𝐃𝐫𝐞𝐚𝐦"
Статистикаعمیقترین حسها را در قلب خود داری؛ اما وقتی از بیرون به زندگیات نگاه میکنی، چیزی جز یک داستان کسلکننده نمیبینی. حس میکنی چیزی جدا از زندگیات هستی؛ تکهای رویا، یک حس کوچک گمشده در دنیا. ناشناس: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-Lt1XKeLdwgQZ
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 48
- 1/48двое суток
- 55
- 1/72трое суток
- 59
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
در سن جدیدم قلبی پر نور میخواهم، آدمهای بیحاشیه احساساتی بکر و سرزمینی آزاد برای زیستن.🤍
без подписи
تنهاییات را بردار و بیا نترس! حوصلهمان سر نمیرود. تنهایی تو با تنهایی من حرف میزند، ما هم سکوت میکنیم.
شاید بعضی احساسها را نتوان گفت، اما میتوان آنها را خلق کرد. من باور دارم هنر، صادقترین زبان قلب است؛ زبانی که نیازی به ترجمه ندارد و هرکس آن را با احساس خودش میخواند. اگر روزی نتوانستم از دوست داشتنم حرف بزنم، کافی است به نقاشیهایم نگاه کنی؛ تمام چیزهایی را که زبان از گفتنشان بازمانده، آنها بیصدا برایت تعریف خواهند کرد.
من کسی را ترک نمیکنم، اما دست کسی را هم که بخواهد برود، نمیگیرم.
کسی نخواهد دانست که زیرِ هجومِ افکار، چگونه هر تکهام به گوشهای از این اتاق افتاد. و صبح بیآنکه همراهی داشته باشم، خود را با چه زجر و کشمکشی جمع کردم و ادامه دادم.
без подписи
ماجرا را به کسی نگفت؛ اما لاغر و بد اخلاق شد!
و پس از آن اتفاق همه چیز در تو تغییر کرد؛ نه چشمهایت دیگر مثل گذشته شاد هستند، نه حرفهایت بوی امیدواری میدهند.
без подписи
без подписи
میخواستم به تو بگویم که به جز تو از همه چیز ناامید گشته ام؛ اما پیش از آن که به تو بگویم، تو هم نیز ناامیدم کردی.
راستش را بخواهی امروز اتفاق خاصی رخ نداد، فقط حوالی عصر بارانی کوتاه بارید؛ اما زار زار..
اما عزیز من، وقتی کسی در حال غرق شدن است، آن موقعیت زمان مناسبی برای یاد دادن شنا به او نیست.
без подписи
без подписи
سپس به همان چیزی که بودم برگشتم: "یک سکوت طولانی، اجتناب از گفتگو و میل به تنهایی"
وَ تبدیل شدم به کسی که تنهایی رو ترجیح میده، اگر انرژی منفی حس کنه، ناپدید میشه و اگر دیگه کسی باهاش در ارتباط نباشه، براش اهمیتی نداره.
هرچی سنت بیشتر میشه، متوجه این میشی که طرز برخورد اطرافیانت باهات، یه جاهایی حتی از علاقشونم مهمتره.