tgindex
دکتر عطیه محمدزاده | تغذیه اطفال

دکتر عطیه محمدزاده | تغذیه اطفال

Статистика
@mamanatieМедицинаперсидский

دکتر عطیه محمدزاده نظام پزشکی: ۱۷۵۶۳۵ ثبت نام دوره ها: @blwhelp کانال روزنوشته: @atiemohamadzade

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
37
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Медицина
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 686
+12 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 839
37 постов
Вовлечённость
19,0%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 37
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
704
1/48двое суток
806
1/72трое суток
870

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اشتهای اغلب بچه‌ها از حدود یک‌سالگی کم می‌شه. این کاهش اشتها طوریه که مامان کاملا متوجه میشه و کاسه چه‌کنم چه‌کنم دستش می‌گیره. خبر خوب اینکه در اغلب بچه‌ها این کاهش اشتها طبیعیه و علتش اینه که قرار نیست بچه با همون روند وزنگیری زیر یک‌سال وزن بگیره پس بدن میاد سرعت رشد رو تنظیم می‌کنه، که اگه نکنه بچه‌ها در دوسالگی چیزی حدود ۲۰ کیلو می‌شن! اما همه کاهش اشتهاهارو می‌شه به یک‌سالگی نسبت داد؟ نه! گاهی واقعا یه مشکلی وجود داره. مثلا کم‌خونی، یبوست، غذاهای میکس و تکراری، نیاموختن جویدن تو سن مناسب (زیر ۱۰ ماهگی)، وضعیت آشفته خانواده و... حالا بیاین بهتون بگم من چه سوالاتی از مامان می‌پرسم که بتونم نوع بی‌اشتهایی بچه و درنتیجه مداخله‌ای که لازمه رو تشخیص بدم. *این‌ها بخشی از سوال‌هاست:* اول از همه می‌پرسم این کم‌اشتهایی از کی شروع شده؟ یهویی اتفاق افتاده یا یواش‌یواش بیشتر شده؟ چند روزه اینطوریه یا چند هفته و چند ماهه؟ قبلش خوب غذا می‌خورده؟ آیا این کم‌اشتهایی بعد از یه سرماخوردگی، تب، اسهال، استفراغ یا یه بیماری شروع شده؟ آیا بچه یبوست نداره؟ (البته جدیدا نمی‌پرسم یبوست داره یا نه، چراشو بعدا می‌گم) بعد می‌پرسم وقتی میگی «غذا نمی‌خوره» دقیقا منظورت چیه؟ فقط حجم غذای جامدش کمتر شده یا شیرش هم کم شده؟ غذا رو کامل پس می‌زنه یا مثلا یکی دوقاشق می‌خوره و دیگه ادامه نمی‌ده؟ بعضی غذاها رو می‌خوره ولی یه سری غذاها رو اصلا قبول نمی‌کنه؟ چه غذاهایی؟ چه بافت‌هایی؟ الان پیش میاد که با بعضی غذاها عق بزنه؟ اصلا هنوز نسبت به تعامل با غذا کنجکاوه یا همین که بشقاب غذا رو می‌بینه، روشو برمی‌گردونه؟ این‌ها با هم خیلی فرق دارن... بعد می‌رم سراغ رشد بچه... می‌پرسم وزن الانش چقدره و تا الان روند وزنگیریش چطور بوده؟ قدش چقدره و قبلا چقدر بوده؟ آخرین بار که دکتر بردین، گفتن روی منحنی رشد خودش داره جلو میره یا وزن‌گیریش افت کرده؟ چون تو این سن مهم‌تر از حجم غذا اینه که ببینم رشد بچه داره مسیر خودش رو درست طی می‌کنه یا نه. گاهی بچه به اندازه نیاز بدنش غذا می‌خوره‌ ولی ازنظر مامان خیلی ناچیزه. بعد حتماً درباره شیر می‌پرسم، چون گاهی مامان فکر می‌کنه بچه بی‌اشتها شده، ولی درواقع بچه با شیر کاملا سیر میشه و دیگه جایی برای غذا نداره. می‌پرسم شیر مادر می‌خوره؟ چند بار در روز؟ اگه شیرخشک یا شیر گاو می‌خوره، تقریباً چقدر؟ تو کل ۲۴ ساعت چقدر شیر می‌خوره؟ شب‌ها برای شیر بیدار میشه؟ بعد از رشد، یه سؤال دیگه هم برام مهمه: غربالگری یک‌سالگی رو انجام داده یا نه؟ مثلاً از نظر کم‌خونی بررسی شده یا نه؟ در مرحله بعد حتما ازش می‌پرسم بهش به‌زور غذا می‌ده یانه؟ و بهش میگم «به‌زور» معنیش این نیست که قاشق رو با زور و اجبار تو دهنش خالی کنه‌‌. اینکه ما مدام تلاش کنیم حواس بچه رو پرت کنیم یا هی قاشق رو با لباش تماس بدیم که مجبور شه دهنشو باز کنه یا هی ببریمش تو حیاط و کوچه و لب پنجره بچرخونیمش که غذا بخوره، مصداق فشاره و خود همین کافیه که بچه نسبت به غذا خوردن گارد بگیره. خیلی اوقات یه کم‌اشتهایی ساده بخاطر فشار مادر تبدیل به یه بدغذایی رفتاری می‌شه. فرض کنین شما از نقاشی بی‌اندازه لذت می‌برین. اگه سه بار در روز یهو بدون رضایت خودتون یقه‌‌اتون رو بگیرن و به‌زور بنشونن پشت بوم و قلم‌مو بدن دستتون، باز هم از اون نقاشی لذت می‌برین؟ یا بعد چند روز از هرچی بوم نقاشیه فرار می‌کنین؟ فشاری که ما به بچه‌ها برای غذا خوردن میاریم، دقیقا همین‌کارو باهاشون می‌کنه. درنهایت انجام معاینه هم ضروریه. ممکنه بچه برفک دهان داشته باشه که غذا نمی‌خوره‌. ممکنه بینیش کیپه! ممکنه بیماری دست،پا،دهان داره و تو دهنش تاول‌های دردناک داره... ممکنه رفلکس گگ (رفلکس عق زدنش) بیش از اندازه حساسه.... پس بطور خلاصه بعد یک‌سالگی کاهش اشتها درصورتی که بچه توسط پزشک بررسی شده باشه، می‌تونه کاملا طبیعی باشه. دراین صورت به مامان اطمینان می‌دیم و البته یک سری تکنیک‌هارو بهش آموزش می‌دیم که بچه تو این بی‌اشتهایی گذرا گیر نکنه... 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان #اشتها کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • ری‌اکشن بچه‌های بله :) یادش بخیر یه زمانی شما تلگرامی‌ها هم ری‌اکشن میذاشتین 😁

