شعر دکلمه خسته از پرواز
Статистикаارائه محتوا #شعر 🎤 #دکلمه 🖋 #دلنوشته https://t.me/ld_idl لینک چنلمون🎭 🏖 تبلیغات در 3️⃣ کانال پر بازده @id_00t 😘👑 کانال اصلیمون @aminf16m 📚لینکدونی رایگان @aminchenary 🎩 ســـرتیـــم @ux100
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 58
- Всего постов
- 617
- Тип
- открытый
- Язык
- ur
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 164
- 1/48двое суток
- 187
- 1/72трое суток
- 202
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://t.me/+qQQslMuIywAwNDQ0
🍀 #شعر 🍀 با نگاهت در دلم شوری عجیب افتاده است آدمم!! روی لبت تصویر سیب افتاده است سجده کردم در دل شب، گریه کردم در قنوت تا که مقبول خدا امن یجیب افتاده است با غزلنازی لبهایت قصیده جان گرفت ز آن که نامت اولین بیت نسیب افتاده است موج گیسوی سیاهت زیر باران تاب خورد بعداز آن کار دلم دست طبیب افتاده است دل به اقیانوس چشمانت سپردم سالهاست ساحل آرامشم موجی مهیب افتاده است با مسیحای نگاهت زنده کردی عالمی بعد از آن پس لرزه در دار صلیب افتاده است چون که فروردین زیبای لبت گل غنچه داد فصل گلبرگ شقایق در نشیب افتاده است خواستنداز عاشقی در شعر معنایت کند دهخدا منجد معین دست ادیب افتاده است گیسویت در باد رقصیده رخت گشته عیان روز را شب فاصله میکرو جریب افتاده است «چادر و شال و کلاهت بوی باران داده اند » لعنتی عطار هم با تو رقیب افتاده است!!! با نسیمی دکمه پیراهنت گردیده باز شور و غوغا در خیابانها عجیب افتاده است خنده بر لب داشتی شهریورانه گرم بود اختلافی بین کبک و عندلیب افتاده است با خیالت دلخوشم ای ماه شبهای سکوت گرچه قلبم از فراقت نا شکیب افتاده است نیمه پنهان سیب و ماه و عشق و .....وای نه!!!!!! از چه روی صورتت گیسو اریب افتاده است #حسین_خدایی 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
https://t.me/+r0HAue-43oNmMTFk
https://t.me/+r0HAue-43oNmMTFk
💯 #دکلمــــــه 💯 نشسته بودم روبروش و به زُلفای فِرفِریش نگا میکردم بهش گفتم : میدونی چرا یوز پلنگا گوشه ی چشمشون یه خط سیاهه که بهش میگن خط اشک؟ دستشو انداخت تو فِرِ موهاش ... پیچش داد و گفت نه ! چِشَمو از موهاش سُر دادم رو چِشاش و گفتم : وقتی واسه اولین بار یوزپلنگِ نر،یوزپلنگِ ماده رو برایِ رفتن به شکار تنها گذاشت و هیچ وقت برنگشت،یوزپلنگ ماده که یه بچه تو شیکمش داشت،اونقدر گریه کرد که رد اشکش موند گوشه ی چشمش و هیچ وقت از بین نرفت. بلند خندید و گفت اینو از کجا آوردی؟ خندشو گذاشتم گوشه ی ذهنم،پیش بقیه ی خنده هاش و گفتم : یه وقت نشه تنهام بزاریا ... یه کم ساکت نگام کرد ... سکوتِ نگاشو گذاشتم کنارِ بقیه ی نگاهاش،گوشه ی دلم و گفتم ... میخوام یه جایی واسه بچه هامون بنویسم،فرِ موهای مامانتون از وقتی بیشتر شد که میشِست کنار من و حرف میزد،شعر میخوند و من یکی از انگشتام تو موهاش وِل بود و هی موهاشو بین انگشتام لول میکردم ... میخوام براشون بنویسم اگه یه روز،یه مردی عاشقِ موهای پیچ خورده تون شد بشینید کنارش واسش شعر بخونید تا بتونه دستشو ببره لای موهاتون و اونارو پیچ بده ... بزارید یه روزی برسه که پایینِ موهای همه ی خانوم ها پیچ خورده باشه و افسانه ی ما وِرد زبونشون... #حنانه_اکرامی 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
