tgindex
کشکول شیرازی

کشکول شیرازی

Статистика
@kashkshiraziРелигияперсидский

📚 کشکول شیرازی 🔹 مجموعه‌ای از مباحث علمی و دینی در حوزه‌های قرآنی ، حدیثی ، اعتقادی ، فقهی، اخلاقی و تاریخی 📝 جواد بازرگانی شیرازی 📞آیدی ارتباط : @Jvbzsh

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Религия
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
72
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
114
20 постов
Вовлечённость
158,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
27
1/48двое суток
30
1/72трое суток
33

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📜محبوبیت امام سجاد(ع) 🔸بنابر گزارش راغب اصفهانی، ادیب قرن پنجم، امام سجاد(ع) در نزد عمر بن عبدالعزیز حضور داشت، هنگامى که آن حضرت از نزد او بلند شد و بیرون رفت، عمر بن عبدالعزیز رو به اطرافیانش کرده و گفت: به نظر شما شریف‌ترین مردم چه کسی است؟ هنگامی که گفته شد این شرافت از آنِ خاندان خودِ توست —که هم در دوران پیش از اسلام از شرافت برخوردار بوده‌اند و هم در دوران اسلام منصب خلافت را در اختیار داشته‌اند— او گفت: نه، هرگز! شریف‌ترین مردم همین فردى است که الآن از حضور ما بیرون رفت! او چنان قلب‌ها را به خود متمایل ساخته که همه دوست دارند مثل او باشند اما او هیچ‌گاه آرزو نمى‌کند که به جاى یکى از ما باشد. 🏷و قال عمر بن عبد العزيز يوما و قد قام من عنده علي بن الحسين من أشرف الناس، فقيل: أنتم لكم الشرف في الجاهلية و الخلافة في الإسلام، فقال: كلا أشرف الناس هذا القائم من عندي، فإن أشرف الناس من أحب كل إنسان أن يكون منه و لا يحب أن يكون من أحد و هذه صورته. 📚محاضرات‌الأدباء و محاورات‌الشعراء و البلغاء: ۱، ۴۱۹. @chsiqs

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 22 июл.301из ebnearabi

    من أجمل الكلمات التي صدرت عن العلماء

  • 🔹عبارتی روشن از اعتقاد شیعه امامیه در بیان شیخ مفید در قرن ۵ قمری شیخ مفید (رحمه الله) در کتاب اوائل المقالات که به گفته خود جهت نوشتن این کتاب را بیان تفاوت اعتقادات شیعه امامیه با بقیه فرقه های اسلامی می داند در آن به اعتقاد امامیه نسبت به خلفاء متخلف اینگونه می نویسد : واتفقت الإمامية وكثير من الزيدية علي أن المتقدمين علي أمير المؤمنين ع ضلال فاسقون وأنهم بتأخيرهم أمير المؤمنين ع عن مقام رسول الله ص عصاة ظالمون و في النار بظلمهم مخلدون وأجمعت المعتزلة والخوارج وجماعة من الزيدية والمرجئة والحشوية علي خلاف ذلك ودانوا بولاية القوم وزعموا أنهم لم يدفعوا حقا لأمير المؤمنين ع وأنهم من أهل النعيم إلاالخوارج والجميعة من الزيدية فإنهم تبرءوا من عثمان خاصة وزعموا أنه مخلد في الجحيم بإحداثه في الدين لابتقدمه علي أمير المؤمنين ع. 📚اوائل المقالات، ۹