  • در آستانه یک‌سالگی هستیم و سلام بر کم‌اشتهایی بچه شماهم؟

  • 8 авг.2 2467730

    اگه بگم نون و ماست تقریباً یک وعده غذایی کامله تعجب می‌کنین نه؟! اما همیشه شنیدیم یا حتی گفتیم: بابا یه لقمه نون و ماست پیدا می‌شه‌ دور هم بخوریم (ایرانی نیستی اگه تأیید نکنی) حالا واقعا نون و ماست فقط شکم‌پرکن نیست؟ واقعا کامله؟ ببینید ما انتظار داریم یه بشقاب غذای سالم از سه جزء تشکیل شده باشه: کربوهیدراتِ خوب پروتئینِ خوب میوه یا سبزیجات تازه اینجا نون جزء کربوهیدرات هست و خیلی خوبه اگه سبوس‌دار باشه (آرد کامل) ماست هم که جزء پروتئینیش رو تشکیل می‌ده و یه پروتئین خیلی خوبه با فراهمی زیستی بالا (یعنی تقریبا همش جذب بدن میشه) حالا اگه کنارش یه کم میوه یا سبزیجات هم بذاریم که دیگه نقصی نداره (علت وجود هویج و انجیر توی بشقاب دختر من) خدایی حال نکردین؟ جان من حال نکردین؟ دفعه بعدی بدون عذاب وجدان به بچه نون و ماست بده😂 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان #ایده_غذا کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • 8 авг.1 98342

