای نظامی و امتیازهای تجاری جایگاه خود را حفظ میکرد. نقاط قوت کیلیکیا روشن بود: موقعیت راهبردی میان شرق و غرب؛ قلعهها و کوهستانهای دفاعی؛ بندرهای ثروتمند؛ دیپلماسی فعال؛ و پیوند عمیق میان حکومت، کلیسا و هویت ارمنی. اما ضعفهایش هم کم نبود: جمعیت و نیروی انسانی محدود؛ فشار دائمی همسایگان نیرومند؛ وابستگی گاهوبیگاه به متحدان خارجی؛ رقابتهای داخلی؛ و قرار گرفتن در منطقهای که میدان برخورد امپراتوریها بود. از قرن سیزدهم به بعد، فشار خارجی بر کیلیکیا بیشتر شد. حملات ممالیک مصر، کاهش حمایت متحدان غربی، فرسایش اقتصادی، درگیریهای داخلی و تغییر توازن قدرت در منطقه، پایههای این پادشاهی را سست کرد. سرانجام در سال ۱۳۷۵ میلادی، شهر سیس، پایتخت پادشاهی، به دست ممالیک سقوط کرد و لئون ششم، آخرین پادشاه ارمنی کیلیکیا، اسیر شد. با این شکست، پادشاهی ارمنی کیلیکیا از نظر سیاسی پایان یافت؛ اما نام آن از حافظه ارامنه پاک نشد. پس از سقوط، ارامنه کیلیکیا در شهرها و روستاهای منطقه باقی ماندند. سیس، آدانا، زیتون، حاجین و مرعش همچنان مراکز مهم زندگی، تجارت، آموزش و حیات کلیسایی ارامنه بودند. کلیساها، مدارس، محلهها، نسخههای خطی، موسیقی، صنایع دستی و حافظه محلی، میراث کیلیکیا را زنده نگه داشتند. اما در آغاز قرن بیستم، این حضور تاریخی ضربهای ویرانگر خورد. در سال ۱۹۰۹، در کشتار آدانا، حدود ۲۰ هزار ارمنی در آدانا و اطراف آن کشته شدند. این رویداد، پیشدرآمدی خونین برای فاجعه بزرگتر سالهای بعد بود. در سال ۱۹۱۵، همزمان با نسلکشی ارامنه، جامعه ارمنی کیلیکیا نیز هدف تبعید، قتل، مصادره اموال و نابودی ساختارهای فرهنگی قرار گرفت. در زیتون، که یکی از نمادهای مقاومت ارامنه بود، هزاران ارمنی در بهار ۱۹۱۵ تبعید شدند و بخش بزرگی از جمعیت شهر در مسیر کوچ اجباری نابود یا آواره شد. در سیس، مرکز مذهبی مهم ارامنه کیلیکیا و جایگاه تاریخی کاتولیکوسات کیلیکیا، جمعیت ارمنی از سرزمین خود جدا شد؛ کلیساها و املاک مصادره شدند و جایگاه تاریخی آن از وطن اصلیاش بریده شد. در حاجین، پس از مقاومت و محاصره، شهر در سال ۱۹۲۰ سقوط کرد و هزاران ارمنی کشته یا آواره شدند. در مرعش نیز پس از بازگشت بخشی از ارامنه در پایان جنگ جهانی اول، خشونتهای ۱۹۲۰ باعث کشته شدن هزاران ارمنی و آوارگی دوباره بازماندگان شد.
