tgindex
Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
10 955
+114 за 5 дн.
Сутки
+7
+0,06%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
7 362
20 постов
Вовлечённость
67,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
5 324
1/48двое суток
6 101
1/72трое суток
6 580

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 3 авг.5 09617818

    پارو کنید که به شما میرسه... کازیمادو

  • 2 авг.5 68813313

    ماههاست تمام مردم ایران رو با انواع و اقسام اخبار گوناگون مشغول کردن و یجورایی سرکار گذاشتن... این اخبار جنگ و صلح هیچ تاثیری در روند اصلی بازارها نداشت. فقط نویز تولید کرد،ذهن و روح افرادی که اخبار رو دنبال میکنند شکنجه داد و هیچ آورده ای هم براشون نداشت. در نهایت اونهایی برنده خواهند بود که فهم و درک درستی از بازار داشته باشند و به نویزها توجهی نکنند. کازیمادو

  • 2 авг.5 398749

    با اخبار معامله نکنید اخبار تنها ایجاد نویزهایی در سطح اقیانوس بازار میکند جریان اصلی در اعماق اقیانوس است کازیمادو @kazimado_bours

  • 1 авг.5 98810018

    اندر حکایت تحلیلگرهای مجازی مرغ نر را خروس می گویند زن نو را عروس می گویند نمد سبزوار از پشم است زیر ابروی مردمان چشم است آن چه در چشم می رود خواب است آن چه در جوی می دود آب است! از كرامات شيخ ما چه عجب پنجه را باز كرد و گفت وجب از کرامات شيخ ما اينست شيره را خورد و گفت شيرين است یک کرامات دیگرم دارد ابر را دید و گفت می بارد در سمرقند گربه دم دارد در بخارا الاغ سُم دارد دست دارای پنج انگشت است متضاد جلو، همان پشت است 🙌🏼 کازیمادو

  • 28 июл.7 6787725

    در بازارهای مالی، ضررها بیشتر از سودها توجه ما را جلب می‌کنند؟ روان‌شناسان به این پدیده سوگیری منفی (Negativity Bias) می‌گویند: از نظر روانی، ضرر بسیار قوی‌تر از سود احساس می‌شود. اما چرا؟ برای نیاکان ما، دو نوع اشتباه وجود داشت: ۱.اگر یک فرصت را از دست می‌دادند، مثلاً میوه‌ای را نمی‌چیدند، فقط کمی سود را از دست می‌دادند. ۲.اما اگر یک تهدید را نادیده می‌گرفتند، مثلاً متوجه حضور یک شکارچی نمی‌شدند، ممکن بود جانشان را از دست بدهند. در نتیجه، مغز انسان طوری تکامل یافت که از ضرر بیشتر بترسد تا از دست دادن سود . همین سازوکار امروز وارد بازارهای مالی شده است. وقتی معامله‌ای سود می‌دهد، مغز آن را نسبتاً عادی تلقی می‌کند. اما وقتی معامله‌ای وارد ضرر می‌شود، سیستم هشدار مغز فعال می‌شود؛ انگار که بقا در خطر است. به همین دلیل بسیاری از معامله‌گران: ضررهایشان را بیش از حد بزرگ می‌بینند. نمی‌توانند با آرامش حد ضرر را بپذیرند. معاملات زیان‌ده را نگه می‌دارند به امید بازگشت. و گاهی بعد از چند ضرر، کل بازار را خطرناک و ناامیدکننده تصور می‌کنند. واقعیت این است که بازار نه خوب است و نه بد؛ این مغز ماست که به طور طبیعی روی ضررها زوم می‌کند. درک این سوگیری، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک معامله‌گر حرفه‌ای است. زیرا موفقیت در بازار، بیش از آنکه به پیش‌بینی قیمت وابسته باشد، به توانایی مدیریت واکنش‌های تکامل‌یافته مغز در برابر ترس از ضرر بستگی دارد کازیمادو

  • 26 июл.6 91211818

    با خبرهای بد فروشنده نشید با خبرهای خوب خریدارنشید معامله‌گر و سرمایه‌گذار حرفه‌ای با استراتژی معاملاتی خرید و فروش‌ میکنه معامله‌گر آماتور با اخبار کازیمادو

