tgindex
کوردخزل Khezel kurd

کوردخزل Khezel kurd

Статистика
@khezelkurdiперсидский

خزل در ۴ کشور ترکیه سوریه عراق و ایران ساکن و طبق تاریخ کورد هستند و به گویش های کرمانجی.کلهری و لکی تکلم دارند.ما اینجا سعی داریم منابعی از پیشینه خزل را بیابیم و در اختیار شما بزاریم.

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
112
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
62
24 постов
Вовлечённость
55,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
16
1/48двое суток
18
1/72трое суток
19

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • انسان های بزرگ همواره در اندیشه دیگرانند و دل در گرو خدمت به مردم می نهند.زنده نام جعفر خان خزل از جمله این بزرگان است که هم خویش را به این صفت آراست و هم دیگران را به این کار نیکو فراخواند. آزادگی،دلسوزی به حال دیگران مخصوصا یارستان و توجه به گرفتاری های آنان و دل در گرو خدمت داشتن از خصایص بارز این بزرگمرد بود. همین آزادگی از تعلقات و خوی بذل و بخشش بود که دیگران را اسیر محبت و احسان ایشان می نمود. ضیافت و داشتن دستی باز و سفره ی گشوده و عطایی پیوسته و مهمان داری و مهمان نوازی همیشه سرلوحه کار ایشان بود. ایشان با کار آفرینی برای هزاران جوان یارستانی خدمات شایانی به یارستان داشتند. زنده نام جعفر خان خزل همواره برای حفظ ارکان یاری می کوشید. ایشان ارادت خاصی خدمت رهبر یارستان آسید نصرالدین حیدری داشتند و به سبب کارهای خیر و پر برکتی که برای یارستان داشتند همواره مورد لطف و عنایت آسید نصرالدین حیدری بودند. شادروان جعفر خان از ایل بزرگ کورد خزل و از یارسانی های بومی تهران بود.ایشان از مریدان  خاندان معزز شاە حیاس بود. کە نیاکان وی در عصر زندیه به همراه کریم خان زند به شیراز کوچ کرده بودند . و بعد ازشکست فرمانروای زند بنا به دستور خوانین قاجار به شهریار تهران نقل مکان کردند اما این خانواده نجیب و با اصالت هرگز زبان و آئیین خودرا فراموش نکرده . و به فرهنگ و اصالت دیرینه خود عشق می ورزیدند. خوانین خزل، ارباب محراب و فرزند خلفش جعفرخان در مردانگی و بخشش نام نیکشان ورد زبان ساکنین بومی غرب تهران و شهریار میباشد برگرفته از کانال تلگرامی دالاهو یارسان @dalahooyar

  • без подписи

  • جمعخانه روستای بهار در شهریار تهران ،.،که همیشه میزبان مراسم یارسانیان و همچنین گرامیداشت از دست رفتگان بوده ،.،.بیشک باید یادی از جعفرخان خزل کرده باشیم ،.،مرحوم جعفر خان خدمات زیادی به جامعه اهل حق در شهریار نمود ،.،و ارادت خاصی به خاندان حیدری و شخص سید نصرالدین حیدری داشت.

  • زنان کورد دروویل نویسنده فرانسوی دوره قاجار می نویسد كُردها مانند ديگر مسلمانان زنهاى متعدد اختيار نمى كنند و با اين كه آيينى را كه پيروى مى نمايند به آنها اجازه مى دهد تا چهارزن بگيرند به ندرت اشخاصى ديده مى شوند كه بيش از يك زن داشته باشند. زنهاى كُرد از اين بابت #بسيارخوشبخت_تر از زنهاى ايرانى هستند زيرا در خانه ى ايرانيها به ندرت روزى مى گذرد كه زنها بر اثر حسادت و غيبت بين خود به جنگ_و_جدال نپردازند. لباس زنهاى كُرد نيز زيباتر از لباس زنهاى ايرانى است. زنهاى كُرد نيز مانند و به همان اندازه ى زنهاى ديگر علاقه ى وافرى به #جواهرات دارند و يكى از #بزرگترين_لذاتشان اين است كه خود را با جواهر بيارايند و آن را به آشنايان بنمايانند. زنهايى هم هستند که زردوزى مى دانند و با اين هنرشان #جليقه_ها و #نيم_تنه_هاى بی آستين #شوهرهايشان را به صورت بسيار زيبايى می آرايند. سفر در ايران،گاسپار دروويل، ترجمه منوچهر اعتماد مقدم، تهران: شباویز، چچاپ چهارم، 1370ش،ص 320_321.