چرا یک ایرانی باید اخبار ارمنستان را دنبال کند؟ نگارنده در طول چندین سال فعالیت رسانه ای خود بارها با این پرسش روبرو شده: «ما خودمان هزار مشکل داریم؛ کشور کوچکی مثل ارمنستان چه اهمیتی برای ما دارد؟» اما در سیاست بینالملل، اهمیت کشورها را فقط با جمعیت و مساحت نمیسنجند؛ گاهی موقعیت جغرافیایی از اندازه مهمتر است. ارمنستان برای ایران فقط یک همسایه معمولی نیست. این کشور تنها نقطهای در قفقاز جنوبی است که میان ایران و محور ترکیه–آذربایجان قرار گرفته و نقش مهمی در حفظ توازن منطقه دارد. همان مرز کوتاه ایران و ارمنستان، یک مسیر ارتباطی مستقل برای ایران به سمت قفقاز و فراتر از آن است؛ مسیری که وابستگی ایران به مسیرهای تحت کنترل رقبا را کاهش میدهد. به همین دلیل است که بحثهایی مثل تغییر مسیرهای ارتباطی، کریدورها، اتحادهای نظامی و جهتگیری دولتهای منطقه فقط خبر خارجی نیستند؛ بخشی از آینده ژئوپلیتیکی اطراف ایراناند. نگاهی به تاریخ کافی است: تحولات افغانستان فقط «مشکل افغانها» باقی نماند؛ روی امنیت، مهاجرت و اقتصاد ایران اثر گذاشت. جنگ اوکراین فقط جنگ دو کشور نبود؛ بازار انرژی و سیاست جهانی را تغییر داد. قفقاز جنوبی و خصوصا کشور ارمنستان هم از همین جنس است. امروز در همین منطقه کوچک، منافع ترکیه، روسیه، اروپا، آمریکا و ایران با هم برخورد میکند. پس وقتی درباره انتخابات ارمنستان، سیاست خارجی آن یا آینده قفقاز صحبت میکنیم، فقط درباره یک کشور سهمیلیونی حرف نمیزنیم؛ درباره بخشی از صفحه شطرنجی صحبت میکنیم که ایران هم یکی از مهرههای اصلی آن است. گاهی کشوری که روی نقشه کوچک دیده میشود، در معادلات بزرگ نقش تعیینکننده دارد. به ما بپیوندید @Karot_Fedayee
پیروزی پاشینیان؛ رأی مردم یا شکست سیاست ملی؟ انتخابات پارلمانی ارمنستان پایان یافت و نیکول پاشینیان بار دیگر قدرت را در دست گرفت. ناظران بینالمللی روند کلی رأیگیری را در مجموع منظم و معتبر دانستند و سخنی از «تقلب گسترده و سازمانیافته» نگفتند. این نکته را باید پذیرفت؛ زیرا نقد سیاسی اگر بر پایه واقعیت نباشد، به شعار تبدیل میشود. اما حقیقت فقط در صندوق رأی خلاصه نمیشود. همان ناظران بینالمللی که روند رأیگیری را قابل قبول دانستند، همزمان به مجموعهای از مشکلات جدی اشاره کردند: فضای سیاسی بهشدت دوقطبی، فشار بر کارمندان بخش عمومی برای حضور در برنامههای حزب حاکم، جانبداری آشکار تلویزیون عمومی به نفع حزب حاکم، ضعف شفافیت مالی کمپینها، محتوای رسانهای مسموم، استفاده از روایتهای تخریبی، و پروندههای کیفری علیه چهرهها و فعالان اپوزیسیون که این برداشت را ایجاد کرد که قانون بهصورت گزینشی اجرا میشود. پس مسئله این نیست که مردم ارمنستان «حق انتخاب» نداشتند؛ مسئله این است که آیا این انتخاب در فضایی کاملاً برابر، آرام، ملی و آزاد از فشارهای روانی، امنیتی و رسانهای شکل گرفت یا نه؟ پاشینیان امروز شاید پیروز صندوق باشد اما هنوز بازنده بزرگ آزمون کرامت و آرتساخ است. او میخواهد از «صلح» سخن بگوید، اما هیچ صلحی نمیتواند روی فراموشی آرتساخ بنا شود. بیش از صد هزار ارمنی از خانه و خاک اجدادی خود رانده شدند. آرتساخ، که دههها نماد مقاومت و هویت ارمنی بود، زیر سایه سیاستهای اشتباه، محاسبات غلط و عقبنشینیهای پیدرپی از دست رفت. این فقط یک شکست نظامی نبود؛ یک زخم تاریخی بود. پاشینیان تلاش میکند این زخم را با واژههایی مثل «واقعگرایی»، «آینده»، «صلح» و «اروپا» بپوشاند. اما واقعگرایی بدون عزت، چیزی جز تسلیم تدریجی نیست. صلح بدون قدرت، صلح نیست؛ تنفس موقت زیر سایه تهدید دشمن است. بخشی از مردم ارمنستان شاید به او