کتاب تحلیل، گزیدهها، آرشیو مطالب
Статистикаhttps://t.me/joinchat/C6Wpxz-xAHVfyZxNYq1R6Q لینک گروه👆 کانال آرشیو ؛ @ketabtahlil Admin id:@ahmad_maleki8465 9144558465📞 لینک گروه جانبی مباحث آزاد 👇 https://t.me/joinchat/C6Wpx1JAzRYiCbdceSTSyg هر کتاب یک حرکت است و هر حرکت بزرگ یک کتاب.
- Последний пост
- 31 янв.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
او با آن که میدید قطار خودکامگی در هیچ ایستگاهی توقف ندارد و پریدن از آن نیز احتمال صدمه جدی را در بردارد، شجاعانه در سر یکی از پیچهای سهمناک از قطار استبداد فراگیر حزب کمونیست بیرون پرید و جراحتی عمیق را به جان خرید که به دنبال آن از روح دردمند او مقالات «تحلیل روانشناختی استبداد و خودکامگی» سربرآورد. #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
#تحلیلروانشناختیاستبدادوخودکامگی📕 #مانساسپربر🖌 #علیصاحبی🔁 #دربارهمانساشپربر🖌 مانس اشپربر به سال ۱۹۰۵ م، در یک خانواده یهودی در اتریش به دنیا آمد. مدتی بعد او به همراه خانوادهاش تحت فشار جوّ ضد یهود، به وین مهاجرت کردند. کتابخانههای بزرگ، نمایشخانهها، نمایشگاهها، موزهها، قهوهخانههای روشنفکری، احزاب سیاسی گوناگون و بالاخره ظهور مکاتب و رویکردهای متعدد روانشناسی از جمله ویژگیهای خاص شهر وین بود که حساسیتهای مانس را از جنبههای مختلف برمیانگیخت. اشپربر جوان به دلیل مصائب و آزردگیهایی که از شرایط جاری حاکم بر جامعه محل زیستش دیده بود، گرایشهایی بهسوی اندیشههای عصیانگر و انقلابی از خود نشان میداد. طی جنگ جهانی اوّل و پس از آن، نظریات و اندیشههای سوسیالیسم که بیش از پیش در سراسر اروپا رواج یافته بود، بر اسپربر نیز اثر زیادی گذاشت و او را به سوی تشکلهای سوسیالیستی کشاند. در همین دوره بود که توسط یک دوست جدید، با اندیشههای آلفرد آدلر و مکتب روانشناسی فردی او آشنا شد. در سالهای بعد، او با آدلر مراوده برقرار کرد که به دنبال آن، زیر نظر آدلر، تحصیلات روانشناختی خود را تکمیل و تئوری روانشناسی فردی او را به خوبی هضم کرد. یکی از نکاتی که آدلر و اسپربر را بیشتر به هم نزدیک میکرد و در واقع اسپربر را شیفته تئوری آدلر میکرد، تشابه بسیار شدید حالت و وضعیت جسمانی اسپربر و آدلر در دوران کودکی بود. بعید نمینماید که تشابه شرایط جسمانی دوران کودکی و تبیین علمی آدلر از شرایط روانی حاکم بر آن موقعیت، موجب شد اسپربر نظریه روانشناسی فردی آدلر را از نظریات فروید کاملتر بداند. اسپربر در فرایند تکمیل تحصیلاتش در نزد آدلر با قریحه و هوش سرشار خود چنان پیشرفتی در فهم تئوری و فنون روانشناسی فردی نشان داد، که از سوی آدلر به سِمَت مسئول انجمن روانشناسی فردی برلین