لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي.
Статистика.إِیَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاكَ نَسۡتَعِینُ ﴿ ٥ ﴾ ✨ . - Stop telling people you're sad and go to Allah . لا تُخبر الناسَ عن هَمِّك وأشكوهُ إلى الله
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 10
- 1/48двое суток
- 11
- 1/72трое суток
- 12
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در فراسوی مرگ، زندگی قدم میزند.
1405/5/5
انتظار برای قطاری که هرگز نمیرسد «داستایوفسکی در "شبهای روشن" تصویرِ آدمهایی را میکشد که در خیالِ خودشان زندگی میکنند چون واقعیت بیش از حد زمخت است. ما همیشه منتظریم. منتظرِ شنبه، منتظرِ پایانِ ماه، منتظرِ کسی که بیاید و حفرههای روحمان را پر کند. اما تلخیِ ماجرا اینجاست که زندگی، همان لحظاتی است که ما در حالِ "منتظر بودن" از دستشان میدهیم. هیچ منجیِ بیرونی در کار نیست. اگر خانهات تاریک است، خودت باید چراغ را روشن کنی. انتظار، فقط فاصلهی بینِ تولد و مرگ را طولانیتر نشان میدهد، نه پربارتر..
عِيدكُم مُبَارك🤎..
از روزه ی روز عرفه غافل نباشیم. سه شنبه ۱۴۰۵/۳/۵ نهم ذی الحجه و مصادف با روز عرفه میباشد.
خاطره تلخی که هرگز کهنه نمی شود نویسنده:صبا صدر روزی که ناگهان، همهچیز رنگ دیگری گرفت روزی که دروازهها بیصدا، میان ما و آرزوهایمان فاصله انداختند. نه فقط به روی ما؛بلکه به روی تمام آنچه در دل ساخته بودیم. در همان صحن، جایی که روزی با امید قدم میزدیم؛ اشکهایمان بیصدا فرو میریخت. کسی باور نداشت این “خداحافظیِ کوتاه” به یک جداییِ بیانتها بدل شود. ما گریه میکردیم نه فقط برای آن روز، بلکه برای آیندهای که آرامآرام از ما گرفته میشد. آن روز معنی سوختن آرزوها را با تمام وجود لمس کردیم؛ دیدیم چگونه رویاها، بیصدا، در ازدحام سکوت، خاکستر میشوند. و حالا! هر بار که آن لحظه به یادم میآید، چیزی درونم میشکند نه فقط کمرم، بلکه ارادهای که میخواست ادامه دهد، و استقامتی که روزی به آن میبالیدم. ما فکر میکردیم فراموش نمیشویم فکر میکردیم کسی صدای گریههایمان را خواهد شنید؛ اما سالها گذشت و ما، آرامآرام، در میان هیاهوی دنیا، به یک سکوتِ نادیده بدل شدیم. و هنوز در گوشهای از همان صحن خاموش، دخترانی ایستادهاند که آرزوهایشان را با چشمهای خیس بدرقه میکنند #یک جرعه درد 🖤
اگرقلبت زیبا باشه؛ببازی هم بردی شاید آدما نبینن اما خدا میبینه💯
سلطنت واقعی در قلب انسان هاست..🌹
ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّﺻَﻞِّﻋَﻠَﻰﻣُﺤَﻤﺪٍﻭَﻋَﻠَﻰﺁﻝِوَأصّحٰابِﻣُﺤَﻤَّد.❤️
بسم تعالی - 🌸🍀🌺🍏🍇🍉🍓🍒 #تقویم | #تاریخ امروز چهار شنبه، ۲۶ حمل سال ۱۴۰۵ هجری خورشیدی، مطابق با ۱۵ اپریل سال ۲۰۲۶، برابر است با بیست و هشتم ماه شوال سال ۱۴۴۷ میباشد.
