tgindex
کانال رسمی مداح کربلایی حمید محمود زاده

کانال رسمی مداح کربلایی حمید محمود زاده

Статистика
@mahmodzade217персидский

اطلاع رسانی مراسم مداحی برای هماهنگی مراسم با شماره زیر تماس حاصل فرمایید.. 09112173498

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
270
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
177
30 постов
Вовлечённость
65,6%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 30
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
18
1/48двое суток
20
1/72трое суток
22

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات #اخلاقی_و_اندرز (خطاب به خادمین و مجاورین حرم مطهر امام رضا علیه السلام) شکر یعنی در آستان رضا به رضای خدا رضا بودن با تمام غریبه‌ها این‌جا مهربان بودن، آشنا بودن شکر یعنی که زیر چتر دعا باز جاروکش حرم باشیم در جوار کریم اهل‌البیت دست و دل باز باکرم باشیم شکر یعنی به دست مهر و وفا گره از کار بسته وا کردن با نشانی که روی سینه‌ی توست خدمت خلق بی‌ریا کردن شکر یعنی که با تمام وجود به خلوص عقیده افزودن مثل آینه‌های پاک حرم حرف دل با زبان یکی بودن شکر یعنی همین که گفتی تو: (اشهد انک تردّ سلام) خویش را بنگری بدون حجاب در همان حال در حضور امام شکر یعنی برای سرمه‌ی چشم ذره‌ای از غبار فرش بگیر گر که دلبسته‌ی زمین هستی اوج تا آسمان و عرش بگیر شکر تنها نباشد آن که سحر بگذاری به خاک پیشانی شکر یعنی پناه مردم باش در گرفتاری و پریشانی شکر یعنی که در حریم حرم با خود از عشق آنچه هست آور در حرم دل‌شکسته بسیار است «تا توانی دلی به دست آور» شکر یعنی به خانه‌ی فقرا گاه‌گاهی چو ماه سر بزنی شکر یعنی به آشیان یتیم چون کبوتر همیشه پر بزنی شکر یعنی اگر خطا کردی توبه کن عذرخواه و نادم باش لحظه‌ای غفلت از امام مکن در حضور و غیاب خادم باش شاید آنجا که می‌گذاری پای پر و بال فرشته‌ای باشد شاید اشکی که می‌چکد به زمین نامه‌ای، دل‌نوشته‌ای باشد شکر یعنی که در کنار ضریح چشم دل باز کن که جان بینی شاید از پیش رو و بالاسر جلوه‌ی صاحب‌الزمان بینی ✍ #محمدجواد_غفورزاده

  • #امام_رضا_ع_مدح؛ #اهل_بیت_ع_مدح دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چشمم به ضریحِ شه والاگهر افتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد این قبر غریب‌الغربا خسرو طوس است این قبر مغیث‌الضعفا شمس شموس است خاک در او، مرجعِ ارواح و نفوس است باید ز ره صدق بر این خاک در، افتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد این روضۀ پرنور، به جنت زده پهلو مغز ملک از عطر نسیمش شده خوش‌بو بشنید نسیم سحری رایحۀ او کز بوی بهشتیش چنین بی‌خبر افتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد حوران بهشتی زده اندر حرمش صف خیل ملک از نور، طبق‌ها همه بر کف شاهان به ادب در حرمش گشته مشرّف اینجاست که تاج از سر هر تاج‌وَر افتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد اولاد علی شافع یوم عرصات‌اند دارای مقامات رفیعُ‌الدّرجات‌اند در روز قیامت همه اسباب نجات‌اند ای وای بر آن‌کس که به این درّه، درافتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد کام و دهن از نام علی یافت حلاوت گل در چمن از نام علی یافت طراوت هر کس که به این سلسله بنمود عداوت در روز جزا جایگهش در سَقَر افتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد هر کس که به این سلسلۀ پاک جفا کرد بد کرد، نفهمید، غلط کرد، خطا کرد دیدی که یزید از ستم و کینه چه‌ها کرد آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد با آل علی هر که در افتاد، برافتاد... ✍مرحوم #سید_اشرف‌_الدین_حسینی

