لوح ساده✌️✌️
Статистика- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 14
- 1/48двое суток
- 16
- 1/72трое суток
- 17
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
مادگر نیستیم شما باشید در پناه خود خدا باشید از ریا کار و زاهد خودبین از زمین تا سما جدا باشید خواهشی می کنم زمحضرتان گاه گاهی به یاد ماباشید غالبا شاد باشید وخنده کنید یعنی اصلا که ناقلا باشید از کسانی که اهل غوغایند متنفر تر از بلا باشید اکبر عبدی خدا تو را خوانده متنعم درآن سرا باشید تسلیت بر به خنده وشادی یاس الیاس را نوا باشید 🌺☘🌿🍀🌸
без подписи
без подписи
ای رفیق روز و شب هایم قلم ای بیان رنج و تب هایم قلم توتم من هم تو هستی خوش نگار ای زبان حرف لب هایم قلم یادگار از ما بماند این کلام من غلام با ادب هایم قلم هان بپا خیز و قیامت کن بپا چون که دنبال طلب هایم قلم لا بشی من آلاء را نویس پیرو دین عرب هایم قلم بامسبب کارها آسان شود کم در افکارسبب هایم قلم از علی الیاس هم غافل نشو عاشق آن لب رطب هایم قلم 🌸🍀🌿☘🌺🍀🌿🌸
انجیر سیاه باغ ما شیرین است عشقم به تو ای حبیب من دیرین است دیشب که به خوابم آمدی خندیدی تعبیر کتاب ابن سیرین این است هرچند که زندگانی ات شاداب است گردد به توبی وفا چو روس وچین است باشد نظر زهره ،شوی شهره ی شهر اما نگران ستاره ی پروین است خواهم که به روی شانه ات بنشیند کآن طایر شاهانه ما شاهین است کاری نکن از دست تو غمگین گردم بنیان کن زندگی بدان نفرین است الیاس الهی که نگردی محتاج ازآن لب تو منتظر آمین است 🌸🍀🌿☘🌺
می خواستم دوباره بیایم ولی دگر بگذار بگذریم وقتی نشد نمی شود و وقتی نبود، نیست حالا که این طور است بگذار بگذریم یک عمر ارادت و خدمت نداشت سود آن سان محبت و این سان التماس بگذار بگذریم باید تو عاقل و فرزانه باشی و اهل خدا و دین من هم کسی چو فلان خائن نژند بگذار بگذریم باشد کباب و مجلستان روبه راه وما علاف کوچه ها این دل کباب شد دگر این سان نگو پسر بگذار بگذریم گیرم که هیچ کس ندارد مرا قبول اما خودم که خودم را شناختم من اوستاد اذیت کشیدنم بگذاربگذریم ما ساده ایم و نان سیاست نخورده ایم خورجین خود زمال کسان پر نکرده ایم اما حقیقتا به شما غبطه خورده ایم بگذار بگذریم یک بار دیگر اگر آمده بودم به این جهان راهی به جز از راه عاشقی کاری بدون استرس و اضطراب بر می گزیدم برای خود حالا که آخر کار است بگذار بگذریم 🌸🍀🌿☘🌺
دائم شده کار ما پسندیدن گل هنگام شکوفایی وخندیدن گل تو خاری و کم نرفته ای در کف ما ماییم ، همیشه در پرستیدن گل 🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
🔻 کتابخانهی ارواح | ریچارد دنی چرا این کتاب رو بخونم؟ ✨ کتاب «کتابخانهی ارواح» اثر ریچارد دِنی داستان نوجوانی است که به کتابخانهای اسرارآمیز راه پیدا میکند؛ جایی که ارواح انسانها در قالب کتاب نگهداری میشوند و هر کتاب سرگذشت یک زندگی است. او با خواندن این کتابها کمکم درگیر رازهای خطرناک کتابخانه میشود و باید بین کنجکاوی، حقیقت و نجات خود تصمیم بگیرد. کتاب درمانی ؛ BookTraphy