  • без подписи

  • 🤝مواسات پیامبر با امیرالمؤمنین در کمک به حضرت زهرا سلام الله علیها أَنَّهُ كَانَ هُوَ وَ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ فَدَخَلَ عَلَيْهِمَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُمَا يَطْحَنَانِ اَلْجَاوَرْسَ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَيُّكُمَا أَعْيَا فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَاطِمَةُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ قُومِي يَا بُنَيَّةُ فَجَلَسَ اَلنَّبِيُّ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي مَوْضِعِهَا مَعَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَوَاسَاهُ فِي اَلطَّحْنِ لِلْحُبِّ. 📚الفضائل (لإبن شاذان) ص ۱۱۲ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله وارد خانه علی(علیه السلام) شد و دید که او و فاطمه علیهاالسلام با هم در حال آرد کردن با آسیاب دستی‌اند. پیامبر فرمود: «کدام‌یک از شما بیشتر خسته شده‌اید؟» علی گفت: «فاطمه، ای رسول خدا.» پس پیامبر به او فرمود: «دخترم، برخیز.» فاطمه برخاست و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در جای او کنار علی علیه‌السلام نشست و در آسیاب‌کردن دانه با او یاری و مواسات کرد. 🤲خدایا به تأسی به پیامبر به ما نیز توفیق مواسات با حضرتش را عنایت بفرما .🤲 https://t.me/kashkshirazi

  • 22 нояб.64из ebnearabi

    ⚠️ شمس تبریزی؛ درویشی که به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) جسارت کرد. ✍️موسوی حجت و برهان الهی هرگز بر بندگان پوشیده نمی‌ماند؛ چراکه انسان به این عالم آمد تا با پیروی از حق و حقیقت، به کمال نفسانی دست یابد. و خداوند، حکیم‌تر و رحیم‌تر از آن است که او را سرگردان رها کند و فلسفه خلقتش را نقض نماید؛ آن‌جا که فرمود: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ. حجج الهی، خود وسیله کمال انسان‌اند و راه رسیدن به حقیقت را می‌نمایانند. مصادیق این حجت‌ها در هر عصر متفاوت است، و جز آنان که به معرفت ایشان نائل شوند و در مسیر رضایتشان گام نهند، به مراتب عالیه نخواهند رسید. روایت است که در زمان حضرت عیسی علیه‌السلام، بنی‌اسرائیل خدا را می‌خواندند و حاجت نمی‌گرفتند، تا آن‌که به عیسی رو آوردند و وحی آمد: عِيسَى؛ عَبْدِي أَتَانِي مِنْ غَيْرِ الْبَابِ الَّذِي أُوتِيَ مِنْهُ إِنَّهُ دَعَانِي وَ فِي قَلْبِهِ شَكٌّ مِنْكَ. پس از بعثت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله، حجت‌های الهی به روشنی معرفی شدند تا مرز میان حق و باطل، ایمان و کفر، آشکار گردد؛ چنان‌که فرمود: لولا انت یا علی لم یعرف المومنون بعدی. هر که به ولایت این چهارده نور پاک و ثقل الهی تمسک جوید، هدایت یافته است، و هر که از آنان جدا شود، در خسران ابدی خواهد بود. در سیر کمال و معرفت و معنویت، نه شمار رکعات نماز، بلکه میزان تولی و اطاعت از این چهارده نور و برائت از دشمنان آنها، ملاک اول و آخر است. صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها، ام‌الائمه النجباء و سرور زنان عالمیان است؛ باب ولایت و هدایت است و فرمود: وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها. در زیارت نامه او می خوانیم: «قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَايَتِكِ» یعنی هرنوع تزکیه و تطهیر روحی با قرار گرفتن در ذیل ولایت او حاصل می شود. هر که در پی رضای الهی است، باید رضای این بانو را بجوید، و هر که معرفت الله را می‌طلبد، باید از مسیر معرفت به او بگذرد. «ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک» اما افسوس که برخی از متصوفه، در برابر چنین مقام قدسی، زبان به جسارت گشوده و نادانی خویش را آشکار کرده‌اند. وای بر آنان که پس از شنیدن این سخنان، هنوز دلبسته آن قلندران لاابالی‌اند. از شمس تبریزی تنها یک کتاب بر جای مانده است که در صحت انتسابش تردیدی نیست و آن کتاب مقالات نام دارد. گردآوری سخنانش است. در آن کتاب مصرّانه و در دو جای مختلف، درباره صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها گستاخانه آورده است که.... 😀مشاهده مطلب در سایت: https://ebnearabi.com/629/اهانت-شمس-تبریزی-به-حضرت-فاطمه-علیها-سل.html 🌐پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف 🔫www.ebnearabi.com ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • без подписи