  • #سر_دمه_صدا_ره #امام_رضا_مازنی 🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭 سر دمه صدا ره ونگ کمّه آقا ره شه امام رضا ره ته غم بمیرم عـزیز خـدا ره ته غم بمیرم ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄ مأمون بی خداعه چنه پر جفاعه ته ونه مهمون بی تره زهر هداعه ته غم بمیرم دنیا بی وفاعه ته غم بمیرم ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄ ته دل پر شراره جگـر پـاره پـاره ته خواخر دَنیّه هاکنه نظاره ته غم بمیرم ته غم بی شماره ته غم بمیرم ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄ ته دلِ مراد کو برسه ته داد کو این دم آخری ته جان جواد کو ته غم بمیرم ای ضامن آهو ته غم بمیرم 🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭 #علی_اکبراسفندیار_مداح

  • مراسم شب هفت ماد رسیده ستاره کمالی مسجد سجاد یه شهر گتاب بانوای کربلایی حمید محمودزاده

  • без подписи

  • 25 июл.1131из raziolhossein

    #حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها #خروج_از_شام زبانحال عمه سادات با حضرت رقیه بعد این فتح و ظفر، رنج و بلایی سخت است دخترم! بی تو شوم کرببلایی سخت است از تو دل کندن و اینگونه جدایی سخت است بین ویرانه بمانی و نیایی سخت است مضطرم! بین تو و رفتن و ماندن، چه کنم؟ تو که راحت شدی از درد، ولی من چه کنم؟ آنکه بی جنگ، ز خولی و سنان بُرده تویی آنکه از غربت بابای خودش مُرده تویی من علی هستم و زهرای لگد خورده تویی صورتت سوخته، حوری دل آزرده تویی گل رخسار ترا قرمزی لاله نشست تن مجروح ترا آن زن غساله نشست کاش با ما، تو هم از شام سفر می کردی باز هم ناله از آن درد کمر می کردی دختران را ز سر کوچه خبر می کردی معجرت را سر بازار، به سر می کردی چقدر نُقل زبانِ همه زن ها شده ای به غرورِ همه بَرخورده که تنها شده ای ما که رفتیم ولی بر موی ما، چنگ نخورد به سر و صورت ما مُشت هماهنگ نخورد از روی بام، به پیشانی ما سنگ نخورد وقت افتادن سرها، دُهُل جنگ نخورد خاطرات بدم از شام، فقط این ها نیست دیگر آن دخترِ بی چاک و دهان، اینجا نیست آن همه دوری و هجران! چقدر سخت گذشت غم موهای پریشان! چقدر سخت گذشت سکّوی بَرده فروشان! چقدر سخت گذشت تشت و چوب و لب و دندان! چقدر سخت گذشت وقت برگشت، به ما طعنه ی تیزی نزدند بی حیاها به زنی حرف کنیزی نزدند #رضا_دین_پرور @raziolhossein

  • 25 июл.93из raziolhossein

    #خروج_از_شام کاروان، عزم خروج از شام کرد شام را در چشم دشمن شام کرد سر به سر گشتند بر محمل سوار با دلی خونین و چشمی اشکبار گنجشان در گوشه ویرانه بود چشمشان بر قبر آن دردانه بود شعله از سوز جگر افروختند چون چراغی بر مزارش سوختند یک طرف شیون کنان زن های شام گرد محمل ها نمودند ازدحام لکه های ننگ بر دامانشان خون به جای اشک در چشمانشان بعد از آن آواز و رقص و ساز و کف گرد زینب اشک ریزان بسته صف کای گل دامان زهرای بتول عذر ما را از کرم بنما قبول عفو کن ما را که ما تا زنده ایم از تو و از فاطمه شرمنده ایم قافله نزدیک بر دروازه شد زین سخن ها داغ زینب تازه شد از دو چشم خویش می بارید خون کرد سر از پردۀ محمل برون ناله از دل بر کشید و گفت این آفرین زنهای شامی آفرین گیرم ای جا صحبتی از دین نبود شیوۀ مهمان نوازی این نبود ای به ننگ آمیخته نام شما میهمان بودیم در شام شما گرد ما با ساز گردیدید باز اشک ما دیدید و خندیدید باز آن سری کز خون رخش گلرنگ بود اجر قرآن خواندن او سنگ بود؟ بود جای احترام و پاس من کف زدن پای سر عباس من آب در این سرگذشت از سر گذشت هر چه شد بر آل پیغمبر گذشت من نمی گویم به ما احسان کنید خواستید ار ظلم خود جبران کنید مانده در ویرانه از ما بلبلی کرده جان تقدیم بر خونین گلی او سفیر ماست در شام شما بلبل زهراست در شام شما گاهگاهی در کنار تربتش یاد آرید از غروب غربتش #غلامرضا_سازگار @raziolhossein

