کتابچه جیبی
Статистикаکتابخانه جیبی تلگرام انواع کتاب کمیاب و ممنوعه رمان، داستان علمی، تخیلی، آموزشی تاریخی، سیاسی مطالب و داستانهای آموزنده و ...خواندن یک کتاب ممکن است پایه ی اندیشهها و افکار انسان را تغییر دهد یا انسان بسازد ارتباط با ادمین:⬇https://t.me/rslnhsn
- Последний пост
- 11 апр. 2022 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🟢مِتاورسMetaverse (۱) 🔆بحث و گفتوگو در محافل فناوری دیجیتال درباره مفهوم جدیدی به نام «فراجهان» (Metaverse)، افزایش یافته است. ایده فراجهان که طرفدارانش باور دارند تحول تکامل بعدی اینترنت است، در حال ورود به حیطههای اصلی اندیشهورزی در جهان است که این مساله انگیزهای برای علاقهمندی شرکتها و سرازیر شدن سرمایهگذاریها به این حوزه شده است و در پی آن به احتمال زیاد مسائل امنیتی و تنظیم مقررات این فضای جدید مطرح خواهد شد. 🔆نهادهای قانونگذاری و تنظیم مقررات با چالشهای مهمی در زمینه کنار آمدن با نوآوریها در این فضای جدید دیجیتال رو به رو خواهند بود و در همین حال انتظار میرود که ژئوپلتیک فراجهان نیز بازتابی از رقابتهای ژئوپلتیک در دنیای واقعی باشد و در پیرامون رقابتهای فناورانه شرکتهای چینی و غربی شکل گیرد. 🔆 پلتفرم چندرسانهای آنلاین «زندگی دوم» (Second Life) که در سال ۲۰۰۳ شروع به کار کرده است یک نمونه اولیه از چنین جهانی است. کاربران این شبکه، شخصنماها یا «آواتارهایی» برای تعامل با دیگران هستند که هزینه و درآمدهای آنها توسط یک پول مجازی انجام میشود. 🔆میتوان تصور کرد که در آیندهای نه چندان دور، مدیران تجاری شرکتها به جای تماسهای «زوم» و جلسات ویدئویی، در جلسات برگزار شده با واقعیت مجازی در فراجهان شرکت کنند. هر فرد شرکت کننده در چنین جلسهای از طریق یک آواتار که نماینده تجسمی او است شرکت خواهد کرد . اما چگونه میتوان اطمینان داشت که هر شخصی که با آواتاری در جلسه شرکت کرده است در واقع همان شخصی است که مدعی است؟ ممکن است یک فرد مهاجم با هدفی شوم خود را به جای فرد دیگری در چنین جلسهای جا بزند. تصور کنید که جاسوسی از یک شرکت رقیب بتواند به چنین جلسهای نفوذ کند یا یک فریبکار خود را به جای رئیس شرکت جا بزند! 🔆یکی از ایدههای اصلی مورد نظر شرکتهایی مانند «اپل» که در زمینه اپلیکیشنهای واقعیت مجازی و واقعیت پُربارشده آینده کار میکنند این است که مشخصههای «بایومتریک»مانند اثر انگشت در سختافزارها استفاده نمایند اما معلوم نیست که کاربران تا چه حدی پذیرای وارد کردن چنین اطلاعاتی باشند و از سوی دیگر تبهکاران مجازی آینده نیز ممکن است راهی برای دور زدن این موانع بایومتریک پیدا کنند و این فرصتی برای سرقت هویت ، جاسوسی و مهندسی اجتماعی است.نگرانی دیگر نیز شنود و استراق سمع آواتارهای نامرئی است. تبهکاران آینده ممکن است راهی پیدا کنند که حضور خود را در فراجهان، نامرئی نمایند و از این طریق با حضور نامحسوس در جلسات مهم، اقدام به جاسوسی کنند. 🔆انتظار میرود که امور بانکداری و تجاری در فراجهان انجام شود و صحبت از خرید و فروش املاک و مستغلات مجازی و نسخههای مجازی لباس و پرداختهای بانکی آن از طریق رمزارزها است. اما مهاجمان میتوانند هر کدام از اینها را سرقت نمایند و مالباختگان متاورس نیز به جمع مالباختگان واقعیت اضافه شوند. امروزه رسانههای اجتماعی مملو از حسابهای کاربری جعلی (اکانتهای فیک) و «بات»های خودکار است که وانمود میکنند کاربران مشروع و واقعی هستند. هیچ علتی ندارد که وضعیت در فراجهان بهتر از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی باشد. 🔆تهدیدات امروز ممکن است که در عصر فراجهان هم موجود باشند، اما دنیاهای مجازی آینده بطور حتم دربردارنده تهدیدات نوینی خواهند بود که امروز وجود ندارند. به عنوان مثال ، تصور کنید که یک فرد مهاجم بتواند با دستکاری در محیط مجازی بتواند موجب لطمه فیزیکی به کاربر در دنیای واقعی مثلا از طریق انداختن او از پلهها بشود! برخی کارشناسان میگویند از آنجا که همکنشگاههای (interface) فراجهان بطور مستقیم با احساسات ما درگیر میشوند، مغز ما به بخشی از سطح حمله تبدیل خواهد شد. 🔆چیزی که میتوانیم تصور کنیم، مقیاس تهدیدات بالقوه است. فضاهای واقعیت مجازی و واقعیت پُربار شده آینده شامل افزایش شدید دستگاههای متصل به هم بوده که شامل اپلیکیشنهای جدید و حجم بالایی از دادهها است و از سویی به سوی دیگر در حال انتقال و افزایش قابل ملاحظه سطح حملات خواهد بود. @ketab209