  • یادی از «دالگه» مامای ایل خزل امشب، یادی می‌کنیم از بانویی از ایل خزل که او را نه با نام شناسنامه‌ای‌اش، که با نامی دیگر می‌شناختند: «دالگه». بسینه باقری، متولد ۱۳۰۰ در کارزان، زنی بود از دل محروم‌ترین سال‌های این سرزمین. در دورانی که  امکانات پزشکی نبود، او با دست‌های خالی اما دلِ پر از مهر، کودکان بسیاری را به دنیا آورد. او ماما بود، بی‌آن‌که عنوانی در جایی ثبت کرده باشد، اما نامش در دل طایفه‌اش ماندگار شده است. او فرشته‌ی زندگی مادران و نوزادان کارزان و طایفه‌ی خیروَن بود، حتی در روزهای سیاه جنگ، صدای گریه‌ی نوزادانی که با دستان او چشم به جهان گشودند، امید را در دل‌ها زنده می‌کرد. خواهر شهید بزرگوار مراد باقری و دختر محمدمراد، زنی بی‌ادعا، اما اسطوره‌ای برای سرزمینش بود. در سال ۱۳۸۰ درگذشت، اما هنوز هم بزرگان، با احترام از او یاد می‌کنند: «دالگه»، مادر بیشتر کارزانی ها بود.

  • ایلات اصلی کورد لک سلسله و دلفان میشن. طوایف وابسته یعنی باجلان و بیرانوند که کرمانج بودند و ابتدا از موصل به سرپل ذهاب آمده و بعد گروهی از آنان به لرستان رفته اند. در تمام منابع قدیمی ایل کولیوند لک، نام کلی یا کولی داشته است. امروزه برای تغییر لفظی آن تبدیلش کردن قلی وند و حتی بعضی مدعی میشن قلی وند خزل از همین ایله.. اما این درست نیست و فقط تشابه اسمیه. جدی که برای کلیوند معرفی شده جد شجره ای قلی وند خزل نیست و اصلا یکی نیستند. تشابه نام طبیعی است. قلی وند خزل فرزند قلی و قلی فرزند فریاد است. اجداد ما تا جاهایی شجره را درست گفته اند اما از جاهایی که به خیلی قدیم تر بالا ۶۰۰سال رفته دیگه خیالی یا جعلی هستند.

  • تاریخ بختیاری. علیقلی بختیاری (سردار اسعد). مقدمه جواد صفی نژاد. مقدمه و فهارس حسن آهنگران. تهران: یساولی(فرهنگسرا) ، 1363"چاپ2".

  • без подписи

  • تاریخ بختیاری. علیقلی بختیاری (سردار اسعد). مقدمه جواد صفی نژاد. مقدمه و فهارس حسن آهنگران. تهران: یساولی(فرهنگسرا) ، 1363"چاپ2".

  • شکراله پیره از شاعران اصالتا لر دیناروند که در گذشته به زبان کوردی شعر سروده اند. البته طایفه کورد دینار در سلیمانیه هم داریم.

  • شکراله پیره از شاعران اصالتا لر دیناروند که در گذشته به زبان کوردی شعر سروده اند. البته طایفه کورد دینار در سلیمانیه هم داریم.

  • نامنامه ایلات ایران منوچهر ستوده و فرهنگ بورکه ایی کوردی، کرماج را همان کرمانج دانسته است. کرماج نام دهی خزل نشین در کرمانشاه بوده است. امروزه گویا نامش عوض شده است.

  • مثلا در سال ۱۳۰۵خزل ۳۰۰خانور ازش ماند. و یکی که نمیدانه فک میکنه خزل جمعیتی نداشته است.در تاریخ بختیاری مهم ترین سربازان پشتکوه خزل بودن اونم۴۰۰جنگجوی سواره، دیگه نگفته سواره ملکشاهی یا شوهان یا فلان. بیشترین جمعیت ایلامی پناهنده دوره والیان ،الان در قصر شیرین و سرپل ذهاب تا گیلانغرب،مایشت،کلیایی،سنقر، خزل هستند و جمعیت زیادی دارند. مهاجرت های عراق هم همه طوایف ایلام بودند.

