- Последний пост
- 21 сент. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در دلم پیوسته میگرید کسی
آقای عظیم منش مدتی است که به برسی قاعده ی طلایی اشتراک پرداخته اند. این پدیده ی زبانی همانطور که ایشان اشاره کرده اند، در دو حیطه ی بینا زبانی و درون زبانی قابل مطالعه است. در این نوشتار به برسی حیطه ی درون زبانی خواهم پرداخت. دانش (در هر زمینه ای که باشد،…
سلام عیدتان مبارک! تا ۲۵ بهمن، تخفیف ۲۰ درصدی به مناسبت عید مبعث برای همهی ترمهای پکیج آفلاین گرامر تافل و آیلتس و فن ترجمه با جهانبین برقرار است. ➖ مدت دوره: ۱۰۰ ساعت. (۴ ترم ۲۵ ساعته) ➖ مبلغ هر ترم جداگانه با تخفیف ۲۰ درصدی: ۸۰۰ هزار تومن (در صورت خرید تا ۲۵ بهمن، بقیه ترمها با همین قیمت تقدیم میشود.) مبلغ ۴ ترم با تخفیف ۲۵ درصد: ۳ ملیون (فقط تا 25 بهمن) ➖ مخاطب: داوطلبان کنکورهای تحصیلات تکمیلی و آزمونهای تافل و آیلتس، مترجمان و هرکسی که برای درست فهمیدن، نوشتن و سخن گفتن دغدغه دارد. برای جزئیات کلیک کنید: برنامه و محتوای دوره به تفکیک ترمها فیلمهای آشنایی با دوره و مدرس آن برای دیدن آزمایشی برخی جلسات و ثبت نام نهایی به آی دی @amjahanbin پیام بدهید. @jahanbin_translation
Live stream finished (11 seconds)
Live stream started
💠 شباهتها و تفاوتهای زبانها 💠 🖌 محمدمهدی عظیممنش 🔺یادآوری 🟥 هنگامی که در مطالعهی چند زبان، از تطبیق و سنجش استفاده میکنیم باید توجه داشته باشیم که اگر تطابق یا تناظری وجود داشته باشد در چیست. 🔸 انتظارمان نیز باید واقعی باشد. 🔹زبانهای گوناگون در کنار شباهتها و تناظرهایی که دارند اختلافات فراوانی دارند که دلایل پرشماری مانند فرهنگ و تاریخ و دیدگاه در آن موثر است. 🔻 برای نمونه 🟩 آنچه ما بیمارستان مینامیم در زبان عربی مستشفی است. بیمارستان با مستشفی مترادف است چون هر دو نام یک مکاناند؛ اگر چه در نام فارسی به حضور بیماران در آن توجه شده و در نام عربی به شفای بیماران در آن نگاه شده است. یا آنچه ما فرودگاه مینامیم در زبان عربی مطار است. در نام فارسی به فرود هواپیماها و در نام عربی به پرواز آنها توجه شده است. 🟩 به همین مانند، پسوندهای فاعلی در فارسی مانند نده و ار (در رونده و دوستار) با قالب ها و وزن های اسم فاعل در زبان عربی مثل فاعل و مفعِّل متناظرند. اما این به این معنا نیست که هرجا در زبان عربی اسم فاعل داشتیم در زبان فارسی هم باید همین طور باشد. ممکن است در فرهنگ زبان عربی به نگاهی خاص، نام چیزی را بر وزن اسم فاعل بگذارند؛ مانند نافذه اما در زبان فارسی با نگاه دیگری، از اسم فاعل برای آن استفاده نکنند؛ مانند پنجره. این سبب نمی شود که پسوندهای فاعلی در فارسی با وزن های فاعلی در عربی متناظر نباشند یا نافذه با پنجره مترادف نباشد. 🟪 این که از این تناظر، توقع بیش از اندازه داشته باشیم و مثلا به دنبال این باشیم که نافذه، در زبان فارسی سوراخکنند ترجمه شود و در غیر این صورت تناظر را زیر سوال ببریم همان قدر نادرست است که گمان کنیم: اگر در زبان عربی به پنیر می گویند جبن، نه تنها باید به گیاه پنیرک هم بگویدجبین بلکه باید جبن را در صبحانه به همراه خبز بربری استفاده کنند! 🟧 تفاوت دیدگاهها حتی در یک زبان هم ابعاد جدیدی به ماجرا میبخشد. 🔷 یک رویداد را با دیدگاهی با فعل معلوم بیان میکنیم (ذَهب/ رفت) و با دیدگاهی دیگر مجهول (ذُهِب/ رفتهشد). در یک فرهنگ هندوانه را میشکنند و در فرهنگ دیگر باز میکنند. 🔷 در یک فرهنگ خیار را پوست میگیرند، در فرهنگ دیگر خیار را پوست میکَنند و در فرهنگ دیگر خیار را پوست میکُنند. ❌ در بررسی تناظرها و یافتن شواهد نقض، باید به این تفاوتهای طبیعی و غیر مضر توجه داشته باشیم. @kashkool_adabi