#سکانس تکان دهنده از فیلم پاپیون بزرگ ترین جرمی که انسان میتواند مرتکب شود...
پاراگراف سوم را با دقت بخوانید؛ "مهشید میگوید که وقتی برای پس گرفتن کیف مشکلاتم را به سارق گفتم، او پیشنهاد کرد با همدستی او سرقت کنم. ابتدا قبول نکردم اما وقتی دیدم پول خوبی نصیبم میشود بهخاطر شرایط بیماری مادرم پذیرفتم." فقر و نداری... استیصال برای تهیه دارو... اینگونه یک شخصی رو وارد عرصه کیف قاپی کرد! حالا بیاین برای مردم روضه بخونید که صبر کنید و از آینده روشن بگین! در فیلم "زنده باد زاپاتا" وقتی مردم برای پس گرفتن زمینهایشان به رییس جمهور شکایت میبرند، رییس جمهور در پاسخ به مردم میگه "صبر کنید" زاپاتا هم در جواب میگه "مردم نان خودشان را با گندم میپزند نه با صبر" @ketab209
💢جامعه ی عجیبی داریم تا هفته پیش یقه پاره میکردیم واسه حمله به زنان در مشهد . الان طنز و خاطره میسازیم از قرعه کشی. فردا هم همه چی یادمون میره میشینیم فوتبال میبینیم . بعد جام جهانی هم دوباره یقه پاره میکنیم واسه زنان و حقشون . دوباره لیگ شروع میشه میریم تماشای فوتبال . این یک مصداق کوچک است از سیکلِ جهل و حماقتی که جامعه گرفتارش شده . دلخوشی به لذتی زودگذر و ناپایدار و احمقانه دلخوشی به بازی هایی که بازیگرانش نماینده رژیم قصاب و فاسداند نه او دلخوشی به بازی هایی که با پول او بازیگرانش ثروتمند میشوند و او هر روز فقیرتر به دلخوشی های احمقانه دل نبندیم @ketab209
اى قدرتمندان احمق، دیدگان خود را بگشائید. من مجسم کنندهی همه چیزم... کشیشان، اشراف، شاهزادگان! به هوش باشید: «مردم به ظاهر خندانند و باطناً رنج میبرند» من سمبول مردم هستم... ولى... به شما میگویم که مردم به خود می آیند... انتها شروع میشود. شفق خونین صبح میدمد. این است معناى خندهی من. اینک شما بر خنده من بخندید..! #ویکتور_هوگو از کتاب "مردی_که_میخندد" @ketab209
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد... #خیام_نیشابوری 🎙 #احمد_شاملو
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک، شاخههای شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس، رقص باد، نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار! خوش به حال چشمهها و دشتها، خوش به حال دانهها و سبزهها، خوش به حال غنچههای نیمهباز، خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز - خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب. ای دل من، گرچه - در این روزگار - جامه رنگین نمیپوشی به کام، باده رنگین نمینوشی ز جام نقل و سبزه در میان سفره نیست، جامت - از آن می که میباید - تهی است. ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم! ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب! ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار. گر نکوبی شیشه غم را به سنگ؛ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ! فریدون مشیری @ketab209
☕️ قطعهای از کتاب نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت : ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟ نابینا بخندید و گفت : این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند. حال نادان را به از دانا نمی داند کسی گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود 📕 بهارستان ✍عبدالرحمان جامی @ketab209
