یَعسـوب؛
Статистика'بسمِربِّحیدر' -¹¹⁰- سرمستِنگاهِتوشدم محوِرویِماهِتوشدم ازروزیکہدیدمنجفوآقاسربہراهِتوشدم... 'حرفِدلِمجانینِعلی' 'آوارهیڪوچهپسڪوچههایِنجف' ¹⁸آبانِ¹⁴⁰²
- Последний пост
- 2 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 21
- 1/48двое суток
- 24
- 1/72трое суток
- 25
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یه جوری خودمو زدم ب اون راه ک حتی نمیخام فک کنم امسال جا موندم.
رنجی که به کلام نیاید، در بدن ساکن میشود.
وقتی رسیدم حرمش🫠
без подписи
اگر که دوس دارید یه ری اکتی چیزی..؟!
فراق کوتاه بیـا من دلم تنگـهحسیـنِ'عبا دلم راهبیـا:))
ولی بعضی آدما وقتی میرن، تورو خجالت زده میکنن جلوی اون همه آدمیکه بهشون میگفتیم نه این آدم بهم پشت نمیکنه، هوامو داره و تا اخرش کنارم میمونه!
برای آنچه اعتقاد دارید ایستادگی کنید ؛ حتی اگر هزینه اش ، تنها ایستادن باشد!
أمّا القلوب المنکسره، العباس کفیلها... اما قلبهای شکسته؛ عباس، ضامن و سرپرست آنهاست...
من خیلی أبالفضلیام. خیلی زیاد. تموم عزت و افتخار من تو این دنیا همین یه قلم بوده. از هرچیزی اطمینان نداشته باشم، میدونم که عشق من به تو آخرسر عاقبت بخیرم میکنه. تو ای یل امالبنین(س)، تاج سر من، آقای من ، همه کسِ من. شب تاسوعا این نوکرات رو نگاه ویژه بنداز. ما سرمون به پایینه ولی امیدمون به توعه که از همه آقاتری و والاتر. دور چشمای غرق خونت بگردم.. أبوفاضلع../۱۳۳
میگف اِرباًاِرباش کردن... تسبیحو برداشت نگاهش کرد و اشک ریخت مات مونده بودم که یهو نخ تسبیحو پاره کرد..! گفتش که حالا بگرد و پیداش کن و من تو اون شلوغی بهش گفتم آخه چجوری،نمیشه که این همه دونه تسبیحو چجوری پیدا کنم ریخته همهجا، اگه جمع هم بکنم همش پیدا نمیشه" بهم گفت حالا تصور کن وقتی ابیعبدالله بالاسر علیاکبرش رسید چند قدم مونده بود که برسه به علیاکبر از اسب افتاد روی زمین،هی اینور و نگاه میکرد هی اون طرف و نگاه میکرد... هی میگف ولدی علی چرا صداتو میشنوم ولی خودتو پیدا نمیکنم پسرم:)) عباشو برداشت و علیاکبرشرو جمع کرد ولی هرکاری میکرد بدن علی اکبرشو بلند کنه هی از بغلش اون بدن مبارک میریخت، ارباًاربا یعنی همین..!
غم تو آمد و غم از تمام دلها رفت خوشا غمی که بشوید تمام غمها را
اینکه از همه آدمای زندگیت ناامیدشدی،اونم همزمان با شروعشدنمحرم، یه پارادوکس شیرین و غمگین به توان دوعه:/
ولی من، دربارشباحضرتابالفضلبستهبودم..! یا بلد نیستم چجوری ببندم که بشه یا که اینبارو نخاست که بهم نگاه کنه:)))
وقتی یه نفر دوستتون داره، معنیش این نیست که دوست داشتنی و کامل هستین، بلکه اون چشمش رو روی بدیهاتون بسته، پس قدر بدونید.
без подписи
نام تو را می کَند روی میزها هروقت در دست آن دیوانه میافتاد چاقویی
◝و گفت: «طعم عشق، چگونه است؟» - گفتمش؛ عشق گواراست اما رنج دارد'!🌊💙
به هرحال اینم فهمیدیم آدمیکه دوست داره هرراهی رو امتحان میکنه تا فقط یه خبراز تو داشته باشه:)
زندگی نشون داد با قطع شدن اینترنت خیلیم بهت سخت نمیگذره