    دیروز ۳ لیتر ماست درست کردم :) هم برا کنار غذا هم میان‌وعده بچه‌ها هم وقتی واقعا هیچ غذایی نداشتیم! با نون برشته خیلی خوبه و اغلب کم‌اشتها ترین بچه‌ها هم می‌پذیرنش‌. حالا می‌خوام یه نکته تپل درباره ماست بهتون بگم که اغلب شما نمی‌دونید‌. 👩🏻‍🍼دکتر کوکب خانم…

  • 8 авг.2 219532

    چجوری ۱۰۰۰ صفحه کتاب در هفته بخونیم؟ ما مامانا خیلی وقتا آرزو می‌کنیم کاش یکی پیدا می‌شد یه عالمه وقت بهمون هدیه می‌داد نه؟ هدیه من چیزی از این جنسه... از جنس گنجی به اسم «زمان»... اگه چیزی درونتون تکون خورد برای این خواهر کوچیکتون دعا می‌کنین؟ بی‌اندازه…

  • 7 авг.2 018402

    دیروز ۳ لیتر ماست درست کردم :) هم برا کنار غذا هم میان‌وعده بچه‌ها هم وقتی واقعا هیچ غذایی نداشتیم! با نون برشته خیلی خوبه و اغلب کم‌اشتها ترین بچه‌ها هم می‌پذیرنش‌. حالا می‌خوام یه نکته تپل درباره ماست بهتون بگم که اغلب شما نمی‌دونید‌. 👩🏻‍🍼دکتر کوکب خانم محمدزاده😀 پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان #ایده_غذا کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • 7 авг.1 75278

    تاحالا خودتون تو خونه با شیر ماست درست کردین؟

  • 7 авг.1 81112

    حالا فقط همون‌هایی که به پست قبل جواب دادن بگن: ماست چی؟ شمایی که شیر دوست ندارید، ماست دوست دارید؟ آره 👍 نه 👎

  • 7 авг.1 835121

    حالا فقط همون‌هایی که به پست قبل جواب دادن بگن: ماست چی؟ شمایی که شیر دوست ندارید، ماست دوست دارید؟ آره 👍 نه 👎