به خودت دروغ نگو! Don’t Lie to Yourself مهمتر از هرچیزی این است که به خود دروغ نگویید. آدمی که به خودش دروغ بگوید و دروغهای خود را باور کند، دیگر نمیتواند حقیقت درون خود یا درون دیگری را بشناسد و در نتیجه، نمیتواند برای خود و دیگری احترام قائل شود. وقتی هم که برای دیگری احترام قائل نشویم، عشق و محبت را از دست میدهیم. وقتی محبت از دست رفت، آنقدر خود را تسلیمِ شهوات و لذتجوییهای حقیر و بیمقدار میکنیم تا به سطح حیوانیت محض برسیم. همهی اینها ثمرهی آن دروغیست که دائماً، هم به خودمان و هم به دیگران گفتهایم. آدمی که باخودش صادق نباشد از هر چیز و هرکسی میرنجد. آنوقت دلش میخواهد دیگران را برنجاند. درحالیکه خودش خیلی خوب میداند کسی او را نرنجانده و رنجیدگیاش ساختهی ذهن خودش بوده، اما باز دروغ میگوید و از کاه کوه میسازد تا باعث جلب توجه دیگران شود. او با هر بهانهای رنجش به دل میگیرد و از این رنجیدگی لذت میبرد. و این کار را آنقدر دنبال میکند تا برسد به نقطهای که با هر چیز و هر کسی دشمنی کند و کینه بورزد. برادران کارامازوف داستایوفسکی @ketab209
без подписи
دین برای زندگی کردن است نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند پاسخگوی نیازهای زندگی زمانهی خود باشد حق طبیعی آن حذف از صحنهی زندگی است. اعمالی که بنا بر سنت برای جلب رضای خدا انجام میشود از قبیل نذر، زیارت اماکن مقدس و غیره جزو اغوای دینی است و دین حقیقی جز کوشش برای اصلاح اخلاق، چیز دیگری نیست. به عبارت دیگر، دین طبیعی، دین اصالت عقل است و در تقابل هر کاستی و لغزشی هر کس باید به عقل خود پناه ببرد ... #کانت از کتاب دین درمحدوده عقل تنها @ketab209
امروز بوسههای تو یادم آمد در این زمین زیبای بیگانه و کاکل کوتاه موهایت کوتاه؟ یا بلند؟ یا فرق بازشده از وسط؟ و دستهایت و شانههایت و آن مورب نورانی از چشمهایت چیزی میان مشکی و عسل و خرمایی بی جنس؟ انگار با تمامی جنسیتها اینها تمام حافظه من نیست تنها اشارهای از فاصلههاست مجموعهی فاصلهها یادهای توست آیا تو یک نفری؟ یا مجموعه نفراتی؟ یا ترکیبی از اشارههای سراسر تصادفی! از چهرههای عزیزی هستی که میشناختهام؟ آیا تو کودکی من هستی؟ یا پیریام؟ من اگر زن بودم آیا تو میشدم ؟ امروز از تخت سینهام، دستی، دریچهی مخفی را آهسته باز کرد در من، تو را بیدار کردند. - ای کاش در من همیشه تو را بیدار میکردند. #شعر #رضا_براهنی @ketab209
🌀رضا براهنی شاعر و نویسنده درگذشت 🔹رضا براهنی نویسنده، شاعر و منتقد ادبی صبح امروز ۵ فروردین ماه ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفت. 🔹پسر او اکتای براهنی در صفحه مجازی این خبر را تایید کرد. 🔹از جمله مشهورترین آثار رضا براهنی کتاب «خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» است، اثری که هم شامل برخی اشعار و هم دیدگاههای او در زمینه شعر میشود. «اسماعیل» و «ظلالله» دیگر کتابهای مهم او در حوزه شعر هستند. @ketab209
رضا براهنی در ۲۱ آذردر تبریز به دنیا آمد. خانوادهاش زندگی فقیرانهای داشتند و وی در ضمن آموزشهای دبستانی و دبیرستانی به ناگزیر کار میکرد در ۲۲ سالگی از دانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجهٔ دکتری در رشتهٔ خود به ایران بازگشت از آبان ۱۳۴۳ با سمت استادیاری در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در اردیبهشت ۱۳۴۷ به سمت دانشیاری ارتقا یافت وی همچنین تا زمان حضور در ایران چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصهنویسی برگزار کردکه باعث شکلگیری یک جریان در دههٔ هفتاد شمسی شدند در سال ۱۳۵۱ به آمریکا رفت تا به تدریس بپردازداو پس از چندی به ایران برگشت و دیگربار در سال ۱۳۵۳ به آمریکا رفت و در سال ۱۳۵۶ برندهٔ جایزهٔ بهترین روزنامهنگار حقوق انسانی شد. او در سال ۱۳۵۱ سه ماه را در زندان ساواک گذرانده بود و روایتهایش از زندانهای ساواک جنجالبرانگیز شداز سال ۱۳۵۱ در نیویورک به ریاست «کمیته برای آزادی هنر و اندیشه در ایران (Caifi)» به عنوان بخشی از «حزب کارگران سوسیالیست» برای فشار به رژیم پهلوی صادر کرد @ketab209