رأی دادند چون از جنگ خستهاند. شاید چون اپوزیسیون را آلوده به روسیه، گذشته و فساد میدانند. شاید چون میخواهند زندگی عادی، اقتصاد بهتر و آیندهای امنتر داشته باشند. این احساسات قابل فهم است. هیچ ملتی تا ابد نمیتواند در وضعیت جنگ و اضطراب زندگی کند. اما وظیفه یک رهبر ملی فقط فهمیدن خستگی مردم نیست؛ وظیفه او ساختن امنیت بدون قربانی کردن کرامت ملی است. مشکل پاشینیان اینجاست: او میان جنگ و تسلیم، راه سوم نساخت. میان وابستگی به روسیه و اعتماد سادهلوحانه به غرب، سیاست مستقل ارمنی نساخت. میان آشتی و فراموشی، تفاوت نگذاشت. میان صلح و عقبنشینی، مرز روشنی نکشید. ارمنستان نه باید ابزار مسکو باشد، نه پروژه بروکسل و واشنگتن، و نه قربانی زیادهخواهی رژیم باکو و ترکیه. ارمنستان باید ارمنستان بماند؛ با ارتش قوی، دیپلماسی هوشمند، وحدت ملی، احترام به کلیسا و سنت، و سیاست خارجی متوازن. اما پاشینیان بهجای ساختن وحدت ملی، شکافها را عمیقتر کرده است: شکاف میان دولت و کلیسا، شکاف میان داخل و دیاسپورا، شکاف میان نسل جنگدیده و نسل خسته از جنگ، شکاف میان حافظه تاریخی و وعدههای اقتصادی. او میخواهد به مردم بگوید: «برای آینده، گذشته را فراموش کنید.» اما ملت ارمنی اگر گذشته خود را فراموش کند، دیگر چه چیزی از هویت او باقی میماند؟ آرتساخ فقط یک پرونده سیاسی نبود. آرتساخ حافظه، خون، کلیسا، گورستان، زبان، خانه و ناموس تاریخی ملت ارمنی بود. هیچ دولتی حق ندارد این حافظه را به بهای چند توافق مبهم و چند وعده دیپلماتیک دفن کند. انتخابات تمام شد، اما پرسش اصلی باقی است: آیا پاشینیان میتواند صلحی بسازد که هم امنیت ارمنستان را حفظ کند، هم کرامت تاریخی ملت ارمنی را؟ یا این پیروزی انتخاباتی، فقط مرحله تازهای از عقبنشینی آرام و قانونیشده خواهد بود؟ تاریخ با صندوق رأی متوقف نمیشود. تاریخ از رهبران نمیپرسد چند درصد رأی آوردید؛ میپرسد وقتی خاک، مردم و هویت در خطر بود، چه کردید؟ و پاسخ پاشینیان هنوز قانعکننده نیست. به ما بپیوندید @Karot_Fedayee
⚡️این منطقهی صد کیلومتری تبریز (که در گزارش سی ان ان محل استقرار نیروهای اسراییلی عنوان شده) به لحاظ مختصات جغرافیایی جایی جز قراباغ کوهستانی نمیتواند باشد که در سال ۱۳۹۹ به کمک ایران دست الهام علیاف افتاد. یکی از همین لابیگرها گفته بود ما پهپادهای اسراییلی را میدیدیم که به آسمان ایران وارد میشدند تا از جنوب وارد قراباغ/ارمنستان شوند ولی فقط یک نمونه را زدیم-تا بدانند که میدانیم- یعنی به بقیه پهپادها اجازه دادیم کارشان را بکنند. شرح باقی کمکها، سکوتها و خطای استراتژیک بماند. البته در مورد برخی خطا نبود و «خیانت» بود و فروش منافع حیاتی مملکت در قبال هدایا و عِوضهای گرانبها. بماند، فعلاً که «سامان سخن گفتن نیست، باد بینیازی خداوند است که میدمد» اما ما پیش از مرگ مطمئن خواهیم شد که نام همه اینها در تاریخ به عنوان خائن به ایران ثبت شود. سالار سیف الدینی https://x.com/i/status/2062874879825703227 https://t.me/+SV6YYFA0zX1kOGZk
⭕️ بعد از حضرت نوح حالا نوبت به حضرت عیسی رسید میخائیل پولتورانین: حضرت مریم دختری از نسل یهود نبود. او یک ترک اویغور بود و نسخههای خطی باستانی در واتیکان شواهدی برای این موضوع هستند. ⚜️ @paradox_p ⚜️پارادوکس ⚜️
تجهیز جنگندههای سوخو ۳۰ ارمنستان به بمبهای ایرانی به گفتهٔ کارشناسان نظامی، در رژهٔ هوایی روز ملی ارمنستان در میدان جمهوری ایروان، جنگندههای سوخو-۳۰ نیروی هوایی ارمنستان با بمبهای گلایدر (هدایتشوندهٔ دقیق) ایرانی یاسین پرواز کردند. @fararunews