🍷 #شعر 🍷 چه کردی با دلم؟دیگر به خانه برنمی گردد! شدم مویی پریشان لای شانه بر نمی گردد چنان گنجشک ترسویی که از بندی رها گشته؛ بمیرد هم برای آب و دانه بر نمی گردد کبوتر بچه ی دل را زدی سنگ و شکستی بال پرید و رفت و دیگر سوی لانه بر نمی گردد جوانی رفت و طی شد عمر و پیری میزند بر در به دنبال چه می گردی، زمانه برنمی گردد قشنگی ها به وقتِ خاصِ خود میچسبد و خوبست به پای کندهُ خشکی ، جوانه برنمی گردد سخن را در دهانت مزّه کن آنگه برون آور که چون تیری رها شد از کمانه،برنمی گردد گرفتاری که آگاهانه افتاده است در چاهی! به صد راه درست و صد نشانه بر نمی گردد دلی را که به صد ناز و نعم دست آمده نشکن اگر از سینه ات گردد روانه برنمی گردد برای مرده دل ، رنگین کمان هم رنگِ تاریکی ست شبش با رقصِ باران و ترانه برنمی گردد وَ قویی که بدون جفت جانش را به دریا داد روانِ مرده اش سمتِ کرانه بر نمی گردد پس از این دشت"پونه"میشود همدرد و همخوابم چه کردی با دلم ؟ دیگر به خانه بر نمی گردد! #افسانه_احمدی_پونه #شماره_ثبت۱۳۲۵۶۳ 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
⚘#دکلمــــه⚘ نشسته بودم روبروش ،بهش گفتم: چرا درکم نمیکنی !؟ گفت :درک کردن دیگه چیه!؟ چیکار باید برات بکنم که نکردم گشنه موندی، تشنه موندی ،چی کم داری.. گفتم :مگه درک کردن گشنگی نکشیدنه!؟ من دارم افسرده میشم پوزخندی زد و گفت :پاشوو زن پاشو برو شام و بیار بخوریم از این حرفای الکی ام نزن.. باز رفتی پیش کی این چیزا رو بهت یاد داده گفتم: نه بخدا ،جایی رو ندارم که برم اصلا مگه من کسیو دارم نه دوستی دارم نه رفیقی... باور کن حالم خوب نیست دارم خفه میشم، بغض لعنتی داره میکشتم.. اخه چرا تو درکم نمیکنی.. درک کردن یه زن کار سختی نیست مرد میخواد مگه همه چی پوله.. نه بخدا، آدمی محبت میخواد.. توجه میخواد.. اگه بهش توجه نکنی کم کم افسرده میشه .. پژمرده میشه.. گفتم: میدونی..، من بهت نیاز دارم تو جسمت هست اما روحت نیست... روح آدما باید به هم گره بخوره .. این شناسنامه ی کوفتی که فقط دوتا اسم توشه با دوتا امضا... کاش یادبگیریم قبل از اینکه به درک متقابل نرسیدیم وارد زندگی هم نشیم .. روح آدما لطیفه ،مثل : گل این کار ما آدما باعث میشه یه گل قبل اینکه شکفته بشه ،خشک و پژمرده بشه.. عاشق بودن یعنے درک متقابل هروقت به درک کامل از طرفت رسیدی ادعای عشق کن.. الانم خستم،میخوام برم... همین و بس.. #یادبگیریم_همدیگرو_درک_کنیم ✍ #ماه_بانو(#مهتاب) 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
💥 #شعر 💥 از مـن و قـلبم بـیا بـیزار بـاش..امّا بمان.. در کـنـارم، از سـرِ اجـبار بـاش..امّا بمان.. وقتِ دلـتنگی پناهِ شانههایت میشوم.. روبهرویم سایهی دیـوار باش..امّا بمان.. در مــیانِ چــشمهـای انـتظـارم،، عـلتِ.. اشـکـبارانهای پرتـکرار بـاش..امّا بمان.. مثل گل میچینمو،میبویمو،میبـوسمت.. روی دستم لمسِ زخمِ خار باش..امّا بمان.. بیتوناکوکاست نبضِجانِ بیجانم بـیا.. نـغمهی غـمگینِ سازِ تــار باش..امّا بمان.. شـهر ویـران از بـلای روزگـارانم، تو هم.. بـر سـرِ ویـرانیام،، آوار بـاش..امّا بمان.. گرچه کاری از دل و دستت نمیآید ولی.. شـاهدِ حالِ خـراب و زار باش..امّا بمان.. اتـفاقی رُخ بده،، مثل تـولد یا که مــرگ.. سهمم از دنیا همین یکبار باش..امّا بمان.. #نگار_حسینی 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