  • 25 июл.67из raziolhossein

    #اسارت_شام #خروج_از_شام روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود ای زنان شهر شام،‌ این رسم مهمانی نبود   سنگ باران مسلمان آنهم از بالای بام  این ستم بالله روا در حق نصرانی نبود   پایکوبی در کنار رأس فرزند رسول با نوای ساز، ‌آیین مسلمانی نبود   ما که رفتیم‌ای زنان شام، نفرین بر شما ناسزا گفتن سزای صوت قرآنی نبود   مرد‌هاتان بر من آوردند هفده دسته گل دستۀ گل غیر آن سر‌های نورانی نبود   ای زنان شام، ‌آتش بر سر ما ریختید در شما یک ذرّه خُلق و خوی انسانی نبود   ای زنان شام، در اطراف مشتی داغدار جای خوشحالیّ و رقص و دست افشانی نبود   ای زنان شام، گیرم خارجی بودیم ما خارجی هم گوشۀ ویرانه زندانی نبود   طفل ما در گوشۀ ویران، دل شب دفن شد هیچکس آگاه از آن سرّ پنهانی نبود   ای سرشک شیعه شاهد باش بر آل رسول کار «میثم» غیر مدح و مرثیه خوانی نبود #غلامرضا_سازگار @raziolhossein

  • سلام

  • 31 дек.2622из shafabat

    #جوان در فراق جوان بداهه 🟣🟣🟣🔵🔵🔵⚫️⚫️⚫️⚫️✳️✳️✳️✳️🌹 پسر افسرده حالم چون ننالم شکسته پرّ و بالم چون ننالم همه گویند نشین از غم حذر کن تو آئی در خیالم چون ننالم خرابستون شده کاشانهٔ من شکسته شد دل ویرانهٔ من تو که رفتی دو چشمم کور گشته شده تاریک پسر جان خانهٔ من از آن روزی ترا دیدم سرِ دوش دلم در سینه هر دم میزند جوش نه از نالیدنم دل گشته ساکن نه هجر رفتنت گشته فراموش عصای پیری ام جانا کجایی چرا کردی تو از بابا جدایی تو که بودی همیشه در کنارم چرا چند روزه در پیشم نیایی گلم را تا که بر گلزار سپردم خدا داند هزاران بار مردم نکردم چونکه دامادت پسرجان از این ناکامی تو غصه خوردم دلم افسرده و خون گشته یاران فراقش همچو مجنون گشته یاران ندارم چاره ایی جز گریه کردن دو چشمم کور و داغون گشته یاران بسازم خیمه ایی جانا مزارت بیایم هرشب جمعه کنارت زنم بر سینه و سر از غم تو که هستم تا قیامت داغدارت (صفا)از هر غمی سوزی بر آید بپرس از داغدیده باور آید خداوندا جوانان را نگهدار مبادا اینچنین داغ بر سر آید شاعر حاج قاسم جناتیان قادیکلایی

  • 31 дек.2272из shafabat

    ‍ #جوان پسر آوای غم دارد دل من زمرگت سوخت تمام حاصل من ببین بابا دلی بشکسته دارد الان چند روزه داغت ناله دارد توئی یوسف منم یعقوب نالان ندارم چاره ای جز درد وهجران جوان گلعذار ومه جبینم نبود است وخیال داغت ببینم تمام آرزویم گشته فانی ازآنکه رفتی جانا در جوانی بدل بود آرزو شادت نمایم به تخت بخت دامادت نمایم بگیرم جشن دامادی برایت فلک بنشانده آخر درعزایت نشسته مادرت اندوه وهجران همی نالد به یادت ای پسرجان الهی نوجوانی بد نبیند گل حسرت به ناکامی نچیند جوانمرده ندارد خواب راحت نباشد مرحمی بر این جراحت (صفا)داغ جوان درمان ندارد جوانمرده به جز حرمان ندارد شاعر قاسم جناتیان قادیکلائی ➰➰➰➰➰➰➰➰➰

  • #پندیات می رسد روزی که ماهم از جهان خواهیم رفت سوی ملک جاودان زین خاکدان خواهیم رفت همچنانکه آمدن در اختیار ما نبود همچنین بی اختیار از این جهان خواهیم رفت مهلت آمد شد ما یک دو روزی بیش نیست در بهاران آمدیم و در خزان خواهیم رفت کاروان در کاروان رفتند از یاران ما عاقبت ماهم پی این کاروان خواهیم رفت بهر پاسخ دادن سود و زیان عمر خویش پای میزان عدالت بی گمان خواهیم رفت این سرای عاریت ما را نباشد جای زیست لاجرم سوی سرای جاودان خواهیم رفت بهر دیدار عزیزانی کز اینجا رفته اند تاکنون گر ما نرفتیم این زمان خواهیم رفت هست مارااین جهان (خسرو) سرای امتحان چون بسر آید زمان امتحان خواهیم رفت 🔸️شاعر: #مرحوم_خسرو

