- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 138
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 86
- 1/48двое суток
- 98
- 1/72трое суток
- 106
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگر حس عاشقانهای به تو داشته باشم، میگویم: "دوستت دارم." ولی لحظهی بعد میتوانم بگویم: "نه، در این لحظه احساس عشق نمیکنم." پس فقط دو امکان وجود دارد. یا که حالت غیرعاشقانهی مرا میپذیری، یا اینکه تحمیل میکنی که: "چه مرا دوست بداری و چه نداری، دستِکم نشان بده که دوستم داری." اگر به من فشار بیاوری، آنگاه دروغین خواهم شد و آن رابطه یک تظاهر و یک نفاق میشود. آنگاه نسبت به یکدیگر صادق نخواهیم بود. دو نفر که نسبت به هم صداقت نداشته باشند چگونه میتوانند عاشق هم باشند؟ رابطهی آنان یک #تثبیت_شدگی گشته است. زن و شوهر، تثبیتشدهاند، بیجان هستند، همهچیز قطعی است. آنان طوری باهم رفتار میکنند که گویی یک شیئ هستند. وارد خانه میشوی، لوازم منزل همان هستند که بودند، زیرا لوازم بیجان هستند. خانه همان است که بود، زیرا خانه چیزی بیجان است. ولی نمیتوانی انتظار داشته باشی که همسرت هم همانی باشد که بوده، زیرا او زنده است، یک فرد است. و اگر انتظار داشته باشی که او همان باشد که وقتی تو خانه را ترک کردی بود، آنگاه او را وادار میکنی که مانند لوازم خانه باشد، فقط یک شیئ. وابستگی افراد را مجبور میکند که افرادمانند اشیاء باشند؛ و عشق به افراد کمک میکند که آزادتر باشند، مستقلتر، واقعیتر باشند. ولی حقیقت فقط میتواند در یک #جریان_پیوسته باشد، حقیقت هرگز نمیتواند یخزده باشد. #اشو
#تبدیل_زهر_به_شهد سه موضوع هستند که می توانند هم بعنوان سه زهر عمل کنند و هم سه اصل فضیلت بینهایت بشوند. این سه موضوع چیستند؟ #نخستین: بدآمدن و بیزاری است. #دومی: وابستگی است. #سوم: بی تفاوتی. این نحوه ی عملکرد ذهن است. شما از هر آنچه که دوست ندارید. رویگردان و بیزار می شوید. به هرچه که دوست دارید. وابسته می شوید. و نسبت به چیزهایی که نه دوست دارید و نه بدتان می آید. بی تفاوت هستید. سه موضوع این ها هستند. در میان این سه، ذهن وجود دارد. این ها مانند پایه های یک سه-پایه به نام ذهن هستند: #بیزاری، #وابستگی، #بی_تفاوتی. و شما، اینگونه که در این ها زندگی می کنید، در زهر زندگی می کنید. چنین است که ما از زندگی یک جهنم می سازیم. هریک از این ها یک سوم از #جهنم شما را می سازد. وابستگی، خوش آمدن، چسبیدن، تملک کردن. این ها هم یک سوم از #جهنم شما را تشکیل می دهد. و بی تفاوتی نسبت به هر آنچه که نه به آن جذب می شوی و نه توسط آن دفع می شوی سومین بخش آن #جهنم را تشکیل می دهد. فقط ذهنت را تماشا کن: این است عملکرد ذهن شما همیشه می گوید: من این را دوست دارم، من آن را دوست ندارم، و من نسبت به این بی تفاوت هستم. این سه راه است که ذهن در آن به حیات خود ادامه می دهد. این همان شیار است و کار تکراری. این ها سه زهر هستند. ولی می توانند به سه اصل #فضیلت تبدیل شوند. چگونه می توانند سه پایه ی فضیلت شوند؟ اگر بتوانی کیفیت #مهر را وارد کنی، اگر بتوانی هنر #جذب_کردن_رنج_ها را بیاموزی، گویی که تمامی رنج های دنیا سوار بر تنفس وارد وجودت می شوند. آنوقت چگونه می توانی بیزار باشی؟ چگونه می تواند از چیزی بدت بیاید؟ چگونه می توانی نسبت به چیزی بی تفاوت باشی؟ چگونه می توانی به چیزی وابسته بشوی؟ اگر بدون قیدو شرط تمام رنج های دنیا را بگیری، آن را بنوشی و در قلبت جذب کنی؛ و سپس در عوض آن برکت و نعمت را بدون قید و شرط به جهان هستی بریزی، نه به شخصی خاصی به یاد داشته باشید: (نه تنها به انسان ها، بلکه به همه، به تمام موجودات، درخت ها و سنگ ها و پرندگان و حیوانات، به تمام جهان هستی، مادی و غیرمادی ) وقتی که برکت را به بیرون می ریزی، چگونه می توانی وابسته باشی؟ وابستگی، بیزاری، بی تفاوتی: همگی با همین تکنیک ساده ازبین می روند. و با از بین رفتن آنها، آن زهر به شهد تبدیل می شود؛ و اسارت به آزادی تبدیل می شود. آن جهنم دیگر جهنم نیست، بهشت است. در این لحظات تو به شناخت می رسی: #همین بدن بودا است. #همین زمین بهشت موعود است. با این مراحل، در هر حرکت و رفتار تعلیم بگیر. بودا اهل گریز و فرار نیست. او فرار کردن را آموزش نمی دهد. او به شما نمی گوید که از موقعیت هایی که خوشایند تان نیست فرار کنید. در تمامی موقعیت های زندگی در بازار، در صومعه، با مردم و جامعه، و یا تنها در یک غار با دوستان یا دشمنان با خانواده، با آشنایان و با بیگانگان، با انسانها و با حیوانات. در تمامی موقعیت ها، در تمام چالش ها، باید بیاموزی که با #مهر عمل کنی. از هیچ موقعیتی رویگران نباش و فرار نکن، اگر فرار کنی، آنوقت چیزی در تو کسر خواهد ماند. آنگاه معرفت بوداگون تو آنقدر پخته نخواهد شد. غنی نخواهد بود. زندگی را در تمامی ابعادش زندگی کن. این همان چیزی است که من به شما می آموزم: زندگی را در تمامیت آن زندگی کنید. مانند یک گل نیلوفر آبی در این دنیا زندگی کنید: در آب زندگی می کند، ولی آب آن را لمس نمی کند. فقط آنوقت است که معرفت بوداگون در شما شکوفا و شکفته می شود. تنها آنوقت است که معرفت غایی را خواهید شناخت: که آزادی است و لذت است و سرور ابدی و سعادت، نشناختن این یعنی تمام هدف از زندگی را از دست دادن، شناختن آن یعنی تنها هدفِ زندگی. این نکته را همواره به یاد داشته باشید. #اشو
آن را که منــــــــــم خرقه عــــــــــریان نشود هرگز و آن را که منــــــــــم چاره بیــــــــــچاره نخواهد شد #مولانا
در پایان، سؤال اصلی این نباشد که: «چگونه رنج را از بین ببرم؟» بلکه این باشد: «چه چیزی در من رنج میکشد؟» آیا واقعاً خودِ زندگی رنج میکشد؟ یا تصویری که من از زندگی ساختهام؟ آیا واقعاً این لحظه غیرقابل تحمل است؟ یا ذهن من میگوید این لحظه نباید چنین باشد؟ آیا فقدان، بهتنهایی رنج است؟ یا چسبیدن من به چیزی که از دست رفته، رنج را ادامه میدهد؟ آیا عشق دردناک است؟ یا ترس من از دست دادنِ عشق؟ آیا زندگی ناقص است؟ یا ذهن من مدام به زندگی میگوید: «تو کافی نیستی؛ باید چیزی بیشتر به من بدهی.» شاید لحظهای که این پرسشها را بدون پاسخ آماده، فقط با آگاهی و سکوت نگاه میکنی، چیزی در درونت تغییر میکند. نه اینکه ناگهان تمام دردهای زندگی ناپدید شوند؛ بلکه دیگر مجبور نیستی به هر درد، رنجی تازه اضافه کنی. رهایی، الزاماً به معنای تغییر دادن زندگی نیست؛ گاهی به معنای دیدن زندگی بدون جنگیدن با آن است. و وقتی دیگر دائماً از زندگی چیزی نمیخواهی تا «کاملت کند»، ممکن است برای نخستین بار متوجه شوی که آنچه سالها در آینده جستوجو میکردی، در همین لحظه، در همین بودنِ ساده، حضور داشته است. #اشو