در آلمان برگزیده شد. او طی سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ در برلین به طور همزمان در دو زمینه تدریس و ترویج روانشناسی فردی و فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی تلاش میکرد. در همین دوره میزان دلبستگی او به فعالیتهای سیاسیاش سبب شد خیلی زود خود را در جمع کادر مرکزی حزب کمونیست ببیند. ذهنیت روانشناسانه و تفکرات انتقادی مبتنی بر دیدگاههای فرضی ـ استنتاجی مانع از آن میشد تا اسپربر به تقلید کورکورانه از اوامر ردههای بالای حزب تن در دهد با این حال چنانکه به وفور در آثار مختلفش بیان داشته است به دلیل دلبستگی عمیقش به آرمانهای سوسیالیستی، که حزب کمونیست مدعی پرچمداری آن بود و بنابر ملاحظات سیاسی ـ اجتماعی ناشی از آن، تا مدتها از هر گونه نقد خردمندانه مواضع و خطمشی حزب کمونیست شوروی پرهیز کرد. او صادقانه برای مدتهای مدید شوروی را کعبه آمال سوسیالیسم جهانی و بهشت گمشده طبقه کارگر تلقی میکرد. که دیر یا زود موهبتش جهانگیر شده و تمامی زحمتکشان دنیا را به سعادت خواهد رساند. بر این اساس اسپربر با شور و شوق خستگیناپذیری در پُستهای مختلف حزبی فعالیت جدی خود را دنبال میکرد. هنگامی که محاکمات فراگیر و معروف مسکو در دوران استالین آغاز شد، او از منظر روانشناختی به تحلیل قدرت و پیامدهای آن نشست و با کالبدشکافی استبداد و تجلیات آن، محاکمات مسکو را، راه و روش یک رژیم کاملا توتالیتر تفسیر و آن را تنها تالی فاشیسم تلقی کرد با این حال او همچنان دل در گرو آرمانهای سوسیالیستی سپرده بود. به همین دلیل او در مواجهه با قتلها و ترورهای سازمان یافته فعّالان رده بالای حزب که از استقلال فکری برخوردار بوده و در برابر یکهتازیهای استالین مقاومت میکردند، برای آنکه آب به آسیاب فاشیسم حاکم بر آلمان و بخشی از اروپا نریزد و برای حفظ مصلحت ایدئولوژیکی که قلباً به آن اعتقاد داشت، به نوعی این پدیده را برای خود توجیه میکرد. هر چند اسپربر رگههای خودکامگی و استبداد را در خطمشی مکارانه رژیم استالین میدید و عقلش آنها را گواهی میداد، اما اعتقاد عمیقش به بهشت سوسیالیسم مانع از آن میشد تا عملکرد رژیم استالین را محکوم کند و هر بار به نحوی عملکرد آنها را توجیه میکرد، تا این که در سال ۱۹۳۷ نزدیکترین دوستان حزبیاش را که در وفاداری، صداقت، سلامت فکر و ایمان آنها به ایدئولوژی سوسیالیسم شکی نداشت در قتلگاه استالین دید. در اینجا بود که کمکم نظام باورهایش ترک برداشت و فهمید قطاری که برای رسیدن به ارض موعود سوسیالیسم سوار بر آن شده است، توسط لکوموتیورانی خودکامه و قدرتطلب از راه اصلی منحرف گشته و در مسیر استبداد دیکتاتوری و انحصار مطلق قدرت رانده میشود.