💠الگوهای پنهان زبان💠 🖌 محمد مهدی عظیم منش 🕑 ♨️ مطلب را یک گام گستردهتر می کنم. ✅ پذیرفتهام که اگر چند معنا در یک زبان (فرض کنید معنای الف، ب و پ در فارسی) با یک واژه بیان شوند، همنام بودن (اشتراک لفظی) برایشان احتمال آخر است. به احتمال زیاد، ربط و تناسبی میان این واژهها هست که باید سعی کنیم آن را پیدا کنیم. ⁉️ حال اگر این پدیده در دو زبان رخ داد چه؟ 🟦 سه معنای الف، ب و پ را در نظر بگیرید. اگر در زبان فارسی برای این هر سه، یک واژه ساخته باشند و در زبان عربی نیز به همین گونه یک واژه برای آنها در نظر گرفته باشند چقدر احتمال دارد که در هر دو زبان این واژهها همنام (مشترک لفظی) باشند اما با هم تناسب نداشته باشند؟ و چقدر احتمال دارد که قبایل مختلف، هم در ایران و هم در حجاز سبب این اتفاق باشند؟ و احتمالهایی از این دست… 🔶 به نظر می رسد که در این صورت با اطمینان زیادی میتوانیم تصادفی بودن این رویداد را رد کنیم و در پی یافتن ارتباط این معناها باشیم. 👈 در این صورت در هر زبان می توانیم نکات مهمی دربارهی واژهی مورد نظرمان دریابیم. 🔰چند نمونه🔰 🔴 در زبان فارسی چرا هم برای پرسش استفاده می شود و هم برای تایید (مانند بله). این شاید در نگاه نخست نظرمان را خیلی جلب نکند 🔷 اما وقتی می بینیم که در زبان فرانسوی هم si به همین صورت است و در زبان عربی هم لِیِش (لِأیّ شیءٍ) هم برای پرسش و هم برای تایید به کار می رود دیگر نمی توانیم این را یک اتفاق بدانیم و ناگزیریم که ارتباط معنایی چرای پرسشی و چرای تاییدی را کشف کنیم یا حتی ارتباط اسامی موصول و استفهام را بهتر واکاوی کنیم. 🟢 یک معنای موصولی، یک معنای استفهامی و یک معنای شرطی، در زبان عربی با واژهی ما بیان میشوند و در مقابل، در زبان فارسی چه (تنها یا با صفت پیشین: آنچه و هرچه) به همین سه معنا اختصاص دارد و در زبان انگلیسی what به همین صورت است 🔺آیا با این توجه، میتوانیم ارتباط موصول و شرط و استفهام را بهتر بشناسیم و دربارهی کیف و همزهی تسویه بازداوری کنیم؟ 🔺اگر ما و چه ارتباط ژرفی داشتند، میتوانیم دربارهی مای مصدریه و وجود آن بررسی جدیدی داشته باشیم؟ 🟠 معناهایی در زبان عربی هستند که با ان ناصبه، ان مخفّفه، ان تفسیریه و ان زائده بیان میشوند در زبان فارسی بار همهی این معانی بر دوش که است بدون این چندگانه بودن که در این معانی به ذهنمان برسد 🔷 آیا میتوانیم این را یک اتفاق بدانیم یا احتمال تناسب یا یکی بودن این ان ها و که ها در دید ما بسیار تقویت میشود؟ 📢 به نظر میرسد با این مقایسهها الگوهایی را میبینیم که پیشتر به چشممان نمیآمد @kashkool_adabi
💠الگوهای پنهان زبان💠 🖌 محمد مهدی عظیم منش 🕐 🟥 در نگاه نخست انتظار ما از کسی یا جامعهای که آگاهانه یا ناخودآگاه، برای اشیا و معانی، واژه میسازد این است که هر واژه را به یک معنا اختصاص دهد و برای هر معنا یک واژه بسازد. 🔹اما واژههای فراوانی میبینیم که برای چند معنا استفاده میشوند. 🟧 گاهی همه ی این معناها، مصادیق معنای کلی تری هستند که واژه را برایش ساختهاند. ▪️مانند «پایه» که هم برای اجسامی مانند میز به کار میرود و هم برای چیزهای غیر مادی مانند اندیشهها و پندارهها. 🟫 گاهی یک معنا، معنای حقیقی و معناهای دیگر، معانی مجازی واژهاند. ▪️مانند «دل» که مجازاً در معنای «جرأت» استفاده میشود. 