tgindex
🧚‍♀️Magic purple 💜

🧚‍♀️Magic purple 💜

Статистика

معجزات الهی با کائنات🪐 💜عشق_آگاهی با کائنات💜 🤍پاکسازی و جادو شمع به صورت تخصصی🤍 تحقق خواسته ها با کمک فرشتگان الهی و قدرت ماورایی شمع👼🧚‍♀️🪄 آزیتا انرژی مثبت رو بهتون هدیه میده😇 به انرژی شمع ایمان داشته باش🕯🦋 مشاوره و انرژی خوانی با فال قهوه🪐

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
33
Всего постов
55
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Эзотерика
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
646
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
7
40 постов
Вовлечённость
1,1%
к подписчикам
Постов в день
4,7
всего 55
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فکت های شبانه از زبان یه جادوگر: فکت شماره 2 اگر از دنیای جادو و مجیک کمک گرفتی باید سپاسگذارش باشی!🔮 انکار کردن تاثیرش یا کوچک شمردنش،باعث میشه جادوت اثرش از طالع و نیتی ک براش جادو گرفتی بره...!چون تنبیهت میکنن اهل ماوراء! و ممکنه دیگه اون‌حمایت لازمو نداشته باشی از سمتشون...و کارات درهم برهم بشه... فوت کوزه گری هم بگم بهتون با تحقق دادن از مراسما و فال ها انرژی حمایتی بیشتری از سمت اون جادوگر و تیمش دریافت میکنید گره های بیشتری باز میشه براتون...🪄💫

  • نتیجه: با داستانی که ازش خوندم و فهمیدم و دریافتی ک ازش داشتم و پیشگویی که کرد و رو شدن یه سری مسائل (از وقتی خوابشو دیدم)میتونم بگم کاملا درسته و حقیقت داره این بانو🐍✨😬❤تا قبل اینکه خوابشو ببینم اصلا نمیدونستم وجود داره چنین چیزی...😁🤦🏽‍♀ انگار منو انتخاب کرد تا ازش یه سری آگاهی بدم و آدما بهتر بشناسنش!🥺🪄

  • без подписи

  • در داستان ما، قدرت واقعی او کنترل مارها نیست. قدرتش دیدن چیزی است که دیگران نمی‌بینند. او می‌تواند دروغ را از حقیقت تشخیص دهد، از طریق خواب پیام بده و انسان‌ها را مجبور کند با بخش‌هایی از خودشان که پنهان کرده‌اند روبه‌رو شوند. به همین دلیل یک جمله درباره‌اش وجود دارد: «ملکه مارها آینده را به تو نمی‌گوید؛ چیزی را نشانت می‌دهد که خودت از دیدنش فرار می‌کنی.» و یک نکته جالب‌تر: در اسطوره‌شناسی واقعی هم مار همیشه نماد شر نبوده؛ در فرهنگ‌های مختلف، مار می‌تواند با شفا، باروری، خرد، چرخه‌ی مرگ و زندگی و دگرگونی ارتباط داشته باشد!

  • 👑 ملکه مارها کیست؟ در افسانه‌ها، ملکه مارها یک شخصیت زنانه‌ی قدرتمند است که با مار، ماه، زمین، راز و دگرگونی پیوند دارد. او معمولاً نه یک موجود شرور، بلکه نگهبان اسرار تصویر می‌شود. مار برای او فقط حیوان نیست؛ نماد پوست‌اندازی و تولد دوباره است. یعنی چیزی کهنه را رها کنی و وارد مرحله‌ای تازه شوی. 🐍 چرا همیشه مار دور اوست؟ در روایت‌های فانتزی، مارهای اطراف ملکه نقش نگهبان دارند. هرکدام می‌توانند نماد یک جنبه باشند: مار سیاه → سایه و رازهای پنهان مار سفید → پاکی و آگاهی مار طلایی → قدرت و اقتدار مار سبز → طبیعت و دگرگونی مار بنفش → رؤیا و شهود و ماری که دور گردن ملکه قرار دارد معمولاً به‌عنوان نزدیک‌ترین نگهبان او تصور می‌شود؛ نمادی از پیوند و محافظت.