видео или голосовое, без подписи
عید مبارک
یاٰاَللّه ! از دل بستن به اهل زمين و هر چیز كه در زمين است .. خسته شده ام دلم پرواز ميخاهد به سوۍِ طُ . . “❤️🩹😔
[وَتَوَکَّلْعَلَیالْعَزِیزِالرَّحِیم..] -و بر تواناۍ شڪست ناپذیر مھربان توڪلکن..☝🏻🤍
- الـوداع الوداع یـا شـهر الرمـضان 🥹💔 الھم انک عفو کریم تحب العفو فاعف عنا ياكريم"
توبه نکردیم رمضان میرود😞 وقت گران از کف مان میرود این دهه آخر و شب های قدر همچو نفس از تن و جان میرود..🥺❤️🔥
🤍 و چقدر قوی است آنکـه در اوج غم سر به سجـده میگذارد و میگوید: یـا الله ♥️🫀🤲🏻
📝روش ادای نماز تسبیح ▫️ ارسالی ترتیب کننده ی گرامی
ابوایوب انصاری.. قلبی که پیامبر ﷺ را در آغوش گرفت و روحی که در خدمت اسلام زندگی کرد ابوایوب، خالد بن زید انصاری رضیاللهعنه، صحابی بزرگ پیامبر بود. او از اهل مدینه بود؛ از کسانی که خداوند آنان را با یاری پیامبرش ﷺ شرافت بخشید. خانهٔ او همان خانهای بود که خداوند آن را برگزید تا اولین محل اقامت پیامبرش هنگام هجرت باشد. وقتی پیامبر ﷺ وارد مدینه شد، انصار برای میزبانی او از یکدیگر پیشی میگرفتند. اما پیامبر ﷺ کار را به شتر خود واگذار کرد تا هرجا که زانو بزند همانجا منزل باشد. سرانجام شتر در کنار خانهٔ ابوایوب انصاری زانو زد و او به افتخار میزبانی رسید. او چنان محبت و فروتنی نشان داد که خانهاش به مدرسهای از ادب و ایمان تبدیل شد. او رضیاللهعنه پیامبر ﷺ را بر خود مقدم میداشت و از این میترسید که از نظر جایگاه بالاتر از پیامبر قرار گیرد. به همین دلیل، از روی احترام خود در طبقهٔ پایین خانه ماند و طبقهٔ بالا را برای رسول خدا ﷺ گذاشت؛ نشانهای از محبت صادقانه و قلبی سرشار از تعظیم و احترام. و محبت او تنها در گفتار نبود، بلکه در جهاد و عمل نیز آشکار بود. او در جنگها همراه پیامبر ﷺ حضور داشت و تا پایان عمر در راه خدا مجاهد باقی ماند. حتی در آخر عمر نیز برای جهاد در راه خدا بیرون رفت تا اینکه در سرزمین قسطنطنیه از دنیا رفت و در نزدیکی دیوارهای آن شهر دفن شد؛ نشانهای از زندگیای که سرشار از اخلاص و استقامت بود. بیایید از ابوایوب انصاری رضیاللهعنه پیروی کنیم: • خدمت به دین را افتخار بدانیم، نه یک بار سنگین. • محبت صادقانه را با عمل نشان دهیم، نه فقط با سخن. • در اطاعت خدا کوتاهی نکنیم، حتی اگر به سن پیری برسیم. خدایا از ابوایوب انصاری راضی باش و ما را در بهشتهایت همراه او با صدیقان، شهدا و صالحان جمع کن. ۳۰ روز با قهرمانان اسلام – روز ۲۳ 🤍
صُهَیب رومی… دلی که دنیا را فروخت تا آخرت را بخرد، و روحی که با صدق و یقین پیشی گرفت. صهیب بن سنان رومی رضیاللهعنه، صحابی بزرگ پیامبر ﷺ بود. او نه در اصل عرب بود و نه اهل مکه؛ اما از بزرگترین قهرمانان ایمان به شمار میرفت. او در آغاز دعوت اسلام مسلمان شد و به همین خاطر آزار و سختیهای زیادی را تحمل کرد، اما قلبش بر نور حق ثابت ماند. او در مکه تاجری موفق بود. وقتی خواست به مدینه هجرت کند، مشرکان او را بازداشتند و گفتند: «تو فقیر نزد ما آمدی و در میان ما ثروتمند شدی؛ آیا حالا میخواهی با مالت از اینجا بروی؟» صهیب با قلبی سرشار از یقین گفت: «اگر همهٔ مالم را برای شما بگذارم، آیا راه را برایم باز میکنید؟» آنها پذیرفتند، و او تمام داراییاش را رها کرد و فقط برای خدا و رسولش ﷺ به مدینه هجرت کرد. وقتی خبر او به پیامبر ﷺ رسید، فرمودند: «صهیب سود کرد، صهیب سود کرد.» زیرا معاملهٔ او با خدا از هر دنیایی که پشت سر گذاشت، باارزشتر بود. او رضیاللهعنه به مهربانی، صداقت و گریهٔ بسیار از ترس خدا شناخته میشد. در انجام عبادتها پیشگام بود؛ تا جایی که عمر بن خطاب رضیاللهعنه هنگام نزدیک شدن به وفاتش، او را امام مردم در نماز قرار داد، زیرا به دین و قلب او اعتماد کامل داشت. از صهیب رومی رضیاللهعنه بیاموزیم: • دنیا را مانعی میان خود و اطاعت خدا قرار ندهیم. • فداکاری در راه خدا سود واقعی است و هرگز زیان نیست. • هر کس با خدا صادق باشد، خدا او را در میان مردم بلندمرتبه میکند. خدایا! از صهیب بن سنان رومی راضی باش و ما را در بهشتهایت با او، همراه صدیقان، شهیدان و صالحان جمع کن. ۳۰ روز با قهرمانان اسلام – روز ۲۲ 🤍