🟩 گاهی یک معنای حقیقی قدمت بیشتری دارد و معانی حقیقی بعدی، در آغاز مجازی بودهاند و سرانجام برای آن معناها کاربرد حقیقی یافتهاند؛ این معناها با هم ارتباط و تناسب دارند. ▪️مانند رفتن و شدن؛ اگر معنای آغازین آن را حرکت مادی و معنای فعل اسنادی را معنایی بدانیم که از آن برگرفته شده است؛ مثل گرم شدن. 🟪 گاهی چند ناحیه، قبیله یا جامعه، به صورت جداگانه برای معنایی واژهای ساختهاند و پس از درآمیختن خود یا زبانشان، این واژگان «همنام» یا «مشترک لفظی» درست میشوند. ▪️مانند «ما» که در فارسی و عربی با دو معنا حضور دارد. ▪️و شاید مانند شیر با چند معنا در فارسی. 🟧 اگر سبب دیگری برای وجود واژههای همنام (مشترک لفظی) میشناسید یا احتمال می دهید، با ما به اشتراک بگذارید. ❌❌ اما این که بپذیریم یک فرد، جامعه یا نهاد، خود از آغاز برای چند معنای بیارتباط و بیتناسب یک واژه، آن هم واژهای چند حرفی و پیچیده برگزیده باشد، اگر معقول باشد، گزینهی آخر است❌❌ @kashkool_adabi
به این ابیات توجه کنید: ۱) در من کسی پیوسته می گرید این من که از گهواره با من بود این من که با من تا گور همراه است ۲) کیست که از دو چشم من در تو نگاه می کند آینه دل مرا همدم آه می کند ۳) سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد در همه این ابیات، شاعر خودش را دو نیم می کند. یکی که خودش است و یکی که دارد با او گفتگو می کند یا به محبوب نگاه می کند یا ... از طرفی، همه این ابیات زیبا هستند. عده ای با استفاده از همین دو مقدمه صنعت ادبی ای ساخته اند و نامی هم برایش گذاشته اند که فقط کارش همین است که شاعر را دو نیم می کند. یعنی شما اگر بیتی سرودید و خودتان را در آن دو نیم کردید می توانید ادعا کنید که من در این بیت از یک آرایه ادبی استفاده کرده ام. آیا این کار باعث می شود که بیت شما زیبا باشد؟ اگر تشبیه زیبایی ادبی به وجود می آورد چرا کرور کرور تشبیه در اشعار به درد نخور علیرضا آذر مثلا هیچ زیبایی ای به وجود نیاورده است؟ حافظ که اگر تمامی دیوانش را وجب به وجب بگردید شاید به قدر انگشتان یک دست تشبیه جدید در آن پیدا نمی کنید این همه اشعارش زیباست ولی در دفتر شعر های گل های عشق و سامورایی صورتی و قهوه های شیرین و ... که توسط شاعران خوش تیپ جوان با لبخند های ژکوند در کافه های بالاشهر نوشته شده است که هزاران هزار تشبیه نوآورانه دیده می شود یک بیت قابل تحمل دیده نمی شود؟ پاسخ ساده است. آرایه های ادبی، عنصر های مرده ای هستند که شاعر می تواند با کاربرد آگاهانه، آنها را از یک سری ابزار مرده به هنرسازه های فعال تبدیل کند. فرمالیست ها از اصطلاح موتیف برای انتقال این مفهوم استفاده می کنند. پس بهتر است به جای شمردن تعداد این ابزار های بالقوه برای ساخت زیبایی ادبی، به عامل اصلی بالفعل و کلی ایجاد زیبایی ادبی توجه کنیم و تمامی این آرایه های ادبی را به عنوان کاربرد های آن عامل اصلی در نظر بگیریم. عبدالقاهر جرجانی در قرن پنجم هجری دقیقا چنین می کند. برای دیدن باقی نوشته ها درباره این عامل اصلی این هشتک ها را در کانال جستجو کنید: #آشنایی_زدایی #معانی_النحو محسن حدادی
💠 الگوهای پنهان زبان 💠 🔰 در جملات شرطی 🖌 محمد مهدی عظیم منش ❇️ در جملات شرطی عربی نیز همگام با فارسی، حضور فاء و مانند آن، از قواعدی پیروی می کنند که بیشتر به صورت صوری و شکلی مدون و بیان شده اند. 🔅 این که یک حرف به صورت قاعده مند در میان جملات شرطی فارسی و عربی ما را به این گمان می اندازد که الگوی مشترکی در میان فارسی و عربی برای کاربست این حروف وجود داشته باشد. 🔅 اگر این نکته درست باشد، می توانیم قواعد صوری ای که در این باره در نحو عربی بیان شده است را معناگرا تر کنیم و در کنار، برداشت های معنایی بیشتری از آن داشته باشیم. 