  • 🔹جایگاه مرحوم یونس بن عبدالرحمن در بین اصحاب اهل البیت (علیهم السلام) ✅ از فضل بن شاذان نقل شده که او می گفته بعد از سلمان کسی فقیه تر به معارف ائمه طاهرین از یونس بن عبدالرحمن در بین مردم نداریم. 📍جَعْفَرُ بْنُ مَعْرُوفٍ ، قَالَ حَدَّثَنِي سَهْلُ بْنُ بَحْرٍ ، قَالَ سَمِعْتُ اَلْفَضْلَ بْنَ شَاذَانَ ، يَقُولُ: مَا نَشَأَ فِي اَلْإِسْلاَمِ رَجُلٌ مِنْ سَائِرِ اَلنَّاسِ كَانَ أَفْقَهَ مِنْ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيِّ ، وَ لاَ نَشَأَ رَجُلٌ بَعْدَهُ أَفْقَهُ مِنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ رَحِمَهُ اَللَّهُ . 📚اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی) ص ۴۸۴ #یونس_بن_عبدالرحمن https://t.me/kashkshirazi

  • 📍جواز دروغ بستن به پیامبر در مکتب صوفیه منتسب به شیعه بزرگ منتقل کننده شطحیات صوفیه به کتب شیعه و جعل احادیث صوفیه به نام امامان معصومین علیهم السلام سید حیدر آملی در جواز دروغ بستن به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از ذکر مکاشفه ابن عربی مبنی بر دریافت کتاب فصوص الحکم از رسول خدا صلی الله علیه وآله و انتساب مطالب کتاب به آن حضرت، کلام ابن عربی را تایید کرده و می گوید حتی اگر ابن عربی در نسبت دادن مطالب کتابش به پیامبر صلی الله علیه وآله دروغ گفته باشد و این مساله را جعل کرده باشد، باز هم اشتباه نکرده است بلکه کار او عقلا و شرعا پسندیده بود زیرا مطالب کتاب فصوص الحکم جز خوبی و خیر نیست و باید مردم را به خیرات ترغیب کرد : «ان کان واقعا صحیحا مطابقا، فالکتاب (فصوص الحکم) یکون من رسول اللّه و یکون وصل الیه (یعنى الى ابن العربی) منه على الوجه المذکور، من غیر خلاف؛ و یکون (فصوص الحکم) عدیم المثل و النظیر مثل القرآن، کما سبق تقریره. و ان لم یکن (الکلام) واقعا و لا مطابقا و یکون افتراء على النبىّ و على نفسه، فحینئذ الکتاب لا بدّ و أن یکون لأحد: امّا للنبىّ أو له أو لغیرهما. فان کان للنبی، فالمراد حاصل؛ و ان کان له، فهذه فضیله اخرى ثابته له مع کل فضیله، و یکون الغرض من نسبته الى الرسول ترغیب الخلق الیه و تحریضهم لدیه، و هذا لیس بمذموم عقلا و لا شرعا، بل هو محمود عقلا و شرعا، لانّه من المرغّبات، المرغّبه الى اللّه تعالى و الى طریق عباده.» 📚المقدمات من کتاب نص النصوص، ص: 105 از همین کلام می توان میزان اعتبار حدود 170 حدیثی که سید حیدر آملی در کتاب اسرار الشریعه و اطوار الطریقه و انوار الحقیقه ذکر کرده است را دریافت! #صوفیه #سید_حیدر_آملی https://t.me/kashkshirazi

