tgindex
خزعبلات یک دبیرستانی.

خزعبلات یک دبیرستانی.

Статистика
@khozoabalatперсидский

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه‌ای بر در این خانه‌‌‌یِ تنها زد و رفت؛ زاده‌یِ‌اول‌ِپاییز‌صِفر‌چهـار🍁. اگه کاری بود @Khozoabalat_bot

Последний пост
17 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
133
20 постов
Вовлечённость
6650,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 17 июл.4из golchinroozegaar

    اینقد حق میگی که باید برم یه دور گوشیمو خالی کنم تا بتونم همه آهنگاتو دانلود کنم چون ارزشش رو داری [hafez]

  • مصحف شریف_انفال؛۶۰_

  • مصحف شریف_انفال؛۱۷_

  • من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها از آهِ زیـاد است ، نـه از خوردن آشی از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی یک بار شده بر جگرم زخـم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی حامد عسکری

  • مصحف شریف_اعراف؛۳۱_

  • مصحف شریف-مائده؛۹۱-

  • 24 февр.382из mobinajooonn

    _اگر قرار بود مسلمان بودن ما فقط نتیجهٔ حملهٔ عرب‌ها باشد، پس باید بعد از حملهٔ مغول، بودایی یا شمنی می‌شدیم، چون مغول‌ها با آن باورها آمدند و همهٔ کتابخانه‌ها و مراکز دانش ما را نابود کردند. اگر ایمان با شمشیر عوض می‌شد، بعد از تیمور باید پیرو آیین او می‌بودیم، بعد از حملهٔ عثمانی‌ها باید سُنی می‌شدیم، بعد از حملهٔ افغان‌ها – که شعار مذهبی داشتند – باید همان مذهب آن‌ها را می‌پذیرفتیم. و اگر اشغالگری دین می‌ساخت، در دورهٔ روس‌ها باید ارتدوکس می‌شدیم، در زمان انگلیس‌ها باید مسیحی پروتستان می‌شدیم، و بعد از جنگ جهانی دوم شاید کمونیست، چون شوروی در شمال ما بود. اما نشد. چون ایرانی بودن و ایمان ایرانی هیچ‌وقت هدیهٔ شمشیر یا سایهٔ قدرت نبوده؛ _TABAN

  • گرمی لبخند از آواز بنان برداشته چشم از فیروزه‌های اصفهان برداشته حس معصوم نگاه غرق در اعجاز را از دعاهای مفاتیح الجنان برداشته بعدها هرکس بخواند نقلی از زیباییش از غزل‌های من آتش به جان برداشته عشق مدت‌هاست این روح سراسر درد را برده بر بام جنون و نردبان برداشته فکر کن گنجشک باشی و ببینی گردباد جفت معصوم تو را از آشیان برداشته بشکند دستش گلم هرکس تو را از من گرفت کیسه باروت از ستارخان برداشته حامد عسکری

  • و لاحبيباً مثل أبي و لو بحثت دهراً. «و هیچ محبوبی همانند پدرم نیست اگر چه تمام روزگار را بگردم...»

  • به اذن عالی اعلی به احترام علی شروع می‌کنم این ماه را به نام علی💚./

  • دوست دارم که بپوشی رخ هم چون قمرت تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش گر در آیینه ببینی برود دل ز برت جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد تا نباید که بشوراند خواب سحرت سعدی شیرین سخن

  • می روی و قلب من برای خداحافظی به احترامت خواهد ایستاد…

  • بعد از دوماه برگشتیم

  • به نام خدا.

  • ❄️.\

  • مثل اینکه من اسم او را قبلاً می‌دانسته‌ام. شراره‌ی چشم‌هایش، رنگش، بویش، حرکاتش همه به نظر من آشنا می‌آمد، مثل اینکه روان من در زندگی پیشین در عالم مثال با روان او همجوار بوده از یک اصل و یک ماده بوده و بایستی که به هم ملحق شده باشیم، در‌این دنیای پست یا عشق او را می‌خواستم و یا عشق هیچ‌کس را. بوف کور _صادق هدایت

  • ✨️❤️.\

  • ❄️🌨.\

  • 🪫.\

  • 💛.\