مجلهٔ خیمه
Статистикаبه مجلس حضرت سیدالشهدا(ع) خوش آمدید. ارتباط با ما: @ehya_admin ۰۹۰۲۸۲۴۲۹۸۱
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 34
- 1/48двое суток
- 38
- 1/72трое суток
- 42
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ببینید/ تصنیف غزل رهبر شهید با صدای حسامالدین سراج منتشر شد قطعه موسیقی «به رَسم کِرام» با غزلی از حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه «امین» در نجوا با حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام منتشر شد. این تصنیف در ایام شهادت حضرت علیبن موسیالرضا علیهآلافالتحیةوالثنا و در آستانه چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب، با صدای استاد حسامالدین سراج و آهنگسازی امیرحسین سمیعی توسط رسانه KHAMENEI.IR تهیه و منتشر شده است.
ببینید/ چند درس از زندگی پیامبر رحمت(ص)
💠 زندگی با سعادت در کلام پیامبر اکرم(ص) @kheimeh_mag
عکس/قبور ائمه بقیع قبل از تخریب امام حسن(ع) و دیگر ائمه مدفون در قبرستان بقیع تا سال 1344 هجری قمری دارای بارگاه و ضریح بوده اند. در این سال ضریح اهل بیت(ع) در بقیع به دست وهابیان عربستان تخریب شد.در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری قبرستان بقیع به عنوان مهمترین قبرستان اسلام به دست وهابیون تخریب شد. * عکس توسط هوش مصنوعی اصلاح رنگ شده است @kheimeh_mag
بشنوید/ روایت استاد علی صفایی از ماجرای حضرت رسول(ص) و مرد یهودی @kheimeh_mag
سلام من به مدینه به آستان رفیعش...
روایت عجیب محمد اصفهانی از ماجرای غذای حرم امام رضا(ع) دکتر محمد اصفهاني، چهره محبوب و نام آشنا چند سال قبل، رواياتي را از يكي از خادمان به صورت مستقيم نقل ميكند كه مرور آن خالي از لطف نيست: کشیک کفشداری بودم؛ معمولا بین ما خادمان رسم است که اگر حاجت یا مشکلی داشته باشیم، غذای نوبت كشيكمان را نذر زائر حضرت(ع) ميکنیم . گرسنه بودم. از ميهمانسرای حضرت سهم شامِ کفشداری ما را آوردند. دوستانم غذا خوردند ولی من چون نذر داشتم غذا را دستم گرفتم و رفتم توی صحن تا به یکی از زائران بدهم. معمولا هروقت غذا به دست و با لباس خدمت به صحن ميرفتم همه به طرفم ميآمدند، اما اين دفعه هیچکس نيامد! نه ازدحامي و نه درخواستی. دلم گرفت، فكر كردم نکند آقا از دست من ناراحت باشد. در همین احوال يكباره چشمم به مردی شیک پوش با کت و شلوار اتو کشیده و مرتب افتاد که دست بچه 9-10 سالهاش رو گرفته بود و داشت از حرم خارج ميشد. با دیدنش حالم دگرگون شد. بدون اینکه بفهمم چرا به طرف این پدر و پسر رفتم و ظرف غذا رو با احترام به آنها تعارف کردم. مرد شیک پوش با تعجب و بُهت مدتی به ظرف شام خیره شد و يكباره خون به صورتش دوید. پسرش با خوشحالی گفت: بابا، شام! و پدر بیاختیار زد زیر گریه!! . . . من مات و مبهوت با نگرانی پرسیدم: چی شده؟ شما رو ناراحت کردم؟ مرد در حالیکه اشکهايش رو از روی صورتش پاک ميکرد، گفت: خیر آقا، ما خیلی هم از شما متشکریم! گریه من به خاطر کرامتی است که هماکنون از این امام بزرگوار دیدم . . . چند لحظه گذشت. وقتی آرامتر شد، گفت: همین الان در حرم بودیم و داشتیم زيارت میکردیم که پسرم وسط آن شلوغی و ازدحام خم شد و چیزی از روی زمین برداشت و خورد. گفتم: چی بود که خوردی؟ گفت: یه دونه نخودچی. با عصبانیت دستشو کشیدم و گفتم: چرا این کار رو کردی؟ حتما اون نخودچی به پاي خيليها خورده و کثیف شده؛ اونوقت تو اون رو ميذاری توی دهنت. پسرم در حالیکه ترسیده بود، بغض کرد و گفت: آخه من گرسنهام. به هتل هم كه نميريم تا شام بخوریم. با عصبانیت گفتم: گرسنهای؟ به ایشان بگو گرسنهای! و اشاره کردم به ضریح حضرت. راستش خودم هم نفهمیدم که چرا در اون لحظه چنین حرفی زدم؟ و پسرم بلافاصله گفت: امام رضا(ع) من گرسنهام ! از کار خودم خجالت کشیدم و در دلم از امام(ع) عذرخواهی کردم و از ادامه زيارت منصرف شدم تا با پسرم به هتل برگردم. از حرم كه خارج شدیم شما ... حالا نمیدانم حالم رو چطوری براتون توصیف کنم. ای کاش به پسرم ميگفتم چیز دیگری از حضرت بخواد و دوباره زد زیر گریه...
