بصیرت خوشاب(سبزوار)
Статистикаقیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت میگوید: «زندهباد آنکه معروف را فریاد زد، و مردهباد آنکه منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 50
- Всего постов
- 252
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4
- 1/48двое суток
- 4
- 1/72трое суток
- 4
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کسی از مولانا پرسید: «چیزی را فراموش کردهام، چه کنم؟» مولانا گفت: اگر در این دنیا همهچیز را فراموش کنی، اشکالی ندارد؛ اما فقط یک چیز را نباید فراموش کنی: برای چه به دنیا آمدهای. تو برای انجام کاری به این دنیا آمدهای که اگر آن را انجام ندهی، انگار هیچ کاری نکردهای. انسان تواناییهایی دارد که از آسمان، زمین و کوهها برنمیآید. پس نباید خودت را فقط با کارهای روزمره و کمارزش مشغول کنی. اینکه بگویی «من آدم پرکاری هستم» کافی نیست. ممکن است شمشیر گرانبهایی را به جای ساطور استفاده کنی و بگویی: «بیکار نمانده است!» یا در یک ظرف طلایی، شلغم بپزی و خوشحال باشی که از آن استفاده کردهای. در حالی که برای این کارها یک ابزار ساده هم کافی است. تو هم گاهی همین کار را با خودت میکنی؛ تواناییهای ارزشمندت را صرف چیزهایی میکنی که هر کسی از عهدهشان برمیآید. میگویی: «من درس میخوانم، دانش یاد میگیرم، فلسفه و فقه و منطق و پزشکی میآموزم و کارهای مفید زیادی انجام میدهم.» همه اینها خوب است، اما باید بدانی که اینها برای تو هستند، نه تو برای آنها. تو اصل هستی و اینها وسیلهاند. اگر وسیلهها را هدف زندگی خود قرار دهی، از خودت دور میشوی. اگر کمی در خودت عمیق شوی، میبینی که در وجودت چه دنیای بزرگ و شگفتانگیزی پنهان است؛ دنیایی که شاید هنوز خودت آن را نشناختهای. بدن تو مانند اسبی است که در اختیار توست. این اسب به خوراک و نیازهای دنیوی احتیاج دارد، اما باید یادت باشد که خوراک اسب، خوراک روح تو نیست. تو چیزی فراتر از جسم و نیازهای روزمرهات هستی. داستان مجنون و شتر، مثال زیبایی برای همین معناست. روزی مجنون تصمیم گرفت به سرزمین لیلی برود. با شوق و بیقراری سوار شتری شد و راه افتاد. تمام فکر و دلش پیش لیلی بود. شتر اما در آبادی، بچهای داشت. هر وقت مجنون غرق خیال لیلی میشد و حواسش از مسیر پرت میشد، شتر آرامآرام برمیگشت و به سوی بچهاش میرفت. وقتی مجنون دوباره به خودش میآمد، میدید ساعتها و حتی فرسنگها از مسیر دور شده و دوباره به همان جای قبلی برگشته است. این اتفاق بارها تکرار شد و مجنون سه ماه در راه ماند. سرانجام فهمید که شتر با او هممسیر نیست. پس شتر را رها کرد و این بار پیاده و با پای خود به سوی لیلی رفت. گاهی زندگی ما هم شبیه همین داستان است. خیال میکنیم در مسیر هدفمان حرکت میکنیم، اما بخشی از وجودمان هنوز به چیزهای دیگری وابسته است و ما را به عقب برمیگرداند. تا وقتی ندانیم مقصد واقعیمان کجاست، ممکن است سالها حرکت کنیم و در نهایت ببینیم هنوز در همان نقطهایم. پس خودت را ارزان مصرف نکن. تو بسیار گرانبهاتری از آنی که تمام عمرت را صرف چیزهایی کنی که هر میخ چوبی هم میتواند انجام دهد. یادت باشد: ممکن است خیلی کارها انجام دهی، اما مهم این است که ببینی آیا داری آن کاری را انجام میدهی که برایش به دنیا آمدهای یا نه فیه ما فیه /مولانا #بصیرتخوشاب @khoshab1