رژه ۲۸ می؛ بازسازی ارتش یا نمایش انتخاباتی؟ رژه امسال ایروان که با حذف نمادهای ملی ارمنی مانند کوه آرارات و با جایگزینی آن با کوه آراگاتس(یکی دیگر از کوههای بلند داخل جغرافیای فعلی ارمنستان) و تغییر علامت ارتش ملی ارمنستان برگزار شد،تلاش کرد نشان دهد که ارمنستان بعد از سالهای سخت، بهدنبال بازسازی و نوسازی ارتش خود است. نمایش سامانههای جدید پدافندی، توپخانه مدرن، پهپادها و تجهیزات تازه، این پیام را داشت که ایروان فهمیده جنگ مدرن دیگر شبیه گذشته نیست و باید ساختار دفاعی خود را تغییر دهد. اما در کنار این واقعیت، یک پرسش مهم هم مطرح است: آیا بخشی از این نمایش نظامی، همزمان مصرف داخلی و انتخاباتی دارد؟ نیکول پاشینیان در سالهای اخیر زیر فشار شدید افکار عمومی قرار داشته؛ از جنگ ۲۰۲۰ گرفته تا تحولات آرتساخ و انتقادهای گسترده درباره سیاست خارجی و امنیتی. در چنین شرایطی، طبیعی است که نمایش یک «ارتش در حال نوسازی» بتواند بخشی از افکار عمومی را به سمت این پیام هدایت کند که دولت همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد و برنامهای برای آینده دارد. از نظر سیاسی، رژههای نظامی همیشه فقط درباره سلاح نیستند؛ بلکه درباره تصویر قدرت، اعتمادسازی داخلی و مدیریت فضای روانی جامعه نیز هستند. مخصوصاً در کشورهایی که جامعه هنوز زخم جنگ و ناامنی را احساس میکند. با این حال، تفاوت مهم میان «نمایش» و «واقعیت» در گذر زمان مشخص میشود. اگر این پروژههای نظامی به آموزش واقعی،ساختار عملیاتی منسجم،تولید پایدار و اصلاحات جدی ارتش منجر شوند، آنوقت میتوان گفت ارمنستان وارد مرحله واقعی بازسازی شده است. اما اگر این روند فقط در سطح رژه، تبلیغات و نمایش رسانهای باقی بماند، همانند خریدهای سوخو ۳۰ ارمنستان، آنوقت طبیعتاً بخش زیادی از جامعه آن را بیشتر یک ابزار سیاسی و انتخاباتی خواهد دید تا یک تحول عمیق نظامی. نگارنده علاقه مند است که باور کند این مسیر، آغاز بازسازی واقعی ارتش ارمنستان است؛ چون ارمنستان بیشتر از هر زمان دیگری به یک ارتش مدرن و مستقل نیاز دارد. اما همزمان نگرانی ای وجود دارد که بخشی از این فضا، صرفا مصرف سیاسی داخلی داشته باشد؛ مخصوصاً در دورهای که نیکول بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تصویر «کنترل و ثبات» را به جامعه نشان دهد. به ما بپیوندید @Karot_Fedayee
رژه ارمنستان با سامانه ایرانی و پهپاد چینی بر اساس گزارش «اسپوتنیک ارمنستان»، ارمنستان در رژه روز جمهوری خود انواع تسلیحات و تجهیزات خریداری شده از ایران، روسیه، هند، فرانسه و چین را به نمایش گذاشت. راکت انداز توس-۱ (TOS-۱) و سامانه جنگ الکترونیک Pole-۲۱ روسیه، تسلیحات هندی شامل موشکهای MLRS پیناکا، هویتزرهای خودکششی «سزار» فرانسه و سامانه پدافندی ارتفاع پایین مجید ساخت ایران، از جمله تجهیزات مشاهده شده در رژه ارمنستان هستند. به ما بپیوندید @Karot_Fedayee
قرهباغ و گزارش غلط ♦️نوشتار زیر خاطره احمد سبحانی کاردار اسبق ایران در ارمنستان در زمان جنگ اول قره باغ است که برای کانال تفسیرگر ارسال شده و در خود نکات جالبی دارد. 👇 🔸️این روزها شاهد اظهار نظرات متفاوت و متناقض مقامات و تحلیل گران ایرانی پیرامون دالان زنگزور هستیم .که در بعضی آن را موضوعی ساده و برخی آن را به تغییر مرزها و خطرناک توصیف میکنند. 🔸️با توجه به اینکه گزارشات غلط میتواند مبنای برداشت غلط و نهایتا موضعگیری غلط شود، به ذکر خاطره ای از یک گزارش غلط در ارتباط با درگیری آذربایجان در اوایل دهه هفتاد می پردازم. 