  • 7 авг.1 787115

    سلام. اومدم یه سوال بپرسم. کیا اینجا خودشون یا بچه(ها)شون شیر دوست ندارن؟

  • 5 авг.3 04213023

    خوب شد دهانم را بستم! ساعت ۹:۱۵ شب بود. بچه‌ها هردو حدود ساعت ۸:۳۰ خوابیدند. از اتاق آمدم بیرون. فقط یک چراغ کم‌نور را روشن گذاشتم و توی تاریکی با یک لیوان بزرگ چای داغ نشستم روی مبل. در پس‌زمینه تصوراتتان، صدای گوش‌نواز و نوستالژیک کولر آبی را هم اضافه کنید. عجب مامان خوشبختی! بهتر از این نمی‌شود. اما من به پهنای صورت اشک می‌ریختم! چون واقعیت این است که از ساعت ۶ عصر دیگر تحمل بچه‌ها را نداشتم. دلم سکوت می‌خواست. تنهایی می‌خواستم. خوی درنده‌ام زده بود بالا. هر لحظه ممکن بود داد بزنم. هی توی دلم استغفار می‌کردم و می‌گفتم فقط دو ساعت دیگر دوام بیاور. فقط دو ساعت. بالاخره می‌خوابند. بعد تو می‌مانی و سکوت و تاریکی و یک نوشیدنی داغ. از خدا می‌خواستم یکی را بفرستد دم در و این دوتا را فقط نیم ساعت از جلوی چشمم دور کند. ولی کسی را که نفرستاد بماند، همان همسرم را هم فرستاد شیفت تا خود صبح :) شش ساله از هفت صبح بیدار بود. از فرط کم‌خوابی چشم‌هایش آلبالو گیلاس می‌چید، اما دست از سر آن عروسک کذایی برنمی‌داشت. دستم روی کلید برق بود و توی دلم می‌گفتم کاش بچه‌ها هم کلید خاموش و روشن داشتند. هر وقت خسته شدی خاموششان می‌کردی و می‌گذاشتی‌شان توی کشو تا فردا صبح. یا حتی بعضی وقت‌ها تا جمعه‌ی هفته‌ی بعد! فقط گاهی برای اینکه باتری‌شان نخوابد، نیم ساعتی روشنشان می‌کردی! شش ساله اما حسابی در نقش خودش فرو رفته بود. دیگر طاقتم طاق شد. دوست داشتم توی چشم‌هایش نگاه کنم و بگویم: دست از این مسخره‌بازی بردار. این عروسک چه فرقی با لنگه‌کفش یا سطل آشغال دارد؟ همه‌شان یک شیء هستند دیگر. یک ساعت است داری برایش پتو و بالش درست می‌کنی؟ اما خوشبختانه لال شدم. نمی‌دانم چطور به عقلم رسید ولی زبانم را با صلوات مشغول نگه داشتم تا اراجیف به هم نبافم. بعد صدای دخترم را شنیدم: «بخواب عزیزم. من مراقبت هستم.» و یکهو انگار تهِ مغزم، جایی که سال‌ها خاک خورده بود، رعد و برقی زد. یک تصویر آمد جلوی چشمم. یک پتوی کوچک مراودید دوزی شده... بالشی مینیاتوی... نفس‌های تند گنجشک... مادرم، مادر جوانم🥺 و خودم... عطیه لاغرِ ۶ ساله... خدای من‌! هم‌سن دخترم بودم. یادم نیست چطور یک جوجه‌گنجشک پایش به خانه‌ ما باز شده بود و شده بود همه دنیای من! آن شب انگار کاری مهم‌تر از خواباندن او نداشتم. مادرم کمی خیاطی بلد بود. نشست پای چرخ خیاطی سینجر مشکی‌اش و با اضافه پارچه‌هایش برای گنجشکم یک تشک و پتو و بالش دوخت! تشک و پتویی بسیار کوچک دقیقا در ابعاد یک دستمال کاغذی و بالشتی مینیاتوری و بی‌نهایت بامزه. هر سه به رنگ لیمویی! خوب بخاطر دارم که روی پتو ۵ تا مروارید طلایی با فاصله از هم می‌درخشید‌‌. آن شب در دنیای کوچکِ عطیه ۶ ساله، مهمترین مأموریت جهان، خواباندنِ یک جوجه گنجشک زیر آن پتوی سبک اما گرم‌و‌نرم بود. یادم نیست ساعت چند بود. برای خواب دیر شده بود یا نه. مامان ثانیه‌ها را می‌شمرد تا بخوابم یا نه. مهره‌های کمرش می‌سوخت یا نه. توی دلش هزار بار گفته بود: «خواهش می‌کنم بقیه‌اش را بگذار برای فردا» یا نه. بعد از اینکه بالاخره خوابیدم، زیر پتو هق‌هق گریه کرده بود یا نه... فقط یک تصویر را خوب به خاطر دارم: یک پتوی کوچک با پنج مروارید طلایی. و جوجه‌گنجشکی که تا صبح، کنار خودم زیر همان پتو خوابید... شاید مادرم هم آن شب توی سکوت و تاریکی خانه، کنار چرخ خیاطی پدالی‌اش و لیوان چایی که سرد شده، نگاهی به دختر ۶ساله‌اش که آرام و عمیق خوابیده انداخته و توی دلش گفته: خوب شد که... #روزنوشته 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان @mamanatie کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • 5 авг.1 873668

