کُوُچْ
Статистикаسر چی بحث میکنیم؟ شاید همش پوچ و بیمعنا باشه! 🌞 اگر دوست داشتین باهم حرف بزنیم: @TalktoYasi_bot
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 13
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
The 400 blows [1959] François Truffaut
هفتهی گذشته، هفتهی پیچیدهای بود. از صبح تا ساعت ۹ مدرسه بودم و وقتی میرسیدم خونه تا دوش میگرفتم و شام میخوردم و وسایل فردارو جمع میکردم، وقت خواب بود اما خب بهش دارم عادت میکنم و دارم یاد میگیرم که چجوری از وقتای کوتاه بین این درس خوندنا و مدرسه موندنا استفاده کنم. مثلا فیلم هفتگیم رو به بخشهای یک ربعه تقسیم میکنم و توی زمانهای استراحت میبینمش یا پادکستی که میخوام گوش کنم رو منتظر یه زمان خاص نمیمونم براش. صبحا که دارم آماده میشم گوش میکنم یا وقتی که دارم کیف فردا رو جمع میکنم. دیشب کلاسی که چندین هفته منتظرش بودم شروع شد. انقدری بهم خوش گذشت که انرژیش هنوز همراهمه. بعدش هم شام درست کردم و یه فیلم خیلی معمولی و غیرفاخر هم دیدم. بالاخره میون همهی فیلمهایی که ارزش بررسی محتوایی و سینماتیک دارن، باید از این جور چیزها هم ببینم چون صرفا بهم خوش میگذره. :)🧞♂️ (فیلم مذکور، فیلمی که در ادامه ازش تصویر فرستادم نیست.😭😂) الان هم که دارم این رو مینویسم از برنامهی درسیم عقبم اما ایرادی نداره، میرسونمش. کتابایی که این مدت خوندم رو توی دفتر کتابیم وارد کردم، لاک زرشکی روی ناخونامه و دارم جز گوش میکنم. حالم خوبه و خوشحالم. امیدوارم که روزها هم برای شما خوب بگذرن.🙂↕️🐉🪻🍣🛝
без подписи
без подписи
به قول مامانم:«بوی پاییز میاد.»🍂🌬️
این پیام رو توی چنلتون فوروارد کنین تا بهتون بگم اگه یه آرتیست میخواست یه آهنگ در مورد شما بنویسه چه کسی میبود و توی چه شرایطی اون آهنگ رو مینوشت. اگه چنلتون پرایوته یا چنل ندارین برام اسمتون رو توی ناشناس بفرستین.
شیراز زیبا! :)💐🌞
без подписи
عاشق گفتگوهای خیلی رندوم خودم و خواهرمم. به قدری عادی و جدی انجام میشن که انگار نه انگار که مثلا داریم درمورد این بحث میکنیم که آیا زندگی به عنوان یک شترمرغ میصرفه یا نه.🪶✋🏻🗣️
صداها آزارم می دهد فریاد هایی از قعر سکوت و پرنده آواز میخواند و با آواز خود به من قهقه میزند و من؟ من چشمانم را میبندم اما باز هم صدای پرنده بلند میشود در سرد ترین لحظه ی سالِ من گویا وقت نوبهار پرنده است و من از پشت شیشه ی روشن، پرواز پرنده را نگاه میکنم. sanama مجموعه ترهات-بخش سه
без подписи