tgindex
ختم وترحیم خوانی مجمع الذاکرین

ختم وترحیم خوانی مجمع الذاکرین

Статистика

کانال اشعار ترحیم https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg پندیات ،نصایح و اشعار ترحیم از ابتدا تا انتهای مجلس ختم با مدیریت ذاکراهلبیت کربلایی محمدمسلمی @moslemi124 ارتباط با مدیر☝️

Последний пост
12 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 540
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 721
24 постов
Вовлечённость
76,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📸 مزار مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در رواق دارالذکر حرم امام رضا علیه السلام #رهبر_شهید_انقلاب

  • 31 дек.2 529768

    حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟ گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای! گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟ گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای! گفتمش اينها که ميبينی؛ چرا دل بسته اند؟ گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای! گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟ گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!

  • 18 дек.2 97656

    👥 #مباحث_دینی 💢 شبهه ای در مورد عدم انتقام حضرت امیر (ع) از قاتلان حضرت زهرا (س) ❌🤥❌🤥❌🤥❌ ❌ متن شبهه : برخی شبهه می کنند که اگر خلفا و قنفذ و مغیره و ...در قتل حضرت زهرا شریک بودند چرا حضرت علی وقتی قدرت گرفت از آنها انتقام نگرفت و آنها را قصاص نکرد ؟ ✍پاسخ : 🔹علی علیه السلام بارها و بارها متذکر شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در مکان ها و زمان های مختلف شدند و به هیچ عنوان این قضیه را از ذهن نبردند . 🔹سليم بن قيس می گوید ؛ عمر بن خطاب نصف اموال همه عمّال خود را از آنان گرفت‏ مگر قنفذ عدوى او نيز يكى از كارمندان او بود كه چيزى از او نگرفت و آنچه از او گرفته بود بيست هزار درهم مى‏ شد، به او بازگرداند. 🔹 سلیم می گوید با على عليه السّلام ملاقات كردم و از اين كار عمر از او پرسيدم. فرمود: آيا مى‏ دانى چرا از قنفذ دست برداشت و چيزى از وى غرامت نگرفت؟ گفتم. نه. فرمود: زيرا او بود كه وقتى فاطمه عليها السّلام آمد تا بين من و آنان قرار گيرد، با تازيانه ‏اش او را زد، چنان كه وقتى فاطمه عليها السّلام از دنيا رفت، جاى تازيانه همچون بازوبند روى بازويش مانده بود. 📚کتاب سلیم ج2 ص674 📚بحار الانوار ج30 ص302 🔹حضرت علی و سایر امامان در موارد دیگری نیز اشاره به مصائب حضرت زهرا و هتک حرمت ایشان کرده اند 🔹اما این که چرا علی علیه السلام پس از آن که قدرت داشت از قاتلان حضرت زهرا سلام الله علیها انتقام نگرفت پاسخ روشنی دارد . 🔹سیره و رویه اهل بیت علیهم السلام بر این بود که حتی المقدور از قاتلین و ظالمین خود انتقام نگیرند و حسابرسی آنان را به خداوند واگذار کنند . 🔹در داستان جنگ جمل هنگامى كه بر دشمنان پيروز شد فرمان عفو آنها را صادر كرد و عايشه را كه از گردانندگان اصلى اين جنگ بود با احترام به مدينه باز گرداند. 🔹داستان عفو امام عليه السلام از «عمرو بن عاص» هنگامى كه در ميدان صفين در چنگ او گرفتار شده بود و براى نجات خويشتن خود را برهنه و عريان ساخت معروف است. 📚دانش نامه امیر المومنین ج5 ص339 🔹از آن معروف‏تر داستان توصيه‏ هاى او درباره قاتل خويش «عبدالرحمان ملجم مرادى» كه به فرزندان خود سفارش كرد آب و غذا و وسيله استراحت اين زندانى را فراهم كنند و فرمود اگر زنده بمانم خود مى ‏دانم با او چگونه رفتار كنم و اگر شما هم عفو كنيد بهتر است و اگر (مصلحت عموم مردم ايجاب كرد كه) لازم بدانيد او قصاص شود تنها را با يك ضربه وى را قصاص كنيد همان‏گونه كه او يك ضربه بر من وارد كرد. 🔹اميرمؤمنان على عليه السلام اين درس را از استادش پيامبر اكرم آموخته بود كه نمونه روشن آن عفو عمومى حضرت در داستان فتح مكه است، در حالى كه آنها قاتلان اصحاب و ياران پيامبر اكرم  بودند و در سيزده سال كه حضرت در مكه بود ظلم و جنايت فراوانى در حقش روا داشتند و در ساليانى كه در مدينه بود آتش جنگ‏هايى بر ضدش برافروختند؛ ولى حضرت با يك فرمان عمومى، همه را عفو كرد و فرمود : «شما مردم، هم‏وطنان بسيار نامناسبى بوديد. رسالت مرا تكذيب كرديد و مرا از خانه ‏ام بيرون ساختيد و در دورترين نقطه كه به آنجا پناهنده شده بودم با من به نبرد برخاستيد، ولى من با اين همه جرايم شما را بخشيده و بند بردگى را از پاى شما باز مى‏ كنم و اعلام مى‏ كنم: اذهبوا فأنتم الطّلقاء؛ برويد دنبال زندگى خود، همه شما آزاديد » 📚بحار الانوار ج21 ص107 🔹و حتى «وحشى» قاتل معروف عمويش «حمزه» را كه جنايتى‏ ، بسيار وحشتناك انجام داده بود بعد از پذيرش اسلام بخشيد و هنگامى كه به مدينه آمد و خدمت پيامبر  رسيد و اسلام را ظاهراً پذيرفت حضرت او را عفو كرد ولى فرمود  در اينجا نمان، زيرا ديدن تو خاطره شهادت عمويم حمزه را در نظرم زنده مى‏ كند. «وحشى» از آنجا به شام رفت و در آنجا ماند. 📚الاستیعاب ج4 ص1564 🔹قرآن هم در وصف بندگان شایسته می گوید : «َالْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النَّاس‏ ِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنين‏» « ( پرهیزکاران ) خشم خود را فرو مى ‏برند؛ و از خطاى مردم درمى ‏گذرند؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد». 🔰ال عمران 134 🔹بر همین اساس علی علیه السلام حسابرسی قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها را به خداوند واگذار کرد و در دنیا در صدد انتقام از آنها بر نیامد .

