خواندنيها ، ديدنيها و شنيدنيها
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 117
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 11
- 1/48двое суток
- 12
- 1/72трое суток
- 13
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
صبا به تهنيت پير می فروش آمد که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد ز خانقاه به ميخانه میرود حافظ مگر ز مستی زهد ريا به هوش آمد حافظ
بسیاری از سرفصلهای علوم انسانی که در چهارچوب علوم اجتماعی، فلسفه و سیاست گسترش یافته است ابداع نشدهاند و اروپاییان در دو سده کنونی آنها را بازیابی و معرفی کردهاند. برخی از این مفاهیم در جوامع وجود داشته و بسیاری از دولتهای کهن یا خردمندان آن جوامع دانسته و ندانسته از آن مفاهیم بهرمند میشدند. مفهوم «هویت» در فلسفه، علوم اجتماعی و علم سیاست نیز از آن دسته است. با آنکه استادان و اندیشمندان غرب تعریفهای گسترده و ظریفی از آن مفهوم را برای علاقمندان بازتعریف کردهاند، هویت در برخی متنهای کلاسیک ادب فارسی به ویژه شاهنامه قابل ردیابی و شناسایی است. اهمیت موضوع هویت ملی تا اندازهای است که متخصصین تشکیک در آن را از موانع توسعه یافتگی میدانند و از همین روی پرداختن به هویت ضرورت دارد. ✅️ در نشست ایرانشناسی این ماه "بیژن نامدار" به بررسی "پیوند شاهنامه و هویت ایرانی (بر پایه مفهوم و نظریههای هویت) میپردازد. 🕔 یکشنبه ۲۵ امرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ 📌 خیابان کریمخان زند، خیابان خردمند شمالی، کوچه اعرابی سوم، شماره ۴، طبقه دوم، بنیاد فرهنگی جمشید جاماسیان @jamshid_foundation
هنر ایرانی، گردنبند زرین با آویزهایی از سنگ پیروزه، نگهداری در موزه رضا عباسی
видео или голосовое, без подписи
🌱 نه به پلاستیک؛ آری به کیسههای پارچهای امروز در مدارس، آموزش محیطزیست فقط با گفتن و نوشتن نیست؛ باید از رفتارهای کوچک و ماندگار آغاز شود. با ابتکار دبیر محیطزیست سرای محله امانیه، استفاده از کیسههای پارچهای به جای کیسههای نایلونی به دانشآموزان آموزش داده شد؛ اقدامی ساده اما ارزشمند برای کاهش مصرف پلاستیک و ساختن نسلی که طبیعت را بهتر و مسئولانهتر دوست بدارد. 🌿 هر کیسه نایلونی که کمتر مصرف کنیم، قدمی است برای زمین پاکتر؛ و هر کودک که این فرهنگ را بیاموزد، میتواند سفیر محیطزیست در خانه و جامعه باشد. نه به پلاستیک؛ از مدرسه شروع کنیم. 🌱👜🌍 #نه_به_پلاستیک #کیسه_پارچه_ای #محیط_زیست #مدرسه_سبز #آموزش_محیط_زیست #سرای_محله_امانیه
#هفته_مشروطیت #سید_اشرفالدین_گیلانی نامور به #نسیم_شمال شاعری که زندگی پرفراز و نشیبی داشت، سال 1249در قزوین به دنیا آمد، در کودکی پدرش را از دست داد؛ در سختی بزرگ شد. برای تحصیل به عراق و سپس آذربایجان و گیلان سفر کرد. جوانی او همزمان بود با انقلاب مشروطه. در رشت با فعالان مشروطهخواه آشنا شد و بر آن شد تا یک نشریه طنز منتشر کند. برای نام آن از دیوان حافظ یاری جست و چنین پاسخ گرفت: خوش خبر باشیای نسیم شمال که به ما میرسد زمان وصال شاعری به تمام معنی ملی بود. یعنی میان تمام ملت شناخته بود و همه از روستايی گرفته تا شهری، از مردم آگاه و صاحب فکر گرفته تا مردم بی سواد شعر او را می خواندند و ورد زبان خود میکردند. به نوشته حبیب یغمایی: روزنامهاش وقتی چاپ میشد بچههای روزنامهفروش دسته دسته با خود میبردند و هنوز به جايگاه خود نرسيده تمام فروخته بودند. برای آنکه حتی آنها که بیسواد بودند آن را میخريدند تا در خانهها و در شب نشينیها دست آدم باسوادی بدهند که برايشان بخواند. سرانجام به تیمارستانی در شهرنو تبعید شد و اندکی پس از رهایی اسفند 1313 درگذشت! یاد و نامش جاوید 🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