معاویه چه بر سر شام آورده بود؟ 🔹میلانه عطاءالله نویسنده و شاعر سوری در مطلبی که در ماهنامه خیمه شماره آخر منتشر شده به بررسی جامعه منتهی به حادثه کربلا پرداخته است. در بخشی از این یادداشت درباره جامعه سرزمین شام در آن عصر آورده است: سرزمین شام به مدت بیست سال زیر فرمان معاویه پسر ابوسفیان بود و سپس، پس از دستیابی او به خلافت، پایتخت حکومتش قرار گرفت. معاویه برای رسیدن به این موقعیت، از سال ۴۱ هجری تلاش فراوانی کرد و بیست سال دیگر بر آنجا سلطه داشت. او به زیرکی و سیاستورزی مشهور بود؛ تا آنجا که ضربالمثلی با عنوان «موی معاویه» رواج یافت و تا امروز نیز باقی مانده است. معاویه سلطنت خود را با جذب سیاستمداران زیرک و حذف رقیبان استوار ساخت. او از روحیه قبیلهای مردم شام بهره برد و با نرمی و مدارا دل آنان را به دست آورد و از طریق تبلیغات گسترده، پایههای حکومت خود را تثبیت کرد. وی توانست مردم شام را گمراه سازد - چیزی که امروز از آن به عوامفریبی تعبیر میشود. و بدین گونه شامیان را زیر سلطه فکری خود قرار داد. راههای شناخت و آگاهی را بر آنان بست و حقیقتهای دینی و تاریخی را از ایشان پنهان کرد. چنانچه نقل شده است کار به جایی رسید که یکی از مردم شام درباره امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) گفته بود: «این ابوتراب که امام بر منبر او را لعنت میکند، کیست؟ گمان میکردم او یکی از راهزنان دوران فتنه بوده است!!!» 🔹️متن کامل یادداشت در شماره ۱۹۲ خیمه منتشر شده است.
کسی که عشقی ندارد...
ماجرای عجیب توصیه پدر یک عالم 🔹محمد رضا زائری در یادداشتی که ماهنامه خیمه منتشر کرده نوشته است: به تعبیر رسول خدا فرمود:«الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه...»اگر مردم معدن هستند، معدنکاوی زحمت دارد. شغل معدن سختترین شغلهاست. سیاه شدن دارد. خفه شدن دارد. ریزش سنگ و خاک دارد... 🔹️...ماجرای عجیبِ درباره یکی از علما شنیدم که میگویند وقتی ایشان میخواست ملبس و روحانی شود، گفت پدرم مرا صدا زد. آن موقع یک اسکناس دوتومانی به من داد و گفت میروی سرِ چهارراهِ مولوی که قماربازها نشستهاند و قاپ میریزند. میروی یک دست با آنها بازی میکنی! میگوید اصلاً برقِ مرا گرفت! گفت این دوتومنی را بگیر و همین را هم برگردان. میگوید رفتم سر چهارراه نشستم و دوتومن را گذاشتم و بازی کردم با تصرف آن بزرگوار عین همان اسکناس برگشت و آمدم. به پدر گفتم حاجآقا دستورتان را اطاعت کردم. گفت فقط میخواستم حواست باشد، تو برای این ها داری آخوند میشوی!... 🔹️در روایت از امام صادق علیه السلام آمده که فرق بین روحانی و روحانی نما چیست... فرمودند تفاوت آنها در تحمل است... 🔹️متن کامل این یادداشت در شماره ۱۷۳ خیمه منتشر شده است.