  • 👀یکسان بودن ایمان ابوبکر و شیطان در نگاه ابوحنیفه حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ، نا أَبُو صَالِحٍ، قَالَ: سَمِعْتُ الْفَزَارِیَّ: وَحَدَّثَنِی إِبْرَاهِیمُ بْنُ سَعِیدٍ، نا أَبُو تَوْبَةَ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْفَزَارِیِّ، قَالَ: کَانَ أَبُو حَنِیفَةَ یَقُولُ: إِیمَانُ إِبْلِیسَ وَإِیمَانُ أَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَاحِدٌ، قَالَ أَبُو بَکْرٍ: یَا رَبِّ , وَقَالَ إِبْلِیسُ: یَا رَبِّ ابو اسحاق الفزاری می گوید: شنیدم ابوحنیفه بارها می گفت: ایمان شیطان و ایمان ابی بکر یکسان است، شیطان و ابوبکر هر دو یا رب می گفتند. 📚السنة.ج1 ص219.ط دار ابن القیم https://t.me/kashkshirazi

  • 6 нояб.1091из Ayeen_kherad

    🔻عقل ستیزی در عرفان صوفیانه یکی از وجوه مشترک همه عرفان های کاذب و تصوف، نفی عقلانیت و مخالفت با برهان و استدلال های عقلی و علم و ترجیح دادن کشف و شهود بر تعقل است. این درحالیست که آنها بر لزوم گردن نهادن به حکم دل و خواست قلبی و سوار شدن بر مرکب عشق تا رسیدن به مقصد نهایی،(الوهیت) تاکید فراوان دارند. ♦️طاهری موسس فرقه عرفان کیهانی: انسان همواره دو پله در پيش رو دارد: پله عقل و پله عشق...عارف به خوبی فهمیده است، زمان‌هایی که می‌خواهد به روی پله عشق گام گذارد، باید عقل را رها کند.(انسان از منظر دیگر، ص 76) ♦️اوشو می گوید: تنها کار فلسفه این است که فهرست غذا را در اختیار شخص گرسنه قرار می دهد، اما هرگز نمی تواند غذایی در اختیار او قرار دهد.(آواز سکوت ص 206) من صاحب هیچ نظام فلسفی نیستم من حتی نمی دانم که دیروز چه گفته ام.(ریشه ها و بالها ص 175) ♦️علی محمد باب موسس بابیت: تدریس در کتابهای غیر از کتاب بیان روا نیست، و آن چه که اختراع شده به نام منطق و اصول و غیر آن دو، برای احدی از مومنان اذن داده نشد.(بیان،باب10،واحد4ص13) ♦️پائولو کوئلیو در تمام کتاب هایش تاکید می‌کند که: کاری کن که قلبت می‌گوید. عقل در این سلوک جایگاهی ندارد.(کیمیاگر، ص 87) ♦️کریشنا مورتی تئوصوفیست: اندیشه، مشکل ما را حل نکرده است و خیال نمی‌کنم هرگز حل کند. به محض این که اندیشیدن را آغاز کنیم تا در مورد چیزی نظریه و عقیده‌ای به دست آوریم، دچار انحراف شده‌ایم و از چیزی که باید بفهمیم دور افتاده‌ایم. (ضرورت تغییر، ص 159) ♦️عرفان سرخپوستی: در بسیاری از گفت وگوهای کاستاندا و دون‏ خوان، توجه به احساسات و ناکارآمدی عقل و برهان مورد تاکید فراوان قرار می گیرد.( آموزش‏های دون‏کارلوس‏، کندری ص 54) ♦️شمس تبریزی: عقل بند رهروان و عاشقانست ای پسر بند بشکن، زه میان اندر عیان است ای پسر ♦️شاه نعمت الله ولی: زيد و عمرو و بکر و خالد هر چهار چهار باشد، نزد ما ايشان يکي است عقل اگر گوید خلاف اين سخن حرف او مشنو که ابله مردکي است ♦️مسیحیت و عقل گریزی: عقل انسانها هرگز قادر به درک حقیقت نبوده.(یگانگی در تثلیث ص 72) آنسلم قدیس : ایمان می آورم تا بفهم! ♦️عطار نیشابوری : عشق آمد عقل را در زیر کرد گر دلی داشت او زجانش سیر کرد(منطق الطير، ص: 187) ♦️مولوی : عقل تو دستور و مغلوب هواست در وجودت رهزن راه خداست(مثنوى ص: 133) ♦️ابن عربی در نامه به فخر رازی می‌گوید: کسی که مرتبه عقل و فکر را بداند ، محال است که از طریق آنها به آرامش و آسایش برسد، به ویژه در مساله شناخت خدای تعالی (جامع الأسرار ص: 491) 💠 این درحالی است که خداوند عامل جهنمی شدن مردم را ترک تعقل می داند: وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ (اعراف/179)؛ در روایات شیعیان، عقل در کنار انبیاء، حجت باطنی شمرده شده است. برای اطلاعات بیشتر به کتاب العقل کافی مراجعه کنید.