    پنج ساعت خوابیدم و طوری که انگار دوباره از مادر متولد شدم بیدار شدم‌. من چندین مدل رو امتحان کردم (ازنظر ساعت خواب و بیداری و مدت خواب) بهترین حالت برای من اینجوریه: خواب قبل ساعت ۱۱ (بنظرم مهمترین فاکتور) بیداری قبل ۴ یعنی ۵ ساعت خواب شبانه درصورتیکه که شروع خوابم قبل ۱۱ باشه. اگه این ۵ ساعت بشه ۷ ساعت دیگه سرحال نیستم! مثلا دیشب ۱۰:۳۰ رفتم تو رختخواب ۳:۴۵ بیدار شدم راستی پسرم داره یک‌ساله میشه. دیگه شیر شبو باید ندم بهش که اشتهای روزش خوب باشه چون ازحالا به بعد غذای اصلی غذای سفره هست. تا الان دوبار بیدار شده و هردوبار رو روی پام خوابوندم‌ و شیر ندادم بهش‌. (تو این عکس رو پامه :) خوشبختانه داشتم چای می خوردم و قرآن می‌خوندم که بیدار شد. با همون پکیج از هال به اتاق منتقل شدم و به کارم ادامه دادم. چند تا تخم‌مرغ و سیب‌زمینی کوچیک هم داره رو اجاق آب‌پز‌ میشه. ساعت ۷ که بیدار بشه صبحونه‌اش هم آماده‌اس‌. یک معضلی که تو خانواده ها می‌بینم اینه که بچه‌ها بعد یک‌سالگی هنوزم وابستگی زیادی به شیر دارن و این یکی از دلایل رایج کم‌اشتهایی‌شونه‌. چقدر از همه چی حرف زدم😐 بفرمایید چای تازه دم :) ☕

  • 4 авг.1 7623127

    طرز تهیه کوکوی کدوسبز: (مناسب همه اعضای خانواده به خصوص بچه‌هایی که هنوز دندون های عقبی رو درنیاوردن و بچه‌هایی که از بافت لیز کدو فرار می‌کنن) مواد لازم: (برای ۸-۱۰ تا گردالی اندازه کوکوهای موجود در تصویر) دو یا سه تا کدوی کوچیک یک تخم‌مرغ آرد نخودچی یا آرد جو دوسر یا حتی آرد سفید یک ق غ (من آرد نخودچی زدم) ادویه (فلفل سیاه و زردچوبه و پودر سیر یا یک حبه سیر رنده شده) کمی نمک برای بچه‌های بالای ۱ سال کدوهارو پوست می‌گیریم و رنده ریز می‌زنیم و بعد آبشون رو حسابی میگیریم. یک تخم مرغ رو اول خوب می زنیم بعد به کدوها اضافه می‌کنیم. بعد آرد و ادویه‌هارو اضافه می‌کنیم. با وجود آرد باز هم بافت کمی شل هست و شبیه ماسته. ایرادی نداره روغن رو توی تابه بریزین و کمی که داغ شد از مواد با قاشق بردارید و یکی یکی هردو طرفش رو سرخ کنید (بهتره روغن کم و شعله ملایم باشه) چون کدو بافت خیلی سبکی داره زمان پخت واقعا کوتاهه. اگر کوچولوی شما از بافت لیز کدو و بامجون فراریه، اینجوری احتمالا کم‌کم یا حتی شاید بار اول کدو رو می‌پذیره. مخصوصا اگر خودش رو تو پختش مشارکت بدید. #ایده_غذا @mamanatie

  • 3 авг.3 3827210

    یه تیکه کوچیک از استخون گردن مرغ! اندازه یه نخود. توی همون سوپی بوده که ساعت ۸ بهش دادم. یعنی تمام اون یه ساعتی که توی تراس روی پام خواب بود و تمام مدتی که بهش شیر می‌دادم و هی سینه رو ول می‌کرد، اون تیکه استخون توی دهنش بوده🥺 اینو اینجا تعریف کردم چون در ارتباط با غذا بود. بیاین یه تصمیم بگیریم. وقتی می‌خوایم برای بچه‌ها سوپ مرغ بپزیم، مرغ رو جداگونه بپزیم، گوشتش رو کامل از استخون جدا کنیم و بعد به سوپ اضافه کنیم. مخصوصاً وقتی قراره سوپ مدت زیادی بپزه. چون استخون‌ها ممکنه از هم جدا بشن و یه تیکه کوچیکشون، اتفاقی، توی غذای بچه‌ها بمونه. الهی که بلا دور باشه از همه بچه‌های نازنین جهان😭 لطفا به اشتراک بذارید. شب بخیر. 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان #هشدار کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • 3 авг.1 851653

