tgindex
Kouch کوچ
@kouchnejadПравоперсидский

هدف از ایجاد این کانال به اشتراک گذاشتن مطالب و کلیپ هایی در زمینه های سیاسی، حقوقی، تاریخی و هنری میباشد.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
56
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Право
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
226
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
41
40 постов
Вовлечённость
18,1%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 56
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
30
1/48двое суток
34
1/72трое суток
37

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.8из kharmagaas

    روح زمانه آنتونیو گرامشی متفکر برجسته ایتالیایی می‌گوید: "در تاریخ فرهنگ نباید از ادبیات تجاری غافل شد. زیرا موفقیت فلان کتاب از ادبیات تجاری نشان می‌دهد که «فلسفه عصر» کدام است. یعنی چه احساس‌ها و جهان‌بینی‌های بر توده‌های ساکت تسلط دارد." در زمان ما به واسطه سیطره همه جانبه تلویزیون، سینما، اینترنت و ماهواره‌، این مسئله را نه فقط در ادبیات تجاری بلکه بیشتر باید در سریال‌ها و فیلم‌های پربیننده و صفحات پربازدید بلاگرهای یوتیوب و اینستاگرام جستجو کرد. اینکه پرفروشترین سریال‌های جهانی و داخلی کدام است. اینکه پرفروشترین کتابها و رمان‌ها و داستانهای جهان کدام است. اینکه چه کسانی نوبل ادبیات می‌گیرند. اینکه موسیقی محبوب چیست. اینکه فیلم‌های سینمایی محبوب کدام هستند. و اینکه پربازدیدترین صفحات مجازی چه محتوایی ارائه می‌دهند. همه اینها نشانگر روح عصر ما و فلسفه عصر ما و احساس‌ها و جهان‌بینی‌های حاکم بر عصر ماست. @kharmagaas

  • 🔴 قرارداد دریای خزر خسران یا خیانت!؟ 🗣️ گفتگو‌ با دکتر مازیار کوچ نژاد استاد حقوق بین الملل 🔻 در قرارداد اولیه امضا شده در سال ۹۷ ممکن است ما تنها خسران دیده باشیم اما تصویب آن امروز توسط مجلس خیانت است زیرا اگر در ۲۰۱۸ ایران تحت فشار روسیه تسلیم شد اکنون قانونی کردن طرح تنها به وسیله کشورک آذربایجان به ایران تحمیل خواهد شد. 🔻ایران قرارداد رژیم حقوقی دریای خزر را در سال ۱۳۹۷ تحت فشار روسیه و آذربایجان امضا کرد و در عین حال سعی کرد از آن مزایایی بگیرد اما این پیمان نامه هیچ امتیازی بیش از آنچه که در قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ به ایران اعطا شده بود، به ارمغان نیاورد. 🔻چرا در چنین شرایطی باید این طرح با قید یک فوریتی از طرف دولت به مجلس ارائه شود؟ تنها چیزی که حس می کنم متاسفانه فشار عناصر پان ترکیست در اطراف پزشکیان از یک طرف و لابی آذربایجان می باشد که در ایران خوب هزینه کرده است! 🟣 📹 https://youtu.be/Ujc_TxGKjro?is=tJSRBbFdSVJFD5IA

  • https://youtu.be/Ujc_TxGKjro?si=lMhUTXrLQbRKdSeR

  • 13 авг.261из Shaffafiat_va_Ghanon

    بزرگی در انبوه عناوین و منصب‌ها نیست؛ در وقار اندیشه، پاکی منش و وفاداری به حقیقت است. استاد دکتر سیّدعلی آزمایش؛ حقوق‌دانی نوگرا، ماندگار و فرزانه که دانش ژرف در حقوق جزا و جرم‌شناسی را با سعۀ صدر، پاکدستی، استقلال رأی و وارستگی درآمیخته است. ایشان از تعریف و تمجید و نکوداشت‌ها دوری می‌کنند و آنچه جایگاه ممتاز و والای استاد را رقم زده است، تنها دانش نیست، بلکه حکمت و منش او نیز در کنار دانش کم‌نظیر است. در روزگار فضای مجازی و چهره‌سازی‌ها و هیاهو، چه نیکوست نسل جوان نام‌های بزرگ را بیشتر بشناسد و از بزرگان علم و اخلاق الگو بگیرد. ارج‌نهادن به چنین بزرگانی برای آموختن و داشتن جامعهٔ حقوقی فاخر است. @shaffafiat_va_Ghanon