👑 #دکلمه 👑 گاهی دلم اونقدر هوات رو میکنه که انگار خودِ بارون داره از چشمام میباره. پاییز شده... و من هنوز سر همون کوچهایم که آخرینبار بدرقهت کردم. بوی خاک خیس، صدای برگایی که زیر قدمام خرد میشن، همهش دارن از تو حرف میزنن… از خندههات، از صدای آرومت وقتی میگفتی "برمیگردم". اما برگشتی؟ نه... فقط خاطرت برگشت. خاطرهت با اولین قطره بارون اومد، نشست روی شونهم، سرد، ساکت، سنگین... و من موندم، با دلی که هنوز داره دنبال صدای قدمات میگرده. هر شب قبل خواب با خیالِ چشمای تو حرف میزنم. میگم اگه بدونی چقدر دلم تنگ شده، حتماً برمیگردی… میخندم به خودم، به دیوونگیام، به اینکه هنوزم هر بار صدای بارون میاد، بیاختیار پرده رو کنار میزنم، شاید… شاید اینبار توی خیابون تو رو ببینم. دلم لک زده برای صدای خندهت که قاطی صدای بارون میشد. برای اون لحظههایی که با یه نگاهت آروم میشدم. الان؟ من موندم و خیابونای خیس، با چتر باز و دستی که دیگه توی دستم نیست. میدونی؟ گاهی حس میکنم خودم رو توی خاطراتت جا گذاشتم. اونقدر عمیق که حتی اگه بخوای فراموشم کنی، نمیتونی. همونطور که من نتونستم. پاییز داره تموم میشه، اما دلتنگی من نه. هر برگ که از درخت میافته، انگار یه تیکه از صبر من کنده میشه. دیگه خستم از "صبور بودن"، از "منتظر موندن"، از "یادش بخیر گفتن". خستم از اینکه هنوزم وقتی اسمت رو میشنوم، دلم میلرزه. کاش یه روز دوباره ببینمت، نه مثل قبل، نه توی خیال، نه از پشت پنجره بارونزده، بلکه روبهرو… اونوقت فقط بگم: "دیدی؟ هیچکدوممون نتونستیم بیهم زندگی کنیم." تا اون روز، من هر شب کنار صدای بارون، با چشمهای بسته، تکرارت میکنم… تو… تو… تو… 📝#علیرضا_سوئدی 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
https://t.me/myBeeWalletbot/wallet?startapp=5321730261 Join BEE Wallet & earn free USDT! 🐝
https://t.me/myBeeWalletbot/wallet?startapp=5321730261 Join BEE Wallet & earn free USDT! 🐝
👑 #دکلمه 👑 میدونی چی سخته؟ اینکه هرکی اومد، یه اسمی روی خودش گذاشت. یکی گفت رفیقم، یکی گفت دوستت دارم، یکی خودش رو عشق جا زد... ولی آخرش هرکدوم یهجور زخمی زدن و رفتن. یکی طوری رفت که انگار هیچوقت نبود، یکی خنجر رو از روبهرو زد تا بفهمم با کی طرفم، یکی لبخند زد و از پشت زد تا نفهمم چی شد، و یکی اونقدر خوب نقش بازی کرد که هنوزم نمیدونم چرا باورش کردم. این چیزا آدمو آرومآروم میسازن، ولی همزمان آرومآروم میکشن. یاد میگیری دلت رو بیهوا به کسی نسپری، یاد میگیری اعتمادت رو مجانی ندی، یاد میگیری حرفاتو قورت بدی بهجای اینکه همهچیو بریزی روی میز. نه اینکه بیاحساس شده باشم—نه... هنوز میخندم، هنوز مهربونم، هنوز دوست داشتن رو بلدم. اما دیگه اونقدری ساده نیستم که هر دستی بیاد جلو، دلمو دو دستی تقدیم کنم. این اسمش سرد شدن نیست، اسمش تجربهست. یه تجربهی گرون که با زخم خریده شده. و حالا حتی اشکهامم حسابدار شدن؛ نه زود میان، نه برای هرکسی. 🥀 📝#علیرضا_سوئدی 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
