خــــانـــــم نمــــــونــــه
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 18
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 112
- 1/48двое суток
- 128
- 1/72трое суток
- 138
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
⭕️⭕️ 📣 📣 ⭕️⭕️ پـولـدار شـدن آرزو نیسـت! تصمیــمش بــا خــودتــه!🔝 شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده! پس روی این لینک ضربه بزن 📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇 🆔 @Kingofdarkesm 🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅ 👩🏻💻@BlackpnatherXm2 🚫 👧🏻 از این پیام، ساده رد نشو !! شاید تنها فرصت طلایی 🎁 زندگیت باشه ! 🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩
#خون_بها لینک قسمت https://t.me/khanume_nemune/77073 #قسمت_پنجاه_شش کاش بشه با يه دستگاهی اين خال سياه رو از روی تنش پاک کنم. حتی خون اون مرد تو بدن ما هم نجسه و اگه چاره داشته باشم همه چيزای مربوط به اون رو آتيش می زنم. با خوابيدنش آروم بلند می شم و نگاهی به حياط می ندازم در و باز گذاشتن و ولمون کردن به امون خدا. به طرف در حياط می رم با اين اتفاقات تنها گذاشتن احمد تو اين خونه ی بی در و پيکر درست نيست اما فکر افسون ولم نمی کنه کل ديشب تو خواب ناله کرده و حالا هم با شکمی خالی رفته پی خاله پری. در رو می بندم و به خونه بر می گردم. عقربه های ساعت بی رحم شدن و زمان سريع تر می گذره. صدای اذون پلک هام رو تکون می ده و هراسون از جا می پرم. در بازه و از همين جا به لطف چراغی که روشنه احمد رو ميبينم که پاهاش رو بالا گرفته و داره با خودش بازی می کنه. دست به زانو ميگيرم و بلند می شم. بايد برم پی افسون اينجوری نميشه هوا تاريک شده. با برگشتنم حس می کنم سايه ی کسی رو روی ديوار ديدم. شايدم اشتباه ميکنم. دارم خودم رو دلداری می دم اما دوباره چيزی روی ديوار ميفته که با ترس دستم و رو دهنم فشار ميدم و به سمت نرده ها می رم. هر کی هست تو قسمت سمت راست ساختمونه. قصد دارم از روی ايوون سرک بکشم که دستی يقهم رو می گيره و تا به خودم بجنبم روی زمين ميفتم و کف دستش مانع جيغ و دادم ميشه. 🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود. 🧘🏻♀️ @khanume_nemune
без подписи
👇👇پیشنهاد ویژه ی مدیر کانال👇👇 آخرین نسخه تلگرام اصلی که توش : ☄️ اکانت پریمیوم رایگان شده 💥✅(استوری و ایموجی و... رایگان شدن) هوش مصنوعی برای تولید عکس و فیلم رایگان داره ▶️⌨️📸 پروکسی جادویی اختصاصی خود تلگرام بدون قطعی 🔗🌐 کاملا امن دانلود شده از فروشگاه گوگل 🛒💯 B23
Who knows, maybe we are thinking about each other right now ! کسی چ میدونه شاید همین الان همزمان داریم ب همدیگه فکر میکنیم :") 🧘🏻♀️ @khanume_nemune
✨ Lumiere Beauty 5 سال جوان تر شو بدون بوتاکس و جراحی ✨ محصولات اصل و منتخب از برندهای محبوب ✨ محصولات اورجینال با قیمت های رقابتی ✨ ارسال به سراسر کشور برای دیدن محصولات و ثبت سفارش: ✨@ShopLumiere ✨@ShopLumiere ✨@ShopLumiere ✨@ShopLumiere Beauty in a Better Light ✨
صبح بخیر زندگی 💛🌻 🧘🏻♀️ @khanume_nemune
без подписи
⭕️⭕️ ⭕️⭕️ ⭕️⭕️ پـولـدار شـدن آرزو نیسـت! تصمیــمش بــا خــودتــه!🔝 شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده! پس روی این لینک ضربه بزن 📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇 🆔 @Kingofdarkesm 🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅ 👩🏻💻@BlackpnatherXm2 🚫 👧🏻 از این پیام، ساده رد نشو !! شاید تنها فرصت طلایی 🎁 زندگیت باشه ! 📆📆📆📆📆📆📆📆📆
🔴 نوشیدن چای پررنگ مخصوصا در صبح باعث کم خونی میشود ! 🔺 کم خونی باعث ریزش مو - کاهش حواس و قوای جسمانی - خستگی - کم اشتهایی - بی حوصلگی و عصبانیت میشود ! @fara_bavar
без подписи
📹فرناز، بعد از از دست دادن پدر و مادرش، حالا تکیهگاه خواهر و برادرهای کوچکترش شده؛ در حالی که خودش هنوز برای ساختن آیندهاش به حمایت نیاز دارد. 🌿 در ادامه پویش هفته گذشته، این هفته نیز برای تأمین مواد غذایی خانوادههای تحت حمایت مهرآفرین همراه شویم❤️. 🏦 شماره کارت: 💳 6037991199529904 💳 5894637000012820 💳 6037991199500038 🔖 شماره شبا: IR710170000000216780692009 📞*780*35260# 📌 اگر مایلید کمک شما فقط برای فرناز و خانوادهاش هزینه شود، در واتساپ یا تلگرام به شماره زیر پیام دهید: 📲+989101785282 🔻پرداخت مستقیم Mehrafarincharity.com ⭐️ مهرآفرین باشیم |اینستاگرام| وب سایت | پرداخت آنلاین| ❤️ @mehrafarincharity
#خون_بها لینک قسمت https://t.me/khanume_nemune/77073 #قسمت_پنجاه_پنج ناچار داخل اتاق برمی گردم. گشنهش شده. نگه داری از احمد سخت نيست اما وقتی فکرم درگيره افسونه مدام دست و پام به هم گره می خوره. - چرا نمی خوابی شاه پسر؟ بايد برم دنبال آبجی افسون يکم چشماتو ببند آبجی قول می ده زود برگرده. حرف زدنم با احمد فايده ای نداره اصلا زبونم رو نمی فهمه که بخواد گوش کنه يا سر پيچی کنه. سر و صدای کارگرها و جمع و جور کردن وسايلشون به گوشم می رسه. مريم خانم هنوز نرفته هر چی وسيله داره جمع می کنه و با وجود اين که نمی خوام تهمت بزنم اما می بينم زير زيرکی ديگچه ی مسی رو تو بقچهش زير روسری ها جا می ده و دامن پر چين تنش هم برای خاله پريه. حتی رغبت نمی کنم باهاش خداحافظی کنم اونم مايل نيست زياد که جلو نمياد و از همون آشپزخونه داد می زنه: - من رفتم دختر به اون افسون هم بگو الکی بدو بدو نکنه خان جوون آدم بخشنده ای نيست. دلم برای بی کس شدنمون می سوزه. چند روز نيست که اميدوار شدم به اين زندگی ولی حالا هيچ به هيچ. کلافه نگاهی به احمد می ندازم حتی شيرشم نخورده و داره نق می زنه. کاری که خاله پری انجام می داد رو انجام می دم. می ذارمش رو پام و پشتش رو نوازش می کنم. کم کم آروم می شه و اونقدر کارم و تکرار می کنم که گريهش قطع می شه و شيشه شير رو به لب هاش می چسبونه. برای لحظه ای خال کنار پهلوش که ارث از دادا برده رو دست می کشم. 🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود. 🧘🏻♀️ @khanume_nemune
без подписи
⭕️⭕️ 🕛🕛 ⭕️⭕️ از بی پولی خسته شدی؟ دنبال درآمد بالا ⬆️🔝⬆️ هستی؟ شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده! پس روی این لینک ضربه بزن 📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇 🆔 @Kingofdarkesm 🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅ 👩🏻💻@BlackpnatherXm2 🛑 👧 از این پیام، ساده رد نشو !! شاید تنها فرصت طلایی 🎁 زندگیت باشه ! 1️⃣4️⃣0️⃣5️⃣❗️5️⃣❗️2️⃣1️⃣
без подписи
i am fleeing this city and your people ! من فراریم ازین شهر و آدمای توش ! 🧘🏻♀️ @khanume_nemune
🔰 تو مثل کدوم خانم وزن کم میکنی؟ ❌ نفر اول: ۵ کیلو لاغر شده 😵 نون و برنج رو حذف کرده 😵 فقط غذای رژیمی داره 😵 روزانه ۲ وعده داره ✅ نفر دوم: ۱۶ کیلو لاغر شده 😋 نون و برنج میخوره 😋 حتی پیتزا و بستنی میخوره 😋 روزانه ۱۲ وعده داره 🎁اگه توام تکنیک توربو نفر دوم رو میخوای عدد ۶۴ رو بفرست، رایگان بگیرش 👇 👤 @Andamebartarp 👤 @Andamebartarp ⭕️ برای دیدن نتایج عضو کانال شو: https://t.me/+NYDQ-CwpoPZlNGNk
#خون_بها لینک قسمت https://t.me/khanume_nemune/77073 #قسمت_پنجاه_چهار باهاش موافقم. تحمل سنگينی دستش دور گردنم سخته اما بی حرف کمکش می کنم و تا داخل روستا با هم ميريم. حالا معنی پچ پچ ها رو می فهمم. مسيرم به خونه باغه اما افسون راهش رو کج می کنه. - کجا ميری افسون؟ به کوچه ای تاريک اشاره می زنه. - بايد برم عمارت جاهد خان، بايد راضيش کنم از خون خواهرم بگذره. حالش بده ولی رفتنش اونم الان چيزی رو عوض نمی کنه، اون مرد عصبيه... - الان وقتش نيست افسون، اون مرد الان داغش تازه شده بذار فردا. انگار به عمق حرف هام پی برده. جاهد خان آدم بی رحميه، بعيد نيست بلايی سر افسون بياره. تا به خونه برسيم هر دو تو فکرامون دست و پا می زنيم. دو تا بچه که کاری ازشون بر نمياد. حالا جای خالی خاله پری حسابی تو چشم می زنه. به خصوص وقتی که احمد بی دليل شروع به گريه می کنه و تا ساعت سه شب من و افسون رو بی خواب می کنه. صدای مک زدن های احمد چشمام رو باز می کنه. تکونی می خورم و با ديدن جای خالی افسون از جا می پرم. - مريم خانم افسون رو نديدی؟ نقاب اين زن افتاده، ديگه ملاحظه نمی کنه و بی پروا طعنه می زنه. - رفت بيفته به دست و پای خان شايد از خون خواهرش بگذره. می خوام برم دنبالشو تنهاش نذارم اما تا صدای احمد بلند ميشه مريم خانم تشر می زنه. - برو بچه رو ساکت کن ما امروز از اين خونه می ريم به اميد من ولش نکنی. 🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود. 🧘🏻♀️ @khanume_nemune