  • 25 июл.7 4362519

    🎯 دوره جامع معامله‌گری و سرمایه‌گذاری از صفر تا صد + کوچینگ تخصصی _ طی یکسال تحصیلی در قالب ۳ ترم آموزشی ⸻ 🧭 ترم اول: آموزش پایه و جامع • تحلیل بازار و استراتژی‌های معاملاتی • مدیریت سرمایه و ریسک • مدیریت ترید • روان‌شناسی معامله‌گری 📚 ۱۲۰ ساعت آموزش ترکیبی (آنلاین و آفلاین) ⏰ نوبت عصر یا شب (به انتخاب شما) 🔹 وبینارهای هفتگی رفع اشکال زنده 📆 مدت ترم: ۲ تا ۳ ماه ⸻ 🤝 ترم دوم: کوچینگ تخصصی پس از ترم اول وارد اتاق کوچینگ می‌شوید؛ به‌مدت ۲ ماه همراه کوچ‌های حرفه‌ای: • تمرین، رفع اشکال و مواجهه با بازار واقعی ⸻ 💼 ترم سوم: ورود به بازار واقعی • فعالیت عملی در بازار • وبینارهای هفتگی تحلیل و سیگنال • وبینارهای اضطراری طبق شرایط بازار ⸻ 💰 هزینه اصلی یکسال تحصیلی: ۲۵۰۰ دلار معادل ۴۳۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان قیمت با تخفیف ویژه ۸۵/۹۰۰/۰۰۰ تومان جهت ثبت نام عدد ۱ را به آیدی @kazimado_bours2 ارسال کنید.

  • 24 июл.6 7794720

    در بازارهای مالی، می‌توان تحلیل‌ها را در شش دسته اصلی طبقه‌بندی کرد: تحلیل توصیفی (Descriptive Analysis) تحلیل تشخیصی (Diagnostic Analysis) تحلیل علّی (Causal Analysis) تحلیل پیش‌بینی (Predictive Analysis) تحلیل تجویزی (Prescriptive Analysis) تحلیل خلاف واقع (Counterfactual Analysis) سه دسته نخست، یعنی تحلیل توصیفی، تحلیل تشخیصی و تحلیل علّی، همگی به گذشته می‌پردازند. تحلیل توصیفی صرفاً روایت می‌کند که چه اتفاقی افتاده است. هرچند ثبت و مستندسازی گذشته ارزش خود را دارد، اما این نوع تحلیل به‌تنهایی هیچ مزیت عملی برای سرمایه‌گذاری ایجاد نمی‌کند. دانستن اینکه بازار دیروز چه کرده است، لزوماً کمکی به تصمیم‌گیری امروز یا فردا نمی‌کند. تحلیل تشخیصی تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد که چرا آن اتفاق رخ داده است و تحلیل علّی نیز به دنبال شناسایی روابط علت و معلولی میان عوامل مختلف است. اما در بازارهای مالی، اتکا به تحلیل‌های تشخیصی و علّی، آن هم با این تصور که یک علت مشخص، مسیر بازار را تعیین کرده است، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. واقعیت این است که حرکت بازار حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از نیروهاست، نه یک عامل منفرد. علاوه بر این، شدت و اثرگذاری این نیروها نیز دائمی نیست و در هر مقطع زمانی تغییر می‌کند. بنابراین، اگر قرار باشد از این نوع تحلیل‌ها استفاده شود، باید با این نگاه باشد که تنها می‌توان نیروهای غالب را در یک بازه زمانی مشخص شناسایی کرد، نه اینکه یک رابطه علت و معلولی ثابت و همیشگی برای بازار تعریف کرد. شرح دقیق این موضوع، البته فراتر از حوصله این متن است. با این حال، بخش عمده محتوایی که در فضای مجازی منتشر می‌شود، حول همین سه نوع تحلیل می‌چرخد. دلیل آن نیز روشن است؛ این تحلیل‌ها حس کنجکاوی، پرسشگری و حتی احساس تسلط مخاطب بر بازار را ارضا می‌کنند و به همین دلیل، مخاطبان بیشتری جذب می‌کنند. اما از نگاه من، این جنس از تحلیل‌ها به‌تنهایی ارزش عملی چندانی برای سرمایه‌گذاری ندارند. تحلیلی که من منتشر می‌کنم، تحلیل پیش‌بینی (Predictive Analysis) است؛ تحلیلی که می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که بازار احتمالاً به کدام سمت حرکت خواهد کرد. دستیابی به چنین تحلیلی، صرفاً با دانستن چند الگو یا ابزار ممکن نیست؛ بلکه به دانش، تجربه، مهارت و درک عمیق از رفتار بازار نیاز دارد. عمده تحلیل‌هایی که در فضای عمومی منتشر می‌کنم، از این جنس هستند. یک گام مهم‌تر از آن، تحلیل تجویزی (Prescriptive Analysis) است. در اینجا دیگر موضوع، صرفاً پیش‌بینی نیست؛ بلکه پاسخ به این سؤال است که سرمایه‌گذار باید چه اقدامی انجام دهد؟ این تحلیل، نقشه عمل ارائه می‌دهد؛ اینکه در شرایط فعلی بهترین تصمیم چیست، چه باید کرد و از چه باید پرهیز کرد. این دسته از تحلیل‌ها را در گروه معامله‌گری با اعضا به اشتراک می‌گذارم. و در نهایت، تحلیل خلاف واقع (Counterfactual Analysis) قرار دارد؛ تحلیلی که به جای تمرکز بر آنچه رخ داده، به ما نشان می‌دهد بازار چه مسیرهای دیگری برای حرکت در اختیار داشت، اما آن‌ها را انتخاب نکرد. درک این مسیرهای تحقق‌نیافته، یکی از ارزشمندترین ابزارها برای بازسازی ذهن معامله‌گر، اصلاح سوگیری‌های شناختی و ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری است. از همین رو، تحلیل خلاف واقع را یکی از مهم‌ترین ابزارها در روان‌شناسی معامله‌گری می‌دانم. کازیمادو