محمد قاضی، فرزند میرزا عبدالخالق قاضی در ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در شهر مهاباد به دنیا آمد. وی در کتاب سرگذشت خود به نام خاطرات یک مترجم مینویسد: «پدر من ابتدا یک فرزند به نام محمد داشت که فوت کرد، سپس یک دختر داشت، آن هم فوت کرد، خداوند پسر دیگری به پدر و مادرم داد و به دلیل اینکه پدرم به نام محمد علاقه داشت نام این کودک را نیز محمد گذاشت، اما این محمد ثانی هم بعد از مدتی فوت کرد. اما پدرم دست از تلاش برنداشت و دوباره صاحب فرزند پسر دیگری شد و نام وی را نیز محمد گذاشت. این محمد ثالث من هستم و خدا رحم کرد که شهید ثالث نشدم.» میرزا عبدالخالق امام جمعه مهاباد بود. محمد قاضی آموختن زبان فرانسه را در مهاباد نزد ادیب کُرد «گیو مکریانی» آغاز کرد. قاضی در سال ۱۳۰۸ با کمک عموی خود میرزا جواد قاضی که از آلمان دیپلم حقوق گرفته بود و در وزارت دادگستری کار میکرد، به تهران آمد و در سال ۱۳۱۵ از دارالفنون در رشته ادبی دیپلم گرفت. در سال ۱۳۱۸ دورهٔ دانشکده حقوق دانشگاه تهران را در رشتهٔ قضایی به پایان برد. او در طول این دوران همیشه جزو بهترین شاگردان زبان فرانسه بود. از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ دورهٔ خدمت نظام را با درجهٔ ستوان دومی در دادرسی ارتش گذراند. محمد قاضی در مهر ۱۳۲۰ به استخدام وزارت دارایی درآمد. در سال ۱۳۵۵ از خدمت دولتی بازنشسته شد. از ابتدای دههٔ ۱۳۲۰ با ترجمهٔ اثری کوچک از ویکتور هوگو به نام «کلود ولگرد»، نخستین قدم را در راه ترجمه برداشت و پس از آن ۱۰ سال ترجمه را کنار گذاشت. در سال ۱۳۲۹ پس از صرف یک سالو نیم وقت برای ترجمهٔ جزیره پنگوئنها اثر آناتول فرانس، بهزحمت توانست ناشری برای این کتاب پیدا کند، اما سه سال بعد که این اثر انتشار یافت، به دلیل شیوایی و روانی و موضوع متفاوت کتاب، آناتول فرانس از ردیف نویسندگان بیبازاری که کتابشان در انبار کتابفروشانِ ایران خاک میخورد به درآمد. در این باره نجف دریابندری در روزنامه اطلاعات مطلبی با عنوان «مترجمی که آناتول فرانس را نجات داد» نوشت. در سال ۱۳۳۳ کتاب شازده کوچولو نوشتهٔ سنت اگزوپری را ترجمه کرد که بارها تجدید چاپ شد. محمد قاضی با ترجمهٔ دورهٔ کامل دن کیشوت اثر سروانتس در سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ جایزهٔ بهترین ترجمهٔ سال را از دانشگاه تهران دریافت کرد. محمد قاضی پس از بازنشستگی به فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پرداخت که حاصل این دوره ترجمهٔ کتابهای «باخانمان» از هکتور مالو، ماجراجوی جوان از ژاک ژروند و زوربای یونانی از نیکوس کازانتزاکیس است. محمد قاضی در ۱۳۵۴ به بیماری سرطان حنجره دچار شد و هنگامی که برای معالجه به آلمان رفت، بیماری تارهای صوتی و نای او را گرفته بود و پس از جراحی، بهعلت از دست دادن تارهای صوتی، دیگر نمیتوانست سخن بگوید و از دستگاهی استفاده میکرد که صدایی ویژه تولید میکرد. با این حال کار ترجمه را ادامه داد، و ترجمههای جدیدی از او تا آخرین سال حیاتش انتشار مییافت. وی ۵۰ سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاش او ۶۸ اثر اعم از ترجمه ادبی و آثار خود او به زبان فارسی است. از آثار مهم ترجمهشده توسط او میتوان به دن کیشوت اثر سروانتس، نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه، آزادی یا مرگ، و در زیر یوغ نام برد. وی از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه میکرد. همچنین چند اثر را از کردی به فارسی برگرداند. او در مقدمه کتابهایش بسیار