🔹می توانیم نتیجه ی احتمالی را آزمایش کنیم. و با این سوال به سراغ نحو عربی برویم که آیا این قاعده ی احتمالی بر نحو عربی قابل تطبیق است یا نه؟ 🔹 آیا می توان گفت فاء و مانند آن در صورتی در جملات می آیند که: میان جمله ی شرط و جمله ی جزاء ارتباط علیتی و ترتبی عینی و خارجی وجود ندارد، و شرطیت در میان لوازم این جملات دیده می شود (مانند علم به آن ها و ...) ؟ ♦️ کتاب مغنی اللبیب خضور فاء در آغاز جمله ی جزاء را مخصوص این شرایط می داند: 1️⃣ جمله ی جزاء اسمیه باشد 2️⃣ جمله ی جزاء فعلیه ای باشد که مانند اسمیه است: مانند افعال جامد 3️⃣ جمله ی جزاء فعلیه باشد و فعلش ماضی باشد که یا قد در آن حضور دارد یا در تقدیر است و 🔸این سه مورد شبیه هم اند، معنای ثبوتی دارند و مربوط به جاهایی هستند که علم ما به شرط و جزاء رابطه ی علی دارند نه خود پدیده ها 4️⃣ جمله ی جزاء فعلیه باشد و فعلش ماضی باشد و معنای آینده ی محقق الوقوع دارد 5️⃣ جمله ی جزاء فعلیه است و حروف استقبال دارد مانند سوف و لن 6️⃣ جمله جزاء انشائی باشد 🔸و در این جملات نیز علیت عینی در میان شرط و جزاء وجود ندارد و ارتباط شرط و جزاء از جنس دیگری است. 🔶 در این باره، بیشتر و پیشتر توضیح دادهام: 🟧 🟨 🟩 🟦 @kashkool_adabi
دربارۀ تلفظ «بابویه» (در «ابنبابویه») «بابویه» نامی فارسی است که از «باب» (احتمالاً کوتاهشدۀ «بابا») و پسوند تحبیبیِ اسمسازِ «ـویه» (بسنجید با برزویه، سیبویه، شیرویه، و مسکویه) ساخته شدهاست. این نام، که در فارسی کهن bābōya تلفظ میشده، از فارسی به عربی رفته و تلفظ عربی آن bābawayh است. «بابویه» در فارسی معاصر دو تلفظ دارد: نخست bâbuye است که بهصورت طبیعی از bābōya در فارسی کهن تحول یافته و دیگر bābevey(h) است که تلفظ عربیمآبانۀ این واژه است. فرهاد قربانزاده @azvirayesh
دربارۀ ریشه و تلفظ «سیبویه» «سیبویه» نامی فارسی است که از «سیب» (احتمالاً کوتاهشدۀ «سیبُخت») و پسوند تحبیبیِ اسمسازِ «ـویه» (بسنجید با بابویه، برزویه، شیرویه، و مسکویه) ساخته شدهاست. «سیبُخت» Sēbuxt مشتق از sē «سه» و buxt (بن فعل «بُختن» به معنی «نجات دادن») است. بنابراین، «سیبخت» به معنی «نجاتدادهشده بهدست سه» است و این «سه» احتمالاً به اندیشۀ نیک و گفتار نیک و کردار نیک اشاره دارد (نک. صادقی). اینکه برخی پیشینیان و حتی معاصران «سیب» در «سیبویه» را به معنی «میوۀ معروف» دانستهاند بر اساسی نیست (همان). این نام، که در فارسی کهن sēbōya تلفظ میشده، از فارسی به عربی رفته و تلفظ عربی آن sībawayh است. «سیبویه» در فارسی معاصر دو تلفظ دارد: نخست sibuye است که بهصورت طبیعی از sēbōya در فارسی کهن تحول یافته و دیگر sibevey(h) است که تلفظ عربیمآبانۀ این واژه است. منبع: صادقی، علیاشرف (١٣٨٧)، «دربارۀ وجه اشتقاق کلمۀ "سیبویه"»، آفتابی در میان سایهای (جشننامۀ استاد دکتر بهمن سرکاراتی)، به کوشش علیرضا مظفری و سجاد آیدِنلو، تهران، قطره، صفحههای ٣۵٣ـ٣۶٣. فرهاد قربانزاده @azvirayesh