  • 23 июл.4 8141234

    َيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا سوره انسان آیه ۸ مومنان برای رضای خدا به فقیر ، یتیم و اسیر غذا اطعام میکنند کازیمادو

  • 22 июл.6 048663

    اگر این نگاه را بپذیریم، آن وقت موفقیت و شکست نیز معنای دیگری پیدا می‌کنند. وقتی فردی پس از موفقیت، سرشار از غرور می‌شود و با اطمینان می‌گوید: «من این کار را انجام دادم»، «من از همه باهوش‌تر بودم» یا «این موفقیت حاصل اراده و اختیار من است»، شاید او نیز اسیر همان توهم باشد. همان توهمی که احساس مالکیت کامل بر رویدادها را به انسان القا می‌کند. از سوی دیگر، وقتی فردی در شکست‌هایش خود را سرزنش می‌کند و تمام بار ناکامی را بر دوش «من» می‌گذارد، او نیز ممکن است در دام همان توهم افتاده باشد. البته این به آن معنا نیست که تلاش، یادگیری یا تجربه بی‌اثرند. احساس اختیار، به ساختار ذهنی ما بازخورد می‌دهد، رفتارمان را اصلاح می‌کند و مسیر آینده را تغییر می‌دهد. اما حتی همین تغییرات نیز، از این منظر، خود بخشی از زنجیره علت و معلول و همان جبر جاری هستند؛ نه چیزی بیرون از آن. شاید به همین دلیل است که باید در برابر موفقیت‌هایمان اندکی فروتن‌تر باشیم و در برابر شکست‌هایمان اندکی مهربان‌تر. دفعه بعد که خواستیم به موفقیتی مغرور شویم، شاید بد نباشد لحظه‌ای مکث کنیم و از خود بپرسیم: «آیا واقعاً این من بودم که موفق شدم، یا تنها یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای بودم که از مدت‌ها پیش در جریان بود؟» شاید آنچه جاری است، نه اراده مطلق من، بلکه جبرِ جاریِ جهان باشد. کازیمادو

  • 22 июл.5 754543

    آنچه انسان آن را «آزادی» و «اختیار» می‌نامد، از نگاه من بیش از آنکه یک واقعیت مطلق باشد، یک توهم بزرگ است. توهمی که البته نقش مهمی در پیشرفت و قدرت گرفتن جوامع انسانی داشته است. درباره این موضوع می‌توان روزها و حتی هفته‌ها بحث کرد. اما اگر از این بحث عبور کنیم، به ادعایی می‌رسیم که بارها شنیده‌ایم: «آمریکا مهد آزادی است.» از دیدگاه من، این نیز واقعیت ندارد. آمریکا نه مهد آزادی، بلکه مهد «توهم آزادی» است. به باور من، سیاست‌گذاران به خوبی می‌دانند که اگر انسان احساس کند هیچ اختیاری ندارد و صدایش هرگز شنیده نمی‌شود، به مرور دچار فرسودگی، انفعال یا حتی رفتارهای افراطی خواهد شد. به همین دلیل، همواره صحنه‌هایی به نمایش گذاشته می‌شود تا این احساس زنده بماند که آزادی بیان وجود دارد. این روزها نمونه‌های زیادی از این نمایش‌ها را می‌توان دید؛ برای مثال، کهنه‌سرباز یا گروهی از افراد در دادگاه یا مجلس با صدای بلند علیه جنگ اعتراض می‌کنند. این تصاویر چنین القا می‌کنند که همه دیدگاه‌ها فرصت بیان دارند و نظام سیاسی پذیرای انتقاد است. اما از نگاه من، در نهایت سیاست‌های کلان تغییر چندانی نمی‌کند. نتیجه این نمایش‌ها بیشتر حفظ این باور در میان مردم است که صدایشان شنیده شده، حتی اگر تصمیم نهایی از قبل گرفته شده باشد. کازیمادو