  • 9 дек.2842из jashn_mazhabi

    ‍ کاربرد در شب جشن عروسی به زبان مازندرانی 🌷🌷➖➖➖➖🌹🌹🌹🌹➖➖➖➖🌷🌷➖➖➖➖🌹🌹🌹🌹 ستاره آسمون چشمک زنونِ /یار خنده و شادی تا به آسمونِ جشن شادیِ دِ تا مهربونِ /یار کف بزنین که شویِ عاشقونِ دل ره شاد هاکن / غم ره یاد هاکن عروس و دوماد ره امداد هاکن /یار 🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹 خدا عاشقی ره بنا هاکرده /یار دل مؤمن ره حق شه جا هاکرده بته یار بهووین یارِ باوفا /یار محبت هر دِ یه دل دکرده دل ره شاد هاکن / غم ره یاد هاکن عروس و دوماد ره امداد هاکن /یار 🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹 عاشقی هاکنین جانِ رفقون / یار عاشقی نَکِرْد هسْه چویِ بی جون/ عاشقی هاکنین خدا شمه یار گرفتار نواشین به حقّ یزدون دل ره شاد هاکن / غم ره یاد هاکن عروس و دوماد ره امداد هاکن /یار 🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹 پرس شادی هاکن دنیا دِ روزه /یار نی یل ته عمر مفتی مفتی بسوزه شادی هاکن اما یاد خدا باش /یار بی خدا گر بوعی بونی رفوزه دل ره شاد هاکن / غم ره یاد هاکن عروس و دوماد ره امداد هاکن /یار 🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹🌹➖➖➖🌹🌹 عاشقی هاکنین به مثل مولا /یار خاخر یاد بعیر راه و رسم زهرا (صفا )بعو دنیا ره سخت ره نعیرِن/یار الهی که داماد بووه ته ریکا دل ره شاد هاکن / غم ره یاد هاکن عروس و دوماد ره امداد هاکن /یار شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی ۰۹۱۱۱۲۹۵۶۵۳ جهت دریافت اشعار سفارشی و خصوصی #عروسی_علی_زهرا

  • 15 нояб.3162из nohevazemzemme

    ‍ #نوحه کشتی صبر مرتضی چرا پهلو گرفتی؟ چرا پهلو گرفتی؟ مگه #نامحرمت شدم، مگه نامحرمت شدم از منم رو گرفتی، از منم #رو گرفتی بی تو تو شهر مصطفی سلامم بی جوابه همه میگن بی فاطمه علی خونه خرابه الهی بعد فاطمه، الهی بعد از فاطمه علی زنده نمونه، علی زنده نمونه بشینه بالا 😭#قبر تو شبا #قرآن بخونه ، شبا قرآن بخونه بعد تو #آزارم میده شب و روز مدینه هرکس که بی زهرا میشه حال روزش همینه ، حال روزش همینه وای از دل داغدار اول مظلوم عالم مولا امیرالمومنین😭😭😭😭😭😭😭 #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج 😭😭😭😭 #هدیه_محضر_حضرت_زهرا_س_صلوات #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات #یامولاتی_یافاطمه_اغیثینی 🤲💔 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج

  • 1 нояб.33612из aliakbar_esfandiar_madah

    ‍ #الهی_فاطمه_ته_زار_بمیرم #حضرت_زهرا_مازنی 🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭 الهی فاطمه تـه زار بمیرم الهی ته قبر کنار بمیرم مه غصه خوارته بی زهراکه بوردی دل قرار ته بی زهرا که بوردی ته که بوردی چتی زنده بَمونّم؟ چتی تِوسّه فـاتحه بَخونّم؟ شرمندومه ته وِر کاری نکنه تـه چو خِردی تـره یـاری نکنه فاطمه جان مه یادکه درنشونه نـانجیبون تِـره مِـه پَلی زونه فاطمه چنه زود بُوردی زیر گِل دیگه ته قبر سر بَیّه مه منزل ته ازبس که مه راحتی ره خواسّی بشکسّه دَسِ جاهم نون دَوِسّی مه یاد که نشونه ته مهربونی حیف ته که بمردی در جوونی فاطمه دیگه مه کار بِرمه بَیّه مـه کـار تـه قبر کنار برمه بَیّه شه دردِ کمین همراهسّه بَوّم؟ یا که از بی کسی چاهسّه بَوّم جای نفس از سینه کشمه آه مه حال و روزه بنالسّه «مداح» 🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭 #علی_اکبراسفندیار_مداح کانال اشعارآیینی فارسی،مازندرانی درتمام مناسبتهاوختم خوانی👇 @aliakbar_esfandiar_madah