تو، وقفِ خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِی زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟ ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه #مولانا
برای رهایی از توهم، با توهم نجنگ؛بیدار شو برای رسیدن به حقیقت، دنبال حقیقت نرو؛ ساکت شو چیزی برای بهدستآوردن وجود ندارد؛ فقط باید آنچه را همیشه در درونت بوده، به یاد بیاوری … #اشو
آیا هرگز شده که وقتی تنها نشسته ای افکارت را مشاهده کنی؟ آیا هرگز اراجیفی که مدام در ذهنت می گذرد را مشاهده کرده ای؟ امیدواری که با این افکار مهمل و پوچ به کجا برسی؟ آنها در تمام طول روز و حتی در تمام طول شب نیز ادامه دارند. افکار دایره وار در حال چرخش دائمی هستند. تمام افکار حتی کوچکترین آنها انرژی مصرف می کنند. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که مقدار انرژی مصرفی برای حفر زمین در هر ساعت ، برابر است با مقدار انرژی که صرف پانزده دقیقه فکر کردن می شود!!! یعنی اینکه فعالیتهای ذهنی چهار برابر فعالیتهای فیزیکی انرژی مصرف می کنند. و اینگونه انرژی چطور به مراکز دیگر جریان یابد؟ ذهن تمام انرژی را صرف خودش خواهد کرد ... #اشو #راز_بزرگ
❇️کودکان گاهي براي شما، پذيرفتن ديدگاه كودكان دشوار است ، زيرا شما خودتان آن را از دست داده ايد! كودك سعي دارد از درخت بالا برود، تو چه مي كني؟ بلافاصله مي ترسي ، شايد بيفتد، شايد پايش بشكند، يا اشكالي پيش بيايد. و از روي ترس مي دوي و از را باز مي داري. اگر مي دانستي كه بالارفتن از درخت چه لذتي دارد، كمك مي كردي تا كودك بالارفتن از درخت را بياموزد. او را به مدرسه اي مي بردي تا به او بياموزند كه چگونه از درختان بالا برود. مانع او نمي شدي. ترس تو خوب است ، عشقت را نشان مي دهد، كه شايد بيفتد، ولي بازداشتن كودك از بالارفتن از درخت يعني جلوگيري از رشد او. در مورد بالارفتن از درخت، چيزي اساسي وجود دارد. اگر كودك هرگز چنين نكرده باشد، چيزي پرارزش را در تمام زندگيش از دست داده است. تو او را از چيزي زيبا محروم كرده اي. راه ديگري براي شناخت آن وجود ندارد! بعدها براي او دشوارتر خواهد بود تا از درخت بالا برود، به نظر ناشايست و احمقانه و مسخره خواهد آمد. بگذار از درخت بالا برود. و اگر مي ترسي، كمكش كن، برو و به او تعليم بده. خودت نيز با او از درخت بالا برو! به او كمك كن تا آموزش ببيند كه نيفتد. و گاه گاهي، افتادن از درخت چيز خيلي بدي هم نيست ، از محروميت كشيدن براي ابد، بهتر است.... كودك مي خواهد در باران به بيرون برود و در زير باران در خيابان ها بدود و تو مي ترسي كه او شايد سرما بخورد و سينه پهلو كند! و اين ترس تو به جاست! بنابراين كاري كن كه او بيشتر در برابر سرما مقاوم باشد. او را نزد پزشك ببر، از پزشك بپرس كه چه ويتامين هايي بايد به او بدهي تا او بتواند در زير باران به خيابان برود و برقصد و ترسي از سرماخوردگي و سينه پهلو وجود نداشته باشد. ولي مانع او نشو. رقصيدن در خيابان، وقتيكه باران مي بارد، بسيار شادي آور است! از دست دادن اين يعني ازكف دادن چيزي بسيار پرارزش. اگر شادماني را بشناسي و هشيار باشي، قادر خواهي بود احساس كودك را درك كني و ببيني كه او چه احساسي دارد. كودك مي پرد و مي رقصد و فرياد مي كشد و جيغ مي زند و تو روزنامه ات را مي خواني، آن روزنامه ي احمق را! و تو مي داني در آنجا چه مي گذرد ، هميشه يكسان است. ولي تو احساس ناراحتي مي كني. چيزي در آن روزنامه وجود ندارد، ولي تو ناراحت مي شوي. كودك را مانع مي شوي: "فرياد نزن! بابا را ناراحت نكن! بابا كاري عظيم انجام مي دهد،_ روزنامه مي خواند!" و تو آن انرژي جاري را متوقف مي كني، آن جريان ،تو آن جريان را متوقف مي كني، زندگي را متوقف مي كني. خشن مي شوي. #اوشو
آزادی یعنی مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده گرفتن. تا زمانی که دیگران را مقصر بدانی، هنوز آزاد نشدهای. لحظهای که میپذیری هر آنچه هستی نتیجه انتخابها، آگاهی یا ناآگاهی خودت است، همان لحظه درِ دگرگونی گشوده میشود. انسان فقط زمانی میتواند تغییر کند که دیگر کسی را سرزنش نکند. #اشو
✳️ ایدئولوژیست لب و لوچه انسانهای مذهبی همیشه آویزان است. آنها آدمهای خیلی غمگینی هستند. آنها زندگی این جهانی را تعطیل کرده اند. آنها هنوز زندگی با خدا را شروع نکرده اند. آنها به غم چسبیده اند. افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد می کنند. آنها نمی توانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده می یابند درصدد ویران کردنش بر می آیند. درصدد محکوم کردنش بر می آیند. آنها با همه خوشی ها مخالفند. آنها با همه خوشی های سالم دشمنند و این خصلت شان روح و جان مردم را مسموم می کند. 💜اشو
انسان توان این را دارد که زندگی خود را به چراغ تبدیل کند یا به حجاب می تواند روشنایی باشد یا تاریکی به انتخاب ما بستگی دارد هر دو امکان به روی ما باز است. روشنایی را انتخاب کن! انتخاب روشنایی دل و جرات می خواهد، زیرا در روشنایی نفس می میرد و حیات ناب آغاز می شود. راهی که به نور می رود مراقبه و راهی که به تاریکی می رود ذهن است روشنایی از جنس سکوت و استغنا ست روشنایی حضور در اینجاست. #اشو #زوربای_بودایی
#عجولانه_قضاوت_نکن از صبح تا شام، من صدها نفر را مییابم که در تهمت زدن به فردی دیگر، افراط میکنند. ما چه سریع در مورد دیگران تصمیم میگیریم!!!! در حقیقت، هیچ چیزی دشوارتر از تصمیم گرفتن در مورد دیگران نیست شاید، هیچ کس جز خدا حق ندارد که در مورد دیگران قضاوت کند، چونکه چه کسی دیگر، بجز خدا، دارای صبر لازم برای قضاوت کردن در مورد یک شخص، یک شخص کوچک و بسیار معمولی است؟ آیا ما یکدیگر را میشناسیم؟ حتی آنهایی که به یکدیگر بسیار نزدیک هستند، آیا یکدیگر را میشناسند؟ آیا حتی دوستان، برای یکدیگر، ناشناخته و بیگانه نیستند؟ اما ما ادعا میکنیم که حتی ناشناخته را درک میکنیم و در مورد آنها سریعاً تصمیم میگیریم! این تعجیل، بینهایت زشت است. اما آن شخصی که درمورد دیگران فکر میکند، فکر کردن در مورد خود را کاملاً فراموش میکند و چنین عجله کردنی، جهل مطلق است، چونکه شناخت، با صبر همراه است. زندگی بسیار اسرار آمیز است، و کسانی که به تصمیم گیری عجولانه درمورد دیگران، بدون اینکه بطور مناسب فکر کنند، عادت میکنند، شناخت زندگی را از دست میدهند. #اشو #کتاب_فانوسهای_سفالین