  • 🖤 اما یک قانون دارد... ملکه مارها برای هر چیزی دخالت نمی‌کند. در افسانه گفته می‌شود اگر کسی با نیت انتقام، طمع یا آسیب‌زدن به دیگری وارد معبد شود، مارهای نگهبان راهش را می‌بندند اما کسی که با نیت شناخت خودش وارد شود، ممکن است اجازه پیدا کند وارد تالار ملکه شود... و آنجا سه انتخاب پیش رویش قرار می‌گیرد: حقیقت، قدرت یا فراموشی! اما فقط یکی را می‌تواند انتخاب کند. و عجیب‌تر اینکه می‌گویند... کسی که «حقیقت» را انتخاب کند، دیگر هرگز نمی‌تواند مثل قبل به دنیا نگاه کند. 🐍🌙

  • 🔮 قدرت‌های افسانه‌ای او ۱. دیدن حقیقت پنهان می‌گویند نگاه ملکه می‌تواند دروغ را از حقیقت تشخیص دهد. کسی که روبه‌رویش قرار بگیرد، نمی‌تواند مدت زیادی چیزی را پنهان کند. ۲. زبان مارها 🐍 او می‌تواند با مارها ارتباط برقرار کند و از طریق آن‌ها پیام دریافت کند. هر مار برایش نماد یا پیامی خاص دارد. ۳. پیش‌بینی از طریق خواب 🌙 در داستان‌ها گفته می‌شود ملکه گاهی وارد خواب انسان‌ها می‌شود؛ نه برای ترساندنشان، بلکه برای نشان دادن چیزی که در بیداری از دیدن آن ناتوان‌اند. ۴. قدرت دگرگونی مار نماد پوست‌اندازی است. بنابراین ملکه می‌تواند نماد پایان یک دوره و شروع دوره‌ای تازه باشد؛ انگار می‌گوید: «چیزی که دیگر برایت ساخته نشده، باید پوست بیندازد.» ۵. محافظت از اسرار هر رازی که به معبد او سپرده شود، طبق افسانه نباید فاش شود. به همین دلیل او را بانوی اسرار هم می‌نامند!

  • 🐍👑 ملکه مارها چه موجودی است؟ در افسانه‌ی ما، ملکه مارها موجودی میان انسان و نیروی باستانی مارهاست. گفته می‌شود او در مکانی به نام «معبد هفت مار» زندگی می‌کند؛ جایی که هر دیوارش با نماد مار و ماه حک شده و هفت مار نگهبان از ورودی آن محافظت می‌کنند. اما جالب‌ترین بخش داستان این است که: او صاحب مارها نیست؛ مارها او را به‌عنوان ملکه انتخاب کرده‌اند!

  • از آن زمان افسانه‌ای بین مردم شکل گرفت: «اگر در خواب مار ببینی، شاید ملکه مارها می‌خواهد رازی را به تو نشان دهد؛ اما اگر مار به تو نگاه کند، یعنی رازی درباره‌ی خودت هنوز از تو پنهان مانده.» 🐍👑 و به همین دلیل در افسانه‌ها، ملکه مارها نماد قدرت پنهان، شهود، تحول، رازهای ناگفته و دانستن چیزهایی است که دیگران نمی‌بینند👻

  • 🌙 و هنوز هم افسانه ادامه دارد... می‌گویند ملکه هنوز در همان معبد نشسته است. با همان تاج طلایی. با همان مارهای سیاه و طلایی. و اگر کسی در خواب، زنی با تاج مار ببیند، در افسانه‌ها آن را نشانه‌ی یک چیز می‌دانند: «زمان آن رسیده که چیزی را ببینی که مدت‌ها از دیدنش فرار کرده‌ای.» اما یک افسانه‌ی قدیمی‌تر هم هست... می‌گویند اگر در خواب، ملکه مستقیماً به چشمانت نگاه کند، یعنی یکی از هفت مار تو را انتخاب کرده است. و اگر یک مار به دور دستت بپیچد... داستان تازه از آنجا شروع می‌شود. 🐍👑🌙