💠 الگوهای پنهان زبان 💠 🔰 در جملات شرطی 🖌 محمد مهدی عظیم منش ✅ یکی از تشابهاتی که در میان زبان فارسی و عربی دیده میشود، وجود فاء، اذا و اذن در میان جملات شرط و جزای عربی و نیز وجود پس، آنگاه، هم، دیگر و... در میان جملات شرط و جزای فارسی است. باید بررسی کنیم که آیا الگویی هم در این میان وجود دارد یا نه؟ این حروف یا اسامی، در فارسی و عربی، در همه ی جملات حضور ندارند و آمدنشان به شرایطی وابسته است. 🔭 این جملات را ببینید: 🔸 اگر على به مدرسه رفته باشد خب دوست هم پيدا كرده است 🔸 اگر اين شكل، مثلث است پس حتما سه ضلع دارد 🔸 اگر زواياى اين مثلث مساوى اند پس اضلاعش هم باید مساوی باشند 🔸 اگر الف كوچك تر از ب و ب كوچك تر از پ باشد آنگاه الف كوچك تر از پ است ✅ در این جملات گاه می توانیم از «نشان می دهد که»، «در نتيجه»، «نتيجه مى دهد» و « ⇐ » به جای آن کلمات خاص استفاده کنیم. در واقع از آن کلمات (پس و ...) چنین معناهایی می فهمیم ♨️ این ترکیب بیشتر وقتی به کار می رود که صحت جمله ی شرط و جزاء، علم ما به آن ها، حقیقت داشتن آن ها و چیزهایی از این دست، ارتباط شرطی و علیتی دارند. مثلا علم ما بر جزاء متوقف است بر علم ما بر شرط. در حقیقت ما با یک نتیجه گیری واقعی مواجهیم که به سخنی «ذهنی» است نه عینی. ♨️ در مقابل در جملاتی که توقف، اشتراط، علیت و ترتبی «عینی» میان جملات شرط و جزا وجود دارد نیازی به آن کلمات نداریم و معمولا از آن ها استفاده نمی کنیم در این باره پیش تر در این جا نوشته ام @kashkool_adabi
🔸حال کامل در زمان عربی و زمانِ "قد فعل"🔸 🖌 محمد مهدی عظیم منش ❇️ با توجه به تحلیل ماضی نقلی و حال کامل، مى توانيم نتيجه بگيريم كه در زبان عربى نيز "ماضى نقلى" "حال كامل" است؛ چرا كه همان كاربرد را دارد ♦️ شواهد اين نكته در كلمات نحويان فراوان است از جمله اين كه گفته اند: 👈 "قد" زمان ماضى را نزديك به حال مى كند 👈 و نيز "لام ابتدا" بر سرش مىآيد: فإذا قرب الماضي من الحال أشبه المضارع الذي هو شبيه بالاسم، فجاز دخولها (لام) عليه (مغنى) 👈 همچنين فعل ماضی برای این که قید حالت (حال) باشد، باید لفظاً یا تقدیراً "قد" داشته باشد و ماضی نقلی باشد که این نشانهی حضور زمان حال در ماضی نقلی عربی است. 🔰حال میتوان این نکته را تحلیل کرد 🔰 💠 زبان عربی با «قطعیتی که در "قد" وجود دارد+فعل ماضی» معنای ماضی نقلی را میرساند. ♨️ به نظر میرسد این تاکید و قطعیت مربوط به زمان حال است. "قد ضرب" به این معنا نیست که دیروز ضرب موکّدی رخ داده است. من "اکنون مطمئنم و تاکید میکنم" که دیروز ضرب رخ داده است. ♨️ این که زمان انشاء تاکید حال است قابل توجه است. @kashkool_adabi
💢 الگوهای پنهان زبان 💢 💮 در ساخت افعال 🖌 محمد مهدی عظیم منش الگوهای زبانی در ساحت افعال هم دیده میشود که به نمونههایی از آن میپردازم 💠 در زبان فارسی ماضی نقلی از ترکیب صفت مفعولی + است (در صیغههای مختلف) درست میشود مانند: من رفته ام 💠 در زبان انگلیسی حال کامل از ترکیب قسمت سوم فعل ( صفت مفعولی) + have (در صیغههای مختلف) درست میشود مانند: I have gone 🛑 روشن است كه با چنين تكراى، احتمال نمى دهيم كه اين تركيب در اين افعال اتفاقى باشد و حتما اجزاء اين تركيب را در معناى فعل موثر مى دانيم ✴️ الــگـــــــــــویی که در اینجا وجود دارد این است که فعلی با معنای «انجام شدن کاری در زمان قبل و رسیدن اثری از آن به زمان حال» با ترکیب یک صفت (که رخدادش زمانبر است و در زمان گذشته رخ داده است) و یک فعل با زمان حال (که دلالتش رسیدن اثر، به زمان حال است...) ساخته میشود که به نظر میررسد هردو را میتوان حال کامل (یا ماضی نقلی) نام گذاشت ❗️ از این نکته برای بحث فاء جواب شرط استفاده خواهد شد❗️ 🔰🔰در حاشیه میتوان به دو الگوی دیگر هم اشاره کرد🔰🔰 💠 در زبان فارسی فعل مضارع مستمر از فعل دارم (در صیغههای مختلف) + فعل استمراری (مانند میروم) درست میشود ماضی مستمر نیز مانند آن است. مانند: دارم میروم/ داشتم میرفتم ♦️ فعلی با معنای داشتن و have دست کم در دو زبان، برای اشاره به دارا بودن یک صفت و ویژگی استفاده شده است (اتصاف و تلبس به یک صفت) 💠 در زبان عربی فعل با معنای استمرار از کان (در صیغههای مختلف) + فعل اصلی (مانند ذهب، قد ذهب و یذهب) استفاده میشود ♦️ در هر سه زبان فعلهایی وجود دارد که با ترکیب افعال دیگر ساخته میشود، یکی زمان و اصل اتصاف فعل را میرساند و دیگری معنای اصلی را (پیشتر نیز در این باره نوشتهام در اینجا و اینجا و اینجا) @kashkool_adabi