من دیانت میآموزم، نه دین یک دیانت اصیل نیاز به پیامبر، ناجی، كتاب مقدس، كلیسا، پاپ و كشیش ندارد زیرا دیانت شكوفایی قلب توست زمانی كه به مركز وجود خویش دست بیابی، انفجاری از زیبایی، از سرور، از سكوت و نور خواهد بود هرچه كه در زندگیات تاریک بود از بین میرود و تمام خطاهای زندگیت نیز از بین میرود. هر عملی که انجام بدهی با تمامیت و هشیاری تمام انجام خواهی داد. من تنها یک فضیلت میشناسم، و آن هم هشیاری است اگر دیانت در تمام دنیا منتشر شود مذاهب محو میگردند. و وقتی که انسان فقط انسان باشد، نه مسیحی باشد و نه هندو و نه مسلمان یا بودایی، برای بشریت نعمت بزرگی خواهد بود. #اشو
💚عدم وابستگی رودخانه حركت میكند، در راه به درختی زيبا بر میخورد، از زيبايی درخت لذت میبرد، آنرا تحسين میكند. و دوباره به راهش ادامه میدهد. رودخانه به درخت نمی چسبد؛ زيرا در اينصورت، حركتش متوقف میگردد. به كوهی زيبا میرسد؛ به خاطر لذتِ گذر از چنين كوه زيبايی، سپاسگزاری میكند و به راهش ادامه میدهد. رودخانه همينطور به راهش ادامه میدهد... مشكلِ انسان اين است كه وقتی درختی زيبا میبيند، دوست دارد خانهاش را همانجا بسازد و آنجا زندگی كند. «به هيچ چيز نچسبيد، » و وابسته نشويد، نه اينكه از زندگی لذت نبريد. در واقع با چسبيدن و وابسته شدن، نمیتوانيد لذتی ببريد. لذت واقعی از عدم وابستگی ناشی میشود. 💜اوشو
#سوال_از_اشو آیا من یک انسان تمام هستم؟ #پاسخ: نه هنوز.... این چیزی است که در جستجوی آن هستی. تو تقسیم شده ای، افراد بسیاری هستی، تو یک جمعیتی، نه یک فرد... تو فردی با تمامیت نیستی. روزی که موجودی تمام بشوی، مقدس نیز خواهی شد. این چیزی است که من در اینجا آموزش میدهم. که چگونه تمامیت پیدا کنید، چگونه مقدس شوید. ولی به شما آموزش داده شده که هرگز تمامیت نداشته باشید. تمام مذاهبِ شما به شما می آموزند که هرگز موجودی تمام نباشید، بدن را انکار کنید...! آنگاه چگونه میتوانی تمامیت داشته باشی؟ این را انکار کن، آن را انکار کن؛ این را ترک کن، آن را ترک کن.... آنوقت چگونه میتوانی انسانی تمام باشی؟ تمامیت فقط با پذیرش تمام ابعاد وجود به دست میآید. من زندگی را در تمامیتش می.پذیرم: "از سکس تا فراآگاهی" ،"از بدن تا روح" از پایین ترین تا بالاترین، همه چیز باید جذب شود. هیچ چیز نباید طرد شود، ابداً هیچ چیز، آنگاه موجودی تمام خواهی بود. یک مسیحی نمیتواند انسانی تمام باشد، یک هندو، یک محمدی نمی تواند انسانی تمام باشد. مسیح انسانی تمام است ولی نه یک مسیحی، یک بودا انسانی تمام است ولی نه یک بودایی مردم دچار تضاد هستند، یا باید با دیگران بجنگند، یا شروع میکنند به جنگیدن با خودشان. یا باید برای دیگران بدبختی درست کنند، یا اینکه برای خودشان بدبختی خلق میکنند، مردم شکنجه گر هستند، یا باید قاتل باشند، یا مرتکب خودکشی شوند از هر دو پرهیز کن، عاشق زندگی باش، زندگی ات هیچ اشکالی ندارد، هیچ چیز اشتباهی رخ نمیدهد، اشتباه نمیتواند وجود داشته باشد، زيرا فقط خداوند وجود دارد، اگر با خدا باشی همه چیز خوب است. و اگر از این فرصتی که در دسترس تو هست استفاده کنی، میتوانی انسانی تمام بشوی. #اشو