تحلیلهای عالی و عقاید جالبی را گنجانده که کتابهای مورد ترجمه او را بسیار جذابتر میکند. او در مقدمه کتاب زوربای یونانی، خود را «زوربای ایرانی» نامیدهاست. خودش میگوید: «من زوربای ایرانی هستم.» محمد قاضی در سحرگاه چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۷۶ در سن ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. همسر وی، «ایران» پیش از او درگذشته بود. محمد قاضی در مهاباد به خاک سپرده شد. در فروردین ۱۳۸۶ خورشیدی در کوی دانشگاه مهاباد از مجسمه محمد قاضی ساختهٔ هادی ضیاءالدّینی پردهبرداری شد
#محال_پرست | #خیال_پرست به خط شاعرش، زندهیاد فریدون مشیری - با یاد سفری با #سایه بسوخت جان من این دیدهی جمال پرست ز دست رفت دل هرزهپوی حال پرست چگونه زین همه حسرت بود امید نجات مرا که هست همین چشم ِ خط و خال پرست نوازش نـَـفَـست با من است در همه حال چه میگریزی از این شاعر محال پرست شبی خیال تو از دشت خواب من بگذشت دگر به خواب نرفت این دل خیال پرست شکوه حزن تو را نازم ای بهار ملول که الفتیست تو را با من ملال پرست بهار من به خموشی کنار « #سایه » گذشت چمن سپرده به مرغان قیل و قال پرست - #فریدون_مشیری از دفتر: #نوایی_هم_آهنگ_باران 🔹کانال رسمی فریدون مشیری: @FereydoonMoshiri
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘ ۱۸ امرداد زادروز عبداله انوار (زاده ۱۸ امرداد ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۱۸ اسفند ۱۴۰۱ تهران) مترجم و از پیشکسوتان معاصر نسخهشناسی در ایران فرزند یعقوب انوار شیرازی، از فعالان مشروطهخواه و نماینده مجلس بود که در حوزه نیز تدریس میکرد. نسب خانواده انوار به فقیه عصر صفوی نعمتاله جزایری میرسد و نام خانوادگی انوار نیز از کتاب وی انوار نعمانیه گرفته شده است. وی در سال ۱۳۲۱ وارد دانشگاه شد و در رشته ریاضی شروع به تحصیل کرد و توانست از دکتر هشترودی و استادانی که تازه از پاریس برگشته بودند، استفاده کند. پس از فارغالتحصیلی و انجام خدمت سربازی در وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و به مدت پنج سال در مدارس متوسطه انگلیسی تدریس کرد. وی نسخهپژوه، نسخهشناس، فهرستنویس، ریاضیدان و متخصص متون کهن ریاضی نیز هست و بیش از ۲۰ سال رئیس بخش نسخ خطی کتابخانه ملی ایران بود و در طول دوران کاریاش، حدود ۱۰ جلد فهرست نسخههاي خطی بهفارسی و عربی را تدوین کرد. او که یکی از حروف "مجلدات" لغتنامه دهخدا را نیز تدوین کرده بود، دارای تصحیحات بسیاری است که از مهمترین و مشهورترین آنها، جهانگشای نادری است. آثار: شرح و ترجمه ۲۲ جلد کتاب شفای بوعلیسینا "هیچ ناشری به دلیل گستردگی کار حاضر به انتشار آن نشده است" شرح و ترجمه «شرح اشارات» خواجه نصیر تعلیقه مفصل بر دانشنامه علایی ابنسینا ترجمه مقاصدالفلاسفه غزالی ترجمه شرح تلویحات شیخ اشراق ترجمه و شرح منطقالمخلص امام فخر رازی شرح و تعلیقه درهالتاج علامه قطبالدین شیرازی شرح و تعلیقه بر مصنفات بابا افضل کاشی نوشآبادی شرح موسیقیالکبیر فارابی شرح فرائدالاصول شیخ مرتضی انصاری شرح متافیزیک ارسطو ترجمه جستارهای فلسفی ویتگنشتاین ترجمه تطورحیات، برگسون ترجمه حکومت الهی اثر سنت توماس آگوستین ترجمه سمبولیسم در دین متن و تعلیقات اساس الاقتباس خواجه نصیرالدین طوسی تصحیح تاریخ جهانگشای نادری برخی منابع زادروز ایشان را ۳ فروردین نوشتهاند. 🆔 @bargi_az_tarikh #برگی_از_تقویم_تاریخ ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘ #عبداله_انوار، ز
🕯 یادآر، ز شمع مرده یادآر! ✍️ علی اکبر دهخدا صدا: ایرج گرگین تار: محمدرضا لطفی @rahaaaavard
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘ ۱۸ امرداد سالروز درگذشت مهدی سهیلی (زاده ۷ تیر ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۱۸ امرداد ۱۳۶۶ تهران) شاعر و نویسنده سالها در رادیو ایران برنامه مشاعره اجرا میکرد و در زمینه نمایشنامه نویسی نیز فعالیت داشت. آثار: اسرار مگو: این کتاب در دهه ۳۰ بهصورت مخفیانه چاپ شد و مردم آن را بهخاطر جوکها و لطیفههای مخصوص بزرگسالانش دوست داشتند. کتاب اسرار مگو کتابی است سه جلدی که مجموعهای از فکاهیات و لطایف و اشعار طنز که توسط سهیلی گردآوری شده است. کتاب اسرار مگو حاوی تندترین مطالب بهدور از ملاحظات و اخلاق است. بیا با هم بگرییم در خاطر منی بوی بهار میدهد بزم شاعران شاهکارهای صائب تبریزی و کلیم کاشانی اشک مهتاب طلوع محمد پرواز در آسمان شعر مشاعره شعر و زندگی یک آسمان ستاره گنج غزل چشمان تو و آیینه اشک هزار خوشه عقیق کاروانی از شعر باغهای نور لحظهها و صحنهها گنجواره سهیلی اولین غم و آخرین نگاه نگاهی در سکوت ضربالمثلهای معروف ایران مرا صدا کن سرود قرن و عقاب چه کنم دلم از سنگ نیست. گنجینه سهیلی " ۵جلد" هزار و صد غزل هماهنگ 🆔 @bargi_az_tarikh #برگی_از_تقویم_تاریخ ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘ #مهدی_سهیلی، د
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘ ۱۸ امرداد سالروز درگذشت محمود فرشچیان (زاده ۴ بهمن ۱۳۰۸ اصفهان - درگذشته ۱۸ امرداد ۱۴۰۴ امریکا) نقاش بسیاری از آثارش توسط وزیران امورخارجه ایران بهعنوان هدیه به سفرا و وزرای کشورهای خارجی اهدا شده است. وی بنیانگذار مکتب نقاشی پایبند به شکل کلاسیک همراه با استفاده از تکنیکهای جدید برای توسعه دامنه نقاشی ایرانی بود. وی به این شکل هنر، زندگی جدیدی بخشید و آن را از رابطه همزیستی تاریخ با شعر و ادبیات تغذیه کرد. برای آنکه استقلالی به این هنر بدهد که قبلاً آن را نداشت. نقاشیهای قدرتمند و نوآورانه او پویا و گسترده و پر از جنب و جوش هستند، با تلفیقی جذاب از سنتی و مدرن که ترکیبات سبک منحصر بهفرد او در نقاشی بود. برخی از تواناییهای او احساس فوقالعاده خلاقیت، نقوش محرک، آفرینش فضایهای گرد، خطوط نرم و قدرتمند و آفرینش رنگهای مواج بودند. آثار استاد فرشچیان یک ترکیب دلانگیز از هر دو اصالت و نوآوری است و از شعر کلاسیک، ادبیات، قرآن، کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان و همچنین تخیل عمیق خود پرورش یافته است. وی نقش مهمی در معرفی هنر ایران به صحنه بینالمللی هنر ایفا کرد. منتخبی از جوایز: مدال طلای هنر نظامی، ایران ۱۳۳۱ مدال طلای جشنواره بینالمللی هنر، بلژیک ۱۳۳۷ جایزه اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران ۱۳۵۲ مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا ۱۳۶۰ دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا ۱۳۶۱ دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا ۱۳۶۲ تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا ۱۳۶۳ نشان هنر نخل طلایی ایتالیا ۱۳۶۳ تندیس طلایی اسکار ایتالیا ۱۳۶۴ نشان درجه یک هنر، ایران ۱۳۷۲ مدال طلای جشنواره بین المللی هنر، آمریکا ۱۳۷۴ نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر ۱۳۹۳. 🆔 @bargi_az_tarikh #برگی_از_تقویم_تاریخ ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘ #محمود_فرشچیان، د
هنر ایرانی، دوری نگارین از جنس سفال، نگهداری در موزه آبگینه
شهر کتاب برگزار می کند: خواندن برای زیستن، قابوسنامه و زندگی امروز ما یکشنبه 1405/05/18
سپیده دم که زمانه ز رخ نقاب انداخت به زلف تیره شب نور صبح تاب انداخت #امیرخسرو_دهلوی درودومهر ، روزگار خوش 🌹