دراولین روز ماه مبارک خادم مسجد بلندگو را روشن کرده بود و صدای اذان با رادیو پخش می شد ، ما هم کم کم سفره افطار را آماده می کردیم تا افطار کنیم . بعد از خوردن افطار وضو گرفته و راهی مسجد شدیم، چه شور و شوقی بر پا بود صدای همهمه ی مردم را در کوچه پس کوچه ها می شنیدیم که به سمت مسجد می آمدند پدران فانوس به دست و اهل خانه پشت سر پدر در حرکت بودند تا خود را به نماز جماعت برسانند ، کم کم مسجد از صفوف نماز گزاران پر می شد و جمعیت آنچنان زیاد می شد که دوشا دوش یکدیگر قامت می بستند بزرگترها در صف اول و دوم ، جوان ها و نوجوان ها هم در صف های آخر ، که این هم نوعی احترام به بزرگترها محسوب می شد. بعد از خواندن نماز در سمت مردانه زیارت عاشورا و دعای افتتاح خوانده می شد و بعد از آن روحانی مجلس به منبر می رفت و سخنرانی می کرد و در آخر هم با ذکر توسلی سخنانش پایان می یافت. آن وقت بود که سماور نفتی خادم مسجد هم به جوش آمده بود و میهمانان منتظر چایی تازه دم آخر مجلس بودند ، خادم چای ها را در استکان ها می ریخت و با نعلبکی و قند در سینی های بزرگ به ترتیب به سمت مردانه و زنانه می فرستاد تا چای آخر مجلس را که خیلی هم دلچسب بود همه ی روزه داران نوش جان کنند. آن زمان ظروف یک بار مصرف هم نبود اگر هم بود به روستا نیامده بود و به قول امروزی ها مُد نبود. ناگفته نماند خادم مسجد بخاری نفتی را هم نیم ساعت قبل از آمدن نماز گزاران جهت گرمایش مسجد روشن میکرد و در آخر مجلس چنان گرما به جان می نشست که آدم دوست نداشت دوباره به هوای سرد بیرون پا بگذارد ولی باید می رفتیم و برای سحر روز دیگر ماه مبارک آماده می شدیم. در راه آمد و برگشت از مسجد باید مواظب می شدیم که به زمین نخوریم چون آنقدر برف آمده بود که زمین سُر بود و اگر کمی بی احتیاط قدم بر می داشتیم به زمین می خوردیم ولی با این حال مردم هوای همدیگر را داشتند و مردان باصفای روستا هر شخصی جلو درب خانه یا محوطه کوچه خود را ( مُوشقار )(نوعی کاه استفاده شده) را می پاشید تا از سر خوردن افراد در حال تردد جلوگیری گردد. و این کار هم نوع دوستی زیبا در آن زمان بود. خلاصه آن روزهای زیبا در آن ماه پر برکت می گذشت و چقدر آن خاطره های فراموش نشدنی در ذهن من نقش بسته است گویی با یادآوری آن دلم می خواهد دوباره به آن روزها برگردم. روزهای ماه مبارک به زیبایی سپری شد و نیمه ی ماه مبارک آمد و شب تولد امام حسن مجتبی علیه السلام در مسجد شیرینی و شکلات پخش کردند و همه ی روزه داران به یمن قدوم آن امام خوشحال و مسرور بودند. روزهای ایام شهادت حضرت علی علیه فرا رسید و روزه داران سه شب احیاء را در مسجد برپا داشتند و مردان روستا دعای جوشن کبیر را به نوبت می خواندند ؛هر چند سواد آنان مکتبی بود ولی آنچنان دلنشین می خواندند که در هر فراز از دعااشک ها در چشم حلقه می زد. بانوان روستا هم نذورات خود را در ایام شهادت اداء می کردند ، یکی از بانوان که هر سال شب بیست و یکم نذر داشت آسیه خانم بود که با دعوت از بانوان همسایه و بر پا کردن اجاق آتشی آشی به نام (شتیل اریشته ) درست میکرد و پخش می کرد. دم افطار دختران جوان با سطل های پر از آش راهی کوچه های مختلف برای پخش آش نذری می شدند و تا دم افطار این کار به اتمام می رسید . و همگی با ظرف پر از آش به منازل خود برای افطار برمی گشتند. نزدیک آخرین روزهای ماه مبارک بانوان مهربان روستا مشغول پخت