  • 22 июл.6 0031694

    امشب فردا شب پس فردا شب ۱۰ تا دونه نون لواش بگیر ی قالب پنیر ی بسته خرما ۱۰ تا لقمه درست کن برو تو خیابون فقرا رو میبینی... اطعام کن خدا عوضش رو این دنیا و اون دنیا بهت بده 🙏🏼🙏🏼🙏🏼 کازیمادو

  • 22 июл.6 5221229

    إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ قطعاً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت سجده ۲۲

  • 19 июл.7 4201144

    اتحاد ملی، زیربنای دفاع ملی اتحاد ملی بزرگ‌ترین سرمایه هر کشور در حفظ استقلال، امنیت و پیشرفت آن است. هنگامی که مردم با وجود تفاوت‌های قومی، مذهبی و فرهنگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، هیچ تهدیدی نمی‌تواند اراده آنان را در دفاع از میهن تضعیف کند. قرآن کریم نیز بر همبستگی و پرهیز از تفرقه تأکید کرده است «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران: ۱۰۳)؛ یعنی: «همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.» این آموزه نشان می‌دهد که وحدت، زمینه‌ساز قدرت، امنیت و عزت یک جامعه است. هرگاه ملت با اتحاد، همدلی و احساس مسئولیت از ارزش‌ها، سرزمین و منافع خود پاسداری کند، دفاع ملی به نیرویی بازدارنده و عامل حفظ آرامش و اقتدار کشور تبدیل خواهد شد. کازیمادو

  • 17 июл.9 0772598

    ممکن است درباره همه‌چیز اختلاف داشته باشیم، جز یک چیز: ایران. وطن، نقطه اشتراک همه ماست. پیش از هر حزب، عقیده، مذهب و ایدئولوژی، ما ایرانی هستیم. بر سر مدیریت کشور می‌توان بحث کرد؛ بر سر اصل ایران، هرگز. کازیمادو @kazimado_bours

  • 12 июл.12,7 тыс20415

    وبینار رایگان چشم انداز بازار بورس امشب ساعت ۲۲ بصورت رایگان لینک در همین کانال قرار میگیرد کازیمادو @kazimado_bours

  • 11 июл.13 тыс526

    مشکل و اشکال « حقیقت » چیست؟ اولین مشکل «حقیقت» پر هزینه بودن اونه...! مثلاً در بازار مالی اگر بخواهی واقعاً بفهمی چرا بازار حرکت می‌کند، باید ماهها زمان صرف کنی؛ تحلیل یاد بگیری، روانشناسی جمعی بفهمی، رفتار هیجانی را مطالعه کنی، هزاران ساعت نمودار ببینی و سال‌ها تجربه و ضرر را تحمل کنی. بسیار سخت و پرهزینه. اما ساختن یک داستان خیالی درباره بازار؟ خیلی آسان است. فقط کافی‌ست بگویی: «این الگو همیشه جواب می‌دهد.مرخرف»❌ «این اندیکاتور راز بازار است.پرت و پلا.»❌ و تمام. دومین مشکل حقیقت اینه که حقیقت و واقعیت خیلی پیچیدست مثلاً در بازار توضیح حرکت اغلب بسیار پیچیده است، چون خودِ بازار پیچیده است. اگر بخواهی توضیح واقعی برای حرکت قیمت‌ها بدهی، با شبکه‌ای از ترس، طمع، نقدینگی، وقایع، انتظارات و رفتار انسان‌ها روبه‌رو می‌شوی. بسیار پیچیده. اما داستان‌های خیالی را می‌توان تا حد ممکن ساده ساخت، و مردم معمولاً توضیح‌های ساده را به واقعیت‌های پیچیده ترجیح می‌دهند. فلانی اینو گفت بازار رشد کرد(مزخرف)❌ و در نهایت، حقیقت می تواند دردناک باشد. ما اغلب دوست نداریم حقیقت را درباره خودمان در بازار بدانیم؛ اینکه شاید مشکل اصلی، استراتژی نیست، بلکه طمع، ترس، بی‌صبری یا توهمِ کنترلِ ماست. ما اغلب دوست نداریم عدم قطعیت ذاتی در بازار رو بپذیریم،علاقمند نیستیم ضرر رو تحمل کنیم و مایل نیستیم اشتباهات رو قبول کنیم اما داستان‌های خیالی جذاب‌ترند. اینکه کسی بگوید: این روش قطعیست.مزخرف❌ تقصیر فلانی‌ بود ضرر کردم.پرت و پلا❌ این بازار بدرد نمیخوره.چرند❌ و در این رقابت میان حقیقت، که پرهزینه، پیچیده و گاهی دردناک است، و داستان ها و خیالبافی ها، که ارزان، ساده و جذاب است… معمولاً داستان ها و خیالبافی ها پیروز هستند. کازیمادو @kazimado_bours

