- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1
- 1/48двое суток
- 1
- 1/72трое суток
- 1
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امشب از اون شباییه که دلم میخواد خدا بغلم کنه. @kazheam
مدتیه شفافیت در ارتباط برام از هر چیز دیگری مهمتر شده. حوصله و تحملی برای حدس زدن، بازی با کلمات، صغری و کبری چیدن و حرفهای مبهم را ندارم؛ مختصر، مستقیم و مفید. @kazheam
هیچکس به اندازهی ذهن مضطرب ما بلد نیست آیندهای بسازه که هنوز اتفاق نیفتاده و بعد مجبورمون کنه برای نجات پیدا کردن ازش بجنگیم، مستاصل بشیم و جا بزنیم.. @kazheam
امیل سیوران در یکی از گزینگویههایش مینویسد: «ما نه از فقدانِ امید، بلکه از زنده ماندنِ امیدهای واهیمان رنج میبریم.» بزرگترین شکنجهی یک رابطه یا یک مسیرِ شغلی، تمام شدنِ آن نیست؛ بلکه آن «شاید»ِ کوچکی است که تهِ ذهنت نگه میداری. همان بارقهی ضعیفی که میگوید: شاید اوضاع درست شد، شاید تغییر کرد. همین امیدِ مسموم است که تو را در برزخ نگه میدارد، به زنجیر میکشد و اجازه نمیدهد سوگواریات را تمام کنی. تا زمانی که به جسدِ یک رابطه شُک الکتریکی میدهی، هرگز طعمِ رهایی را نخواهی چشید. برای شروعِ دوباره، ابتدا باید شجاعتِ پذیرشِ «مرگِ مطلقِ» گذشته را داشته باشی... @kazheam
رفيق اگه با تلاش کردن درست نشد با رها کردن تمومش کن! @kazheam
"کاژه" pinned an audio file
معمولا ما عمیق ترین ضربه هامونو از رفیق ترینامون میخورن یا به قولی دشمن کهنمیدونه کجارو بزنه رفیق ریشه رو بلده @kazheam
من عاشق مردای جسورم… اونایی که فقط حرف نمیزنن، تصمیم میگیرن. مردی که برنامه داره، هیجان داره، بلدِ زندگی رو بسازه. مثلاً یهو زنگ میزنه میگه: آماده شو، دو ساعت دیگه پرواز داریم.» یا بدون اینکه از قبل چیزی بگه، همهچی رو چیده؛ هتل گرفته، ماشین آمادهست، فقط…
من عاشق مردای جسورم… اونایی که فقط حرف نمیزنن، تصمیم میگیرن. مردی که برنامه داره، هیجان داره، بلدِ زندگی رو بسازه. مثلاً یهو زنگ میزنه میگه: آماده شو، دو ساعت دیگه پرواز داریم.» یا بدون اینکه از قبل چیزی بگه، همهچی رو چیده؛ هتل گرفته، ماشین آمادهست، فقط میاد دنبالت و میگه: «بیا بریم، بقیهش با من.» یا وسط یه روز معمولی میگه: «کارا رو ول کن، غروب بریم جاده، امشب کنار دریا میخوابیم.» یا یه رستوران دنج رزرو کرده، یه پیکنیک کوچیک آماده کرده، یا حتی یه مسیر ناشناخته رو فقط برای ساختن یه خاطره انتخاب کرده. اینکه بلد باشه گاهی تو رو از روزمرگی بدزده… تصمیم بگیره، مسئولیتش رو قبول کنه و باعث بشه کنار آدم احساس امنیت و هیجان رو همزمان تجربه کنی. این مدل مردا، به نظرم زندگی رو قشنگتر میکنن. @kazheam
سال ۱۸۶۰: مردها به عنوان سمبل عشق، برای زنها کاخ و معبد میساختند. سال ۲۰۲۶: مردها میترسند زنها با آیسلته و قهوه و چایمفتی ازشون سوءاستفاده کنند و آنها را تیغ بزنند. 💅🏻🪭 @kazheam
از همون قدیم من ورس سینا ساعی تو این آهنگ رو خیلی دوست داشتم👌 @kazheam
راستش خیلی دوست دارم مثل باقی هم سن و سالام تنها دغدغم رنگ ژلیشم،ترمیم مژه ،شومیز و پولوشرت ترند،جردن ترویس،پروتئین وی و تغذیه باشگام،مسافرت کجا برم،اخرهفته دورهمی با کی بچینم،شب شد کدوم کافه باشه اما متاسفانه مشکلات داره منو میبلعه…! @kazheam
ولی یک چیزی بگم یادتون بمونه: "گاهی وقتا بدشانسی هامونم از سَر خوش شانسی هستش" اینو بعدا متوجهاش میشیم. @kahzeam
کتابی که وسطش میفهمی چیزی بهت اضافه نمیکنه وداستانش جذاب نیست رو میزاری کنارو مهم نیست که براش پول دادی، یه فیلمی که بیخوده و تو ۱۰دقیقه میفهمی خوشت نمیاد رو خاموش میکنی ومهم نیست چقدر براش هیجان داشتی، رابطه اشتباه رو هم تمومش کن، حتی اگه دوسش داشتی، ارزش انرژی و وقت و جوونیت بیشتره... @kazheam
دلم برای کانسپت تابستون وقتی بچه بودم خیلی تنگ میشه. وقتی درس و مدرسه تموم میشد و هیچ کاری نداشتی جز این که هر چی خودت دوست داری رو انجام بدی. پونصد بار سیدی کارتون موردعلاقت رو بذاری، روزی سه تا بستنی بخوری و شبم وقتی داری میخوابی مطمئن باشی که فردا هم برنامه همینه. @kazheam
انزو: هفده سالم بود، عاشقش بودم.. حتی سعی کردم براش بمیرم. دو سال بعد حتی اسمشم یادم نمیومد! زمان همه چیزو پاک میکنه! @kazheam
پلی کن روزتو بساز👌🤎 @kazheam
یکی از قشنگترین دیالوگ هایی که تا حالا شنیدم این بوده "هیچ وقت کاری نکنیم آدمای ارزون، واسمون گرون تموم بشن" 🎬 پدرخوانده @kazheam
«خودت رو بهخاطر زودتر ندونستنِ چیزهایی که فقط زمان میتونه یادت بده، ببخش.» @kazheam
کاش رویِ پیشونیِ آدمایی که دارن زیر بارِ غصههاشون له میشن , یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشونو میکردن ... مثلا نوشته بود؛ این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پر کرده , و استخدام نشده برمیگردد ... این آقا را دارند میبرند بگذارند خانهیِ سالمندان ... این خانم مادرش مریضیِ صعبالعلاج دارد ... این آقا قول داده تابستان برایِ پسرش دوچرخه بخرد , ولی پول ندارد ... این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده ... این آقا خیلی حالش بد است , و اگر یقهاش را بگیرید امشب خودش را میکشد ...! این آدم شکستنیست !... حمیدباقرلو @kazheam