وقتی دنیات تیره و تار شد...ببین
سخنان محمدباقر خرازی و خروش عالمانه حضرت آیت الله جوادی آملی محمدرضا زائری درباره سخنان عجیب یک روحانی ساکن قم نوشت: انتشار گسترده ی سخنان یکی از روحانیون ساکن قم ( آقای محمدباقر خرازی) بار دیگر موجی از اعتراض ها و دلخوری ها را در ساحت عمومی فراهم ساخت و البته در کنار آن به طور طبیعی حجم گسترده ای از ناسزا و فحش و فضیحت را برای روحانیت و حوزه ی علمیه قم در پی داشت. شگفت اینجاست که به نظر می رسد این همه بازتاب منفی برای خود حوزه و روحانیت اهمیتی ندارد و موضع رسمی و محکومیت علنی برای این گونه سخنان به چشم نمی خورد و به گوش نمی رسد. شکایت و آزردگی حزب الله لبنان البته نخستین بار نیست که این شخص با مواضع خاص و عجیب خود حاشیه ساز می شود و دردسر می آفریند، به خاطر دارم در اواسط دهه هشتاد شمسی که ساکن بیروت بودم، مسؤولان حزب الله لبنان چه قدر از او که خود را به عنوان "حزب الله" معرفی می کرد آزرده بودند و شکایت داشتند.یکی از مسؤولان فرهنگی حزب الله لبنان که چهره ی فکری شاخص و برجسته ای بود، با اشاره به روزنامه ای که ایشان به اسم "حزب الله" در قم منتشر می کرد، اظهار داشت که تمام تلاش مان را داریم می کنیم که جلوی انتساب این جماعت به ما گرفته شود و کسی تندروی ها و مواضع خاص آنان را به نام ما ننویسد!... متن کامل این یادداشت را که در خبرآنلاین منتشر شده است از لینک زیر بخوانید: https://www.khabaronline.ir/news/2257493
🔹️اگر یک روز از خواب بیدار شدیم و احساس کردیم با همه دنیا مشکل داریم یا از پدر و مادر و خواهر و برادرمان بدمان میآید و نمیتوانیم تحملشان کنیم، به جای داد و بیداد کردن، یک نفس عمیق بکشیم و به خودمان یادآوری کنیم که: «من روی پل متحرک ایستادهام، همه چیز در حال تغییر است، این احساس جدید به خاطر شرایط بلوغ جسمی و عاطفی من و این دگرگونی یکی از نشانههای رشد است.» 🔹️اگر دختری دارید که در آستانه سن بلوغ است پیشنهاد میکنیم کتاب «تاج طلا»، راهنمای بلوغ دختران نوشته سمیه سادات لوح موسوی را تهیه و به دخترتان هدیه کنید. 🔹️دکتر لوح موسوی، روانشناس و نویسنده کتاب، بلوغ را تاج طلایی بر سر دختران توصیف میکند که دخترانمان در این دوران تاج بر سر دنبال پاسخ سوالهایشان میگردند. 🔹️تصویرسازی کتاب را محمدرضا دوست محمدی انجام داده و نشر احیا آن را چاپ کرده است. 🔹️برای تهیه این کتاب ارزشمند با شماره ۰۹۰۲۸۲۴۲۹۸۱ ارتباط بگیرید. https://t.me/kheimeh_mag
📝امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند بزرگ به موسى وحى کرد: غيبت كننده اگر توبه كند، آخرين كسى است كه وارد بهشت مىشود، و اگر توبه نكند، نخستين كسى است كه وارد آتش مىگردد.» * ✏️ جالب اینجاست که اگر غیبت کننده توبه کند و خدا هم به شرط رضایت شخصی که از او غیبت شده، او را ببخشد، باز ننگ و اثر سوء غیبت کردن، کاملا از بین نمیرود و او از جمله کسانی است که آخرین نفر وارد بهشت میشود! پس به امید اینکه بهش میگیم رضایتش رو میگیریم! یا غیبتش نیست صفتشه! یا جلو روشَم میگم! یا میخواست نکنه! یا... غیبت نکنید که اینها همه بهانه است و خدا قبول نمیکند و اگر روزی توبه کنید، باز صحرای قیامت معطلید تا جزو آخرین افراد وارد بهشت شوید...✏️ 📖 * منبع: [بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۲۲؛ کلیات حدیث قدسی(ترجمه الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة)، ص: 161]
اگر کربلا نرفتی...