    خدا خیلی بهمون رحم کرد. اونقدر که مامانم بچه رو ازم گرفت و گفت برو سجده شکر به‌جا بیار. شام خونه مامان بودیم و قرار بود شب هم بمونیم. چون پسر ۱۱ ماهه‌م شبا زود می‌خوابه، ساعت ۸، از سوپِ شام بهش دادم و بردم بخوابونمش‌. نمی‌خوابید. کلافه بود. بقیه توی تراس چایی می‌خوردن و حرف می‌زدن. دلم پیششون بود. گفتم یه امشبو ولش کن. می‌برمش همون‌جا بخوابونم. نهایتاً یه ساعت از رو پام برش نمی‌دارم و هر وقت بیدار شد، می‌برمش توی اتاق تاریک و دیگه می‌خوابه تا صبح. توی تراس لالایی گذاشتم و با اینکه شلوغ بود، خوابید. وقتی داشت گیج می‌شد، یکی دو بار عُق زد! بلندش کردم، یه سرفه زد و خوب شد. تعجب کردم، ولی گفتم حتماً ریفلاکس کرده و شیر اومده توی دهنش. خوابید. از رو پام هم گذاشتمش پایین. یه ساعت بعد بیدار شد. خواستم سریع ببرمش اتاق و دوباره بخوابونمش، ولی باز گفتم ولش کن بابا. دو ساعت بیدار باشه، با خودمون می‌خوابه. بهونه می‌گرفت. بردمش اتاق شیرش بدم. ولی هر دو سه قلپ که شیر می‌خورد، هی ول می‌کرد و دوباره سینه رو می‌گرفت. گفتم لابد بینیش کیپه، ولی نبود! شیرشو خورد و رفتیم پیش بقیه. یهو دیدم باز داره عُق می‌زنه! گفتم حتماً مویی چیزی توی دهنشه. رفتم دستامو شستم که دهنشو چک کنم. انگشتمو با احتیاط از گوشه دهنش بردم تو که یهو خورد به یه چیز تیز! خشکم زد. گفتم وای خدا... از رو زمین یه چیزی برداشته خورده! دوباره با انگشتم دنبالش گشتم، ولی هرچی تلاش کردم درنمیومد. رفته بود زیر زبونش، همون جایی که زبون به کف دهن وصل می‌شه. (نزدیک حلق) دست و پام می‌لرزید. از یه طرف می‌ترسیدم دست بزنم و با این گریه‌ها و تکون خورد‌هاش بپره تو گلوش، از یه طرف می‌دونستم باید هرجوری شده درش بیارم. بالاخره با هزار ترس و احتیاط، توی پوزیشنی که فکر می‌کردم خطر کمتری داره، گرفتمش و کشیدمش بیرون. بگو چی بود؟😣