بی احترامی و توهین به جشن نوروز فقط مختص حزب الله و داعش و طالبان نیست. ذوب شدگان مسلک لنین و استالین و پوتین هم انجام وظیفه میکنند نظر شاملو درباره عید نوروز : « ﻣﻦ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ (ﻧﻮﺭﻭﺯ) ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖِ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﯼ ﺟﺸﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﺮ ﺧﻠﻖ ﻫﺎﯼِ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻄﻠﻘن ﺟﺸﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥِ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯِ ﺗﺎﺭﯾﺦِ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺭﻭﺯِ ﻋﺰﺍﯼِ ﻣﻠﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﻮﺩ. ﻣﻦ ﻫﺮ ﻭقت ﺑﻪ ﺳﻨﺖِ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼِ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﺑﯽ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﺪﺍﻋﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ: ﯾﮏ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ ﮐُﻨَﮏِ ﻣﻮﻗﺖ، ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﯼِ ﻓﺮﺍﻏﺖِ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ؛ ﻣﻠﺘﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﻥ ﻫﺎﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭِ ﮔِﻞ ﻭﺍﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ. ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼِ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﺋﯿﻦِ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺸﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻁِ ﺯﻭﺭﮐﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪِ ﺗﻤﺒﺎﻥ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻣﺠﺎﻟﯽ ﺳﻨﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼِ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﺧﻮﺷﯽِ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼِ ﺳﻨﺘﯽِ ﻗﻼﺑﯽ. » احمد شاملو ﺑﻦ ﻣﺎﯾﻪ : ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓِ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﻋﻠﯽِ ﺳﺠﺎﺩﯼ ﺭﻩ ﺁﻭﺭﺩ، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﯼِ ۵٣، ﺑﻬﺎﺭِ ۱٣٧٩ #نه_به_ارتجاع_سرخ #نه_به_ارتجاع_سیاه @ketab209
#حکایت روایت شده است سال ها پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ میساختند چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند. پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه! کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. و از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!! مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله! درست شد!!! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت... کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را از معمار با تجربه پرسیدند؟! معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت میکرد و شایعه پا میگرفت، این مناره تا ابد کج میماند و دیگر نمیتوانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم. این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم ! @ketab209