  • طی مسیر از توحید به طلسم 🔹حجت‌الاسلام علوی طهرانی که در ۲۹سال گذشته امام جماعت یک مسجد مهم در تهران بوده است، اخیراً گفت؛ زمانی ۹۰درصد پرسش‌های مردم اعتقادی بود، ولی امروز از صد سوال، صد و ده سوال! راجع به طلسم و خرافات است؛ به تعبیر او «این فاجعه است». چرا…

  • طی مسیر از توحید به طلسم 🔹حجت‌الاسلام علوی طهرانی که در ۲۹سال گذشته امام جماعت یک مسجد مهم در تهران بوده است، اخیراً گفت؛ زمانی ۹۰درصد پرسش‌های مردم اعتقادی بود، ولی امروز از صد سوال، صد و ده سوال! راجع به طلسم و خرافات است؛ به تعبیر او «این فاجعه است». چرا چنین شده است؟ این تغییر یک حادثه سطحی نیست، بلکه نشانه‌ی دگرگونی عمیق در نوع دینداری و چگونگی و‌ نسبت رابطه جامعه با نهاد دین است. 🔹پرسش اصلی اینجاست: چرا این جامعه‌ که روزگاری دغدغه خدا، معاد، اخلاق، عدالت و معنویت را داشت، اکنون به طلسم و رمالی و جادو پناه برده است؟ و پاسخ خود دراین‌باره را هم از روحانیون می‌خواهد. جالب است که در اسلام همه این کارها به صراحت نهی و حرام اعلام شده است. 🔹یکی از دلایل مهم، شکاف میان دین رسمی با موضوعات و مسائل زندگی روزمره مردم است. وقتی مردم در مسائل واقعی خود چون خانواده، عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد یا بحران‌های اقتصادی پاسخی روشن از نهاد دین نمی‌گیرند، به سراغ خرافات و جادو و راه‌هایی می‌روند که وعده‌ حل سریع می‌دهند. 🔹طلسم بخت‌گشایی، دعا برای رزق و روزی یا جادو برای رفع بیماری در نگاه بسیاری عملی‌تر از مباحث سنگین کلامی جلوه می‌کند. در عمل هم دیده‌اند مباحث اساسی نتیجه‌ای ملموس برای آنها نداشته است. 🔹از سوی دیگر، آموزش رسمی دینی در مدارس و رسانه‌ها بیشتر مبتنی بر کلیشه و حفظیات و معجزات بوده است. به دانش‌آموز و جوان یاد نمی‌دهند که پرسشگری بخشی از ایمان است. او دین را نه به‌عنوان نظامی عقلانی، بلکه به‌صورت مجموعه‌ای از احکام و شعارهای تکراری و غیرقابل تغییر و حتی خرافی تجربه کرده است. در نتیجه، وقتی در بحران روحی یا خانوادگی قرار می‌گیرد، به‌جای رجوع به استدلال دینی، به‌ دنبال راه‌حل‌ها یا معنویتی ساده و فوری می‌رود. 🔹این وضعیت هنگامی تشدید می‌‌شود که در فضای مجازی، فیلم‌های کوتاه و سخیف از برخی روحانیون درباره معجزات امامان و عرفا و... منتشر می‌‌شود که موجب وهن دین است و مردم طرفدار عقلانیت و اندیشه را بیزار از این تصورات می‌کند و دور چنین دینی را خط می‌کشند. عجیب اینکه روحانیون برجسته هم در برابر این اظهارات سخیف سکوت می‌کنند. 