مأوا
Статистикаشروع از ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ ۲۳ ساله|دانشجوی سال سوم پزشکی کاملا تازه کار و نابلد در اشتراکگذاری به هم فرصت بدیم🫶 https://t.me/HarfChatBot?start=fb53aab3a703 حرفی سخنی
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 28
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Медицина
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خرمای نیمپز😁
من غمگینممیشه آهنگ بفرستین خالی شم🙏💔
💔
💔
خدا باز زخممو باز کرد ☹️
مورد تمام این روزاام☹️☹️☹️☹️☹️
ولی من خیلی طفلکی بودم☹️
قلبم بادکنک قرمزیست که در میان دستان کودکی بازیگوش به سرنوشتش فکر میکند آرزو ایرانمهر
تقدیم به: https://t.me/maevaaaa
_این پیامو فور کنید یک دلنوشته از پینترست بهتون تقدیم کنم.
ریکتا رو کم میکنم راحت تر تصمیم بگیرید
من ی چیزی فهمیدم اونچیزی ک چنل زنده نگه میداره وراجی های من نیست ریکتای شما ب وراجیی های منه توو رو خدااااا ریکت بزارید حتی دیس لایک فقط چنلمو زنده نگه دارین 😭
برای چندمین بار ب چهرهاش زل زدم و ریز ب ریز حرف هایش را ک با حرکات دستانش هماهنگ بود گوش دادم و برای چندمین بار آرزو کردم کاش مراد جان بودم همین قدر جسور ، همین قدر زن ،هینقدر شیر زن،همینقدر حامی،در حالی ک هنوز ۴ و ماه و ده روز از مرگ تنها حامی و شریک زندگی اش نگذشته بود و مجبور بود تنها شبها از خونه بیرونبیاد، آرزو کردممراد جان باشم در منطقه ای ک فمنیسم و این چیزها مد نیست و حتی ب گوش کسی و البته خودش هم این کلمات نخورده است، اما چیزی در وجودش او را آرام نمیگذارد، زنی زیر دست وپای شوهر و مادر شوهر و برادر و مادر خودش له شود و مراد جان سکوت کند ؟؟، دلم میخواست اسمای تو باشم دختر جسور از مادری جسور.چقدررر لذت بردم از حرفهایت ،از دفاع خودت ودخترت از کسی ک شاید فردا خودش هم این دوری از فرزند را تاب نیاورد و برگردد ب آن جهنم و تو اماااا قوی و صبور این احتمالات را بیان میکنی و فقط میخواهی تاثیر خودت را گذاشته باشی... چقدررررر آدم میتواند جسور باشد چقدر میتواند تاثیر گذار باشد... اه ک چقدر احساس نا کافی بودنمیکنم و این جا تنها جاییست ک این احساسم بجاست پ نوشت:مراد بی بی____نوه اش راحیل اورا مراد جان صدا میکرد. ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ #تکه_ای_از_من
واقعا چرا هیچکی برام ریکت نمیذاره 🤧
ی چیز دیگم از چنلش تا الان یادمگرفتم: چرا هیچکییی ریکتتت نمیذاره 😂😂😂
گفته بودم یکی از بچه ها کنفرانس آماده کنه واسه جلسه بعد بعد امروز اومدم گفتم بهش بیا کنفرانس بده گفت آقا من یادم رفت فلان .... منم عصبی شدم گفتم من قتی یک مسولیتی بهت میدم باید کامل انجام بدی یعنی چه حق بقیه ضایع کردی و...این چیزا بهش گفتم بعد گفتم یه…
گفته بودم یکی از بچه ها کنفرانس آماده کنه واسه جلسه بعد بعد امروز اومدم گفتم بهش بیا کنفرانس بده گفت آقا من یادم رفت فلان .... منم عصبی شدم گفتم من قتی یک مسولیتی بهت میدم باید کامل انجام بدی یعنی چه حق بقیه ضایع کردی و...این چیزا بهش گفتم بعد گفتم یه منفی میزارم دو نمره مستمرت کم بکنه دیگه خودم شروع کردم درس بدم یهو رو به کلاس کردم دیدم این بچه عین ابر بهارییییی گریه میکرد بعد گفت آقا من استرس گرفتم وگرنه بلد بودم و..... من که دلم سوخت واسش واقعا گفتم برو دست و صورتت بشور بیا کنفرانس بده ببینم دیگه رفت و اومد و یک کنفرانس دست و پا شکسته داد منم دیگه واقعا دلم واسش سوخت دیگه گیر ندادم بهش ولی واقعا عجیب بود واسه تو نمره اینشکلی اشک ریختن...
گفته بودم یکی از بچه ها کنفرانس آماده کنه واسه جلسه بعد بعد امروز اومدم گفتم بهش بیا کنفرانس بده گفت آقا من یادم رفت فلان .... منم عصبی شدم گفتم من قتی یک مسولیتی بهت میدم باید کامل انجام بدی یعنی چه حق بقیه ضایع کردی و...این چیزا بهش گفتم بعد گفتم یه…
واقعا دلم میخواد معلم بود معلم پسرا یعنی ی معلم آقا بودم ...خیلیی رابطشون قشنگهههه آخه 😭🥹
این اهنگهرو قبلا نشنیده بودم و دیشب اتفاقی تو ی چنل دیدم و بالغ بر ۱۰ بار شاید بیشتر گوشش کردم و برای همه دوستایی ک خیلی دوسشون دارم فرستادم و جالب اینجاست ک همه شنیده بودن قبلا😁 بجز( پایی)دوست صمیمیم ک اگه شنیده بود قطعا برام فرستاده بود از اینکه من و پایی چرا نشنیده بودیمش تا الان واقعا ناراحت شدم☹️