- Последний пост
- 17 сент. 2024 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من به نقطه ای رسیدم که دیگه حرفا و کارای اطرافیانم عذابم نمیده هنوزم ناراحت میشما... چون بالاخره آدم و احساس دارم ولی تهش چند ساعته بعدش دستمو میذارم رو زانوهام، پا میشم و میگم چیه؟ انتظار دیگه ای داشتی؟! آدما همینن دیگه...
:)))))
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نیاز دارم برم یه جایی که هیچکسی نباشه؛ که نتونه قضاوت بیخود بکنه. نیاز دارم به کلی چیزها و اتفاق های خوبی که فکر میکنم واقعیت داشته باشه. نیاز دارم اونقدر بخوابم که وقتی بیدار شدم خیلی مدت گذشته باشه و همه چی عوض شده باشه؛ ولی خب میدونم اینا همشون قرار نیست به واقعیت تبدیل بشه.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
همیشه آدمای مغرورو دوس داشت چون گفتن دوست دارم خیلی واسشون سخته ولی وقتی میگن عجیب به دلت میشینه، میدونی چرا؟! چون مطمئنی از سر عادت نگفته چون مطمئنی تیکه کلامش نیست چون مطمئنی واسه گفتنش پارو همهی غرورش گذاشته چون مطمئنی وقتی میگه دوست دارم یعنی واقعا دوست داره!
قدم زدم تورا شبانه تا به انتهای تو:)
"هر کلمه ای که در هنگام عصبانیت گفته می شود در خلوت خود در موردش فکر کرده اند."
اینجا کسی نیس حرفش سند...
تو شبیه تموم حسای قشنگ و استرس آوری؛ شبیه سه بار کافه رفتن تو یه شب با گوشی خاموش و مامان نگران؛ شبیه درک خنده های خجالت زدهی رفتگر وقتی نتونسته برای بچه هاش بستنی بگیره ببره خونه؛ شبیه ترس از گشت بعد ساعت ها توی بقل هم بودن روی نیمکت یه پارک خلوت؛ شبیه شیر کاکائو نذری تو ماه محرم؛ شبیه ناشی گری های همیشگی برای پیدا کردن یه آدرس یا شایدم شبیه عقب موندگی زیاد تو درسا قبل از امتحانای ترم. تو شبیه تموم حسایی هستی که تو لحظه دلهره آورن ولی بعد یه مدت شیرین میشن.
видео или голосовое, без подписи
اکثر روابطم سر درگیریام با خودم و مشکلات روحیم خراب شدن. سر اینکه انقدر مشغول سرکله زدن با خودم و تلاش برای به دست اوردن نیروی زندگی کردن بودم که وقت و انرژی نداشتم برای اونا بذارم. یا کلاً نبودم یا وقتی بودم با اعصاب خورد و بیحوصلگی بودم. سر این تموم کردم که نمیخواستم همش وایب منفی بدم یا خسته شن. و این واقعاً خیلی تلخه:)
پنج روز تا شروع مدارس تخمی به همتون تسلیت میگم غم آخرتون باشه:)😭🤌🏻🖤
نیازمندی ها؛ کاش بودی زیر این ماه آبی همو بغل میکردیم:)))
видео или голосовое, без подписи
وقتی تو مسیر شروع به راه رفتن میکنی؛راه خودش پیدا میشه.