  • 7 дек.2 77345из matnerooze

    امام علی‌ علیه السلام : طوبی لِمَن أحسَن إلَی الِعبادِ و تَزَوَّدَ لِلمَعادِ خوشا به حال آن که به بندگان خدا نیکی کند و برای آخرت خود زاد و توشه برگیرد باسلام و احترام خدمت اعضای گروه و مجموعه کانالهای مجمع الذاکرین اهلبیت علیهم السلام جهت درمان مریض سرطانی احتیاج به کمک مالی شما بزرگواران داریم ان شاالله که با همکاری و مساعدت شما بزرگواران بتونیم این مریض رو درمان و فرزندانش رو خوشحال کنیم🤲🤲🤲 شماره کارت جهت واریز 👇 6037697665860406 محمدرضا مسلمی 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

  • 👌👌👌 ✍امام زين‌العابدين(ع): بيچاره فرزند آدم ... هر روز سه مصيبت به او مى رسد و حتى از یکی از آنها پند نمى گيرد كه اگر پند میگرفت، سختي هاو كار دنيا بر او آسان مى شد. #مصيبت_اول: هر روز از عمر او كم میشود در صورتى كه اگر از مال او چيزى كم گردد اندوهگين مى شود؛ درحالیکه مال جايگزين دارد، اما عمر از دست رفته جبران نمى شود. #مصيبت_دوم: روزيش را به طور كامل دريافت میكند، كه اگر از راه حلال باشد بايد حساب پس دهد و اگرحرام باشد كيفر میبيند. #مصيبت_سوم: از اينها بزرگتر است پرسیدند: "آن چيست؟" فرمود: «هيچ روزى را به شب نمى رساند مگر اين كه يك منزل به آخرت نزديك شده است، اما نمى داند به سوى بهشت يا به سوى آتش؟ 📚منبع‌الاختصاص؛ص342 ‌‌https://t.me/khatm14

  • #پندیات پند ⏸ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✔️✔️✔️✔️✔️🌷🌷 عمر ما سست و دوامش چون حبابی بیش نیست لذتش زود گذر و مثل سرابی بیش نیست تا که دیده واکنی موی سرت گشته سفید این پیام بر ما دهد عمرت چو خوابی بیش نیست خردی و فصل جوانی و سپس پیری رسد این سرا بشنو زمن دار خرابی بیش نیست چون سکندر گر روی دنبال آب زندگی اینچنین آب بر بدن جز یک شرابی بیش نیست این سخن خوب گفت شیخ الانبیاء نوح نبی عمر او رفتن به سایه زآفتابی بیش نیست (۱) اینکه گویند عیش کن و عیشی که آرد هرزگی جان من این حرف ، حرفِ ناثوابی بیش نیست یک دو روز عمر ، انسان باش و بنما بندگی زرق و برق این جهان جز آب و تابی بیش نیست آنکه عمرش در تباهی بگذرد در روز حشر اشک بر چشمان و دل همچو کبابی بیش نیست هر عمل عکس العمل دارد زپی در این جهان کار زشت را جز عقابش باز تابی بیش نیست گر که اعمال نکو داری مترس تو از جزا اینچنین ترس از قیامت اضطرابی بیش نیست عاقبت پیک اجل بر کوی ما هم میگذرد این ملاقات می رسد حرف حسابی بیش نیست چون( صفا )یادی زمردن میکند با اشتیاق دل طپش افتدزهول ، چشم پرآبی بیش نیست (۱)از نوح پرسیدند این همه عمر که از خدا گرفتی در نظرت چگونه آمد / فرمود: انگار از آفتابی بر خاستم و بر سایه ایی نشستم مگر چقدر زمان می برد https://t.me/khatm14

  • #پندیات پند// داستان دوستی مردی با عزرائیل ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖🌷🌷🌷 شنیدم حضرت حق داده فرمان به عزرائیل که باشد قابض جان ببندد با یکی عهد و رفاقت دهد درسی بر او با این ظرافت چو بگذشت مدتی از آن زمانه که بینشان گرفت دوستی نشانه دگر بار امر شد از سوی سبحان که بگسل پیک حق اینگونه پیمان برای آخرین بار قابض جان بسوی خانه اش گردیده مهمان بگفتا آخرین دیدار با توست بود امر خدا این خواسته اوست بگفت آن مرد که ای نور دو چشمان رفاقت کرده ایم چند سال بدوران بیا مردانگی کن آخرین دم ببند عهدی چنین ای دوست با من که چند وقت قبل مرگم ای وفا دار مرا از مردنم بنما خبر دار گذشت چند سال از آن دیدار آخر که عزرائیل آمد در برابر بگفت آن مرد چنین ای پیک داور قدمهای تو باد بر دیده و سر رفیقم آمدی حالم بپرسی پس از چندی تو احوالم بپرسی بگفتا آمدم جانت ستانم که من دیگر کسی را دوست نخوانم هراسان گفت توبا من عهد بستی چرا آن عهد و پیمان را شکستی نمودی عهد خبردارم نمایی بوقت مرگ هوشیارم نمایی بگفتا من خبر دارت نمودم به چندین بار هوشیارت نمودم درآن وقتی که بردم یاورانت تلنگر بود زدم آندم به جانت ندیدی مردن همسایه ات را ویا مرگ عمو و خاله ات را ندیدی صد جنازه در خیابان نرفتی زیر تابوت عزیزان همه هشدار بوده داده ام من ترا اخطار بوده داده ام من بیا و خواب سنگین را رها کن به فکر مرگ و هم روز جزا کن کسی را عمر جاویدان نباشد اجل را با کسی پیمان نباشد صفا گر شاعری یا نکته دانی توهم تا چند صباح زنده نمانی https://t.me/khatm14

  • ‍ .. غزل .. پند و مدح مولا امیرالمومنین 💥 دستگاه شور 💥 حب این دنیا نمی دانی چه با ما میکند هر عزیزی را به یکدم خوارورسوا میکند از سبوی زندگی زهر ندامت می خورد هر که در راه طلب امروز و فردا میکند دولت بیداری شبهای خوف از خدا دیدهء شب زنده داران را چو دریا میکند بگذرد این زندگانی توشه ای آماده کن هر کسی در روز محشر آرزوها میکند هرکه شدمانند سلمان درمسلمانی خودش با تولای علی صدها گره وا میکند من یقین دارم که با ایمان وذکر یاعلی هر محب مرتضا کار مسیحا میکند کی کند دست نیازخویش پیش کس دراز مرد حق حاجات خود از حق تمنا میکند نقطهء خال لب دلدار غایب از نظر همچنان غارتگری از مرغ دلها میکند جلوهء حسنی که دارد یوسف زهرای ما دیدهء آئینه را محو تماشا میکند #قاسم_ملکی_قمی ‍‍ ‍ 👇👇 https://t.me/khatm14

  • ✨﷽✨ 🌼از لحظات آخر مرگ جدا بترسید ✍️هنگام احتضار و جان کندن عالمی،‌ برایش دعای عدیله می‌خواندند و او تکرار می‌کرد؛ وقتی رسیدند به جمله "واشهدان الائمة الابرار" محتضر گفت: این اول حرف است، یعنی قبول ندارم! تا سه مرتبه او را تلقین می‌کردند و او می‌گفت این اول حرف است. پس از لحظه‌ای عرق تمام بدنش را گرفت و چشم‌هایش را باز کرد و با دست اشاره به صندوقی که در گوشه حجره نمود و امر کرد سر آن را باز کردند. و از میان آن یک ورقه بیرون آوردند پس به او دادند و آن‌را پاره‌اش کرد. چون سبب آن را از او پرسیدند گفت: من به کسی پنج تومان قرض داده بودم و از او سند گرفته بودم، هر وقت به من می‌گفتید بگو: واشهدان الائمة الابرار؛ می‌دیدم فردی با ریش سفیدی سر صندوق ایستاده و این سند را به دست گرفته و می‌گوید اگر این کلمه شهادت را گفتی این سند را پاره می‌کنم. من برای گرفتن طلبم به آن سند نیاز داشتم و در آن لحظه راضی نمی‌شدم که این شهادت را بگویم و چون خدا به لطف خودش مرا شفا داد و از حالت احتضار خارج شدم، آن سند را خودم پاره کردم که دیگر مانعی از گفتن کلمه شهادت نداشته باشم. 📚داستان‌های شگفت شهید دستغیب به نقل از منتخب التواریخ، باب 14 https://t.me/khatm14 ‼️رفیق نزار هیچی وابستت کنه به دنیا

  • بسم الله الرحمن الرحیم #یک_داستان_یک_پند روزی جوانی از پدرش پرسید معنی حمد چیست؟ پدرش گفت: پسرم، گمان کن در شهر می‌روی و سلطان تو را می‌بیند و سلطان بدون این‌که به او چیزی ببخشی، وزیر را صدا کرده و به تو کیسه‌ای طلا می‌بخشد. آیا تو از وزیر تشکر می‌کنی یا سلطان؟؟ پسر گفت: از سلطان. پدر گفت: معنی شکر هم این‌ است که بدانی هر نعمتی که وجود دارد از سلطان خدا است. اگر کسی به تو نیکی می‌کند او وزیر است و این نیکی به امر خدا است. پس او لایق همه حمدها است https://t.me/khatm14

  • 🌹یک_داستان_یک_پند ✍️حضرت موسی (ع) در جایی نشسته بود، ناگاه ابلیس که کلاه رنگارنگی بر سر داشت نزد موسی (ع) آمد. وقتی که نزدیک شد کلاه خود را (به عنوان احترام) از سر برداشت و مؤدبانه نزد موسی (ع) ایستاد. حضرت موسی گفت: تو کیستی؟ ابلیس جواب داد: ابلیس هستم. 🔥موسی (ع) پرسید: تو ابلیس هستی؟!! خدا تو را از ما و دیگران دور گرداند. ابلیس گفت: من آمده‌ام بخاطر مقامی که در پیشگاه خدا داری، بر تو سلام کنم. موسی (ع) پرسید: این کلاه چیست که بر سر داری؟ ابلیس پاسخ داد: با (رنگ‌ها و زرق و برق‌های) این کلاه، دل انسان‌ها را می‌ربایم. ‼️🌴موسی (ع) پرسید: به من از گناهی خبر بده که اگر انسان آن را انجام دهد، تو بر او پیروز می‌شوی و هر کجا که بخواهی افسار او را به آنجا می‌کشی. ابلیس گفت: سه گناه است که اگر انسان گرفتار آن شود، من بر او چیره می‌گردم: (اِذا اَعجَبَتهُ نَفسُهُ، وَاستَکثَرَ عَمَلَهُ، و صَغُرَ فِی عَینِهِ ذَنبُهُ) 🔸🍃1) هنگامی‌ که انسان خودبین شود و از خودش خوشش آید. 🔹🍃2) هنگامی که او عمل خود را بسیار بشمرد. 🔸🍃3) زمانی که انسان گناه در نظرش کوچک گردد. 📖برگرفته از کتاب ارشاد القلوب، ج1، ص50 https://t.me/khatm14

  • پند و اندرز تاکه سرگرم جهانی اهل باورنیستی تاکه دنبال زری درفکرمحشرنیستی تااسیرنفس هستی ازحقیقت غافلی تابخواب غفلتی درخط داورنیستی مرگ ازمژگان ماباشدبه مانزدیکتر ازچه رودرفکرمردن ای برادرنیستی باعصاکوری دهدتشخیص راه وچارا تابکی گمراهی ودرفکررهبرنیستی باتمام حشمت وجایی که درنزد خلق داشت رفت پیغمبرتوبهترازپیمبرنیستی عاقبت تیغ اجل فرق علی راهم درید ای بشرتوبهترازساقی کوثرنیستی آنچه می بینی دراین عالم همه فانی بود تابکی فکرحساب وروزکیفرنیستی تاتوان داری بفکرناتوانان باش چون دربرگرگ اجل هرگز توانگرنیستی اگرزرین کلاهی عاقبت هیچ اگرخودپادشاهی عاقبت هیچ اگرملک سلیمانت ببخشند سرآخرخاک راهی عاقبت هیچ https://t.me/khatm14

  • #پندیات تقوا 🌹🌹🌹🌹🔷🔷🔷🔴🔴🔴🔴🔵🔵🔵🔵❤️❤️❤️‼️ هر که آمد به جهان روزی سفر خواهد کرد زین مسافرخانهٔ دنیا گذر خواهد کرد ای خوشا آنکس نشد عبد به دنیای دنی عاقل از وسوسهٔ نفسش حذر خواهد کرد تاج عزت به سر خلق جهان است تقوا در بر نفسش یقین کار سِپَر خواهد کرد هر که پوشیده به تن جامهٔ تقوا ایدوست بسلامت او را زین ورطه به در. خواهد کرد یک دو روزی که ترا فرصت دنیا باقیست کار خیر کن که خدا بر تو نظر خواهد کرد هر که از روی جهالت پی عصیان باشد حاصلش روز جزا چشم تو تر خواهدکرد در مثل دنیا چو لوح و هست انسان ، نقاش آنچه کردی جلوه از خیر و زشر خواهد کرد ظلم و نامردی و عصیان حاصلش ای هوشیار رکّ و پوست کنده بگویم دربه در خواهد کرد یک دعای پدر و مادر تو کافی هست پر پرواز تو گردد دفع شرّ خواهد کرد بارها نام خدا بردی که عصیان نکنی دل قوی دار که از توبه اثر خواهد کرد رسد آن روز ترا سوی مزارت ببرند گر چه زین قصه به صد نوع خبر خواهد کرد بشنو ای دوست تو به فکر روز. تنهائی باش هر که غافل بود آن روز چه ضرر خواهد کرد آنچه گفتی تو (صفا) حرف خداوندی بود زشت کردار را قیامت خوک و خر خواهد کرد (۱) 🦠🦠🦠🦠🦠 https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg (۱)يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿۴۱﴾ تبهكاران از سيمايشان شناخته مى ‏شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند (۴۱) سوره الرحمن آیه ۴۱

  • #پندیات ارزش انسان 🌹🌹🌹🌹🔷🔷🔷🔷🔴🔴🔴🔵🔵🔵🔵❤️❤️❤️‼️ دلا سلطنت دنیا به یک دینار نمی ارزد اگر چه این جهان زیباست بدون یار نمی ارزد بیا چون گل ز بوی خوش جهانی را معطر کن وگرنه صد هزار بوته که باشد خار نمی ارزد فصاحت در سخن زیباست ولی حقگویی زیباتر سخن از روی نادانی به نیش مار نمی ارزد مسلمانی اگر. بنما مدارا در امور خویش هزاران کار خیر کردن به یک آزار نمی ارزد سلیمان گر شدی هرگز میفکن باد در غبغب کشاند گر ترا قدرت بسوی نار نمی ارزد شنیدم دشمن دانا ز یار جاهل است بهتر هزاران آدم خفته به یک بیدار نمی ارزد هزاران به به و چهچه ز خلق هر روزه آید گوش بدان کاری خدای تو شود بیزار نمی ارزد مرض را گر شناسی میتوان داروی آن یابی وگر نه دارو بر امراض واگیر دار نمی ارزد بدرگاه خداوندی تو با اخلاص رجوع بنما اگر که غلّ و غش باشد ترا در کار نمی ارزد بخواهی یا نخواهی تو به چنگ مرگ و میافتی که لذات جهان بر مرگ محنت بار نمی ارزد قلم گاهی چنان خون شهیدان میکند بیدار ولی گه از عناد شخص به یک دستار نمی ارزد برای حفظ میهن تا توانی چشم بینا کن هزاران وعده از دشمن ملامت بار نمی ارزد (صفا) خون شهیدان ضامن امنیت ما شد بسمت خود کفائی رو به جز این کار نمی ارزد https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg

  • #پندیات شاعر: فاضل نظری وضع ما، در گردش دنیا چه فرقی می کند زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب وقت مُردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست خانه ی من با خیابان ها چه فرقی می کند مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟ فرصت امروز هم با وعده ی فردا گذشت بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند گر توان داری بگیر دستی تو از مهر و وفا بعد مردن مفلس و دارا چه فرقی می کند زره ایی از مال و زر با ما نمیآید به گور حجره یا کاخ جهان آرا چه فرقی می کند اصل این است زنده ایم یاری برای هم شویم بعد مرگ شیرین و یا لیلا چه فرقی می کند خلق زیبا باعث خوشنوپی خالق شود آدم بد زشت و یا زیبا چه فرقی می کند ما مسافر باشیم و مرگ هم چو صیادی ز پی جای مردن خانه یا صحرا چه فرقی میکند https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg شاعر فاضل نظری

  • دشتی خداوندا دلم صد غصه داره2 چه جوری این دلم طاقت بیاره خداوندا تویی دار وندارم 2 به کی بگم که من مادر ندارم چراغ خونه بودی مادر من2 فلک چه خاکی کردی بر سر من الهی ای فلک دیگر نگردی2 عزیز من به زیر خاک و کردی مادر،،،، جوون بودی نه وقت رفتنت بود2 نه وقت زیر خاک و خفتنت بود سیاهه روزگارم بی تو مادر2 میسوزم بیقرارم بی تو مادر مگر مادر دیگه دوستم نداری? صدات کردم جوابم رو ندادی تورفتی سر روی خاکا میذارم کجا رفتی بگو دار وندارم خدا شاخه گلم از ریشه چیدن شنیدن کی بود مانند دیدن #مادر #دشتی https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg

  • #پندیات ⚫️⚫️⚫️🔵🔵🔵🔴🔴🔴🌹🌹🌹🔷🔷🔷🔸🔹⬛️⬛️☑️ چه زیبا میشد این دنیا بشر فکر رفاقت بود بجای خودستایی ها میان ما صداقت بود بجای آبرو ریختن ز مؤمن در میان خلق تمام زندگی آدم پی کسب کرامت بود بجای ترس از ظالم و تسلیم جفا گشتن کمی هم در دل انسان به جای ترس شجاعت بود به جای منفعت بردن ز دین و از شعائر ها بشر اهل عمل میبود خلایق را دیانت بود به جای بردن و خوردن ز مال این و آن انسان به حق خود رضا میبود و در فکر قیامت بود نشان زیرکی تقواست نه تاراجِ ز بیت المال چه خوب بود هر که در کارش کمی فکر صیانت بود برای ساختن یک جامعه عاری ز هر پستی پس از علم و لیاقت اکمل آن هم سماجت بود چه عالی میشد این عالم نبود بخل و حسد در دل برای درک همدیگر میان ما درایت بود چقدر خوب بود که بین ما نبوده فقر تنگدستی بجای فخر فروشی بین دارایان سخاوت بود چقدر خوب میشد این دنیا نبوده جنگ و خونریزی بجای کینه و قتل و شقاوت گر محبت بود چه خوب بود در دل انسان کمی ترس از جزا میبود بشر گاهی بفکر مرگ و قبر و آن ضیافت بود (صفا) با حرف خالی بی عمل هرگز ندارد سود بشر فکر جزا میبود کجا فکر خیانت بود https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg

  • #پندیات پند ◼️◼️◼️◼️🔴🔴🔴🔴🎤🎤🌴🌴 سنگ اجل میشکند شیشهٔ جان من و تو خواهی نخواهی بگذرد عمر گران من و تو خدا نخواسته کرده ائی ظلم وجفا به این و آن توبه نما که بگذرد وقت و زمان من و تو دیده گشا که یک به یک بار سفر ببسته اند مرد و زن و پیرو جوان زخانمان من و تو دل مشکن که زخم دل دوا ندارد ای رفیق مواظب کلام باش ، وای از زبان من و تو اگر که گشته یار تو بخت بلند و روزگار غرّه مشو که گم شود نام و نشان من و تو اگر جوان و و پر توان هستی عزیز من بدان رسد زمان پیری و قد کمان من و تو بهار عمر آدمی دو روز هست و زود گذر یقین که از پس بهار رسد خزان من و تو بیا به بازار جهان ببر تو نیکی و صفا وقت حساب میرسد سود و زیان من و تو دفتر عمر من و تو به مرگ چو بسته میشود گرگ اجل رسد ز ره فتد به جان من و تو گیرم سخنوری و یا بلبل این زمان تویی رسد دمی که میزنند مهر به دهان من و تو (الیوم نختم علی افواههم) دست و سر و پا و دوچشم شاهد و بر علیه تو بدان به حکم حق دهند گواه زیان من و تو (وتکلمنا ایدیهم و تشهدو ارجلهم بما کانو یکسبون) اگر چو نوح عمر تو فزون شود زاین و آن پنجه زند گرگ اجل یقین به جان من و تو چه کرده ایی تو ای( صفا) رسی به محضر خدا در عوضش خدا دهد بهشت مکان من و تو https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg

  • #مادر در عزای مادر از زبان فرزند ⚫️⚫️⚫️🔴⚫️⚫️⚫️⚫️🔵⚫️⚫️⚫️🔷⚫️⚫️⚫️⚫️⬛️⬛️☑️ شکسته قلبم از هجران مادر ز جور دهر شدم نالان مادر ز پیشم پر کشیده کرده هجرت شدم تنها دگر با رنج و محنت تو ای زیبا گلم مادر کجایی چسازم من به این داغ جدایی گل کاشانه ام مادر تو بودی چراغ خانه ام مادر تو بودی دگر گل بعد تو بوئی ندارد تو نیستی. خانه ام سوئی ندارد به آه و ناله مادر من قرینم چگونه جای تو خالی ببینم به پیش دیده گان عکست گزارم شب و روز از فراقت بی قرارم بیایم هر شب جمعه مزارت کنم من درد دل مادر کنارت (صفا ) بی مادری درمان ندارد چو مجنون است سر و سامان ندارد https://t.me/joinchat/AAAAAEw6y-kmuMSXvCd9Tg

  • 💥#سینه_زنی_حضرت_علی_ع 🔆#ختم_پدر 💥#ختم_برادر عالم و آدم کند گریه برای علی حیف که در خاک رفت قد رسای علی نخل بوَد منتظر چاه بوَد بی‌قرار حیف که خاموش شد صوت دعای علی گریه کند صبح و شام اشک فشانَد مدام تا که عدالت زند بوسه به پای علی 💥یاعلی مولا مدد زندگی بی‌علی سخت‌تر از مردن است کاش که ما می‌شدیم کشته به جای علی دامن محرابِ خون گشته بر او قتلگاه مسجد کوفه شده کرب و بلای علی تیغ به دشمن دهد، بذل به قاتل کند گر ببرد کودکی شیر برای علی 💥یاعلی مولا مدد مسجدیان یک طرف جمله گشایید صف تا که یتیمان نهند سر به سرای علی پیر فقیری زند بر سر و بر سینه‌اش طفل یتیمی شده نوحه سرای علی بذل و عنایت ببین لطف و کرامت ببین قسمت قاتل شده سهم غذای علی 💥یاعلی مولا مدد می‌دمد از سنگ‌ها نالۀ «یا سیدی» می‌چکد از نخل‌ها اشک عزای علی ثروت هر کس همان مال و منالش بوَد هستی «میثم» بـوَد مهـر و ولای علی 💥یاعلی مولا مدد 💥هدیه محضر خانم حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات) 💥