زندگی حتی وقتی انکارش می کنی؛ حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش، از تو قوی تر است؛ از هر چیز دیگری قوی تر است... آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند، دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند؛ دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست؛ اما همین گونه است... زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است... باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد، آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد، به چیز دیگری فکر کرد... باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد. «آنا گاوالدا» @matalebzib
🏵سخنرانی #سجاد_آیدنلو درباره بیت های افزوده شاهنامه 📻رادیو شاهنامه آوای رسای دوستداران شاهنامه و زبان فارسی 🌅نگاره : #آیدین_سلسبیلی 🎼تهیه شده در استودیو باشگاه شاهنامه پژوهان #رادیو_شاهنامه @radioshahnameh Radioshahname.com
همیاری؛ زبان خاموشِ عشق مونتنی جایی مینویسد که دوستی را نمیتوان با سود و منفعت توضیح داد؛ همانگونه که عشق را نیز نمیتوان با شدت احساس سنجید. شاید به همین دلیل است که با گذشت سالها، دیگر کمتر از خود میپرسم چه کسی بیشتر دوستم داشت؛ بیشتر میپرسم چه کسی، در روزهای دشوار، اندکی از بار زندگی را از دوش من برداشت. سالها گمان میکردم عشق، بیش از هر چیز، در واژهها آشکار میشود؛ در اعترافها، در دلتنگیها، در شعرهایی که برای دیگری نوشته میشود. اما زندگی، آرامآرام، زبان دیگری را به من آموخت؛ زبانی که کمتر سخن میگوید و بیشتر عمل میکند. گاهی عشق، در خریدن یک متر برای اندازه گرفتن تخت است. در نصب پردهای که خودت دیگر توان بالا رفتن از چهارپایه را نداری. در آوردن غذایی که مبادا از فرط خستگی، شام را فراموش کنی. در آن جملهی ساده که میگوید: «تو دراز بکش، بقیه را من انجام میدهم.» شاید به همین دلیل است که امروز، بیش از ستایش، به همیاری میاندیشم. ستایش، اگرچه دلنشین است، اما همیشه از دور نیز ممکن است. میتوان ساعتها از زیبایی، هوش یا حضور کسی سخن گفت، بیآنکه ذرهای از رنج او کاسته شود. اما همیاری، ناگزیر به جهان واقعی قدم میگذارد؛ دستهایش خاکی میشود، خسته میشود، چیزی را جابهجا میکند، چیزی را تعمیر میکند و بیآنکه نامی بر خود بگذارد، اندکی از سنگینی جهان را برمیدارد. شاید به همین دلیل است که دیگر عشق را نه با فراوانیِ کلمات، بلکه با کیفیتِ حضور میسنجم. انسان، همیشه به کسی نیاز ندارد که پیوسته به او بگوید «دوستت دارم». گاه بیش از هر چیز، به انسانی نیاز دارد که در لحظهای که دیگر توان ایستادن ندارد، آرام کنارش بایستد. همیاری، زبان خاموش عشق است؛ زبانی که کمتر شنیده میشود، اما دیرتر فراموش میشود. و شاید ماندنیترین انسانهای زندگی ما، همانهایی نباشند که بیش از همه از عشق سخن گفتهاند؛ بلکه آنان باشند که بیهیاهو، بخشی از بار زندگی را با ما به دوش کشیدهاند. #افسانه_نجاتی #تأملات #جستارها https://t.me/kheradvarziha
ما وارثِ سِوّمین پَرِ شَهبازیم بر بامِ وطن همیشه در پروازیم از لطفِ خدا کرکسِ بی مغزی را با پیروی از خِرَد به دام اندازیم رباعی:حسن قربانی گل باغدشتی
تو ای پرنده ی آتش بجانِ ورجاوند👍 شکسته بال از آزارِ دشنه ی خونریز، رهیده از ستمِ آسمانِ توفان خیز، گذشته از دلِ غرقاب های هول انگیز، ز پشتِ کنگره های هزار ها پاییز، هنوز می خوانی ! تو سرفراز ترین سرفرازِ تاریخی، تویادمانِ غرورآفرینِ دورانی، تو افتخارِ جهانی، تو خاکِ # ایرانی 👌 چو چرخِ پیرِ زمین در زمانه گردان باد هماره مهرِ اهورا به مُلکِ # ایران باد. پاینده ایران هما ارژنگی