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
لقمانﺣﮑﯿﻢ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩبوﺩﻡ ؛ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯﮔﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﺒﺮ ﺳﺮﺑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺳﺮﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻧﻈﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ کرﺩﻧﺪ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ کرﺩﻡ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﻤﻮﺩﻡ؛ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﺭﺍﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﯾﺎﻓﺘﻢ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺰ ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﻧﺪ ﺳﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻧﺪ .. #بصیرتخوشاب @khoshab1
نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟ نابینا بخندید و گفت: این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند. "حال نادان را به از دانا نمی داند کسی گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود" #بهارستان_جامی #بصیرتخوشاب @khoshab1
مولانا میگه: من در این هوشیار نمی بینم.... #بصیرتخوشاب @khoshab1
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
واعظی بر منبر سخن میگفت . یکی از مجلسیان گریه ای سخت میکرد واعظ گفت ای مردمان صداقت از این مرد بیاموزید که این همه با سوز گریه میکند . مرد برخاست و بگفت: من نمیدانم که تو چه می گویی . اما من بزکی سرخ داشتم ریش تو به ریش آن بزک می ماند . در این دو روز سقط شد هر گاه تو ریش می جنبانی مرا از آن بزک یاد می آید و گریه بر من غالب می شود . #عبید_زاکانی #بصیرتخوشاب @khoshab1
بزرگترین سرقت قرن خوشاب؛ وقتی امنیت باغداران به دغدغهای عمومی تبدیل میشود نکته: این کلیپ توسط #هوش_مصنوعی از روی گزارش پایگاه خبری #بصیرت_خوشاب ساخته شده و ممکن دارای اشکالاتی باشد. @khoshab1
🔴☑️ حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین: 🔻شنیده شده پخش خبر بنزین ۸۸ تومانی اماده کردن زمینه برای بنزین ۲۳ هزار تومانیست‼️‼️ رفقا با تتمه اعتماد بین مردم و نظام بازی نکنید... #بصیرتخوشاب @khoshab1
از گازوئیل ۳۲ هزار تومانی تا بنزین ۸۷ هزار تومانی؛ ترمز دستیِ قیمتها کجاست؟ به گزارش بصیرتخوشاب، بنا بر اعلام مسولان و جایگاه داران بعد از اجرایی شدن نرخ ۳۲ هزار تومانی فروش گازوئیل مورد استفاده دیزلژنراتورها در کشور از حدود یک ماه قبل، حالا خبر اعلام نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی برای «نرخ چهارم» بنزین در ۲۰۴ جایگاه استان کرمان، آن هم از صبح امروز، بار دیگر بحث قیمت حاملهای انرژی و تبعات آن را به صدر اخبار اقتصادی و اجتماعی آورده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، اجرای نرخ جدید بنزین در ساعاتی آغاز شده، اما پس از آن به گفته برخی از مسولان فعلاً متوقف شده است؛ اتفاقی که اگرچه میتواند به معنای بازنگری، ارزیابی آثار یا تصمیمگیری مجدد باشد، اما برای افکار عمومی یک سؤال ساده باقی میگذارد: اگر قیمت قرار نیست اجرا شود، چرا ابتدا اجرا شد و اگر قرار است اجرا شود، چرا فعلاً متوقف شده است؟ مسئله فقط عدد ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان قیمت بنزین نیست. مسئله، پیامد زنجیرهای چنین ارقامی بر هزینه حملونقل، تولید، خدمات و تولیدات کشاورزی و حمل و نقل آنها و در نهایت سبد مصرف خانوار است. در اقتصاد ایران، قیمت سوخت معمولاً تنها قیمت سوخت باقی نمیماند؛ خیلی زود راهش را به کرایه، سرویس مدارس ، قیمت کالا، هزینه خدمات و البته محاسبات ذهنی مردم باز میکند. ماجرای امروز البته یک تفاوت مهم با تجربه افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ دارد؛ همان تجربهای که در ادبیات سیاسی و رسانهای کشور با عبارتهایی درباره اطلاع یافتن مسئولان پس از اجرای تصمیم و «صبح جمعه» گره خورد. این بار ظاهراً داستان کمی جلوتر رفته و متفاوت است؛ کسی قرار نیست در صبح جمعه خواب بماند! قیمت در صبح پنجشنبه مطرح و اجرای آن آغاز میشود تا همه با چشم باز شاهد ماجرا باشند؛ آنقدر باز که اگر اوضاع مطابق پیشبینی پیش نرفت، بتوانند بهموقع «ترمز دستی» را بکشند و بگویند: فعلاً نگه دارید! البته در اقتصاد، ترمز دستی هم اگر قرار باشد هر چند کیلومتر یکبار کشیده شود، خودرو بالاخره یک جایی از حرکت میایستد؛ مخصوصاً اگر مسافران آن خودرو، مردم و تولیدکنندگانی باشند که از قبل هم با افزایش هزینهها دستوپنجه نرم میکنند. نکته مهمتر این است که توقف موقت یک تصمیم، الزاماً به معنای منتفی شدن آن نیست. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس توقف فعلی، درباره سرنوشت نهایی نرخ جدید قضاوت کرد. تصمیم نهایی هرچه باشد، آنچه برای افکار عمومی اهمیت دارد، شفافیت درباره مبنای قیمتگذاری، دامنه اجرای طرح، مشمولان، زمانبندی و سازوکار نظارت بر آثار آن است. اگر قرار است نرخهای جدید سوخت اجرا شود، جامعه حق دارد بداند این تصمیم دقیقاً با چه محاسباتی گرفته شده است؛ اگر قرار است فعلاً اجرا نشود، بهتر است دلیل توقف نیز روشن و رسمی اعلام شود. چون مردم دیگر با «خبر قیمت» زندگی نمیکنند؛ با اثر قیمت زندگی میکنند. برای صاحب دیزلژنراتور، گازوئیل ۳۲ هزار تومانی فقط یک عدد روی تابلو نیست؛ یعنی افزایش هزینه تولید برق و در نهایت افزایش قیمت تولید است. برای راننده، قیمت بنزین فقط رقم روی نمایشگر جایگاه نیست؛ بخشی از هزینه زندگی و کار است. برای تولیدکننده، انرژی یکی از حلقههای زنجیره هزینه است و برای مصرفکننده، افزایش هزینه در هر حلقه ممکن است در نهایت به قیمت کالایی برسد که باید از جیب پرداخت کند. به همین دلیل، تصمیمهای مربوط به سوخت بیش از آنکه صرفاً یک «تصمیم قیمتی» باشند، تصمیمهایی با آثار گسترده اقتصادی و اجتماعیاند و طبیعتاً نیازمند اطلاعرسانی دقیق، تدریجی و قابل فهم هستند. در نهایت شاید مهمترین تفاوت این دوره با تجربههای قبلی نه پنجشنبه باشد و نه جمعه؛ بلکه این باشد که مردم دقیقاً بدانند چه تصمیمی گرفته شده، چرا گرفته شده و قرار است فردا چه اتفاقی بیفتد. چون شهروندی که صبح با یک قیمت از خواب بیدار میشود و ظهر میشنود اجرای آن متوقف شده، بیش از آنکه نیازمند توضیح درباره «ترمز دستی» باشد، نیازمند یک نقشه راه روشن است. وگرنه اقتصاد هم مثل جادهای میشود که تابلوهایش مدام عوض میشوند؛ راننده فقط امیدوار است وقتی دوباره پایش را روی گاز گذاشت، ناگهان تابلوی «قیمت جدید» جلویش سبز نشود! #بصیرتخوشاب @khoshab1