#تحلیلروانشناختیاستبدادوخودکامگی📕 #مانساسپربر🖌 #علیصاحبی🔁 کتاب تحلیل روانشناختی استبداد و خودکامگی نوشتهٔ مانس اشپربر نه پژوهشی جامعهشناختی است و نه میتواند خوانندهاش را به گرایش سیاسی خاصی متوجه کند. موضوع آن آدمهایی هستند در شور و شوق دست یازیدن به قدرت، یا افرادی که اسیر دست آناند. همچنین در این نوشته از مردمی سخن گفته میشود که مبهوت جذبه قدرت دیگری هستند. از این رو تنها جنبه ذهنی قدرت بررسی شده و مطالعه جنبههای عینی و عملی آن که تنها در گستره روابط اجتماعی قابل درک است، در حوزه جامعهشناسی باید دنبال شود. روانشناسی به همان اندازه که در تبیین علل وقوع جنگ و یا تغییر و تحولات پیدرپی جامعه انسانی ناتوان است، از تبیین ماهیت قدرت نیز عاجز است. علیرغم این ناتوانی، اگر در مواردی هم روانشناسی به ارائه چنین تبیینی دست یازیده، به واقع از حوزه خاص خود فراتر رفته است. نتایج بهدستآمده از این عمل نیز بیحاصلی این گونه تلاشها را به روشنی نشان داده است: علت وجودی یک جنبش مردمی را در گرایشهای همجنسگرایانه سرکوب شده جستوجو کردن، وجود و پایداری ارتشهای مدرن را در گرایش و تمایل جمعی لشکریان نسبت به فرماندهان دیدن، بحران اقتصاد جهانی را از کاهش احساسات گروهی دانستن و... چنین نتایجی خیلی بیشتر به نمایشهای کمدی ـ تراژیک شبیه است، تا یک رشته دستاورد علمی باارزش. #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
#تحلیلروانشناختیاستبدادوخودکامگی📕 #مانساسپربر🖌 #علیصاحبی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
⚫️ با کمال تأسف بیژن اشتری درگذشت 🗒 «بیژن اشتری» «مترجم کتابهای سرخ» عصر ۱۸ خرداد در منزلش به دلیل ایست قلبی در ۶۴ سالگی درگذشت. «بیژن اشتری متولد ۱۳۳۹ و یکی از تاثیرگذارترین مترجمان بیستوپنج سال اخیر ایران بود. اشتری یکی از نمادهای ترجمه متونی بود که به کمونیسم، توتالیتاریسم و شکلهای گوناگون دیکتاتوری در جهان ارتباط داشت.» وی که یادداشت های فضای مجازی اش همیشه خواندنی و پرمحتوا بود؛ گرچه فارغالتحصیل رشته میکروبشناسی از دانشگاه تهران؛ اما علاقهاش به تاریخ او را به دنیای ترجمه کشانده بود. اشتری در اوایل دهه ۱۳۶۰ فعالیت خود را در عرصه ترجمه آغاز کرد و در سالهای اخیر بهطور تخصصی به ترجمه کتابهای تاریخی پرداخته است. اشتری از میانههای دهه هشتاد پروژه بزرگ ترجمه زندگینامهها و رخدادهای مربوط به اتحاد شوروی و بلوک شرق را آغاز کرد. کتابهایی مانند «لنین»، «تروتسکی، کاهن معبد سرخ»، زندگینامههایی از برژنف، بوخارین، استالین و چائوشکسو و... تنها بخشی از آثاری بودند که او ترجمه کرد. کتابهایی چون «امید علیه امید»، «دستنوشتهها نمیسوزند»، «ادبیات علیه استبداد»، «شوروی ضد شوروی» و «حرمسرای قذافی» تنها بخشی از ترجمههای او در حوزه دیکتاتوریها و ادبیات بود. آخرین اثر چاپشده او «سکوت همچون سلاح» که به زندگی و مرگ ایساک بابل میپرداخت، انتهای اسفند ۱۴۰۳منتشر شد. رفتنش از بین ما خیلی زودتر از آنچه بود که انتظار می رفت؛ اما چنان در سال های عمر پربرکتش، تکاپو کرده است که گویی به قدر تمام روزهایی که جامعه ایران، جای بزرگ خالی اش را احساس می کند، کتاب ها و قلمی هایش نشسته است. این فقدان بزرگ را به ملت ایران، جامعه نویسندگان و مترجمان و به طور ویژه به خوانندگان و دنبال کنندگان آثارش تسلیت عرض می کنم. مرضیه حاجی هاشمی ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ https://t.me/M_Hajihashemi_iran_1 @ketabtahlil