🔹بحران اعتماد اجتماعی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. وقتی عملکرد نهادهای رسمی، چه دینی و چه سیاسی، کمتر شفاف یا کارآمد باشد، مردم به منابع غیررسمی روی می‌آورند. خرافات و رمالی به دلیل ارائه راه‌حل‌های فردی و شخصی، برای افراد ضعیف که دنبال راهی برای خروج کم‌هزینه از بن‌بست‌های زندگی هستند، مطمئن‌تر و در دسترس‌تر به نظر می‌رسد. 🔹افزون بر این، در جامعه‌ای پرتنش و بی‌ثبات، طلسم و جادو نوعی آرامش روانی و احساس کنترل بر زندگی می‌دهد؛ هرچند این آرامش خیالی باشد. 🔹مسئولیت این وضعیت، لزوماً بر دوش مردم نیست. موضوعی که عمومی شود  حتماً علت سیاسی و اجتماعی دارد. واقعیت آن است که نهاد دین نتوانسته آن تصویر کارآمد و عقلانی از دین را که پیش از انقلاب ساخته شده بود و مردم بر آن اساس انقلاب کردند را اکنون به‌روز کند. 🔹وقتی دین رسمی با زبان امروز سخن نمی‌گوید، طبیعی است که میدان برای خرافات و شبه‌معنویت باز شود. برای بازگشت از این وضعیت، انجام چند اقدام ضروری به نظر می‌رسد: 🔹نخست، بازنگری در آموزش دینی: به‌جای اجبار و حفظیات، باید پرسشگری و عقلانیت تقویت شود. 🔹دوم، پاسخ به مسائل واقعی زندگی: دین اگر در اقتصاد، مدیریت، خانواده و حقوق زنان و‌ کودکان، عدالت و نظم اجتماعی، روابط خارجی یا بحران‌های اخلاقی کارآمدی نشان دهد، جا برای ظهور خرافه و جادو تنگ می‌‌شود و برعکس. 🔹سوم، شفافیت و اعتمادسازی: بدون اعتماد عمومی هیچ اصلاحی پایدار نیست. 🔹چهارم، مقابله هوشمندانه با خرافات: نه صرفاً محکوم‌کردن مردم، بلکه نقد علمی و فرهنگی دعا‌نویسی و خرافات. 🔹و پنجم، ارائه معنویت اصیل و زنده: مردم باید معنویت را در عبادت، اخلاق، هنر و تجربه اجتماعی و مهم‌تر از همه در رفتار حاملان دین ببینند و بیابند، نه در طلسم و جادو. همه اینها نیازمند رسانه‌ای کارآمد است که خرافات و رمالی را به نقد بکشد، نه اینکه مروج آن باشد. 🔹افزایش گرایش به خرافات نشانه یک هشدار جدی است: بخشی از جامعه از عقلانیت فاصله گرفته و به شبه‌علم و خرافه نزدیک شده است و برای این هدف دین موجود را بهترین پوشش قرار داده است. این روند را نمی‌توان با نصیحت یا توبیخ متوقف کرد. راه‌حل در بازسازی اعتماد، اصلاح آموزش و عرضه معنویتی اصیل و به‌هنگام کردن منطق و پیام دین با مقتضیات روز است. 🔹تنها در این صورت است که پرسش‌های جدی و اعتقادی و عقلانی از دین، می‌توانند دوباره جای خود را در ذهن مردم باز کنند.

