tgindex
معنا وفلسفه ی زندگی

معنا وفلسفه ی زندگی

Статистика
@lifeskill_happinessперсидский

یافتن ،آموختن و به اشتراک گذاری هر آنچه که زندگی مان را کمی بهتر و غنی تر می کند . تماس با ادمین @smsadri

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
72
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
284
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
55
40 постов
Вовлечённость
19,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 72
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
15
1/48двое суток
17
1/72трое суток
18

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 💎💎💎💎 ما مدت‌هاست که یادمون رفته بارون تماشاییه #سبک‌زندگی ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 ما می توانیم یکدیگر را درک کنیم، اما هیچ کس بهتر از خودش، خودش را نشناخته است. ✍ هرمان هسه ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 زندگی هرکس راهی، شبه راهی یا کوره راهی است به سوی خود. هیچ انسانی هرگز موفق نشده است کاملا خودش باشد. با وجود این هر کس سعی دارد که بشود؛ یکی به وضعی تاریک و دیگری قدری روشن تر ؛ هر کس به نحوی که می تواند. 📕 دمیان ✍ هرمان هسه #رمان‌خوب ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 عظمت حقیقی هر کسی بدان شناخته می‌شود که بتواند در شادی و رنج سرخوش باشد. 📕 ژان کریستوف ✍ رومن رولان #رمان‌خوب ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 انسان همان گونه که در طی زندگی تن عوض می کند، روح نیز عوض می‌کند. و این دگرگونی همیشه به آهستگی در طول روزها انجام نمی گیرد: ساعات بحرانی هم هست که در آن همه چیز یکباره تجدید می‌شود. پوست بی جان سابق می افتد. در این ساعات پر اضطراب انسان گمان می‌کند که همه چیز به پایان رسیده است. ولی همه چیز دارد شروع می‌شود. يك زندگی می میرد. همان وقت يك زندگی دیگر زائیده شده است. 📕 ژان کریستوف ✍ رومن رولان #رمان‌خوب ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • معرفی کتاب‌های کمتر دیده شده به انتخاب فریبا اقدامی شما چه کتابی را پیشنهاد می‌کنید؟ برای ما بنویسید. @aztaclub