نرم افزار اندرویدی deepseek هوش مصنوعی رایگان جدید علاقمندان میتوانند از لینک زیر نسخه اندرویدی نرم افزار را دانلود و نصب بفرمایند https://play.google.com/store/apps/details?id=com.deepseek.chat @ketabtahlil @ahmad_maleki8465
#معمای_تفریحی فرض کنید تعداد زیادی پروانه در داخل یک ظرف دربستهای قرار دارند این پروانهها کف ظرف هستند و هیچکدام در حال پرواز نیستند. همین لحظه آنها را روی ترازو قرار دادیم. و وزن کردیم. سپس چند ضربه به ظرف زدیم تا همهی پروانهها به پرواز در آیند. دوباره وزن کردیم. آیا ترازو دو وزن متفاوت را نشان میدهد؟ نکته: ترازو بسیار دقیق است @ketabtahlil
🎥 پرسشی از مصطفی ملکیان| ده کتابی که اخیراً، یعنی حدودا پنج سال اخیر، مطالعه کردهاید و قابل توصیه به عموم مخاطبان است، چه کتابهایی هستند؟ @khanehashena @mostafamalekian
⭕️ اسکممایندر یک ابزار پیشرفته آنلاین است که برای حفاظت از کاربران در برابر کلاهبرداریهای اینترنتی طراحی شده است. این پلتفرم به شما امکان میدهد وبسایتها را اسکن و تحلیل کنید تا از اعتبار و امنیت آنها مطمئن شوید. اسکممایندر با بررسی دامنه، محتوا، تاریخچه سایت و سایر فاکتورهای کلیدی، امتیازی بین ۰ تا ۱۰۰ به سایتها اختصاص میدهد. سایتهایی با امتیاز پایینتر از ۳۰ به عنوان سایتهای خطرناک شناسایی میشوند. ⭕️ چرا باید از اسکممایندر استفاده کرد؟ 1. جلوگیری از کلاهبرداری: امروزه بسیاری از وبسایتها با هدف کلاهبرداری طراحی میشوند و تشخیص آنها برای کاربران عادی دشوار است. اسکممایندر به شما کمک میکند که پیش از هرگونه فعالیت مالی یا ارائه اطلاعات شخصی، از معتبر بودن سایت مطمئن شوید. 2. آگاهی عمومی: با استفاده از این ابزار، میتوانید دوستان، خانواده و مخاطبان خود را از خطرات سایتهای نامطمئن آگاه کنید. 3. حفاظت از سرمایه: بسیاری از افراد به دلیل اعتماد به سایتهای جعلی سرمایه خود را از دست میدهند. اسکممایندر ابزاری ساده و کارآمد برای جلوگیری از این نوع خسارات است. 4. سریع و آسان: تنها با وارد کردن آدرس سایت، میتوانید تحلیل کاملی از اعتبار آن دریافت کنید. 5. افزایش اعتماد: این پلتفرم به کاربران و کسبوکارها امکان میدهد تا با ارائه امتیاز و نشان تایید، اعتماد بیشتری در فضای آنلاین کسب کنند. چگونه کار میکند؟ کاربران تنها کافی است آدرس وبسایت مورد نظر را در اسکممایندر وارد کنند. این ابزار به صورت خودکار دادههای مربوط به سایت را بررسی کرده و گزارشی جامع از امنیت و اعتبار سایت ارائه میدهد. این گزارش شامل امتیاز کلاهبرداری، تحلیل محتوا، تاریخچه دامنه و هشدارهای مرتبط است. با اسکممایندر میتوانید از خود و عزیزانتان در برابر خطرات اینترنتی محافظت کنید و به ایجاد فضایی امنتر در دنیای دیجیتال کمک کنید. @ketabtahlil @ahmad_maleki8465 https://scamminder.com/
مطالعه هفتاد هزار کتاب توسط استاد پورازغندی ! ازغدی متولد 1343 است یعنی حدودا 54 سال ( زمان نشر توییت ) تقریبا 19000 روز اگر استاد از بدو تولد روزی 4 کتاب مطالعه کرده باشند ، هفتاد هزار کتاب پر شده است! حال برسی رقم 7000 کتاب می پردازیم، اگر استاد پور ازغندی از ده سالگی بدون وقفه و بدون کار کردن و سخنرانی توانسته باشند هر دو روز یک کتاب را به اتمام برسانند، تا کنون توانسته اند 7000 هزار کتاب مطالعه کرده باشند، در حالی که اهل مطالعه به این مساله واقف هستند که مطالعه بیش از صد صفحه در روز در اکثر افراد امکان پذیر نمی باشد و بسیار دشوارست و از بار مطالعه میکاهد. حال اگر یک کتاب استاندارد را معادل پانصد صفحه بگیریم پنج روز طول میکشد تا فردی یک کتاب را مطالعه کند که مطالعه استاندارد در ماه شش کتاب و در سال هشتاد کتاب میشود حال اگر این رقم را ضرب در عمر پر برکت استاد ازغدی نماییم ساعت مطالعه مفید ایشان نمی توانسته حتی نصف این مقدار یعنی سه هزار و پانصد کتاب میشود حال اگر چهل سال را تقسیم بر مقدار کتاب های سیصد صفحه ای بکنیم 4800 کتاب میشود ! @Rfekri | نخبگان معاصر ملت
هدف از عشق ورزیدن به کودکان، به طور خاص فراهم کردن محیطی پربار، باثبات و امن برای این انسانهای کوچک و آسیبپذیر است، محیطی که در آن تغییر، خلاقیت و نوآوری میتوانند شکوفا شوند. این امر هم از منظر زیستشناختی و تکاملی و هم از منظری شخصی و سیاسی صادق است. عشق ورزیدن به کودکان برای آنها مقصد تعیین نمیکند، بلکه قدرت و مایهٔ آغاز سفر را به آنها میبخشد. #علیه_تربیت_فرزند📕 #آلیسون_گوپنیک🖌 #مینا_قاجارگر🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
عشق مقصد یا ملاک و معیار و نقشهٔ از پیش تعیین شده ندارد، اما یک هدف دارد. هدف این نیست که کسانی را که با آنها عشق میورزیم تغییر دهیم، بلکه این است که آنچه را برای شکوفایی بدان نیازمندند به آنها ببخشیم. هدف عشق این نیست که سرنوشت معشوق را شکل بدهد، بلکه کمک کردن به اوست در این جهت که خودش به سرنوشتش شکل دهد. هدف عشقورزی این نیست که راه را به کسی که دوستش داریم نشان دهیم، بلکه قرار است به او کمک کنیم تا راه خودش را پیدا کند، حتی اگر مسیری که در پیش میگیرد آن راهی نباشد که برای خودمان برمیگزیدیم یا حتی راهی نباشد که ما برای او انتخاب میکردیم. #علیه_تربیت_فرزند📕 #آلیسون_گوپنیک🖌 #مینا_قاجارگر🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