  • 🔹انتسابی دروغ به مرحوم کاشف الغطاء یکی از کانال های تلگرامی مطلبی را به مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء نسبت داده که کاملا اشتباه و از سر بی اطلاعی می باشد . او گوید : مرحوم کاشف الغطاء در کتاب کشف الغطاء می نویسند: سبّ کننده خلفاء راشدین مانند کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را سب کرده و او حکم مرتد فطری دارد . پس از نقل مطلب از مرحوم کاشف الغطاء گوید ببینید این کسی که ادعا می کنند عالم شیعه است گوید سب خلفا یعنی ابوبکر و عمر و عثمان مانند سب پیامبر است . و این حرف کاملا خلاف روایات امامیه است . در جواب این شخص گوییم : باید مراد از خلفای راشدین را در کلام کاشف الغطاء بررسی کرد و نباید سریع قضاوت کنیم . با دقت کتاب ایشان در می یابیم که مراد از خلفاء راشدین ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . برای آشکار شدن این مطلب به عبارت ایشان در کشف الغطاء توجه می کنیم : حیث لا یکون للخلفاء ید مبسوطة بالنسبة إلی ما عدا الجهاد للجلب إلی الإسلام؛ لأنّ ذلک مخصوص بالنبیّ صلّی اللّه علیه و آله و سلم و خلفائه علیهم السلام، و بمن نصبوه بالخصوص، دون العموم. و أمّا الأقسام الأُخر، فالحکم فیها أنّه إذا لم یمکن الرجوع إلی الخلفاء الراشدین، قام المنصوب العام من المُجتهدین مقامهم. کشف الغطاء ، ج۴ ،‌ ص۴۱۲ ایشان در این جا در بحث قسمت غنائم جنگی گوید اصل جهاد فقط وظیفه نبی و خلفاء نبی علیهم السلام یا نماینده خاص امام می باشد . اما اگر خلفاء راشدین‌ که همان معصومین هستند مثل زمان غیبت ظهور نداشتند مجتهد جامع الشرائطی است که امام معصوم علیه السلام او را به طور عام(نه شخص معین) قرار داده است این امورات به دست او جاری می شود .(طبق روایاتی که به ما رسیده است. ) نکته قابل توجه این است که هیچ فقیهی نمی گوید که مجتهدین وکیل عام خلفاء ثلاثه هستند . پس معلوم میشود اینکه ایشان می گوید مجتهدین وکلای عام خلفاء راشدین هستند منظور ایشان از این تعبیر قطعا امامان معصوم علیهم السلام می باشد . https://t.me/kashkshirazi

  • 👺 یزید را نباید لعن کرد !!؟؟ یزید بن معاویه که در تاریخ شکی در خباثت و بی رحمی و فسق و ظلم و سفاکی او‌ در جریان کربلا و تخریب کعبه و... نیست با کمال تعجب توسط بزرگ علمای عامه دستور به عدم جواز لعن او شده است . 🖍️سعد الدین تفتازانی متکلم بزرگ اشاعره سنی می نویسد : «فإن قیل: فمن علماء المذهب من لم یجوّز اللعن على یزید مع علمهم بأنّه یستحقّ ما یربوا على ذلك و یزید. قلنا: تحامیاً عن أن یرتقى إلى الأعلى فالأعلى. 📌 اگر كسى بگوید: برخى از علماى مذهب، لعن یزید را جایز نمى‏‌دانند، در حالى‌كه مى‌دانند یزید مستحق لعن است - بلكه بیش‏تر از لعن استحقاق دارد - پس چرا از لعن یزید جلوگیرى كرده‌اند؟ در جواب آنان باید گفت: جلوگیرى آنان از لعن یزید به جهت ممانعت از بالا رفتن آن لعن به پدر یزید (معاویه) و بالاتر از او، یعنى خلفاى قبل از معاویه است. چرا که لعن یزید، به لعن معاویه و دیگر خلفا مى‏‌انجامد.» 📚تفتازانی، سعد الدین، شرح المقاصد 2/307 🔹او در این عبارت به این مطلب اشاره دارد که در واقع وجود یزید بر مسند خلافت و ارتکاب ظلم و سفاکی های بی نظیر او در تاریخ همه معلول شخصیاتی است که موجب شدند هم چون او بر این مسند خلافت بنشیند . به طور مستقیم پدر او معاویه علیه الهاویه برای او خلافت را مهیا کرد اما باز اگر برگردیم در نهایت به شخص عمر بن خطاب می رسیم که او در واقع قدرت را به دست بنی امیه داد تا در نتیجه هم چون یزیدی بر سر کار آید . لذا لعن یزید موجب میشود که به لعن شخص عمر و حتی ابوبکر منجر شود و این اصلا برای چهره خلفاء نزد عامه مناسب نیست ؛ لذا لعن مجبور شدند که لعن شخص خبیثی هم چون یزید را جایز ندانند !!!! #یزید https://t.me/kashkshirazi