آیا یزید اجازه داد حضرت زینب خطبه بخواند؟ حجتالله جودکی پژوهشگر و مترجم کتاب مقتلالحسین اثر ابومخنف در گفتوگوی با ماهنامه خیمه میگوید: 🔹️ خطبهای نداریم که حضرت زینب(س) در شام خوانده باشد، حال آنکه در این باره کتاب هم چاپ شده است. طبق آنچه ابومخنف بیان کرده، کل مکالمه حضرت با یزید به چندسطر میرسد.... 🔹️...یزید انسان گستاخ و بی قیدی بوده است تا حدی که بر دهان امام سجاد(ع) چوب میزند. طبیعتا در مقابل چنین فردی، امکان استفاده از اصطلاح "یابن الطلقاء" که از زمان فتح مکه برای توهین به بنی امیه استفاده میشد، وجود نداشته است.... 🔹️...در نظر نگرفتهاند که یزید آنقدر صلحطلب نبوده که در مقابل اسیرانی که به وی یابن الطلقاء گفتهاند، سکوت کند. 🔹️...اگر چیزی بر دروغ استوار باشد، خاصیت هدایتگری خود را از دست میدهد. 🔹️این گفت وگوی خواندنی در آخرین شماره ماهنامه خیمه منتشر شده است. 🔹️برای تهیه ماهنامه خیمه و کتاب ارزشمند مقتلالحسین ابومخنف با شماره ۰۹۰۲۸۲۴۲۹۸۱ ارتباط بگیرید.
🔹️پشیمانی پویانفر از رفتارش با شهید لاریجانی در اربعین سال قبل https://t.me/kheimeh_mag
شماره ۱۹۲ ماهنامه خیمه منتشر شد 🔹پرونده تشییع امام ایران در کربلا، پرونده نقد و بررسی مقتلالحسین اثر ابومخنف از مطالب این شماره خیمه هستند. 🔹️بررسی تطبیقی نظریههای جامعهشناسی و نهضت حسینی، نگاهی به رمان جزیره سرگردانی سیمین دانشور، نگاهی به نشر کتب شیعی در زمان محمدشاه قاجار و دهها مطلب جذاب دیگر در این شماره ماهنامه خیمه منتشر شدهاند. 🔹️خیمه شماره ۱۹۲ را میتوانید در ارتباط با شماره ۰۹۰۲۸۲۴۲۹۸۱ تهیه کنید.
کلاس عجيب تفسیر در زندان! 🔹️آیتالله سیدمحمدسعید حکیم حدود ۹ سال در زندانهای صدام شکنجه شد... اما در سالهای بعد هم با وجود آثار شکنجه در انگشتان در راهپیمایی اربعین شرکت میکرد. 🔹️در دوران صدام همه چیز در زندان حتی خواندن قرآن ممنوع بود، اما ایشان توانست با به دست آوردن یک قرآن کهنه و قدیمی و کوچک...درس تفسیر را آغاز کند... کلاس تفسیر ایشان کاملا مخفيانه بود تا زندانبانان متوجه نشوند. آقا کنار ستون درون سلول حالت عبادت و دعا مینشستند و بقیه هم به صورت پراکنده. بعضی حالت صحبت با هم را میگرفتند و چند نفر هم راه میرفتند و عدهای هم حالت خوابیدن داشتند تا زندانبانان متوجه کلاس نشوند. 🔹️مردان بزرگ همچون آب، در هر مکانی به حرکت خود ادامه میدهند. 🔹️روایت زندگی آیتالله حکیم در شماره ۱۶۹ ماهنامه خیمه منتشر شده است. https://t.me/kheimeh_mag
🔹️سکانسی زیبا از فیلم روز واقعه https://t.me/kheimeh_mag