  • ترانه " من یه پرنده ام " از ایرج شعر از مهرداد اوستا آهنگ از حسین صمدی من یه پرنده م آرزو دارم تو باغم با شی من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای چراغم باشی هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم می میرم اگه از تو جدا شم اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم تو رو دوست دارم ست می داره جسم و جونشو مثل اسمونی که ستاره شو یا ستاره ای که اسمونشو اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم تو رو دوست دارم مثل هر کسی که دوست می داره جسم و جونشو من یه پرنده م ارزو دارم تو باغم با شی من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای با شی هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم می میرم اگه از تو جدا شم اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم تو رو دوست دارم

  • без подписи

  • без подписи

  • ترانه " با نام تو" خواننده : محمد نوری شعر: نادر ابراهیمی آهنگ: محمد سریر من باد را با نام تو می خوانم من رود را با نام تو می خوانم من خویش را با نام تو می خوانم با نام تو می خوانم با نام تو می خوانم اکنون تو رفته ای ♪♪♪ در صبحگاهان در صبحگاهان من چشم را با نوم تو می شویم من قلب را با عشق تو می شویم ،من آب را با نام تو می خوانم با نام تو می خوانم با نام تو می خوانم من باد را با نام تو می خوانم من نور را با نام تو می خوانم من خویش را با نام تو می خوانم اکنون تو رفته ای ♪♪♪ در صبحگاهان در صبحگاهان من چشم را با نوم تو می شویم من قلب را با عشق تو می شویم من آب را با نام تو می خوانم با نام تو می خوانم با نام تو می خوانم من باد را با نام تو می خوانم من نور را با نام تو می خوانم من خویش را با نام تو می خوانم من خویش را با نام تو می خوانم اکنون تو رفته ای

  • без подписи

  • https://youtu.be/9FoQpBM46u8?is=key09v3cEQoC3UG3

  • без подписи

  • Gipsy Kings " Trista Pena" غم جانکاه Yo sé que un día volverá — می‌دانم که یک روز برمی‌گردد Triste pena — چه اندوه تلخی Yo la voy a buscar — خودم به دنبالش می‌روم Yo sé que un día volverá — می‌دانم که یک روز برمی‌گردد Triste pena — چه غم جانکاهی Ya déjalo ya — دیگر رهایش کن، بس است Y no me acuerdo de ella — دیگر نمی‌خواهم به او فکر کنم Amor, amor amargo — عشق، چه عشق تلخی Amor bien agitanado — عشقی پرآشوب و بی‌قرار Amor con mi querer — عشقی آمیخته با دلبستگی من Hoy para vivir — امروز، برای زندگی کردن Amor, confundir — عشق را با چیز دیگری اشتباه می‌گیری Y no saber llorar — و حتی نمی‌دانی چگونه گریه کنی Hoy para vivir — امروز، برای زندگی کردن No saber, confundir — نمی‌دانی و سرگردانی Un amor de verdad — در جست‌وجوی یک عشق واقعی Pero ya lo siento, ya — اما حالا دیگر آن را احساس می‌کنم La que me ha querío — همان زنی که دوستم داشت Amor más agitanado — عشقی آشفته‌تر و بی‌قرارتر Amor más agitanado — عشقی آشفته‌تر و بی‌قرارتر Amor, ya sin tu querer — عشق، حالا دیگر بی‌مهر و محبت تو Hoy para vivir — امروز، برای زندگی کردن Amor, confundir — عشق را اشتباه گرفتن Y no saber llorar — و ندانستنِ چگونه گریستن Hoy para vivir — امروز، برای زندگی کردن Amor, confundir — عشق را اشتباه گرفتن Y no saber llorar — و ندانستنِ چگونه گریستن Hoy para vivir — امروز، برای زندگی کردن Amor, confundir — عشق را اشتباه گرفتن Y no saber llorar — و ندانستنِ چگونه گریستن Hoy para vivir — امروز، برای زندگی کردن Amor, confundir — عشق را اشتباه گرفتن Y no saber llorar — و ندانستنِ چگونه گریستن