  • 📜✨ روایت تاریخی خواستگاری پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها ✨📜 🔹عبد الرحمان بن کثیر می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمودند: 🌹 هنگامی‌که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله قصد ازدواج با حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها را داشت، حضرت ابوطالب علیه‌السلام همراه خاندانش و گروهی از قریش به خانه ورقة بن نوفل (عموی خدیجه) رفتند. 🔹حضرت ابوطالب علیه‌السلام آغاز سخن کرد و فرمود: 🕋 «سپاس پروردگار این خانه را که ما را از فرزندان ابراهیم و از نسل اسماعیل قرار داد، و ما را در حرمی امن فرود آورد، و سرور و داور مردم گردانید، و در این سرزمین برای ما برکت نهاد.» 🌟 سپس فرمود: اینک، پسر برادرم ـ یعنی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ با هیچ مردی از قریش سنجیده نمی‌شود مگر آنکه بر او برتری می‌یابد، و هیچ‌کس با او قیاس نمی‌شود. اگرچه دارایی او اندک است، چرا که ثروت، دگرگون و بی‌دوام است. 💞 او به خدیجه علاقه دارد و خدیجه نیز به او مایل است. و مهر او، هر چه خواهید، چه نقد و چه نسیه، بر عهده من خواهد بود. 🕋 سوگند به خدای کعبه! او جایگاهی عظیم دارد، شأنی بس والا، دینی فراگیر و اندیشه‌ای کامل. --- ✝️ در این هنگام، عموی حضرت خدیجه(سلام الله علیها) خواست سخن گوید، اما زبانش بند آمد و هیبت ابوطالب نفسش را گرفت. در حالی که او از قسیسین مسیحی بود. 💎 ناگاه حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها بی‌مقدمه گفت: «ای عمو! اگرچه در شهادت دادن بر ازدواج از من سزاوارتری، ولی در اصل ازدواج، من از خودم سزاوارترم. ای محمد! خود را به ازدواج تو درآوردم، و مهرم را از اموال خویش می‌پردازم. اکنون به عمویت فرمان ده تا شتری بکشد و ولیمه دهد، و تو نزد خانواده‌ات برو.» --- ✍️ ابوطالب علیه‌السلام فرمود: «گواه باشید که خدیجه محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله را پذیرفت و پرداخت مهریه را از اموال خود ضمانت کرد.» 😲 یکی از قریش گفت: «عجبا! آیا زنان باید به مردان مهریه دهند؟» ⚡ ابوطالب علیه‌السلام خشمگین شد و برخاست. او چنان با هیبت بود که مردان از غضبش هراس داشتند. فرمود: «اگر داماد همچون پسر برادر من باشد، مهریه به بالاترین بهای ممکن داده می‌شود؛ اما اگر چون شما باشید، تنها با پرداخت مهر بسیار به آن زن می دهند!» 🐪 سپس ابوطالب شتری کشت و پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نزد همسرش رفت. --- 🎤در این هنگام، مردی از قریش به نام عبدالله بن غنم چنین سرود: 🌸 «ای خدیجه! مبارک باد بر تو، که سیمرغ سعادت بر بام خانه‌ات نشست. 💎 تو با بهترین آفریدگان ازدواج کردی، و چه کسی در میان مردم چون محمد است؟ 📖 او کسی است که دو پیامبر نیکو ـ عیسی و موسی علیهماالسلام ـ به آمدنش بشارت داده‌اند، و چه نزدیک است زمان وعده‌گاه او! از دیرباز، کتاب‌های آسمانی گواهی داده‌اند، که او رسولی هدایت‌شده و هدایتگر، از سرزمین بطحاء است.» . 📚الکافي ج ۵، ص ۳۷۴ #خدیجه #ام_المؤمنین #ازدواج_پیامبر_با_خدیجه https://t.me/kashkshirazi