  • 1 нояб.2851из aliakbar_esfandiar_madah

    #ای_دست_شکسته_یاری_ام_کن #حضرت_زهرا_س 🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭 ای دست شکسته یاری ام کن از لطف   مـددکـاری ام  کـن ای دست شکسته گیر دستم امـروز فقـط زنـده هستم فردا چـو شـوم دگـر روانه امـروز بـرسم به کار خانه تا خصم نکرده باز شرارت تا باز بـه علی نشد جسارت تا بیت ولا نسوخت در آتش طفلان نشدند ز بیم مُشَوَّش تـا  بـاز  دوبـاره  بـی  بهـانه آتش نزدند به درب خانه ای دست شکسته یاری ام کن امروز تـو مـدد کـاری ام کن تا جان نـرسیده بـر لب من تـا بُغض نکرده زینب من تـا   دل  نگرانِ   نـور  عینم از غصه نمرده تا حسینم تا اشک حسن نگشته جاری کلثوم   نکـرده  بـی  قـراری تـا کـه نشده علـی گـرفتار تـا از غـم مـن نشد عـزادار امروز مرا مدد کن ای دست هر چند که بازوی تو بشکست امروز   بیا  بـه  هـر بهانه بـاید  بـرسم   بـه   کار  خانه تا هست به جسمم اندکی جان من نـان بپزم بـرای طفلان فردا چو  رُخَش  شود پدیدار بهـرم همه می شـوند عزادار ای دست ز درد اگـر هلاکیم فردا من و تو به زیر خاکیم فـردا بشـود علـی گـرفتار نه مونس و همدم ونه غمخوار بی یـار شود علی در عالم گیرد سر خـود بـه زانـوی غم فـردا دگـر این زینب و کلثوم از  نعمـت   مـادرند   محروم بـر سـر بـزند حسـن ز داغم گیـرد ز همـه حسین سراغم ای دست مرا مدد کن امشب شانه بـزنم بـه مـوی زینب سـه مـاه تمام اسیر دردم طفـلان خـودم بغـل نکردم زینب که برای من دعا کرد کلثوم بـه نـوا خـدا خدا کرد دور و بـر بسـترم حسین بود دیدم که حسن به شوروشین بود امشب تن من شود کفن پوش گیـرد زمین مـرا در آغـوش امشب که علی مرا کفن کرد خون گریه کنند برایم از درد از آن شب جانگداز و جانکاه خون شد دل عرشیان ، «مداح» 🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭 #علی_اکبراسفندیار_مداح کانال اشعارآیینی فارسی،مازندرانی درتمام مناسبتهاوختم خوانی👇 @aliakbar_esfandiar_madah

  • 31 окт.2527из matnerooze

    فاطمیه.... شهادت حضرت زهرا س سبک : ای صفای قلب زارم دل من امروز ز سینه پر زده سوی مدینه یاد زهرای حزینه آن عزیز بی قرینه بهشتم کوی تو،دو دستم سوی تو مشام جان پر است،ز عطر و بوی تو مدد یا فاطمه۴ تو گل باغ ولایی نور چشم مصطفایی مظهر حی تعالی همنشین مرتضایی گل پیغمبری،تو جان حیدری کنار مرتضی،شفیع محشری مدد یا فاطمه۴ گرچه پست و بی بهایم بر سر کویت گدایم حق نموده از کرامت مهر و حبت را عطایم تو بر من تکیه گاه،منم بر تو پناه امید عالمین،نما بر من نگاه مدد یا فاطمه۴ ای امید اهل عالم یاد تو هستم همیشه بی ولایت فاطمه جان زندگی ممکن نمی شه عزیز بی حرم،گدای این درم خدا باشد گواه،تویی چون مادرم مدد یا فاطمه۴ فاطمیه دل فتاده یاد زهرا پشت آن در لگد و مسمار و سینه گریه ی سوزان حیدر به پیش دیده اش،گلش پرپر شده پر از رنج و محن،دل حیدر شده مدد یا فاطمه۴ ز در بیت ولایت آتش کین زد زبانه فاطمه را دشمن دین زد به دستش تازیانه پس از غصب فدک،به زخمش زد نمک به پیش مرتضی،به زهرا زد کتک مدد یا فاطمه۴ بعد پیغمبر بمیرم مرتضی خانه نشین شد ز جفای دشمن دین همسرش نقش زمین شد ز او دشمن گسست،دو دستش را ببست از این جور و ستم،دل زهرا شکست مدد یا فاطمه۴🦋🦋🔳🔳🔳🦋🦋