  • و بعد، پادشاه آمد... پادشاهی از سرزمین‌های دور شنیده بود که ملکه مارها می‌تواند آینده را ببیند. او به معبد آمد و از ملکه خواست آینده‌ی پادشاهی‌اش را بگوید. ملکه فقط یک جمله گفت: «تو از چیزی می‌ترسی که هنوز اتفاق نیفتاده.» پادشاه خشمگین شد و خواست راز قدرت ملکه را به زور بگیرد. اما همان لحظه، هفت مار از تاریکی بیرون آمدند. مشعل‌ها خاموش شدند. درهای معبد بسته شدند. و وقتی صبح شد... پادشاه دیگر آنجا نبود. فقط تاجش روی زمین افتاده بود. از آن روز به بعد، هیچ پادشاهی جرأت نکرد وارد معبد شود...

  • سال‌ها بعد، ملکه متوجه شد مار هفتم هرگز از او دور نمی‌شود. هر شب کنار تختش می‌خوابید و هرگاه خطری نزدیک می‌شد، قبل از اینکه اتفاقی بیفتد، او را آگاه می‌کرد. تا اینکه یک شب مار هفتم با صدای انسان با او صحبت کرد: «من نگهبان قدرت تو نیستم... من نگهبان چیزی هستم که هنوز از آن بی‌خبری.» ملکه پرسید: «چه چیزی؟» مار جواب داد: خودت! و همان شب، ملکه فهمید بزرگ‌ترین قدرتش کنترل مارها نیست. قدرت واقعی او، شناخت خودش بود!

  • 🔮اما راز هفت مار هرکدام از هفت مار، نگهبان یک نیروی متفاوت بودند: 🐍 مار اول — حقیقت دروغ‌ها را آشکار می‌کرد. 🐍 مار دوم — عشق پیوندهای پنهان میان آدم‌ها را می‌دید. 🐍 مار سوم — ثروت راه‌های پنهان فرصت و فراوانی را نشان می‌داد. 🐍 مار چهارم — سایه ترس‌ها و بخش‌های پنهان وجود انسان را آشکار می‌کرد. 🐍 مار پنجم — رؤیا پیام‌ها را از طریق خواب منتقل می‌کرد. 🐍 مار ششم — تحول به انسان کمک می‌کرد چیزی قدیمی را رها کند و وارد مرحله‌ای تازه شود. و هفتمین مار... هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دانست قدرتش چیست. حتی خود ملکه!!!

  • وقتی دختر به سن جوانی رسید، به همان معبد باستانی برده شد. در مرکز معبد، تختی سنگی وجود داشت و پشت آن هفت مار عظیم حک شده بود. روی تخت یک تاج طلایی قرار داشت که در مرکز آن یک سنگ بنفش می‌درخشید. اما تاج را هر کسی نمی‌توانست لمس کند. طبق افسانه، فقط کسی که هفت مار او را بپذیرند می‌توانست ملکه شود. یکی‌یکی مارها از تاریکی بیرون آمدند. اولین مار دور پایش پیچید. دومی به دستش نزدیک شد. سومی پشت سرش ایستاد. و وقتی هفتمین مار پیشانی او را لمس کرد، تمام مشعل‌های معبد هم‌زمان روشن شدند. آن لحظه، دختر دیگر فقط یک انسان نبود. ملکه مارها متولد شده بود.

  • تقریباً این شکلی بود! ولی خب خیلی زیباتر...

  • بهترین اشعار ؛ مولانا ، سعدی ، ابتهاج🌱 @ghazalkhaniiii @ghazalkhaniiii همراه با چالش شعرانه 🤍👆

  • تقریباً این شکلی بود! ولی خب خیلی زیباتر...

  • تاداااا ... دوست جدیدم! ملکه مارها😍🐍✨ اگر دوست داشتین بگید ماجراشو تعریف کنم براتون

  • без подписи

  • 23:23✨