♨️الگوهاى پنهان زبان♨️ 🖌 محمد مهدى عظيم منش ❇️ الگوهاى پنهان زبان كه در تطبيق چند زبان آشكار مىشوند، در زمينههاى مختلف وجود دارند: از انواع حروف تا اسم و فعل و … نمونهاى اين الگوها را در حرف دیدیم و اکنون نمونهای را در اسم را بررسى مى كنيم: 💠 در زبان عربى نوعى از موصول، استفهام و شرط با يك لفظ بيان مى شود: لفظ "ما" ◀️ بصرت بما لم يبصروا به ◀️ ما هذه التماثيل الذى انتم لها عاكفون؟ ◀️و ما تنفقوا من شیء فان الله به علیم 💠 در زبان فارسى لفظ "چه" در همين معانى استفاده مىشود: 👈 آنچه نمىديدند را ديدم 👈 اين مجسمهها كه میپرستید چيست؟ (چه است؟) 👈 هرچه انفاق کنید خدا به آن آگاه است 🔹 مى دانيم كه هر و آن در زبان فارسى صفت پيشين اند و در هر سه جمله "چه" نقش اصلى را دارد 💠 And as you see, we have three usage for “what” in english language: ➡️ I saw what they didn’t see ➡️ What is these idols you are devoted to? ➡️ whatever you may spend of anything, Allah indeed knows it ✳️ الگويى كه در اين مورد وجود دارد استفاده از يك لفظ عام (با معنایی نزدیک به چیز) ، در سه جمله ى اخبارى (با مفهومى موصولى) استفهامى و شرطى است و اين گونه، احتمال وضع مستقل "ما" و "چه" و "what" براى اين سه كاربرد از بین میرود. این که در هر سه زبان به صورت اتفاقی، برای سه معنای متفاوت یک لفظ مشترک به کار برده باشند، پذیرفتنی نیست. در مقابل روشن است که در هر سه زبان ارتباط مهمی در میان این سه معنا یا کاربرد، دیدهاند و با نگاهى مشابه بلكه يكسان، در استعمالات به آن توجه کردهاند. 🌀توجه داریم این مشابهتی نیست که با دیدنش خوشحال و ذوقزده شویم! بلکه میخواهیم از آن استفادهی دستوری یا ... نماییم: 1️⃣ این واژگان ( در هر سه زبان) لفظ مشترکی نیستند که برای معانی متعدد، به طور مستقل وضع شده باشند. 2️⃣ احتمال دارد در هر سه زبان، یکی از این کاربردها اصلی باشد (مثلا موصول) و کاربردهای دیگر (مثلا استفهام و شرط) از آن برگرفته شده باشد 3️⃣ تاثیر کلمات پیشین و پسین و ترکیب خاص جملهی اخباری، شرطی و استفهامی در زبانهای فارسی و انگلیسی، بابی را برای تحلیل میگشاید 🔰🔰🔰 🔶 "ما" و "چه" و "what" از معنای موصولی به معنای شرط و استفهام رفتهاند یا قرائن و ضمایمی مانند صفات و ترکیب جملات و لحن و ... سبب فهم معانی مختلف شدهاند و خود این سه واژه، معنای واحدی دارند؟ 🔶 آیا میتوانیم با تحلیل زبانهای مختلف، ترکیب "ما احسنه!" در عربی را پیدا کنیم یا دست کم قرینهی مهمی برای یافتن ترکیب درست آن داشته باشیم؟ 👈👈 با توجه به این که : در زبان فارسی هم "چه زیبا!" و "چه زیباست!" برای انشاء تعجب به کار میروند و در زبان انگلیسی هم "What beautiful weather" به همین کار میآید. 📌 ممکن است به خاطر تفاوت زبانها در دستور و ...، کشف این نکته در زبانی ساده تر باشد که آیا جملهی تعجب برگرفته از حالت اخبار است یا استفهام یا شرط. @kashkool_adabi