  • 31 окт.2508из matnerooze

    ◾زمزمه فاطمیه سبک ای صفای قلب زارم ◾بنداول بین کوچه پیش چشمان حسن از پا فتادم صورتم را  روی خاک کوچه از غربت نهادم شکسته حرمتم کبوده صورتم(۲) حسن جانم حسن(۴) ◾بنددوم راز سیلی راز کوچه مهر خاموشی به لب زد از شرارش آتش کین بر تن من روز و شب زد شب من سر شده گلم پرپر شده(۲) علی جانم علی(۴) ◾بندسوم در میان آتش کین فضه آمد یار من شد محسنم شد کشته آنجا فضه‌ام غمخوار من شد علی جان پشت در شدم بر تو سپر(۲) علی جانم علی(۴) #مرتضی_محمودپور

  • 31 окт.2494из matnerooze

    ‍ #فاطمیه 🏴#نذرغربت_حضرت_زهراسلام_الله_علیها #پیشواز_ایام_فاطمیه🏴 🖤😭🖤 ◼️سبک ای صفای قلب زارم السّلام ای مادرِ شاهِ شهیدان السّلام السّلام ای کوثرِ جاریِ قرآن السّلام السّلام ای اشرفِ زنهای عالم فاطمه(س) ای زلالِ قطره های نابِ باران السّلام چشمهایت شعرِ آب و آسمانت آینه ای شکوفاتر ز گلهای بهاران السّلام غرق در عشقِ خدایی محو در راز و نیاز پرتوِ مِهرِ تو چون خورشید تابان السّلام مظهرِ عشق و صفا و عزت هر دو جهان سلسبیل و کوثر و تسنیم و رضوان السّلام مانده چشمِ ماه از روزِ ازل در راهِ تو ای زلالِ معرفت ای جانِ جانان السّلام یازده نجمِ ولایت تشنه ی آغوشِ توست هر نگاهت آبشارِ لطف و احسان السّلام ای نگینِ آفرینش کهکشان تا کهکشان فاطمه روشنترین تفسیرِ ایمان السّلام بی گمان انگیزه ی خلقت فقط تنها تویی فخر می ورزد به تو آن حیِ سبحان السّلام عشق در روزِ ازل از منّت تو زاده شد عاجزِ از فهمت تمامِ عقل و برهان السّلام عصمتِ کبری، گلِ طاها نزولِ هل اتی فاطمه ای گوهرِ دریای عرفان السّلام تا قیامت دینِ ما مدیون اشکِ چشمِ توست کوچه و دیوار و در مسمارِ سوزان السّلام السّلام ای سینه ات صد مقتلِ کرب و بلا روضه خوانِ غربتِ شاهِ شهیدان السّلام! #هستی_محرابی 🖤😭🖤 کانال‌اشعارو روضه دفتری👇 ••✾•🌿🌺🌿•✾••

  • #پندیات واى ازآن دل كه درى رو به خدا باز نكرد تا فــراسوى ملك، همت پـرواز نـكـرد بال نگشود و خيال و سر پرواز نداشت با شهيدان خدا زمـزمـه اى سـاز نكرد در حصار تن خود ماند و وجودش پوسيد خطر عشق نكرد و سفـر آغـاز نـكـرد ديد نجواى شب و حادثه و سـوز دعـا پَر به خـلـوتـكـدۀ زمـزمـه ها باز نكرد عـرق شرم به پيشانى خود، هيچ نـديـد خويش را با نفس لاله هـم آواز نـكـرد بارها شـاهـد خـاكـسـتـر نخلى سرسبز بود اما سـفـرى آن طــرف راز نـكـرد اى صدافسوس كه اين فرصت بشكوه گذشت مى توانست ولى حيف كه اعجاز نكرد 🔸️شاعر: #غلامرضا_کاج