tgindex
𝑳𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚 𝒐𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏

𝑳𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚 𝒐𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏

Статистика

دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه تهران. فعلا همین :) ارتباط با من: https://t.me/HarfChatBot?start=ed75ae0be9f5 یا @Matina19bot

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
арабский
Категория
Образование
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
176
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
120
29 постов
Вовлечённость
68,2%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 29
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
61
1/48двое суток
69
1/72трое суток
75

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • هیگاشینوی عزیزم🥀🖤

  • و خبر بدی که فهمیدم اینه که هیگاشینو دقیقا ۱۷ روز پیش فوت کرده...😭🥀 می‌خوام گریه کنمممم. من تازه می‌خواستم یه ایمیلی چیزی ازش پیدا کنم و بهش بگم که چقدر فنشم🥀

  • در یک کلام بگم: بی‌نظیر. من عاشق قلم هیگاشینو‌ام. واقعا می‌میرم برای این جهان پیچیده و مرموزی که توی کتاب‌هاش خلق می‌کنه. شخصیت پردازیش، پلات توئیستش، منطق اتفاقات و اون پایان فوق‌العاده و میخکوب‌کننده... همه چیز عالی بود. سوال اصلی‌ای که موقع خوندن کتاب بوجود…

  • در یک کلام بگم: بی‌نظیر. من عاشق قلم هیگاشینو‌ام. واقعا می‌میرم برای این جهان پیچیده و مرموزی که توی کتاب‌هاش خلق می‌کنه. شخصیت پردازیش، پلات توئیستش، منطق اتفاقات و اون پایان فوق‌العاده و میخکوب‌کننده... همه چیز عالی بود. سوال اصلی‌ای که موقع خوندن کتاب بوجود میاد اسم کتابه. درواقع ما نمی‌دونیم مظنون X کیه و چه فداکاری‌ای انجام داده. و شما توی ۷۰-۸۰ صفحه آخر کتاب حقیقت رو می‌فهمید و بوم! واقعا مغزتون سوت می‌کشه. موقع خوندن ۱۰۰ صفحه پایانی هر چند صفحه یک بار کتابو پایین می‌آوردم و از شگفتی فقط به دیوار زل می‌زدم. داستان کتاب مثل پازلیه که قبل از کامل شدنش هیچ ایده‌ای نداری قراره چجوری از آب دربیاد. و وقتی کامل میشه متحیر میشی. حتی اگه کتاب ۱۰۰ صفحه طولانی‌تر هم بود من با اشتیاق می‌خوندمش. کتاب بسیار راحت‌خوانیه و ترجمه عالی‌ای هم داره. امتیازم: ۵/۵ #بخوانیم

  • без подписи

  • بارش شهابی بَرساوُشی | ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

  • 8 авг.13172из fadieh_s

    تا به حال دنیا را چنین در سوگ و عزای «انسانیت» ندیده بودم! دیگر امیدی به زنده شدن و از گور برخاستنِ این جنازه نیست. انسانیت و شعوری که وجه تمایز انسان و حیوان بود، مدت‌هاست مُرده. تقلایی کودکانه بر سر پیکرش در جریان بود که می‌خواست با بزک رنگ به چهرهٔ بی‌رنگ این میت بپاشد، که شکست خورد و تتمهٔ آن را بر باد و خاک داد. حالا میان ما و آن‌ها که در جنازهٔ انسانیت می‌رقصیدند و فریب‌کارانه می‌دمیدند، یک دریا خون فاصله‌ست که با هیچ‌چیزی پر نمی‌شود.

  • без подписи

  • بانو چستین و هتوی🥂🤌🏻

  • Mothers' instinct/غریزه مادران لذت بردم. من عاشق فیلم‌هایی‌ هستم که نشون می‌دن چطور گاهی یه اتفاق خاص می‌تونه یه ارتباط صمیمانه رو به میدون جنگ تبدیل کنه. به نظرم فیلم پرکششی بود و به خوبی به احساسات پیچیده مادرانه و غریزه محافظت از فرزند می‌پردازه. تا آخر فیلم مدام نظرت راجع به شخصیت‌ها تغییر می‌کنه. به موقعش اشکتو در میاره و به موقع هم تپش قلبتو بالا می‌بره. خلاصه ببینید به نظرم. #چی_ببینیم

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 5 авг.136231

    بگید که اینایی که می‌نویسمو می‌خونید.

  • صحنه‌هایی از یک ازدواج اولین دلیلی که باعث شد برم سراغ این سریال جسیکا چستین بود. چون بازیشو خیلی دوست دارم. دومین دلیل هم معرفی‌هایی بود که راجع بهش خونده بودم. حین دیدن سریال حرف‌هایی که تو ذهنم میومد و حسی که داشتم رو یادداشت می‌کردم که یادم نره. راستش دقیق نمی‌دونم که نظرم راجع بهش چی بود. فقط وقتی قسمت آخر تموم شد اینجوری بودم که What the hell؟ داستان درباره‌ی زوجی ۴۰ ساله‌ست که زندگی مشترکشون دچار شکاف‌های عمیق و فاصله عاطفی میشه و سریال توی ۵ قسمت رابطه این زوج رو از آغازِ فروپاشی تا اتفاقات چند سال بعدش نشون میده. فکر می‌کنم سریال می‌خواست چالش‌ها و پیچیدگی‌هایی که سبک زندگی مدرن غربی برای عشق، ازدواج و حفظ روابط عاطفی بوجود آورده رو به تصویر بکشه. ولی آخرش اصلا نتیجه‌گیری مشخص یا منطقی‌ای نمی‌کنه. بیشتر تلاش می‌کرد که مخاطب خودشو تمام مدت جای شخصیت‌ها بذاره و ببینه اگه جای اونا بود چجوری واکنش نشون می‌داد و اصلا بهترین واکنش در مقابل چنین اتفاقاتی چیه؟ کلا احساسات متناقضی داشتم بهش. میرا و جاناتان خیلی با هم معذب بودن. خیلی رودربایستی داشتن. نمی‌تونستن هیچ احساسی رو درست توصیف کنن و راجع به هیچ چیزی مطمئن نبودن. میرا واقعا شخصیت دمدمی‌مزاج، متناقض، بلاتکلیف و آسیب‌پذیری داشت. هم‌زمان هم واقعا از رفتاراش عصبی می‌شدم و هم سعی می‌کردم درکش هم بکنم. و جاناتان هم‌زمان خیلی صبور، حامی اما منفعل بود. این احساس سردرگمیم راجع به سریال هم بیشتر به‌خاطر قسمت آخر سریاله که اگه خودتون ببینید متوجه می‌شید. حقیقتا می‌تونم نظرمو دقیق‌تر هم بیان کنم اما اونجوری باید راجع به جزئیات سریال صحبت کنم و اسپویل میشه. بنابراین فقط اینو بگم که ریتم سریال به‌شدت کنده و تماما داره بحث و مشاجره این زن و شوهر رو نشون می‌ده. اما بازی جفت شخصیت‌ها عالی و باورپذیره و یکی از جذابیت‌های سریال برای من همین بود. اگه بخوام در نهایت بهش نمره بدم به‌نظرم ۳ از ۵ براش خوبه. #چی_ببینیم

  • без подписи

  • بچه‌ها میکروفون گوشیم چند روزه خراب شده. نه می‌تونم ویس بدم و نه تماس بگیرم. (ویس بالا رو هم با لپ‌تاپ گرفتم) بعد هر دفعه گوشی رو می‌برم تعمیرات مرده میگه ما هر چی به این گوشی زنگ می‌زنیم و میکروفونشو امتحان می‌کنیم سالمه و کار می‌کنه! کجاشو درست کنیم؟ ولی به محضضض اینکه من گوشیو از مغازه میارم بیرون دیگه کار نمی‌کنه😭 روانی شدم.

  • شکستن دیوار چهارم یا Breaking the forth wall یعنی وقتی شخصیت‌های یک فیلم یا سریال طوری رفتار می‌کنن که انگار میدونن داخل یک اثر داستانی هستن و مستقیما با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنن. یعنی مثلا به دوربین نگاه میکنن و با ما حرف می‌زنن. چرا بهش میگن شکستن دیوار چهارم؟ چون اولین بار این اصطلاح از صحنه تئاتر اومد. همون‌جور که می‌دونیم صحنه تئاتر با سه دیوار محصور شده و دیوار چهارم به دلیل حضور تماشاگران برداشته شده ولی درواقع انگار یه دیوار فرضی اونجا وجود داره که مرزی بین شخصیت‌های اون داستان و تماشاگران هست. حالا اگه شخصیت‌ها مستقیما به تماشاگران نگاه کنن و باهاشون صحبت کنن این دیوار چهارم شکسته میشه.

  • واقعا نمی‌فهمم چرا بعضیا ازش تعریف می‌کردن و به عنوان یه مینی سریال درست حسابی معرفیش می‌کردن. واقعا چه چیز زیبایی راجع به غلتیدن یه آدم توی منجلاب سردرگمی و عدم تلاش برای مواجهه با مشکلات و حل کردنشون وجود داره؟

  • واقعا نمی‌فهمم چرا بعضیا ازش تعریف می‌کردن و به عنوان یه مینی سریال درست حسابی معرفیش می‌کردن. واقعا چه چیز زیبایی راجع به غلتیدن یه آدم توی منجلاب سردرگمی و عدم تلاش برای مواجهه با مشکلات و حل کردنشون وجود داره؟