🔸️در جریان جنگ اول قرهباغ در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، نیروهای ارمنی هر روز منطقهای از خاک جمهوری آذربایجان را تقریباً بدون هیچگونه مقاومتی اشغال میکردند. کافی بود چند روز پیش از حمله، ارامنه اعلام کنند قصد حمله به منطقهای را دارند؛ شبانه آن منطقه تخلیه میشد. 🔸️دولت روسیه که از گرایشهای غربگرایانه جمهوری آذربایجان خشمگین بود، چراغ سبز خود را به ارامنه نشان داد. ارامنه نیز که در طول تاریخ دچار تحقیر ملی شده و از سرزمینهای اولیه خود رانده شده بودند، فرصت را مغتنم شمرده و به پیشروی خود ادامه میدادند. 🔸️در این میان، سد میل و مغان و همچنین تأسیسات سد در حال ساخت خداآفرین به اشغال نیروهای ارمنی درآمد. 🔸️در همان دوران برای شرکت در سمینار سفرای جمهوری اسلامی ایران در کشورهای تازه استقلالیافته شوروی سابقبه تهران دعوت شدم. در پایان سمینار دیداری با آیتالله هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور وقت ترتیب داده شد. 🔸️در جریان این دیدار رئیسجمهور محترم با نارضایتی شدید از اقدامات ارامنه گفتند: «علاوه بر اشغال سرزمین کشور همسایه، اموال سد خداآفرین غارت شده و آبرسانی به دشت مغان مختل گردیده است. اکنون بیم آن میرود که این دشت مهم دچار خشکسالی شود.» 🔸️در این هنگام آقای ایزدی، سفیر وقت کشورمان در روسیه، اجازه صحبت خواستند و گفتند: «ما نباید در این جنگ بیطرفی خود را خدشهدار کنیم.» اما آقای هاشمی این نظر را نپذیرفتند و با صراحت گفتند: «ارامنه به ما هم بد کردهاند.» 🔸️سپس آقای واعظی، معاون وقت وزیر امور خارجه در حمایت از سخنان آقای ایزدی مطالبی را مطرح کرد. اما آقای هاشمی با لحنی تند پاسخ دادند: «ارامنه از خطوط قرمز عبور کردهاند.» همه ساکت شدند. 🔸️من که در میان حاضران تنها کاردار و جوانترین فرد جلسه(۳۱ ساله) بودم، دستم را برای صحبت بلند کردم. در این لحظه آقای نهاوندیان، سفیر وقت ایران در جمهوری آذربایجان که در کنارم نشسته بود، آهسته گفت: «برخورد حاجآقا را با آقایان ایزدی و واعظی دیدی؟ اگر تو هم بخواهی همان حرفها را تکرار کنی، حتماً برایت گران تمام میشود.» 🔸️اما دلم چون دیگ جوشان میجوشید. تصمیمم را گرفته بودم و برای صحبت اصرار کردم. با موافقت رئیس جلسه گفتم: «حاجآقا، به نظر میرسد گزارشی خلاف واقع به اطلاع شما رسیده است. در ارتباط با سد خداآفرین، نیروهای ارمنی هیچ اقدام تخریبی نداشتهاند و در خصوص سد میل و مغان نیز آنها اعلام کردهاند که آمادهاند هدایت آن را بهعهده ایران بسپارند تا اخلالی در روند آبرسانی ایجاد نشود.» 🔸️آقای هاشمی مکثی کردند و سپس گفتند: «خُب، بگویید کارشناسان آبفا به همراهی تعدادی مسلح برای حفظ امنیتشان به محل بروند و کنترل سد را به دست بگیرند.» عرض کردم: «جسارت است حاجآقا، منطقه در اشغال است و حضور افراد مسلح از سوی ما مناسب نیست. نیروهای ارمنی خودشان امنیت را تضمین کردهاند.» 🔸️آقای هاشمی که از این پاسخ خوششان آمده بود، گفتند: «درست میگویید. ابتدا همراه کارشناسان به محل بروید و گزارشی تهیه کنید.» پس از هماهنگی با نهادهای ذیربط که خود داستان مفصلی دارد به همراه هیأتی از شرکت آب و فاضلاب عازم منطقه سد خداآفرین شدیم. 🔸️نهتنها تجهیزات این سد غارت نشده ، بلکه بخش مهمی از ماشینآلات به سوی طرف ایرانی منتقل شده بود. سپس به سد میل و مغان رفتیم. وضعیت سد کاملاً عادی بود. نیروهای ارمنی حاضر در محل، تمام تأسیسات را به هیأت ایرانی نشان دادند و گفتند: «لطفاً به ما کمک کنید تا جریان آب طبق روال ادامه یابد یا اینکه کنترل سد را مستقیماً بهعهده بگیرید.» 🔸️و بدین ترتیب، نادرست بودن گزارش برخی تندروها و شاید مغرضان که میتوانست به موضعگیری افراطی کشورمان منجر شود، آشکار شد. @taghaviniaa