- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 264
- 1/48двое суток
- 302
- 1/72трое суток
- 326
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مقصد مهم نیست چون مبدا جاییه که تو هستی...
چه ها با جان خود ، دور از رخ جانان خود کردم ، مگر دشمن کند اینها ، که من با جان خود کردم...
چه حالت تهوع طولانی ای هستید ؛ کاش میشد به سادگی شمارا بالا بیاوریم!
به پارتنرم بگم یه پسر رو کشتم ، نمیگه چرا کشتی ؟ ، میگه چرا دختر نکشتی؟ حتما باید پسر میکشتی؟
حتما باید کاملا بالغ شده باشی تا بفهمی ، کسی که ایراداتت رو بهت میگه از کسی که فقط ازت تعریف میشه بیشتر دوستت داره ، و کسی که در هر حالت از تصمیماتت حمایت میکنه لزوما خیر خواه تو نیست!
видео или голосовое, без подписи
هممون یه همکار داریم که اندازه ما کار میکنه و حقوق میگیره ولی خیلی پولدارتره💅🏻
تو این شرایط خیلی دل میخواد خوشحال باشی.
اسم ها تغییر میکنند ، تاریخ مرگ ها تغییر میکنند ، تعداد کشته شدگان تغییر میکند ، ولی قاتل؟ قاتل همان است که بود!
هوایم را دارد؛ او نمیداند در این اوضاع که شاید فردا نباشیم ، چگونه حال مرا خوب میکند. بهمن "دوستت دارم" را زیاد میگوید ، میداند که شاید فردا نباشیم ، مرا حسرت به دل نمیگذارد!
پرسید: پدر را بزنم یا پسر را؟ گفتند : پسر را بزن ، پدر با او میمیرد... "سپهر بابا کجایی عزیزم:)"
خداوند وقتی داشت ایران رو خلق میکرد گفت:« کُن فَي یَکونی ازتون پاره میکنم اونسرش نا پیدا»
خودشیفته برای من کلمه مناسبی نیست! من خودپرستم ، اول خودم دوم خودم سوم خودم الی آخر ! بنظر من بعد مرگم بارون میاد و نبودنم غمناک ترین اتفاق تاریخه، و قطعا روز تولدم به حد زیادی خاصه! زیباترینم و همتا ندارم راستگو و مهربونم همه بدن من خوبم بله همین که هست🙏🏻
من پلنای خوبی تو ذهنم دارم ، ولی برنامم با خاورمیانه یکی نیست🙏🏻
اینکه پوزه آدم کصکشی مثل تورو به خاک مالیدم باعث شده آدم بده قصه بشم🙏🏻
جنایتکارید ؛ جنایکاران عادی نیستید ، جانیهای بالفطرت هستید . بیقاعده بیرحمید و بیفکر. هیچ نویسنده و شاعری تا ابد ظلم شمارا نمیتواند به تصویر بکشد، کسی که در این روزها شاهد نبوده ، در قلم قدرت توصیف شما را ندارد. بیشمارگان نیستید ، برعکس ! انگشت شمارید. روزی نیست که دشنام نگویم بر شما شمایی که به کودک تا پیر ، شجاع تا بزدل ، انسان تا حیوان ، رحم ندارید. خلق خدا نیستید ، لاقل خلق خدای ما نیستید ! خدای شماهم مثل خودتان بیمارِ لاعلاج است. بمیرید ! بمیرید ! بمیرید ! چون ما از بین نمیرویم ، هرجا باشیم چه روی خاک چه زیر خاک چه با چندین گلوله در سینه و پهلو ! مظلوم هم نیستیم ، خونخواهیم و خون شمارا در شیشه خواهیم کرد، این یک وعده نیست ، قولِ شرف است ، شرفی که در خون آریایی ما هست و در خونِ کفتار صفتان نیست!
یه کوچولو مونده برخط شیم🥺
اخلاقم خوب نیست، ولی حداقل بوی خوبی میدم ؛ خیلیا همینم ندارن
وقتی که غم تو دله ، دیگه مُردن آسونه.
گاه میاندیشم که چرا سه اقدام به خودکـ/شی برای مرگ من کافی نبود ؟ و چرا بعد از آن وانمود کردم زندگی زیباست ؟ این قانون را چه کسی نوشت و از من خواست دست به چهارمین اقدام نزنم؟ روزی که من سومین اقدام را کردم ، بخدا که زندگی رنگین تر از امروز بود ، رنگین بود غمناک ؛ امروز زندگی خاکستری و خفتبار شده ؛ و من هنوز دست به چهارمین اقدام نمیزنم کاش هیچ چشمی به من نبود ، کاش هیچ فکری پیش من نبود... خدا میداند که افکارِ مریضِ خودکـ/شیه من چقدر برایم عزیز هستند و روزانه چندین بار به آنها با تبسمی ، عمیق فکر میکنم! حالا که حین نوشتن اینم ، دستانم میلرزند ، پاهایم را از حرص مدام تکان میدهم ، تپش قلب دارم و از دار مکافات شاکیام جسمم از مغزم شاکی و مغزم از قلبم... حالا که این را مینویسم نمیدانم چگونه به این نوشته پایان دهم ، دقیقا همانطور که نمیدانم چگونه چهارمین اقدامم را بکنم و به این خفتِ بی معنا پایان دهم.