  • اخیراً در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه از سوی سلطنت‌طلبان، تلاش می‌شود #فروغی را به‌جای #مصدق به‌عنوان الگو و «رجل سیاسیِ تراز» معرفی کنند؛ چراکه فروغی، از نگاه آنان، نماد سازگاری با قدرت و توجیه استبداد و تسلیم در برابر بیگانگان است، درحالی‌که دکتر مصدق نماد ایستادگی در برابر استبداد داخلی و قدرت‌های خارجی به شمار می‌رود. پیش از هر تجاوز نظامی به یک کشور، دشمنان این آب‌وخاک می‌کوشند در عرصه «جنگ نرم»، زمینه‌های فرهنگی و روانیِ پذیرش شکست و تسلیم را فراهم کنند. تغییر الگوها و قهرمانان یک ملت و جایگزین کردنِ «سازش و تسلیم» به‌جای «استقلال و ایستادگی»، بخشی از همین فرایند است. کوچ نژاد

  • без подписи

  • BIG: Israel is preparing to strike Iran on its own if the U.S. pulls back from further military escalation. The IDF is maintaining plans for independent action as Washington pushes toward a diplomatic exit. Source: Israeli Channel 13

  • без подписи

  • 🔺«تجرد قطعی» در حال تبدیل شدن به سبک زندگی است امان‌الله باطنی، جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی: 🔹برای بخش‌های قابل تاملی از جامعه میل به تجرد تبدیل به سبک زندگی شده است که در برخی موارد حتی والدین نیز از آن حمایت می کنند. 🔹برخی طبقات خاص جامعه حتی پا را فراتر نهاده اند به طوریکه برطرف کردن نیازهای عاطفی و حتی جنسی را به صورت منظم در سبک زندگی خود گنجانده اند اما تعهد در قالب ازدواج رسمی در روابط آن ها جایگاهی ندارد. 🔹تجرد قطعی در جامعه ایرانی نه یک انتخاب و نه یک اجبار بلکه بیشتر یک انتخاب اجباری است. 🔹حقیقت این است که در این پدیده فرد علاقه به ازدواج دارد، از قرار گرفتن در موقعیت ازدواج بدش نمی آید اما شرایط اجتماعی اجازه ازدواج به او نمی دهد و یا مسوولیت اجتماعی ازدواج را نمی خواهد قبول کند که برای همین می توان آن را یک انتخاب اجباری تلقی کرد. 🔹آمارهای رسمی از وجود بیش از ۱۸ میلیون نفر مجرد قطعی بالای ۴۵ سال و بیش از ۲۴ میلیون مجرد به علت طلاق یا فوت همسر در پهنه جغرافیایی کشور حکایت دارد. 🔹تجرد قطعی بر اساس برخی تعریف‌های جمعیت شناختی، برای افرادی به کار می‌رود که بدون حتی یک بار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شده‌اند. 🔹بر اساس دیگر تعریف‌ها و البته به خاطر تغییر سن ازدواج، برخی ورود به سن ۵۰ سالگی که احتمال ازدواج را بطور تقریبی به صفر نزدیک می‌کند مترادف با تجرد قطعی می‌دانند./ ایرنا @sharghdaily Sharghdaily.com

  • 🎥 فیدان: توافق مکه از نظر فنی مشابه ماده ۵ منشور ناتو درباره دفاع جمعی است خبرنگار: 🔹آیا در توافقنامه دفاعی ترکیه-عربستان سعودی-پاکستان اصلی مشابه ماده ۵ ناتو وجود دارد؟ هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه: 🔹از نظر فنی، یکسان است. به همین دلیل است که شما یک پیمان امنیتی ایجاد می‌کنید. @sharghdaily Sharghdaily.com