۲۵ درس زندگی از زبان یک مرد هشتاد ساله: ۱. با دیگران محکم دست بده. ۲. به چشمهای آدمها نگاه کن. ۳. زیر دوش آواز بخون. ۴. سیستم پخش موزیک مجهزی داشته باش. ۵. اگه وسط یه دعوا گیر افتادی، ضربهی اول رو خودت بزن و محکم هم بزن! ۶. راز نگهدار باش. ۷. هيچوقت از هیچ آدمی ناامید نشو. معجزه هر روز رخ میده. ۸. همیشه با آغوش باز از دستی که به هدف کمک به سمتت دراز میشه، استقبال کن. ۹. شجاعت داشته باش. حتی اگه نداری، وانمود کن که داری. چون هیچ آدمی نمیتونه تفاوتش رو متوجه بشه. ۱۰. سوت زدن و خوشحالی کردن رو یاد بگیر. ۱۱. از زخم زبون و کنایه زدن به کسی دوری کن. ۱۲. شریک زندگیت رو با دقت انتخاب کن. از همین یه تصمیم نود درصد خوشبختی و بدبختیت شکل میگیره. ۱۳. خوبی کردن به آدما بدون اینکه به روشون بیاری رو برای خودت تبدیل به یه عادت کن. ۱۴. فقط اون کتابهایی که برات مهم نیست دوباره بدستشون میاری یا نه رو به بقیه قرض بده. ۱۵. هیچ آدمی رو از داشتن امید محروم نکن؛ شاید این تنها چیزی باشه که یه نفر داره. ۱۶. وقتی با بچهها بازی میکنی، بذار اونها برنده بشن. ۱۷. به آدما یه شانس دوم بده، ولی هرگز شانس سومی رو در اختیارشون نذار. ۱۸. احساساتی و رمانتیک باش. ۱۹. تبدیل به مثبتاندیش و باانگیزهترین آدمی شو که میشناسی. ۲۰. شل کن. رها باش. جز در مقابل زندگی عالی و مرگ. ۲۱. نذار گوشی و اینترنت مزاحم لحظات مهم زندگیت بشن. ۲۲. بازندهی خوبی باش. ۲۳. برندهی خوبی باش. ۲۴. قبل از اینکه رازی رو روی دوش یه شخص قرار بدی، دوباره تجدید نظر کن. ۲۵. وقتی کسی رو بغل میکنی، بذار اول اون شخص از بغلت خارج بشه. @ketab209
گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی میدزدد تا به بچههایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی میبخشد تا به زندگیاش سر و سامان بدهد. پس از آن، گنجشکک به دزدی عیّارگونهٔ جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه میدهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر درمیآورد. “به گفتهٔ حسن حاتمی، اشی مشی در گویش کازرونی مخفف «با شاه منشین» و به مفهوم کسیست که با شاه نمینشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمیکند و طبع بالا و عزت نفس دارد. به گفتهٔ حامد هاتف، داستان بارِ سیاسی و اعتراضی داشته و پری زنگنه و بعد فرهاد نیز با جایگزین کردن کلمهٔ «حاکم» بهجای «حکیم»، بر این بار سیاسی و اعتراضی افزودهاست. انتخاب یک پرندهٔ آزاد بهعنوان شخصیت اصلی داستان، رنگ به رنگ شدن و تغییر چهرهٔ او، تقابل رنگهایی که گنجشکک خود را به آن میآمیزد (وجه مثبت رنگها) با رنگهای گوناگون جواهرات پادشاه (وجه منفی رنگها)، همگی از نکات برجستهٔ داستان است”. احمد شاملو گویش کازرونی آن را به گویش تهرانی برگرداند. @ketab209
مردم عامی آتش این جنگ های شوم و بیمعنی را که موجب اینهمه بدبختی شده است ،نیفروختهاند... آن اشخاص خوش نشین بیکارهای که از دسترنج شما مردم چاق و فربه شدهاند و عرق جبین و فقر و تیره بختی شما مایهی توانگری و خوشبختی آنها گشته است، به خاطر بدست آوردن مرید و غلام با یکدیگر جنگیدهاند؛ آنها تعصبات خانمان برانداز را به شما تلقین کردهاند تا بتوانند بر شما حکومت کنند، خرافاتی که آنها به شما آموختهاند برای آن نیست که شما را از خدا بترسانند بلکه برای آن است که شما از خود آنها بترسید. #ولتر برگزیده از "ولتر،ص ۶۳" @ketab209
«نور» گرچه در متون مذهبی مانند تورات و قرآن و نیز در فلسفه یونانی، از جمله در تمثیل غار افلاطون، استعارهای رایج است و به قلمرو حق و حقیقت ارجاع میدهد. در زبان روشنگری به «حقیقت» خاصی که فرآورده، مبنا یا مدعای نظام دینی یا فلسفی ویژهای باشد، اشاره ندارد. ظلمات آنجاست که آدمی فاقد توانایی تشخیص درست از نادرست است. «خروج از ظلمات، یعنی عزم را بر پرسیدن جزم کردن، بربازنگریستن،ِ نفی کردن جزئی یا کلی آموزه های دینی سنتی و فراخواندن دیگران به این پرسشگری و بازاندیشی. بر این بنیاد، روشنگری به معنای مقصود در سده ّ هجدهم، نقادی آن چیزی دریافته میشود که در سنتهای پیشین، روشنگری قلمداد شده است.» ✍️ #هانا_آرنت 📗 #انسانها_در_عصر_ظلمت @ketab209