  • جعفر خیتال نیز تأیید می‌کند که زبان خزل‌های ساکن پشتکوه کردی است. نویسنده می‌گوید در دهه ۱۹۷۰ میلادی از یکی از بزرگان خزل در بغداد پرسید: «آیا شما در اصل عرب هستید؟» او پاسخ داد: «در حقیقت ما از کردها هستیم، اما شرایط زندگی باعث شده درباره اصل و نسب خود چیزی نگوییم و این را از روی احتیاط انجام می‌دهیم.» در اینجا چرا خزل از ترس هویت خود را پنهان کرده اند و شجره عربی ساخته اند دلیلش همان سرکوب های خونین دوران زندیه تا قاجار و والیان است. بیشترین موج تبعید و سرکوب بر اساس منابع همین خزل بوده اند .حتی دوره والیان پشتکوه باز مهاجرت فراوانی داشتیم. یکیش هم ساده و روستایی بودن پدران ما به اینکه از سلاله پیامبر و امامان باشند و سواستفاده های ملاها ازین موضوع. خزل اول ریشه اش ایلام بوده ، در کتاب سیری در تاریخ سیاسی کرد ذکر شده بخشی از خزل همراه کلهر و لک و فیلی ها به شیراز رفته اند و بعد شکست زندیه ، از شیراز به ایلام برگشتند اما تحت تعقیب قاجاریان بودند. و به همین دلیل به عراق پناهنده شدند و کلا هویت خود را تحت نام عرب مخفی کردند.و این چنین باعث شد به اشتباه شجره ای عربی برای یک ایل کورد اصیل ساخته شود که حتی سازنده شجره چنان نابلد و ناشی بوده نتوانسته نام پاشاهای کورد دولت عثمانی را هم مخدوش کند فقط اسامی عربی و بدون سند به آن اضافه کرده اند.در شجره خزاعه عراق چنین اسامی یا القاب پاشا دیده نمیشه.نام های مشابه هم مقارن با شکل گیری نام خزل نیستند.

  • اما نظر دیگر مورخان فیلی عراق راجب خزل خزل‌ها از طایفه‌های بزرگ و مستقل هستند که در نواحی شیروان، چرداول، ایلام، و گیلان غرب، هلیلان و نهاوند زندگی می‌کنند. محمدحسن‌خان نوشته است که محل سکونت آنان در مناطقی مانند خیبران، کوه کرد، بیگ‌کرما، مزارع زرینه و جَم‌لوخ بوده و از شیعیان به شمار می‌آیند. جورج کرزن نوشته است که خزل‌ها را در کرمانشاه دیده، اما آنان را با نام «غزال» معرفی کرده است. همچنین نویسنده نسخه خطی «الیامیان» نیز نام آنان را «غزل» ثبت کرده است. بر اساس آمار سال ۱۳۱۵ خورشیدی، جمعیت خزل‌ها ۱۸۰۳ نفر بوده است. در آمار سال ۱۳۳۶ تعداد آنان ۷۵۳ بیت (خانوار) و در آمار سال ۱۳۳۹ حدود ۱۹۵۰ خانوار ثبت شده است. اگر خزل‌های ساکن دیگر مناطق نیز حساب شوند، جمعیت آنان در آن زمان تقریباً دو برابر این تعداد بوده است. درباره علت نام‌گذاری خزل، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. راولینسون نوشته است که رئیس قبیله خزل گفته نام آنان از «خِضر» گرفته شده است؛ زیرا خضر را دارای صفات والا می‌دانستند و خود را به او منسوب می‌کردند. به گفته او، شاید نام خزل از حضرت خضر، همان شخصیتی که برخی او را همان الیاس نبی می‌دانند، گرفته شده باشد. اما جعفر خیتال نظر دیگری دارد. او معتقد است که اصل این طایفه از عشیره بوکردیِ خزاعه بوده که از داخل عراق به کوهستان‌های شرقی، یعنی منطقه پشتکوه، مهاجرت کرده‌اند. با این حال، او نیز می‌گوید که عشیره بوکردی یک عشیره کردی است و به نظر «مس بیل» استناد می‌کند که بوکردی را شاخه‌ای از خزاعل دانسته و خزاعل را از کردها معرفی کرده است. همچنین حسن قلی‌خان نیز بنیان‌گذار این عشیره را فردی کرد دانسته است. در توضیح بگم خود جد خزل به راولینسون در ۱۴۰سال پیش گفته جدمان خضر نام داشته است. که احتمالا مقبره نی خضر در میمک جد ما بوده است که اونم از کردهای  علوی بتلیس بوده است و یقین زیاد همان خضر بیگ که شخص حاکمی بوده باشد،که قبلا گفتم. آثار دین علوی هنوز در میان ما دیده می شود. موضوع دیگر خزاعه کورد نیستند بلکه طایفه بوکردی که از خزل بودند کورد بودند. اینکه چرا باو‌کرد بهشون گفتن بخاطر جدشون که یه شخص بزرگ یارسانی خزل بوده است. این طایفه از ستم والیان به عراق پناهنده شده اند.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • در تاریخ مردوخ و بعضی نسخه های شرف نامه امارت خزو و در بعضی نسخه ها حزو گفته است. ترک ها این امارت را خزرو گفته اند. احتمالا نام اصلی آن از خضر یا خزرو آمده باشد. جمع خزو میشه خزوئی که همان خزائی است.

  • در تاریخ مردوخ و بعضی نسخه های شرف نامه امارت خزو و در بعضی نسخه ها حزو گفته است. ترک ها این امارت را خزرو گفته اند. احتمالا نام اصلی آن از خضر یا خزرو آمده باشد. جمع خزو میشه خزوئی که همان خزائی است.