  • 3 авг.1 915662

    #روزنوشته ساعت ۴:۴۷. ساعت ۳ بیدار شدم. نماز خوندم و بعدش یه کم قرآن. ولی اونقدر سخت و پیچیده بود که رفتم از چت‌جی‌پی‌ پرسیدم ببینم این آیه ۳۷ سوره احزاب چی‌چی می‌گه! آقا خوب شد پیامبر نشدیم😂 چقدر سخت بوده. فک کن تو این آیه خدا به پیامبر میگه ما مقرر کردیم که تو با همسر پسرخونده‌ات بعد اینکه از هم جدا شدن ازدواج کنی! چرا؟ برا اینکه عرب جاهل اون زمان هیچ فرقی بین پسر واقعی و پسرخونده قائل نبوده و ازدواج با همسر سابق پسرخونده خیلی عجیب غریب بوده. خدا به پیامبر حکم کرده که بااین کار به مردم بفهمونه بابا احکامی که برای فرزند واقعی جاریه برای فرزندخونده جاری نیست. حتی‌ پیامبر به این پسرخونده‌اشون توصیه می‌کنن که از خدا بترسه و زندگیش رو حفظ کنه و متارکه نکنن ولی خب مقدر شده بوده که زندگیشون خاتمه پیدا کنه. بعد خدا به پیامبر میگه واستا ببینم‌! نکنه نگران حرف و حدیث مردمی؟ موقع اجرای فرمان الهی نباید از سرزنش مردم بیم داشته باشی. (پیامبر واقعا نگران واکنش مردم بودن) خلاصه که چت‌جی‌پی‌تی میگه پیام آیه اینه: حقیقت و حکم الهی باید جایگزین سنت‌های نادرست اجتماعی بشه حتی اگر اجرای اون برای مردم عجیب باشه یا باعث حرف و حدیث بشه. داشتم می‌گفتم آشپزخونه رو مرتب کردم. گوشیمو تاحدی پاک‌سازی‌ کردم. و.... عجیب برکتی داره این ۴ صبح بیدار شدن. امیدوارم اگه نیاز به «وقت» دارید ولی اصلا عادت به سحرخیزی ندارید، خدا قدرتتون رو زیاد کنه و تجربه‌ش کنید. مخصوصا اگر مادر هستید و بچه‌هاتون رو غل و زنجیری می‌بینید به دست‌وپاتون

  • 2 авг.1 972567

    اینم کوکوی کدو زمان آماده سازی: از مرحله برداشتن کدو از یخچال تا مرحله سرو ۱۰_۱۵ دقیقه از این بشقاب هیچی باقی نموند البته چون خودش خورد! اگر من میخواستم بذارم دهنش یک پنجمشم نمی‌خورد. اگه بچه جدیدا وقتی قاشقو می‌برین سمتش دهنشو می‌بنده، اجازه بدین خودش با غذا بازی کنه. احتمالا تمایل بیشتری به امتحان کردن غذا داشته باشه. این کوکو از کوکو سبزی و کوکوسیب‌زمینی خیلی نرم‌تره *آیا رسپی مورد نیازه؟* 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان #ایده_غذا کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • 2 авг.1 818306