  • فرهاد قنبری دانشکده‌های بی سرو ته شیوهٔ پذیرش اساتید در بسیاری از رشته‌های علوم‌انسانی (فلسفه، علوم‌سیاسی، حقوق، تاریخ، جامعه‌شناسی و...) عموما با شیوه‌هایی غیر از صلاحیت صرف علمی انجام می‌پذیرد و عده‌ای با بورسیه‌ و آشنا و سفارش‌های خاص به‌راحتی موفق به کسب کرسی استادی این رشته‌ها در دانشگاه‌های مختلف شده و به تدریس در رشته‌های مختلف علوم انسانی مشغول شده‌اند. این روند گزینش اساتید باعث شده‌است دانشجویان از نعمت داشتن استاد (به معنی واقعی کلمه) محروم شده و با گذراندن واحدهای درسی اغلب بی‌معنی و بی‌سروته که هیچ ربطی به جامعهٔ ایران و مسائل جامعهٔ ایران ندارد مدرک کارشناسی و بالاتر اخذ نمایند. بسیاری از این اساتید به‌علت نداشتن سواد و علم کافی، به جای تدریس و یا معرفی کتاب‌های مفید و مرتبط با آن رشتهٔ دانشگاهی (چرا که معرفی کتاب به دانشجویان مستلزم مطالعهٔ قبلی آن کتاب توسط استاد است. حال آن‌که اکثر این اساتید اصلاً نام کتب و بزرگان رشته‌ای که در آن، کرسی استادی دانشگاه گرفته‌اند را نه خوانده‌اند و نه شنیده‌اند) شروع به گفتن و یا تدریس از روی جزوه‌های من‌درآوردی خود می‌کنند، جزوه‌هایی اغلب بی‌سروته و بی‌محتوا که در اکثر موارد از بیست سی صفحه [ آن هم پر از غلط‌های نگارشی و دستوری] تجاوز نمی‌کند. حال به‌فرض این‌که تمام این جزوه‌ها مفید و علمی باشد با یک محاسبهٔ ساده و با کسر واحدهای دروس عمومی می‌توان گفت هر دانشجوی مقطع کارشناسی چیزی حدود صد و ده واحد دروس تخصصی را می‌گذراند تا مدرک کارشناسی کسب نماید. اگر به‌طور متوسط برای هر درس دو واحدی چهل صفحه جزوهٔ این اساتید را در نظر بگیریم، هر دانشجو برای گرفتن مدرک لیسانس دو هزارودویست صفحه جزوه باید خوانده باشد. (چیزی معادل چهار کتاب ششصد صفحه‌ای). به‌عبارت دیگر دانشجویی که در هر یک از رشته‌های علوم‌انسانی مانند رشتهٔ تاریخ، جامعه‌شناسی، فلسفه و علوم سیاسی و... تحصیل کرده‌است روی‌هم‌رفته چند کتاب بیشتر و آن هم به‌صورت مغشوش مطالعه نکرده‌است. حال آنکه همان واحدهای دانشگاهی هم عموماً غیرکاربردی بوده و به‌علت بی‌سوادی و بالطبع سهل‌گیری اساتید، دانشجو با هیچ نظریه و اندیشه‌ای درست آشنا نشده و چه بسا که اصلاً فلسفهٔ وجودی رشتهٔ دانشگاهی خود را هم متوجه نشده و بعد چند سال با مدرک لیسانس و فوق‌لیسانس و دکتری یا به فردی پریشان‌حال و بیگانه با خویش و جامعهٔ خویش بدل می‌شود و یا اینکه در بهترین حالت کارمند سفارش‌شده در اداره‌ای دولتی می‌شود. چند نکته: ۱- با تمام این تفاسیر اما، (هر چند کم) هنوز اساتیدی متعهد و باسواد که واقعاً لایق پیشوند «استادی» باشند در دانشگاه‌ها حضور دارند. ۲- برخی از دانشجویان رشته‌های علوم‌انسانی هستند که به‌خاطر علاقه‌مندی خود به رشتهٔ تحصیلی‌‌شان و جدا از چارت دانشگاهی به صورت جدی‌تری به مطالعه در حوزهٔ مورد علاقه خود مبادرت می‌ورزند. ۳- توهم دانایی و روشن‌فکری بسیار ویرانگرتر از نادانی است. بسیاری از دانشکده‌های جزوه‌ای، متاعی جز توهم روشن‌فکری و دانایی نمی‌فروشند. ۴- وظیفهٔ رشتهٔ علوم‌سیاسی و جامعه‌شناسی و فلسفه و تاریخ و... تربیت متفکر و کارشناس و آسیب‌شناس و تحلیلگر است نه پرورش کارمند. ۵- نگارنده به‌علت تحصیل در حوزهٔ علوم‌انسانی تمام مثال‌ها را از این حوزه انتخاب کرده‌ام و اطلاع چندانی از حوزهٔ علوم‌‌پایه و فنی و پزشکی ندارم. هر چند شرایط علمی حاکم بر کشور نشان می‌دهد که در آن حوزه‌ها هم نباید تفاوت محسوسی وجود داشته باشد. ۶- حداقل انتظار و نُرم پذیرفته شده دانشگاهی این است که دانشجو به ازاء هر واحد درسی حداقل صد صفحه کتاب تخصصی و مفید مطالعه کند. ۷- رشته‌های مربوط به حوزه علوم انسانی به مراتب بیشتر از رشته‌های فنی به استاد نیازمندند. استاد خوب در رشته‌هایی مانند فلسفه، سیاست، تاریخ، جامعه‌شناسی و حقوق می‌توانند، محققان و دانشجویانی متفکر پرورش دهد و استاد بی‌کفایت می‌تواند دانشجویانی به غایت بی‌سواد و هپروتی و ضدجامعه و بیگانه با اندیشه و تفکر، تحویل جامعه دهد. @kharmagaas