وقتی بعد مدتی مطالب کتاب را فراموش میکنیم! مطالعهی کتاب چه فایدهای دارد؟ کارکرد مطالعهی کتاب این نیست که مطالبش را خطبهخط حفظ کنیم و مدت طولانی به یاد داشته باشیم؛ چنین کاری تقریبا غیرممکن است. در واقع کارکرد اصلی مطالعهی کتاب اینکه مدلِ ذهنی ما را تغییر دهد. پل گراهام میگوید: من حداقل دو بار تاریخ جنگهای صلیبی ویلهاردوین را خواندهام ولی اگر بخواهم مطالبش را به یاد بیاورم؛ شک دارم مقدار آن از یک صفحه بیشتر بشود. این فرآیند را چند صد برابر کنید وقتی به کتابخانهام نگاه میکنم؛ متوجه میشوم این همه کتاب خواندهام اما چیز زیادی را به یاد نمیآورم، غمگین میشوم. مطالعهی کتاب، مدل ذهنی ما را میسازد حتی اگر محتوای مطالعات را فراموش کنیم تأثیر آن بر مدل ذهنی ما باقی میماند. ذهن ما در چنین شرایطی مثل الگوریتمی است که دیتا ندارد یا دیتای کمی دارد؛ اما ساختارش درست است. گراهام بعد چند سال، مطالب زیادی از تاریخ جنگهای صلیبی به یاد نمیآورد اما دیدگاهش نسبت به جنگهای صلیبی به قبل و بعد مطالعهی کتاب تقسیم میشود و دیگر مدل قبلی در مورد جنگهای صلیبی را ندارد 📋 منبع ꪶ𝚉𝙴𝙷𝙽𝙴𝚂𝙰𝚁𝙺𝙴𝚂𝙷𝙷ꫂ @ketabtahlil
📚 اینکه میگویند عشق به خود مغایر عشق به دیگران است، سفسطهای بیش نیستـ اگر این فضیلت است که همسایهام را مانند یک انسان دوست بدارم، این هم باید فضیلت باشد نه زشت کاری که خود را دوست داشته باشم، چرا که من هم انسانم. هیچ مفهومی درباره انسان وجود ندارد که شامل خود من هم نشود. هر دکترینی که چنین استثنایی را مجاز بشمارد، بالضروره دارای تناقض است. این جملهٔ کتاب مقدس "همسایهات را مانند خودت دوست بدار" این اندیشه را میرساند که احترام به همسازی و بیهمتایی خود انسان، عشق به خود و درک خود نمیتواند از احترام و عشق و تفاهم نسبت به افراد دیگر جدا باشد. عشق به خود یا عشق به دیگران پیوندی ناگسستنی دارد. دوست داشتن کسان به معنی تحقق بخشیدن و تمرکز نیروی دوست داشتن است. جنبهٔ مثبت عشق به سوی معشوق میل میکند معشوقی که تجسمی از صفات واقعی انسانی است. عشق به دیگری به ناچار متضمن عشق به انسانیت است. آن نوع «تقسیم کاری» که ویلیام جیمز از آن صحبت میکند و معتقد است که انسان میتواند فقط بستگان خود را دوست بدارد و نسبت به بیگانگان به کلی بیاعتنا بماند، نشانهای از عدم توانایی در دوست داشتن است. عشق به انسان آنطور که غالباً تصور میشود، چیزی نیست که از عشق نسبت به شخصی خاص تجرید شده باشد بلکه مقدمه آن است گرچه از نظر تکوینی گفتهاند که عشق از عشق به افراد معین کسب میشود. از همهٔ اینها چنین نتیجه گرفته میشود که باید خود را نیز به اندازه دیگری دوست بداریم. قبول زندگی خود، سعادت رشد و آزادی خویش ریشههایشان در استعداد مهر ورزیدن آبیاری میشود، یعنی منوط هستند به دلسوزی، احترام، حس مسئولیت و دانایی. فردی که قادر است عشق بورزد و عشقورزیاش با باروری همراه است، خودش را نیز دوست دارد، کسی که فقط بتواند دیگران را دوست بدارد اصلاً معنی عشق را نمیداند. #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
📚 این عقیده که، اگر آدم در عشقش کامیاب نشد، به آسانی میتواند رشته ارتباط را بگسلد، به همان اندازه غلط است که بگوییم به هیچ عنوان این ارتباط نباید گسسته شود. #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل
📚 بعد از اینکه بیگانهای از نزدیک شناخته میشود، دیگر حجابی باقی نمیماند، و دیگر هیچ نوع نزدیکی ناگهانی در کار نیست تا برای رسیدن به آن کوشش شود، معشوق را به اندازه خودمان میشناسیم، یا شاید بهتر بگوییم او را مانند خودمان کم میشناسیم. اگر تجربهٔ ما از معشوق عمق بیشتری داشت، اگر میتوانستیم بیانتها بودن شخصیت او را درک کنیم، هرگز او تا این پایه شناخته شده جلوه نمیکرد و معجزهٔ چیره شدن بر موانع هر روز از نو اتفاق میافتاد. ولی برای اکثر مردم هستی خود انسان و هستی دیگران به زودی کشف میشود و پایان میپذیرد. برای آنان صمیمیت مقدمتاً از طریق تماسهای جنسی برقرار میشود. چون آنان جدایی را در درجهٔ اول تنها یک جدایی جسمی میانگارند، وصل جسمانی برایشان به منزلهْ غلبه بر جدایی است. #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
📚 جوهر واقعی عشق مادرانه توجه مادر به رشد کودک است، و این یعنی تمنای جدایی کودک از خود. در اینجا تفاوت اساسی عشق مادرانه با عشق زن و مرد آشکار میشود. در عشق زن و مرد دو نفر که جدا بودند یکی میشوند. در عشق مادرانه دو موجود که یکی بودند از هم جدا میشوند. مادر تنها نباید این جدایی را تحمل کند، بلکه باید آرزومند آن باشد و به حصول آن کمک کند. فقط در اینجاست که عشق مادرانه به صورت تکلیفی خطیر جلوه میکند، زیرا احتیاج به فداکاری دارد نیاز به این دارد که بتوان همه چیز را نثار کرد، بدون اینکه توقع چیزی جز خوشبختی کودک در میان باشد. و همین جاست که اکثر مادران در کار عشق مادرانهٔ خود شکست میخورند. مادر خودشیفته، سلطهجو و تصاحبکننده فقط تا زمانی که کودکش کوچک است، میتواند در «عشق» مادرانهٔ خود موفق باشد. تنها مادری که واقعاً عاشق است، مادری که برایش نثار کردن لذتبخشتر از دریافت کردن است، مادری که بنیاد هستیاش متین و استوار است، حتی هنگامی که فرزندش در راه جدایی از مادر گام برمیدارد، باز هم میتواند فرزندش را دوست بدارد. عشق مادرانه نسبت به کودکی که در حال رشد است، عشقی که چیزی برای عاشق نمیخواهد، شاید دشوارترین صورت عشق باشد؛ و از آنجا که مادر به آسانی میتواند عاشق نوزاد خود باشد، این عشق فریبکارترین عشقهاست. اما درست به سبب همین دشواری است که زنی فقط میتواند واقعاً دوستدار کودکش باشد که بتواند عشق بورزد، وقتی که بتواند همسرش، کودکان دیگر، بیگانگان و همه انسانها را دوست بدارد. زنی که فاقد توانایی مهر ورزیدن است، فقط میتواند کودکش را تا وقتی که کوچک است دوست بدارد و هرگز قادر نیست یک مادر واقعاً دوستدار باشد. بهترین محک توانایی عشق ورزیدن این است که مادر بتواند جدایی را با اشتیاق تحمل کند و حتی بعد از جدایی نیز در عشق خود پایدار بماند. #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
📚 عشق برادرانه عشق افراد برابر است، ولی در واقع ما با همهٔ برابری همیشه "برابر" نیستیم؛ چون همهٔ ما انسانیم، همگی احتیاج به کمک داریم. امروز من و فردا شما، ولی این احتیاج به دین معنی نیست که یکی زبون و بیچاره است و دیگری توانا و پرقدرت. ناتوانی حالتی گذراست، توانایی ایستادن و با پاهای خود راه رفتن در انسانها مشترک است و دائمی. با وجود این عشق به ناتوانان، عشق به فقرا و بیگانگان شروع عشق برادرانه است. گوشت و خون خود را دوست داشتن، کار