تکرار الگوهای زبانی 🖌 محمد مهدی عظیم منش ✅ بیرون از ساحت ذهن، یکی از مهم ترین راههای کشف علیت به عنوان مهمترین قانونی که همهی علوم بر آن بنا شده است، بررسی تکرارها است.* 🔸 قانون جاذبه را در نظر بگیرید؛ با یک بار افتادن سیب بر زمین ممکن بود این قانون را کشف کنیم؟ 🔸 یا با یک بار دیدن جاءَ علیٌّ، از کجا میشد فهمید که این اعراب و تنوین به خاطر گویشی خاص است یا نشانهی رفع فاعل؟ ✅ برای کشف قاعدهها به تکرارها توجه می کنیم؛ به این که همهی سیبها اگر از شاخه رها شوند به زمین میافتند و به این که همهی فاعلها مرفوعاند 🔹الگوها، روندها و فرایندها وقتی تکرار میشوند تازه به چشم میآیند و به ما انگیره میدهند که تحلیلشان کنیم و همبستگیها و علتها را جستوجو کنیم. 🌀 حال چه تفاوتی است میان الگوهایی مانند الگوی تکراری رفع فاعل در جملات مختلف است و این که: 👈 در زبان عربی اذ برای دو معنا استفاده شده است: 1. ظرف زمان (فقد نصرهُ اللّهُ اذ اخرجهُ الّذینَ کفروا) 2. تعلیل (ولن ینفعکم الیوم اذ ظلمتم) 👈 در زبان فارسی هم چون برای دو معنا استفاده شده است: 1. ظرف زمان (چونک گل بگذشت و گلشن شد خراب بوی گل را از که یابیم از گلاب) 2. تعلیل (به مدرسه رفتم چون میخواستم دوستم را ببینم) ✳️ آنچه در این چند نمونه دیدیم تکرار یک الگو بود: استفاده از یک لفظ برای دو کاربرد اسم زمان و تعلیل آن هم در دو زبان، که میتواند مورد تحلیل ما قرار بگیرد و میتوانیم بررسی کنیم که کدام یک از دیگری برگرفته شده است. 🔅 این که این الگو در دو زبان رخ داده است نه تنها از ارزش این کشف نمیکاهد، بلکه این گونه، از وجود این الگو مطمئنتر میشویم؛ چرا که احتمال وضع مستقل (و اتفاقی) لفظ مشترک، آن هم در دو زبان بسیار بسیار کمتر از احتمال وجود اشتراک لفظی در یک زبان است. سخن این است که مقایسهی زبانها، اگرچه زبانهای ناهمخانواده، به کشف این الگوها و تحلیل بهتر کمک فراوانی میکند. * میدانم که کشف علت و علیت واقعی در بسیاری از علوم و موارد از دسترس بشر خارج است. @kashkool_adabi
🔶 انجمن علمی زبانهای خارجی و زبانشناسی دانشگاه شیراز با حمایت ستاد توسعهٔ علوم و فناوریهای شناختی و با همکاری انجمن علمی علوم انسانی دیجیتال دانشگاه شیراز، کانون ادبی دانشگاه شیراز، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و مؤسسهٔ دانش زبان و مغز برگزار میکند: 🔶 «بررسی استعاره از منظر حوزههای علمی گوناگون» 👈 سخنرانان: ♦️دکتر محمدرضا خالقی مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری ♦️ دکتر لیلا اردبیلی نایبرئیس انجمن انسانشناسی ایران ♦️ دکتر محمدامین صراحی عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان ♦️ دکتر آزیتا افراشی رئیس پژوهشکدهٔ دانشنامهنگاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ♦️ دکتر امیرسعید مولودی عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز ♦️ دکتر محمد بحرانی عضو هیئت علمی گروه پژوهشی علوم محاسباتی نوین، دانشگاه علامه طباطبائی 👈 زمان: شنبه ۲۶ تیرماه یکشنبه ۲۶ تیرماه ساعت ۸:۳۰ الی ۱۸ 👈 وبینار به صورت رایگان برگزار میشود. 👈 لینک ورود به وبینار: http://www.skyroom.online/ch/farhangi.shirazu/kanoon-adabi #موسسه_دانش_زبان_و_مغز_ایران https://t.me/irsolab