  • 11 июл.8 3362266

    مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران: به رهبر شهیدمان می‌گویم: ما عهد می‌بندیم که خون پاک شما و خون همه شهدای این دو جنگ را از قاتلان جنایتکار و رسوا انتقام بگیریم. این انتقام، مطالبه ملت ماست و بی‌تردید اجرا خواهد شد. این جنایتکاران، که نامشان از بالا تا پایین مشخص است، آرزوی برآورده‌نشده مرگی آرام در بستر خود را با خود به گور خواهند برد. آن‌ها باید بدانند که این موضوع به حضور من یا هیچ‌یک از دیگر مسئولان وابسته نیست. چه ما باشیم و چه نباشیم، این مأموریت انجام خواهد شد و به‌زودی افرادی از میان آزادی‌خواهان سراسر جهان، هر یک بخشی از این مأموریت الهی را به انجام خواهند رساند

  • 10 июл.8 764985

    یکی از ساده ترین مثال ها، فروش نان در یک محله است. فرض کن دو نانوایی کنار هم هستند. نانوایی اول آرد را کمی با مواد ارزان تر مخلوط می کند. وزن نان را کمتر از مقدار اعلام شده می زند. اگر مشتری متوجه نشود، سود بیشتری می برد. از نظر اقتصادی در کوتاه مدت، این کار سودآور به نظر می رسد. نانوایی دوم نان را با کیفیت واقعی می پزد. وزن را دقیق رعایت می کند. اگر اشتباه کند، خسارت مشتری را جبران می کند. در کوتاه مدت شاید سود کمتری داشته باشد. اما بعد از یک سال چه اتفاقی می افتد؟ مشتریان به نانوایی دوم اعتماد می کنند. تبلیغ دهان به دهان شکل می گیرد. هزینه جذب مشتری جدید کمتر می شود. احتمال شکایت و جریمه کاهش می یابد. درآمد پایدارتر می شود. اینجا اخلاق تبدیل به سرمایه اقتصادی شده است. اقتصاددانان این را با مفاهیمی مانند اعتماد (Trust) و سرمایه اجتماعی (Social Capital) توضیح می دهند. در بازاری که اعتماد بالاست، هزینه معامله پایین می آید. نیاز کمتری به قراردادهای پیچیده، بازرسی مداوم و دعواهای حقوقی وجود دارد. در نتیجه کل اقتصاد کارآمدتر می شود. یک مثال در مقیاس بزرگ کشورهایی مانند دانمارک، سوئد یا فنلاند معمولاً سطح بالایی از اعتماد عمومی دارند. وقتی مردم و شرکت ها تا حد زیادی به یکدیگر و به نهادهای عمومی اعتماد می کنند: فرار مالیاتی کمتر می شود. هزینه نظارت دولت کاهش می یابد. قراردادها سریع تر اجرا می شوند. سرمایه گذاری آسان تر انجام می شود. در نتیجه، اخلاق فراتر از فضیلت فردی است،می تواند بهره وری اقتصادی را نیز افزایش دهد. بازار بدون اعتماد دوام نمی آورد. اگر همه فقط به دنبال سود کوتاه مدت باشند، خودِ بازار نیز به تدریج آسیب می بیند. اخلاق در این نگاه بخشی از زیرساخت نامرئی اقتصاد است. کازیمادو @kazimado_bours

  • 10 июл.7 80943

    برای ساختن اقتصاد سالم در کشور باید اخلاق و اقتصاد دوباره به هم نزدیک شوند. کازیمادو @kazimado_bours