tgindex
سعیده موسوی‌زاده

سعیده موسوی‌زاده

Статистика

دوستان عزیز! در این جا می توانید طنزها و شعرهای مرا بشنوید و بخوانید، همراهی شما مایه مباهات است ـ

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Развлечения
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
191
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
162
23 постов
Вовлечённость
84,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
10
1/48двое суток
11
1/72трое суток
12

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.121из karimzadehstudio

    "حقیقت محض!" | اثر کِوین نسِسری بیشتر ببینید:‏ @karimzadehstudio

  • #محمد_قهرمان

  • 7 авг.3651удалён 15 авг.

    без подписи

  • 30 июл.6861из cafecalligraphyудалён 15 авг.

    یه روز خوب و میبینیم.... مهدی حسین پور مدرس خوشنویسی

  • 20 июл.91101из karimzadehstudioудалён 15 авг.

    "ایران" | اثر حسن نوزادیان بیشتر ببینید:‏ @karimzadehstudio

  • ایستاده‌ام دلم برای این خاک ضعف می‌رود دل‌ضعفه گرفته‌ام بیا نان شب‌مانده را در نفت جنوب بزنیم در روغن مذاب خورشیدش از دهان کلاغ‌ها پنیر ندزدیم چرب‌زبانی خصلت روباه پیر است ماه نیمه پیاله‌ایست، بنوشیم و اگر صبح فردا را ببینیم شاید ببینیم شاید معجزه‌ای زمین را به مدارش برگرداند #سعیده_موسوی_زاده

  • 16 июл.894из kazamusicalудалён 15 авг.

    @kazamusical :بیشتر بشنوید

  • без подписи

  • سوگ‌آهنگی بنواز می‌خواهم برقصم بر سر کشته‌ی خویش خون شور است مزه‌ی آهنهای آویزان سقف را می‌دهد دلت شور نزند این که پایان زندگی نیست پایان مرگ است برایم در گوشه‌ی رهاوی شور ببین کِل می‌کشند زنان چراغ‌های آژیرِ گردان شهر را چراغانی کرده‌اند عروس می‌برند #سعیده_موسوی_زاده

  • جگرم را از آتش ساخته‌اند شعله می‌کشد مدام دلم آینه نیست کدام آیینه تاب بازتاب این همه را دارد؟ خرد شده‌ام در خواری دشنام دشمن و دوست تنم سرزمینی بی سر و تن، بی هم وتن فرو کاسته، فرو نشسته هیچ بارانی لایه‌های زیرین پوستم را آبرسانی نمی‌کند فرسوده‌ام آن چنان که غازهای مهاجر هم ترکم کرده‌اند #سعیده_موسوی_زاده

  • در خیابانی شرمگین سوار میدان شدم نقطه‌ای نورانی در آسمان چرخیدم و چرخیدم با چرخ فلک ناگهان نقطه سر خط فرود آمد میدان باز ایستاد خیابان فرو نشست دستم در نانی خونین بی هوا رقصید و گم شد برانکارد گفت: یه بچه است و من از همه پیرتر بودم #سعیده_موسوی_زاده

  • 2 июл.12251из navayegollhaудалён 15 авг.

    💽قصه دل 🎙️خواننده: عماد رام 🎵آهنگساز: محمد سریر 📜 ترانه‌سرا: محمدعلی بهمنی 📻نوای گلها 🆔@navayegollha

  • 27 июн.1245из karimzadehstudioудалён 15 авг.

    "مذاکرات صلح" | اثر آن دِرِن بیشتر ببینید:‏ @karimzadehstudio

  • استاد محمد قهرمان

  • به ابرها باور دارم بارانشان را چشیده‌ام به درختان نیز میوه‌هایشان را چیده‌ام به کوه بر قله‌اش ایستاده‌ام و به انسان که بسیار مرا رنجانده #سعیده_موسوی_زاده

  • 10 июн.18641из karimzadehstudioудалён 15 авг.

    "اینترنتِ این روزها!" | اثر بِکز بیشتر ببینید:‏ @karimzadehstudio

  • без подписи

  • زندگی را در خودم و خودم را در زندگی خلاصه می‌کنم آن چنان فشرده که دمی بی بازدم مرگ به سراغم اگر بیاید مهلت نخواهم خواست برگردم و از پستان دنیا شیر اندوه بنوشم؟ #سعیده_موسوی_زاده

  • 🎼«ای شب» نیما یوشیج سروده‌شده در سال ۱۳۰۱ راوی: ساعد باقری هان ای شب شوم وحشت‌انگیز تا چند زنی به جانم آتش یا چشم مرا ز جای برکن یا پرده ز روی خود فرو کش یا باز گذار تا بمیرم کز دیدن روزگار سیرم... ...آن‌جا که ز شاخ، گل فرو ریخت آن‌جا که بکوفت باد بر در وان‌جا که بریخت آب موّاج تابید بر او ، مـه منوّر ای تیره‌شب دراز، دانی کان‌جا چه نهفته بُد نهانی؟ بوده‌ست دلی ز درد خونین بوده‌ست رخی ز غم مکدّر بوده‌ست بسی سر پرامّید یاری که گرفته یار در بر کو آن‌همه بانگ و نالهٔ زار کو نالهٔ عاشقان غم‌خوار... «ای شب» نیما یوشیج ۱۳۰۱

  • در میان کشته‌شدگانم مغزی که پاشیده و هنوز می‌اندیشد فارغ از زمان زندگان در خون معلق حفره‌ی چشمشان تهی فریادشان بی‌صدا پوسته‌ی اندوه هوا را در بر گرفته دست دراز می‌کنم تا مغزم را بردارم پلک چپم می‌پرد خبری در راهست؟ #سعیده_موسوی_زاده