نظریهی الگوهای پنهان زبان 🖌 محمد مهدی عظیم منش 💢 بالاخره پس از چند سال دست و پا زدن و نوشتن، بعد از پنج جلسه ی سنگین با استاد عبدالرضا مهاجر، توانستم به تصویری مناسب از نظریه ی مرکزی نظرات نحوی و صرفی ام برسم. تنها مانده این سوال که نامش را «تکرار الگوهای زبانی» بگذارم یا «الگوهای تکراری زبان»؟ ✅ صد البته این نظریه از بُن جدید نیست. توجه به الگوهای تکراری قدمتی به درازنای عمر آدمی دارد. ❇️ علیتی که در فلسفه بررسی می شود و علوم بشری به آن بند است، با بررسی تکرار ترتب و تلازم کشف می شود ❇️ رگرسیون آمار در صدد کشف همبستگی از لابه لای تکرارهاست ❇️ در ادبیات هم قواعد نحوی و صرفی و ... همه با دقت در تکرار رفع فاعل و تناسب فعل و فاعل و مکررات دیگر کشف می شوند 💠 می ماند این که پس می خواهم بر چه نکته ی تاکید کنم؟ 💠 پاسخ این است که این قاعده را باید تا جایی که می توانیم تعمیم دهیم و به کار ببندیم اما حتی این تعمیم نیز از بن جدید نیست ❇️ روانشناسی که به درستی پای علیت را به مباحثش کشانده ❇️ نحوی ای که در بحث عوامل رویکرد علیتی دارد ❇️ و... همه و همه بحث الگوهای تکراری و علیت را به گونه های مختلف به دانش خود راه دادهاند ✅ اما باید توجه کنیم که در بعضی از دانش ها تا توانسته اند به کشف این الگوهای تکراری پرداخته اند. 🌀 مثلا در فیزیک الگوی ترکیب فنرها و برایندشان (در مکانیک) در ترکیب مقاومت ها و برایندشان (در برق) تکرار می شود و ترکیب موازی و سری مقاومت ها نتیجه ای مانند ترکیب سری و موازی فنرها دارد. 🌀 یا با دیدن کاربرد الگوهای معادله ی موج فیزیک نیوتونی، در فیزیک کوانتمی، نظریه ی فیزیک کوانتم به پیش می رود. 🌐 بیشتر بگویم؛ در اقتصاد از مدل های فیزیک نیوتونی استفاده می کردند و با پیشرفت فیزیک و عبور از فیزیک نیوتونی، کسانی که با هر دو آشنا بودند با دیدن نارسایی های این مدلسازی، به استفاده از فرمول های جدیدتر فیزیک در اقتصاد روی آوردند و جواب گرفتند. ◀️ حال سخن این است که در صرف و نحو چقدر می توانیم بلند پرواز باشیم؟ کار خیلی عجیبی در ذهنم نیست. تنها می خواهیم به الگوهایی که میان دو ساحت مختلف زبان مشترک است توجه کنیم و فراتر، تکرار الگوهای زبانی را در میان دو زبان کشف کنیم تا بتوانیم از راه حل های ساحت های مختلف زبان یا زبان های مختلف، برای ساحت مورد نظر یا زبان مورد نظرمان استفاده کنیم، به درک های جدید برسیم و الگوهایی که به چشممان نمی آمدند را واضح تر ببینیم @kashkool_adabi
ارتباط امَر و امْر 🖌 محمد مهدى عظيم منش 🔴 در اصول فقه، بحثى پيرامون لفظ امر در گرفته است كه آيا امر به معناى فرمان و امر به معناى كار، حال و شأن، مشترك لفظى اند يا معنوى. ♦️ با توجه به تعميمى از قاعده ى اشتراك مى توانيم دريابيم كه اين دو لفظ يا معنا، به يك معنا مى رسند؛ چرا كه: 🔸امَر نوع خاصى از شاء و امْر نوع خاصى از شىء است. 🔸اين كه هم دو واژه ى شىء و شاء در لفظ هم ريشه اند و هم نوع خاصى از شىء و نوع خاصى از شاء (امْر و امَر) در لفظ هم ريشه اند نمى تواند اتفاقى باشد 👈ناگزير، ارتباط مشابهى ميان شىء و شاء و نيز امْر و امَر وجود دارد👉 🔺اگر به دو واژه ى شاء و شىء نگاه كنيم، شىء را - در كنار مشيئة- مصدر شاء دانسته اند. 🔹البته شىء به معناى چيز، بر هر موجود و متصورى اطلاق مى شود و اكنون به معناى خواسته و مورد طلب نيست؛ گرچه وجه اطلاق شىء بر موجود، احتمالا همين نكته است: كلُ ما يُشاء فهو شىءٌ 🔹همان طور كه هر چه "پيدا مى شود" را "موجود" ناميده اند 🔺نظير ارتباطى كه ميان شىء و شاء وجود دارد، در ميان امْر و امَر نيز ديده مى شود 🔷به هرچه مى تواند مورد امر و فرمان قرار گيرد، امْر مى گويند 🔷شاء به نوعى اعم از امَر است. هر دو، خواسته و طلب اند و چيزى كه امَر بيش از شاء دارد، تاكيد و جزم در طلب است و البته امَر دو مفعولى است و مفعول دومش يك مصدر است كه بر حدثى دلالت دارد 🔷به همين صورت، شىء اعم از امْر است. هر دو به معناى "چيز" هستند. اما الشىء ما يُشاء والامْر ما يُؤمر به فهو اخص من الشىء. @kashkool_adabi