😘 دوستان ❤️ فیلتر شکن قوی بدون قطعی مناسب ویسکال. و تمام برنامه ها 🚨 🙂 جهت خرید پیوی مراجعه کنید ➡️ @ux100
📞🎚🎤
3️⃣😚😌😚😌😌😌😋😚😚 ✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال ⭐🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم ❤️ 🦊عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🔰🅰️🅰️🅰️🌟😠🥳😔😔😞⬅️ 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩🛜🔢🔢❎🔢🔢🙂 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 تو این تایم با ما همراه باشید📣 🔗https://t.me/aminf16m 🔗https://t.me/aminf16m 🔗https://t.me/aminf16m 😀❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️😀
از هوای غربت پاییز ، رنگینم هنوز از جدایی های برگ از شاخه غمگینم هنوز آرزوهای به دل مانده فراوان داشتم شانه ای در زیر رویاهای سنگینم هنوز گرچه سهم دل نشد آغوش گرم و کافه ها با خیالاتش کماکان مست و شیرینم هنوز در کشاکشخانه ی این آسیاب زندگی؛ با جدال از رنج هایش سنگ زیرینم هنوز خشم طوفان آسمانم را نمی ریزد به هم بالهای بازی از پرواز شاهینم هنوز شب که از ره می رسد تا اوج زیبای افق؛ همنشین و همنوا با ماه و پروینم هنوز هر چه عمر رفته ام را می کنم از سر مرور باز هم دلتنگ آن ایّام دیرینم هنوز بعد عمری تجربه هر روز را در حسرتم؛ تا که مادر پا گذارد روی بالینم هنوز با نفس هایش همیشه گرم باشد زندگی با صدایش دردهایم را به تسکینم هنوز یک دعایش می گشاید صد گره از مشکلات یک نفس را با هوای او به تضمینم هنوز گنج قارون هم اگر در دست من باشد ولی؛ بی نگاهت مادرم ، یک عمر مسکینم هنوز جِلد دیوانم پر است از شعرهای بی نظیر واژه ی #مادر بُود ، تک برگ زرّینم هنوز در بهشتی که میانش یک فرشته مادر است؛ دامنی با سبزیِ"گلپونه" آذینم هنوز #افسانه_احمدی_پونه 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
3️⃣😚😌😚😌😌😌😋😚😚 ✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال ⭐🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم ❤️ 🦊عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🔰🅰️🅰️🅰️🌟😠🥳😔😔😞⬅️ 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩🛜🔢🔢❎🔢🔢🙂 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 تو این تایم با ما همراه باشید📣 🔗https://t.me/aminf16m 🔗https://t.me/aminf16m 🔗https://t.me/aminf16m 😀❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️😀
#دکلمـــــــه بگذار بگویم عشق برای من شبیه لحظهایست که بودن و نبودن از هم مرز میگیرند؛ جایی که تن، از پوست عبور میکند و به جانِ دیگری میرسد. میدانم، لمس تو فقط لمس نیست مکاشفهایست میان دو بیپناهی که ناگهان در آغوش هم جهان را به تعادل میرسانند. تو را که میبوسم زمان از کار میافتد، و افسانه ها، همه در چشمهایت به حقیقت بدل میشوند. چه کسی گفته است عشق را نمیشود دید؟ من هر روز، در لرزش سرانگشتان تو بر روح من، فلسفهی زندهبودن را لمس میکنم، و عشق را در برابر چشمانم به وضوح میبینم #مسعود_نادری 📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
без подписи
без подписи