نان و کُوکا (نان شیرین) می شدند تا برای خانواده روحانی مبلغ سوغاتی آماده کنند البته هر خانواده ای به وسع خود چیزی تدارک می دید و این هم یک کار خودجوش و مردمی به پاس قدردانی از زحمات روحانی مبلغ بود . روز عید فطر فرا رسیده بود مردم همدل و همراه با شوقی وصف ناپذیر به مسجد می آمدند تا نماز عید فطر را بخوانند و از خداوند متعال بابت میهمانی ۳۰ روزه که جان و دل را صیقل داده بود شکر گذاری و تشکر کنند... نویسنده : یکی از خانم های رازقانی
. اا═.🍃 .════════╔ رازقان و خاطراتش۳۵ اا════════.🍃.═╚ زمستان بود کم کم برف می بارید و ماه مهمانی خدا هم از راه رسیده بود و عطر آن فضا را آکنده بود . دراولین سحر ماه خدا مادرم سفره را پهن کرده بود و بچه ها را برای خوردن سحری و درک فضیلت سحر یکی یکی صدا کرد ، پدرم به سمت طاقچه رفت و رادیو را روشن کرد تا همزمان با خوردن سحری مناجات سحر را گوش دهیم و چقدر شنیدن مناجات سحرهای ماه رمضان دلنواز بود و روح و روان آدمی را نوازش می داد. بعد از خوردن سحری به سمت حوض که درکنار حیاط خانه بود روانه شدیم تا مسواک بزنیم و وضو بگیریم . سکوت شب شکسته بود و صدای مناجات خوانان روستا به گوش می رسید که در بام منزل خود مناجات خوانی می کردند.در پایین روستا مرحوم صدقعلی قباد ؛درمحله سکی باشی معروف بود و در وسط روستا محله مسجد بالا میرزا قربان امیرحسنی و در بالای روستا که پیرامون مدرسه بود صدای مرحوم عباس نجاتی به گوش می رسید که مناجات می خواند و بعد از آن اذان صبح می داد و مردم روستا متوجه می شدند که وقت نماز صبح داخل گردیده است چرا که آن زمان عده قلیلی از مردم تلويزيون داشتند و کم و بیش در خانه ها رادیو هم بود . مساجد روستا یکی در بالا و یکی در پایین روستا بود؛ ۱۵ روز اول درمسجد بالا نماز برگزار می گردید و نیمه دوم ماه مبارک هم در مسجد پایین روستا برقرار بود .مبلّغ روحانی به روستا اعزام شده بود و با توجه به عدم نبود خانه روحانی به خانه یکی از بزرگان و ریش سفیدان یا شورای روستای آن زمان می رفت.از جمله ریش سفیدان مرحوم حاج ابوالفضل قبادی بود که سالها در منزلش از روحانیون اعزامی میزبانی می کرد، هر روز ماه مبارک هم یک نفر از اهالی روستا روحانی را به منزل خود برای افطار دعوت می کرد و ۳۰ روز ماه مبارک رمضان به همین منوال سپری می گردید.
🔺اصطلاحات و لغات بکار برده شده در فضاهای مجازی * فارسی * تورکی 1ـ فضای مجازی ـ سانال اورتام Sanal ortam 2ـ مجازی ـ سانال Sanal 3ـ پروفایل ـ گؤستهرَج Göstərəc 4ـ بیو ـ اؤزتانیتیم Öztanıtım 5ـ چت ـ یازیشما yazışma 6ـ چت کردن ـ یازیْشماق Yazışmaq 7ـ کانال ـ آخاق Axaq 8ـ دایرکت ـ اؤزل Özəl 9ـ جوین ـ قوْشولماق Qoşulmaq 10ـ عضو ـ اۆیه Üyə 11ـ فالو ـ سوْراق Soraq 12ـ مدیر ـ یؤنهدیجی Yönədici از دوازده اصطلاح و لغت بکار برده شده در فضای مجازی در زبان فارسی همگی غیر فارسی اند. در عوض تمامی لغات بکار برده شده معادل آن در زبان تورکی، اساساً همگی تورکی اند. https://t.me/yurdumuz1 زبان دری با اقتباس از زبان های توانمند عربی و فارسی و سایر زبانها و لهجههای منطقه و اخیرا لاتین تشکیل شده است. @kitab_evi_bitik
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи