...سودایِ اقلیمِ نیلوفر 🪷
Статистикаو روحش، با عطشی جانسوز، در تمنای زیستن میان جهانهای ناگفتهٔ داستانها میسوخت. @leemanaseri
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
AD FOLDER 1 AD FOLDER 2 کلی ممبر رایگان میخای؟جوین شو گپ حتما جوین باش پست فور کن جفج برو.
این تکسو فور کن چنلت بچه❗️ اینجا و اسپانسر¹+اسپانسر² جوین باش جوین باش فولدر بزنم +130 جذب بدم بهت🧸 شات جوینی چنل+تگت @Add_mm00 فور زدی به تکست اکت بده گپ جوین باش پستاتو فور کن
کتاب خوب است کتاب خریدن خوبتر است؛ اما کتاب هدیه گرفتن، بسیار بسیار خوبتر ست. وقتی کسی برایت کتاب میخرد، در واقع فقط یک کتاب به تو نمیدهد؛ بخشی از شناخت خودش از تو را هم در دستانت میگذارد. یعنی تو را دیده، به علایقت دقت کرده، فهمیده کدام چیزها تو را خوشحال میکند و بعد، در میان هزارکتاب، یکی را برای تو انتخاب کرده است. اینکه کسی برای خوشحال کردنت، به تو فکر کرده است. فکر کرده که در طاقچه کتابهایت چه چیزی کم است. اگر تا حالا کتاب هدیه گرفته باشید، میدانید که لذت آن با کتاب خریدن فرق دارد. وقتی خودت کتاب میخری، کتابی را که دوست داری به خانه میبری؛ اما وقتی کتابی را هدیه میگیری، همراه کتاب، تصویری از خودت را هم دریافت میکنی؛ تصویری که یک نفر دیگر از تو در ذهنش ساخته است. این کتاب هم هدیه تولد من از رفیق کودکی همراه با کیکش، با کمی تأخیر به دستم رسید، اما بسیار زیبا رسید. برای این کتاب، برای این دوستی قدیمی، برای این تأخیر دوستداشتنی و بیشتر از همه، برای این میزان از توجه، ممنونم. 📚🤍
без подписи
без подписи
💗🪷🫧🧷📚
فوروارد کن اینجا جوین باش تا چنلت در فولدر قرار گرفته کلی جذب بگیری...🤍🦢 شات و تگ چنلت را بفرست بات @bano_writer_Bot
تو آواز پنهانِ نیستان، که نغمهات را، تنها دل تنگِ یاران میشنود... @leemanaseri
Being Pashtun is so cool. Imagine having Afghani in every color and design...✨💗
کاش احمد ظاهر هنوز هم بود،حسم به آواز او به سان اشتیاقم به اشعار عاصی است..!
без подписи
روزهای خوبی است، اما برای من بسیار خستهکننده. آدمی نیستم که بهراحتی با دیگران گرم و صمیمی شوم. اغلب در جمع ساکتم؛ حتی در مهمانیهای خانوادگی. دختر مامایم میگوید: «لااقل یک کلمه بگو، از خودت حرف بزن. ما این همه از هر دری صحبت میکنیم.» اما واقعاً نمیدانم چه بگویم. نمیدانم چه چیزی برای گفتن جذاب است. وقتی صحبتها به مارک رژلب(لبسرین)، رنگ لاک یا مهارت کشیدن خط چشم میرسد، چیزی برای اضافه کردن ندارم. نه وسایل آرایش آنچنانی دارم، نه حوصله و مهارتش را. بیشتر وقتها بدون آرایش به مهمانی میروم. گاهی اگر زود برسم، دخترها برایم آرایش میکنند؛ هرچند تا آخر مهمانی چیز زیادی از آن باقی نمیماند. با این همه، همیشه زنانی را که با دقت و سلیقه آرایش کردهاند با تحسین نگاه میکنم؛ چون به نظرم زیباییشان جلوهای دیگر پیدا میکند. شاید هم چون خودم بلدیت ندارم دیدن شان برایم جذاب است، و از نظرم بسیار بسیار قشنگ معلوم میشوند. تعداد نقاشیهای نیمهکارهام از دستم در رفته است. مدتهاست حتی حوصله فعالیت در کانالم را هم ندارم. کتاب هم کمتر خواندهام؛ هرچند امشب، به پیشنهاد فرح، «انسان در جستجوی معنا» را شروع کردم و امیدوارم دوباره مرا به دنیای خودم برگرداند. شاید این بیحوصلگی از آنجاست که این روزها فرصت نمیکنم خود واقعیام باشم. منِ واقعی کتاب میخواند، نقاشی میکند، درس میخواند، مینویسد، دوباره کتاب میخواند و باز مینویسد. اما این روزها بیشتر باید به مهمانی بروم، بازار بروم و ساعتها در جمع فامیل بنشینم. جمعشان گرم و دوستداشتنی است؛ ایرادی به آنها نیست. فقط با روحیه من همخوانی ندارد. بیشتر اوقات ساکتم و اگر هم کسی چیزی بپرسد، کوتاه جواب میدهم. این روزها، با همه گرمی و خوبیشان، برای من خستهکننده شدهاند؛ شاید چون مدتهاست از کسی که واقعاً هستم، فاصله گرفتهام... @leemanaseri
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
🪷💗🫧✨
без подписи