فوقالعادهای نیست. حیوانات نیز بچههای خود را دوست دارند و با آنها توجه میکنند. شخص ناتوان ارباب خود را دوست دارد؛ زیرا زندگیش بسته به اوست، کودک مادر و پدرش را دوست دارد؛ زیرا به آنها احتیاج دارد. فقط در کسانی که نفع و قصدی وجود ندارد، شکفتن عشق آغاز میشود. قابل توجه است که در تورات موضوع اصلی عشق بشری عشق به فقرا، بیگانگان، بیوهزنها، یتیمها و بالاخره به دشمنان ملی است. از رهگذر همدردی با بیچارگان، عشق به برادر در آدمی پرورش مییابد؛ و انسان ضمن عشق ورزیدن به خود، نسبت به تمام کسانی که احتیاج به کمک دارند، نسبت به ناتوانان و ناایمنان عشق میورزد. همدلی مستلزم عنصر دانستن و یکی شدن با دیگران است. تورات میگوید: «تو قلب بیگانه را میشناسی زیرا که تو خود در سرزمین مصر بیگانه بودی، بنابراین بیگانگان را دوست بدار.» #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
عشق در وهلهٔ نخست بستگی به یک شخص خاص نیست. بلکه بیشتر نوع رویه و جهتگیری منش آدمی است که او را به تمامی جهان، نه به یک "معشوق" خاص میپیوندد. اگر انسان فقط یکی را دوست بدارد و نسبت به دیگران بیاعتنا باشد، پیوند او عشق نیست، بلکه یک نوع بستگی تعاونی یا خودخواهی گسترش یافته است. با وجود این اکثر مردم فکر میکنند علت عشق وجود معشوق است، نه استعداد درونی. در حقیقت آنان فکر میکنند که چون هیچ کس دیگری را جز معشوق دوست ندارند، این خود دلیلی بر شدت عشقشان است. چون مردم نمیتوانند درک کنند که عشق نوعی فعالیت و نوعی توانایی روح است، خیال میکنند تنها چیز لازم پیدا کردن یک معشوق مناسب است—و از آن پس همه چیز به خودی خود ادامه خواهد یافت. این درست مثل آدمی است که میخواهد نقاشی کند، ولی به جای اینکه هنر و فن آن را یاد بگیرد، میگوید منتظر موضوع مناسبی برای نقاشی هستم و ادعا میکند که اگر موضوع را بیابد زیباترین نقاشیها را خواهد کرد. اگر آدم واقعاً و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتماً همهٔ مردم، دنیا و زندگی را دوست میدارد. اگر من بتوانم به کسی بگویم «تو را دوست دارم" باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم "من در وجود تو همهکس را دوست دارم با تو همهٔ دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم.» از گفتن اینکه عشق نوعی جهت گیری است که هدفش همه مردم است نه یک نفر نباید چنین نتیجه گرفت که بین انواع مختلف عشق که تابع معشوقهای مختلفاند، تفاوتی وجود ندارد. #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil
📚 دلسوزی، احساس مسئولیت، احترام و دانایی همه به هم بستگی دارند. آنها مجموعهٔ آن رویههای بشری هستند که فقط در آدم بالغ، که نیروهای خود را به صورتی ثمربخش پرورش داده است، پیدا میشود: انسان بالغ کسی است که فقط طالب حاصل کوششهای خویش است، پندارهای خودپرستانهٔ علم مطلق و قدرت مطلق را از یاد برده است، و به فروتنی ناشی از قدرت باطنی —یعنی چیزی که فقط حاصل فعالیت واقعاً ثمربخش است— دست یافته است. #هنرعشقورزیدن📕 #اریک_فروم🖌 #پوری_سلطانی🔁 #کتاب_تحلیل @Ketabtahlil