هر ذرّهیی دوان است، تا زندگی بیابد تو ذرّهیی نداری آهنگِ زندگانی آنها که اهلِ صلح اند، بردند زندگی را وین ناکسان بمانند در جنگِ زندگانی #مولانا
قضاوت مداوم هر چیزی، چه درست یا که غلط، خوب یا که بد، این نامگذاری ها، تجزیه تحلیل ها، تو را بشدت آشفته میکند قضاوت های تو چیزی نیست جز، بازتاب نیاز شدیدت به تایید شدن و این حرافی نفس تو نمی گذارد که آرام باشی، کار تو این است که فقط باشی، باش و تماشا کن مثل گلی که فقط هست و تماشایت میکند، و قضاوت و خشم و حسادت را نمیشناسد تمام آنچه او تجربه میکند آرامش است. و در آرامش خود به دریا وصل است..... #به_اصل_خود..... و این همان است که تو در لایه های درونی وجود خود بدنبالش بوده ای قضاوت نکن تا ذهن حراف عاقبت ساکت شود تا خود متعالی تو فرصتی برای سکوت و گوش کردن به اصل اش پیدا کند. #اشو
وصل درونی یا ازدواج واقعی وقتي كسي با كل يكي شود، مقدس مي شود زن و مرد تا ابد نمي توانند با هم باشند رسيدن آنها به هم موقت است و اين فلاكت عشق و سرور است سرور به خاطر آن وجود دارد كه وصلی موقت بوجود می آید فرد براي مدت كوتاهي احساس مي كند كامل شده است، چيزي كم نيست و همه چيز هماهنگ است سرور عظيمي وجود دارد، ولي به زودي گم مي شود. از اين موضوع بعنوان يك كليد استفاده كنيد وصل فقط مي تواند موقت باشد، اما در درون هركس يك زن و يك مرد وجود دارد وصل با آن زن و يا مرد دروني مي تواند دايم و ابدي باشد راز وصل را از دنياي بيرون بياموزيد و آنرا در درون بكار گيريد هر مرد، زني در درون دارد و هر زن، مردي در درون خويش اين يكي از برجسته ترين نگرشهاست. زيرا هر انساني از يك زن و مرد زاده شده است؛ از برخورد دو قطب مخالف بنابراين كيفيتي از پدر و كيفيتي از مادر را در بردارد پس در عمق وجود هركس اضداد وجود دارد. اگر ضمير آگاه مرد باشد، ضمير ناخودآگاه زن خواهد بود. در صورتيكه هنر برخورد با آن قطب مخالف دروني را نياموخته باشيد، عشق به فلاكت بدل مي شود، سرور به دور باطل مي ماند و شما تكه تكه مي شويد آن وصل دروني، درست مثل با هم بودن و وصل بيروني امكان پذير است اما وصل دروني كيفيتي خاص دارد كه هرگز پايان نمي پذيرد و اين يك ازدواج واقعي است. #اشو
The owner of this channel has been inactive for the last 18 months. If they remain inactive for the next 7 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
شما با خواندن چند کتاب و یا گوش دادن به چند سخنرانی احساس تغییر روحانی میکنید. فراموش نکنید که این فریب ذهن و" منیت" است. تغییر هنگامی روی داده است که نتوانید دیگری را قضاوت یا کنترل کنید. یا اینکه نتوانید با دیگری مجادله کنید .