tgindex
لاطائلات

لاطائلات

Статистика
@laataelatМузыкаперсидский

فرهنگ معین: ﻉ . ﻻﻃﺎﺋﻼﺕ ‏] ‏( ﺹ ﻣﺮ . ‏) ﺝِ ﻻﻃﺎﯾﻞ ؛ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﯽ . متن ها، آهنگ ها ، شعر ها و یا هرچیزی که دوست دارید رو از طریق لینک زیر برامون بفرستید https://telegram.me/HarfBeManBot?start=OTkxOTUxOTg یا @DiDoDe

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
229
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
624
20 постов
Вовлечённость
272,5%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
28
1/48двое суток
32
1/72трое суток
34

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • روی بر خاکِ عجز، می‌گویم هر سحرگه که باد می‌آید: ای که هرگز فرامشت نکنم هیچت از بنده یاد می‌آید؟ #سعدی

  • 26 июл.87из aliakbaryaghitabar

    آغاز انحطاط متون متین منم از شعر و شاعری متنفرترین منم

  • #پیام_ناشناس بهار آمد، پريشان باغ من، افسرده بود اما به جو باز آمد آب رفته، ماهی مرده بود اما.. #مهدی_اخوان_ثالث⁩

  • 14 мар. 2025 г.51532из albatte

    ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می‌ترسم همه از مار و من از مهره این مار می‌ترسم بلای مرغ زیرک دام زیر خاک می‌باشد ز تار سبحه بیش از رشته زنار می‌ترسم از آن چون شبنم گل خواب در چشمم نمی‌گردد که از چشم تماشایی بر این گلزار می‌ترسم به گرد چشم او گشتن چو مژگان آرزو دارم ز خوی نازک آن نرگس بیمار می‌ترسم ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم بر جان شکار لاغرم از تیغ لنگردار می‌ترسم خطر در آب زیر کاه بیش از بحر می‌باشد من از همواری این خلق ناهموار می‌ترسم ز بس نامردمی از چشم نرم مردمان دیدم اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار می‌ترسم چه باشد پشت و روی اژدها در پله بینش نه از اقبال می‌بالم نه از ادبار می‌ترسم ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمی‌ترسد که من از گردش گردون کج‌رفتار می‌ترسم سرشک گرم را در پرده دل می‌کنم پنهان بر آب این گهر از سردی بازار می‌ترسم بد از نیکان و نیکی از بدان پر دیده‌ام صائب ز خار بی‌گل افزون از گل بی‌خار می‌ترسم #صائب

  • شب بارونی‌تون بخیر

  • Mohammadreza Shajarian, Dani Khorsandi – The Story of a Sea

  • The Story of a Sea Vocal: Mohammadreza Shajarian Lyrics: Attar Neyshabouri @danikhorsandii

  • ای دیر به دست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر من و چون دود برفتی چون آرزوی تنگ‌دلان دیر رسیدی چون دوستی سنگ‌دلان زود برفتی زان پیش که در باغ وصال تو دل من از داغ فراق تو برآسود برفتی ناگشته من از بند تو آزاد بجستی ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی آهنگ به جان من دلسوخته کردی چون در دل من عشق بیفزود برفتی #انوری

  • هیهات! کزین دیار رفتم ناکرده وداع یار رفتم چه سود قرار وصل جانان؟ اکنون که من از قرار رفتم چون خاک در تو بوسه دادم با دیدهٔ اشکبار رفتم بگذاشتم، ای عزیز چون جان، دل نزد تو یادگار رفتم زنهار! دل مرا نگه‌دار چون من ز میان کار رفتم بردند به اضطرارم، ای دوست، زین جا نه به اختیار رفتم غم خواره و مونسم تو بودی بی‌مونس و غمگسار رفتم از خلق کریم تو ندیدم یک عهد چو استوار، رفتم چون از لب تو نیافتم کام ناکام به هر دیار رفتم نایافته مرهمی ز لطفت دل خسته و جان فگار رفتم شکرانه بده، که از در تو چون محنت روزگار رفتم تو خرم و شاد و کامران باش کز شهر تو سوگوار رفتم در قصهٔ درد من نگه کن بنگر که چگونه زار رفتم عراقی

  • 3 окт. 2023 г.8254из harfbemanbot

    #پیام_ناشناس رفت عَقل و رفت صبر و رفت یار این چه عشق است این چه دَرد است این چه کار؟ #عطار #مُو کپشن موزیک @HarfBeManBot

  • @HarfBeManBot

  • دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضا درش بِبَست و کلیدش به دل سِتانی داد شکسته وار به درگاهت آمدم، که طبیب به مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش که دست دادش و یاریِّ ناتوانی داد برو معالجهٔ خود کن ای نصیحتگو شراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟ گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفت دریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد #حافظ

  • خوش تلخ عتاب آمده‌ای حرف به جا چه؟ نوشین لبت اغیار مکیدند، به ما چه؟ منت چه گذاری تو به ما پیش ِ حریفان شمع ِ دگرانی، به مزار ِ شهدا چه؟ از شکوه و شکرم به میان فتنه‌گری چیست؟ من دانم و دلدار، رقیبان به شما چه؟ زان شبرو طرّار گرفتم خبر ِ دل پیچید به خود زلفش و می‌گفت کجا؟ چه؟ از عزت ناقص نرسد نقص به کامل بت گر بپرستید جهانی به خدا چه؟ در خانه همسایه چه ماتم چه عروسی گر مات شود شه، شده باشد، به گدا چه؟ از ساقی و می ای دل ِ افسرده چه نالی؟ کار ِ اجل است این، به طبیب و به دوا چه؟ #حزین_لاهیجی

  • @hadihadadi_rira

  • رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد ‏صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد ‏می‌خواستم که میرَمَش اندر قدم چو شمع ‏او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد #حافظ

  • نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو ‏اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز #حافظ

  • یک نفر پیش فلک ریش گرو بگذارد ‏بلکه دست از سر آزردن ما بردارد

  • @HarfBeManBot

  • پذیرای شعر و موسیقی‌های زیباتون هستیم

  • #پیام_ناشناس پروردمش به ناز که بنشینمش به پای ای گل چرا به خاک سیه می‌نشانی‌ام؟ #شهریار