  • قهرمان ملی ، مصدق یا فروغی ؟ شخصی در مصاحبه ای ادعا کرده که نسل جدید ، مصدق را دوست ندارد و قهرمانش فروغی است . فروغی نماد تسلیم و سرسپردگی در برابر زور است چه زور داخلی باشد و چه خارجی عصاره حیات سیاسی فروغی این است که بدون هیچ گونه خط قرمز و اصول و‌پرنسیب باید در خدمت قدرت بود حال آن قدرت ناصرالدین شاه باشد یا محمدعلی شاه یا رضاشاه تفاوتی نمی کند ، دیکتاتور اگر قتل کند فروغی قتلش را توجیه می کند اگر زندانی کند اگر مشروطیت را تعطیل کند و یا اموال مردم را مصادره کند فروغی باز با افتخار کارگذاری اش را می کند فروغی پا انداز قدرت است و این قدرت اگر زور خارجی متجاوز هم باشد تفاوتی نمی کند ، شوروی فیروزه را می خواهد فروغی استرداد آن را مسکوت می گذارد شوروی شیلات می خواهد فروغی دوان دوان لایحه شرکت شیلات را تنظیم می کند ، ترکیه آرارات را می خواهد ، فروغی با واسطه گری برایش ارارات را جور کرده و‌در سینی تقدیم می نماید ، از سرسپردگی به بریتانیا دیگر بگذریم که رضاشاه و خود انگلیس ها هر دو به خوبی فروغی را عنصر وفادار انگلیس می دانستند . سخنرانی فروغی در مقام نماینده کابینه سردارسپه در مجلس پنجم در دفاع از حکومت نظامی جالب است می گوید دولت باید قدرت خود را به مردم نشان بدهد او نظریه پرداز استبداد و سرسپردگی و تسلیم در برابر زور است . مصدق درست نقطه مقابل فروغی است نه ذره ای به استبداد داخلی سر فرود میاورد و نه کرنشی در برابر استیلا خارجی می نماید ، سیاستمدار لجوج این قدر تعصب ملی دارد که نمی گوید بگذار حداقل در معرکه با بریتانیا و امریکا تا حدی شوروی را راضی نگه دارم نه خیر بدون فوت وقت شیلات را ملی کرده و شوروی ها را اخراج می کند و پرونده بازگشت فیروزه را به جریان می اندازد به همان ترتیب نه با مجلس کبرای دولتی محمد علی شاه همکاری می کند و نه وزیر رضاشاه می گردد نه نخست وزیر مطیع محمدرضاشاه و نه حتی به یاران خودش در جبهه ملی باج می دهد نه مثل شاه می خواهد دل روحانیت را بدست بیاورد نه اهل سازش با کاشانی است و نه حتی به فرمان بروجردی ؟! آری او مصدق است و بدا به حال نسلی اگر که الگویش را از مصدق به فروغی تغییر داده باشد . https://t.me/bahmanighajar