- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 33
- 1/48двое суток
- 37
- 1/72трое суток
- 40
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آخرش به ما خانومهای خوشگل چی رسید؟ فقط کمخونی، مردان بیلیاقت، قلبهای شکسته، لاو بامبهای منطقی اما گذرا.
مرا مُرده پیدا خواهى كرد ولى هرگر مرا، در خيانت نخواهى ديد..
تن آدم به تن كسى كه دوسش داره نخوره مريض ميشه ، بى جون ميشه. بيا و با بغلت جون بده به تن و روحم🤍✨
گاهى هیچ اختلال روانىاى در كار نيست، فقط پول نداريم.
نوشته بود: زنان در قوطیهای خالی کنسرو، شمعدانی میکارند و در حلبهایِ خالی روغن، درخت. زنان همیشه همهچیز را از مرگ پس میگیرند...
اونی که برمیگرده عاشق نیست، پشیمونه.
بچه ها هیچکس نمیدونه داره با زندگیش چه گوهی میخوره ، الکی استرس نگیرید.
آدما میگن با اون موضوع کنار اومدن ولی بعدش Reelsهای مرتبط با اون موضوع رو لایک میکنن.
افسرده بود. سالها رفت تراپی. و حالا؛ خیلی دقیق و علمی میدونه که چرا حالش اینقدر خرابه. همین!
سلام بر آنان که برای همه تکیهگاه بودند، امّا وقت تنهایی، شانهای نیافتند...
در زنان میل جنسی از بدن شروع نمیشه، از احساس امنیت، دیده شدن و احترام شروع میشه…
خیلی قشنگ بود ؛ زخم به جز صاحبش، برای کسی درد نداره.
مامانم واقعا زن جالبیه. بخش زیادی از علاقه من بهش به این دلیل نیس که مادرمه، به این دلیله که آدم درستیه. هیچوقت بد کسی رو نمیخواد، پشت کسی حرف نمیزنه، کسی رو ناراحت نمیکنه، امیدواره، با جهان در صلحه، حیوونارو دوس داره، گلا رو دوس داره. وارد خونه که میشه، میگه «سلام خونهی قشنگ»
از کاخهای فرو ریخته، از بناهای ویران شده بگو؛ من به شنیدن داستانهایی شبیه داستان خودم محتاجم.
یکی از او پرسید: که چگونهای؟ گفت: چگونه بود حالِ قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هرکسی به تختهای بمانند؟! گفتند: صعب باشد! گفت: حالِ من هم چنان باشد..
وقتی یک نفرو واقعا دوست داری انع۹۰طافی در مقابلش نشون میدی که خودتم باورت نمیشده در تو وجود داشته
زنده باد تمامِ نرسیدنهایی که بعدها فهمیدم خودِ «معجزه» بودند!
قاعدهای وجود ندارد که به درد همه بخورد، هر کس باید خودش راهی بیابد که او را نجات دهد.
متن های دوست داشتنی pinned «تو ترسو و مردد بودی! من نمیتوانستم به جای دو نفر جسور باشم...!»
آدم یه شب به خودش میاد، میبینه چقدر حیف شده..