  • 💎💎💎💎 دلا نزد کسی بنشین، که او از دل، خبر دارد به زیر آن درختی رو، که او، گل‌های تر دارد درین بازار عطاران، مرو هرسو، چو بیکاران به دکّانِ کسی بنشین، که در دکّان، شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو، ره زند هرکس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که می‌جوشد میاوَر کاسه وُ منشین که هر دیگی که می‌جوشد، درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمهٔ سوزن اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد   ✍ مولوی ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 همین چند وقت پیش یکی به من گفت: «عزیزم، هر کی خرجش بیشتر، ارجش بیشتر.» نشستم و به این جمله فکر کردم. راستش، نسخه‌ی جالبی برای خوشبختی نبود. اگر معیار ارزش آدم‌ها پولی باشد که خرج می‌کنند، پس مهربانی کجای این معادله ایستاده است؟ شعور، شخصیت، نجابت و انسانِ والا بودن، کدام گوشه‌ی این زندگی فرصت دیده شدن پیدا می‌کنند؟ هرچه بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که زن بودن، بسیار فراتر از این جمله‌های آبکی است. اتفاقاً چنین نگاهی نه از ارزش زن می‌گوید و نه از احترام؛ بلکه حقوق و کرامت او را زیر سؤال می‌برد. ارجِ یک زن را نه با هزینه‌ای که برایش می‌شود، بلکه با احترامی که به اندیشه، شخصیت، آزادی و انسانیتش گذاشته می‌شود باید سنجید. وگرنه پول، هرگز جایگزین احترام نخواهد شد. ✍ فرشته‌خالدیان ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 هر کسی در اعماق دل خویش گورستان کوچکی از آنان که دوست می‌داشته است دارد. آن‌ها سال‌ها در آن‌جا می خوابند، بی آن که هیچ چیز بیدارشان کند. اما روزی می رسد، –و انسان خود می‌داند،– که گودال شکافته می شود. مردگان از گورهای خود بیرون می‌آیند، و با لب‌های بی رنگ خود به عاشق یا به معشوقی که خاطره‌شان، مانند بچه‌ای در شکم مادر، در سینه اش آرمیده است لبخند می‌زنند. 📕 ژان کریستوف ✍ رومن رولان #رمان‌خوب ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 معرفت همان چیزی است که پس از خواندن همه چیز و فراموش کردن همه چیز، در دماغ به جای ماند. ✍ عباس اقبال برداشت از کتاب سخن و اندیشه نوشته علی اصغر خیر خواه ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 فردی که احساس رشک (envy) زیادی در وجودش دارد از دیدن لذت‌بردن دیگران رنج می‌کشد. او فقط زمانی به آرامش می‌رسد که دیگران بدبخت باشند. به همین دلیل، هر تلاشی برای راضی‌کردن او بی‌نتیجه‌ است. 📖 مقالۀ رشک و قدردانی ✍ ملانی کلاین @hamedhakimi8 ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 بدان که اهل پندار مغرورند و این قوم کسانی‌اند که به خویشتن و عمل خویشتن گمان نیکو برند و از آفت آن غافل باشند و نبهره از خالص باز نشناسند. از اهل پندار علما اند که گروهی ازیشان روزگار خود همه در علم کنند تا علوم حاصل کنند و اندر معامله تقصیر کنند و دست و زبان و چشم و گوش از معاصی نگاه ندارند و پندارند که ایشان اندر علم خود به درجه ای رسیده اند که ایشان را عذاب نبود و به معامله مأخوذ نباشند، و مثل ایشان چون بیماری است که علم علت خویش برخواند و همه شب تکرار همی کند و نسختی نیکو بنویسد و شروط داروی علت نيك بداند و هرگز شربت بنخورد و بر تلخی وی صبر نکند، تکرار صفت شربت وی را کجا سود دارد. بدان که گروهی را جهل به جایی باشد که عُجب آورند به چیزی که آن بدیشان نیست و به قدرت ایشان تعلق ندارد، چون قدرت جمال و نسب و این جهل است هر چه تمام تر؛ چه اگر عالم و عابد گوید که علم من حاصل کردم و عبادت من کردم خیال او را جای هست اما این دیگر خود حماقت محض است. 📕 کیمیای سعادت ✍محمد غزالی ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 هنگامی که ناچاریم با مسائل دست‌وپنجه نرم کنیم، غریزتاً از آزمودن راهی که از میان ابهام و تاریکی می‌گذرد، سرباز می‌زنیم. ما تنها خواستار شنیدن نتایجی صریح و بی‌ابهام‌ایم، و به‌کُل فراموش می‌کنیم که دستیابی به این نتایج تنها زمانی میسر می‌گردد که پا به تاریکی گذاشته و بار دیگر از آن سر برآورده باشیم. ✍ کارل یونگ ساختار و پویایی روان 📍@ravantahlil  ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 از دست دادن ایمان نیز مانند خود ایمان غالباً بر اثر جوشش الهام و يك فروغ ناگهانی است. عقل در این کار دستی ندارد؛ اندک چیزی کفایت می کند: مثلا يك حرف، يك سكوت، يا يك بانك ناقوس. شخص راه می‌رود و با خیال خود دمساز است و هیچ انتظاری ندارد. ناگهان همه چیز فرو می‌ریزد. انسان خود را میان ویرانه ها محصور میبیند تنها است. دیگر ایمان ندارد. 📕ژان کریستوف ✍رومن رولان #رمان‌خوب ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 آن کس که در کار مردن است به زندگی چنگ می اندازد. ولی آن کس که خورشید و زندگی را در خویشتن دارد، بیرون از خود به جستجوی چه چیزی برود؟ 📕ژان کریستوف ✍رومن رولان #رمان‌خوب ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 شوق شناختن خود و انسان به طور کلی در شعار سقراط چنین بیان شده است: «خودت را بشناس». این سرچشمه‌ی همه‌ی علم روانشناسی است. ولی هر چند که آرزوی ما دانستن همه چیزهای مربوط به انسان و راز درونی اوست، این آرزو هرگز نمی‌تواند با دانش معمولی، یعنی دانش از راه فکر به کمال برسد. حتی اگر هزار بار دیگر خودمان را بشناسیم، بازهم به قعر آن نرسیده‌ایم. باز هم برای خود معمایی باقی خواهیم ماند، همان طور که دیگران هم برایمان معما هستند. شناسایی کامل فقط به وسیله ی «عمل» عشق به وجود می‌آید: این عمل از حدود فکر و کلام تجاوز می‌کند و این همان غوطه ور شدن دلیرانه در تجربه‌ی وصل است. با وجود این، آگاهی فکری که یک آگاهی روانشناسی است، شرط لازم دانش کامل در عمل عشق است. ما مجبوریم خود و دیگری را از نظر عینی بشناسیم تا قادر باشیم واقعیت او را ببینیم تا بر خیالهای فریبنده و تصویر تابدار و غیر منطقی که از او داریم فائق آییم. تنها وقتی که فردی را از نظر عینی بشناسیم میتوانیم ضمن عمل عشق به ماهیت غایی او پی ببریم. 📕 هنر عشق ورزیدن ✍ اریک فروم 📖 ترجمه پوری سلطانی _ انتشارات امیر کبیر _ صفحه ۴۲ #جملات‌برگزیده #شناخت #عشق ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 در دنیای مادیات نثار کردن به معنی غنی بودن است. آنکه می‌دهد غنی است نه آنکه بسیار دارد. محتکری که نگران از دست دادن مال خویش است، هر چند ثروتمند باشد، از نظر روانشناسی مردی فقیر و زبون است. آنکه توانایی بخشیدن از خودش را دارد بی نیاز است. او خود را به منزله ی انسانی احساس می‌کند که قادر است از هستی خودش به دیگران ببخشد. فقط کسی نمی تواند از بخشیدن اشیای مادی لذت ببرد که قادر نباشد از حداقل ضروریات زندگی پا فراتر بگذارد. ولی تجارب روزانه نشان می‌دهد که حداقل ضروریات در نظر اشخاص، همان اندازه که بستگی به دارایی آنان دارد، به همان اندازه نیز تابع صفات و منش‌های آنان است. مشهور است که فقرا به مراتب بخشنده تر از ثروتمندانند. با وجود این، فقر وقتی که از حدود معینی گذشت، دیگر راهی برای بخشیدن باز نمی گذارد، و بسیار موجب زبونی می‌شود، نه فقط به سبب رنجی که به طور مستقیم به وجود می آورد بلکه به واسطه ی این حقیقت که انسان را از لذت نثار کردن محروم می‌سازد. 📕 هنر عشق ورزیدن ✍ اریک فروم 📖 ترجمه پوری سلطانی _ انتشارات امیر کبیر _ صفحه ۳۴ #جملات‌برگزیده ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─

  • ‌💎💎💎💎 دوستم می‌گفت با دوست‌پسرش تصمیم گرفته‌اند حالا که کافه گران است و یک لیوان چای شصت تومن و یک شیک صدوسی تومان است، از این به بعد دیت‌هایشان را توی پارک بگذارند. روز اول، دوست من یک فلاسک چای برده، از بوفه‌ی پارک کلوچه خریده‌اند و نشسته‌اند و خورده‌اند و حرف زده‌اند و خوش گذشته. دوستم می‌گفت همه‌چیز خوب بوده، اما تهِ ذهنشان چراغِ "حالا که پول نداریم" تمام مدت روشن بوده. یعنی تمام مدت می‌دانسته‌اند اگر پول داشتند احتمالا انتخابشان همان کافه بوده، یا اگر کافه هم نبوده سفری یک روزه بوده به اطراف تهران با املت برای صبحانه، روی تخت‌های رستوران‌های اول مسیر و ناهار کنار رودخانه و این هم یعنی خرج کردن پول و "حالا که پول نداریم" زوج عاشق سرخوشی هستیم که نشسته‌ایم روی چمن‌های پارک و با کفشدوزک‌هایی که روی برگ‌ها پیدا کرده‌ایم مسابقه‌ی دو برگزار می‌کنیم. دوستم به درستی فهمیده بود که آنچه به اختیار انتخاب می‌شود، خیلی فرق دارد به آنچه از سر جبر گردن‌گیر می‌شویم. فرق است بین روستاییِ خسته از کارِ شبانه‌روزی در روستا که به شهر راه ندارد تا شهریِ سرخوشی که از سر اختیار روستانشین شده و از صدای سرِصبح گاوها کیف می‌کند. چیزی که این روزها شده ترجیع‌بند زندگیِ اکثریتی از ما، همین "حالا که..." است. حالا که پول نداریم، به جای سفر رفتن، توی تراس جوجه می‌زنیم! حالا که یک وعده غذا می‌خواهد بشود نصف حقوق پدر بازنشسته‌مان، جمعه ظهر را می‌تمرگیم خانه و تلفنی حالشان را می‌پرسیم. حالا که اردوهای کودکان گران است، خودمان از ظهر که گذشت و سرسره‌ها از کون‌سوزه افتادند میبریمشان پارکِ سر کوچه. در هر "حالا که..." ما در حال تقلیل خودیم‌. در حال کم‌کردن از خود... در حال جمع‌‌وجور کردن دایره‌ی نیازهای خود، در حال راه‌آمدن با شرایط، در حال چمباتمه‌زدن در گلیمی که هی آب می‌رود و پایمان از آن بیرون می‌ماند. هر قدر هم که خوش‌بین باشی، بعدازظهرنشینی با چای در پارک، وقتی که می‌دانی اگر پول داشتی الان در حال خوردن گاتا و نسکافه بودی در کافه، یا در جاده بودی رو به سرسبزی‌ای، یا در هواپیما بودی رو به تجربه‌ای تازه، کامت را تلخ می‌کند. کوچک‌شدن اینطوری است. هی به نفع مصلحت، هی به جبر شرایط، دنیایت را تنگ می‌کنی و بعد می‌بینی خودت ریز شده‌ای قد همین دنیا، قد همین دنیا که بهت تحمیل کرده‌اند‌... ✍سودابه فرضی پور ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌𖣔༅═┅─

  • 💎💎💎💎 یک روش رایج دیگر برای انتقال مسئولیت به دیگران وجود دارد، که در آن برخی افراد دارای اضطراب، به محض مواجهه با مسائل درونی خود، ناخودآگاه به دوران کودکی باز می‌گردند و مسئولیت مشکلات فعلی خود را به افراد محیطی آن زمان نسبت می‌دهند. برای نمونه، ممکن است استدلال کنند که دلیل حساسیت شدید آن‌ها در برابر هرگونه محدودیت و فشار، داشتن مادر سخت‌گیر و استبدادی بوده است؛ یا دلیل احساس تحقیرشان را در کودکی، تحقیر شدن توسط اطرافیان می‌دانند. کینه‌توزی آن‌ها را به ظلم و بی‌عدالتی‌هایی نسبت می‌دهند که در کودکی علیه آن‌ها صورت گرفته است. همچنین ممکن است دلایل بی‌توجهی دیگران به آن‌ها در دوران بلوغ را بر این اساس توجیه کنند که در آن زمان مورد توجه قرار نگرفته‌اند. بی‌میلی آن‌ها به امور جنسی و سرکوب تمایلات جنسی‌شان را نیز به ترساندن آن‌ها از روابط جنسی در کودکی و تشویق به عفت و پاکدامنی نسبت می‌دهند. همه این موارد صحیح هستند، اما در حال حاضر، اشاره به این حقایق صرفاً به عنوان مکانیزمی برای فرار از مسئولیت حل مشکلات درونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. 📕 تضادهای درونی ما ✍ کارن هورنای ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─ @lifeskill_happiness ─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌𖣔༅═┅─