    ساعت ۴ صبح است. یازده مرداد. بیدارم. کاملا بیدار. و خوشحالم. خیلی خوشحال. بعد از مدت‌ها، ساعت ۳ بیدار شدم. نه با گریه‌ی بچه، نه برای شیر دادن، نه با صدای همسرم که: «پاشو دیگه، الان قضا می‌شه!» که برای خودم... برای عطیه. مریم راست می‌گفت. یک بار گفته بود: «چرا همه‌تون وقتی خودتون رو معرفی می‌کنید، می‌گید مامانِ فلانی؟! اگه یک روز بچه‌تون رو ازتون بگیرن، چی براتون می‌مونه؟ خودتون هویت ندارید؟ شما کی هستید؟» آن موقع شاید حرفش کمی تند به نظر می‌رسید. اما حالا، توی گرگ‌ومیشِ صبح، وسط خانه‌ای که همه خواب‌اند و من بیدار، بیشتر می‌فهممش. سماور را پر از آب کردم. سجاده را پهن کردم و نماز صبح را اول اذان خواندم. بعد هم آن دستور معروف حاج یا شیخ یا آیت‌الله، نمی‌دانم دقیقا کدام، حسنعلی نخودکی را خواندم. بنظرم، رزق هرکسی که باشد، بالاخره یک روز سر راهش قرار می‌گیرد. و چه خوشبختم اگر من واسطه‌ی رسیدنش به شما باشم. اگر خواندید، من را هم دعا کنید. خودم اردیبهشت سال گذشته، در سفر شمال، از یک مادربزرگ مشهدیِ مسن یاد گرفتم. در نمازخانه‌ی محل اسکان نشسته بود، صفحه‌ی گوشی‌اش را باز کرده بود و به هرکسی که وارد می‌شد، اصرار می‌کرد: «از این عکس بگیرید. بعد از نمازهای واجب بخونیدش. حتما بخونید» من هم عکس گرفتم. و صد حیف که یک سال تمام پشت گوش انداختم. تا اینکه یک عزیز دیگر، دوباره و با تأکید بهم توصیه‌اش کرد. و از وقتی شروعش کردم... ولش کن! این‌ها را شاید یک وقت دیگری بنویسم. فعلاً ساعت چهار صبح است و من بیدارم. سجاده را برای همسرم پهن گذاشتم. کتاب خواندم. چای دم کردم. بچه بیدار شد. خواباندمش. باز کتاب خواندم. به کارهای صبح فکر کردم و چندتایشان را نوشتم. اولی: صبحانه. یک صبحانه‌ی سریع و البته انگشتی که بچه‌ی یازده‌ماهه هم بتواند دلی از عزا دربیاورد. شاید کوکوی کدو بد نباشد. عدسی هم گزینه‌ی بدی نیست. بیشتر درست می‌کنم که اضافه‌اش بماند برای شام. ها؟ بعد باید اولین پیام را هم برای مادرهای گروه مرداد بفرستم و مسیر یک‌ماهه‌مان را با هم شروع کنیم. دیروز، بعد از مدت‌ها، یقه‌ی خودم را گرفتم و خودم را از باتلاق روزمرگی کشیدم بیرون. یک جلسه‌ی کاری دوساعته داشتیم برای شروع دوباره‌ی کار. فکرش را هم نمی‌کردم برگشتن به کار، بعد از تولد فرزند دوم، این‌قدر طول بکشد. اما باز هم شکر. شکر که امروز، دقیقا یک روز مانده به اتمام شش سالگی دخترم، کمی بیشتر از این سالها «عطیه» هستم... (اگر خواستید جستجو کنید بنویسید هدیه حاج حسنعلی نخودکی به امام خمینی) 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان #روزنوشته 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie

  • 1 авг.1 624606

    ساعت ۸:۳۰ شب بود. پسر ۱۱ماهه‌ام بی‌قرار بود چون حدود یک ساعت بیشتر از همیشه بیدار مونده بود و می‌دونستم هرچی دیرتر بخوابه خوابوندنش سخت‌تر می‌شه. تمام اون ده دقیقه‌ای که داشتم تندتند کارهام رو انجام می‌دادم تا بخوابونمش جیغ زد و گریه کرد. دختر ۶ساله‌ام هم از ساعت ۷ صبح بیدار بود و چشم‌هاش حسابی خواب داشت. بهش گفتم « باید یه کم منتظر بمونی تا داداشی رو بخوابونم. بعدش میام با هم غذا می‌خوریم» خلاصه‌اش کنم براتون. وقتی از اتاق برگشتم دیدم دخترکم برای خودش نون از فریزر برداشته، یک شعله‌پخش‌کن روی اجاق گذاشته و نون رو گرم کرده🥺 یک تخم‌مرغ هم برای خودش شکسته بود، نون رو لقمه‌لقمه کرده بود، ماست برداشته بود و خلاصه برای خودش یک شام ساده آماده کرده بود... حالا که بالاخره نوبت خلوت کردن با خودم رسیده، دارم فکر می‌کنم شاید یکی از چیزهایی که در داشتن چند فرزند (در مقابل یک فرزند) کمتر بهش توجه می‌کنیم همین فرصت‌های طبیعی برای تمرین زندگیه. در خانواده‌های چندفرزندی، بچه‌ها گاهی ناخواسته در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرن که باید منتظر بمونن، خودشون کاری رو انجام بدن، به نیازهای خودشون توجه کنن، در حد توان مسئولیت بپذیرن و کم‌کم یاد بگیرن همیشه یک بزرگسال آماده نیست که بلافاصله همه‌چیز رو براشون انجام بده. البته این به این معنی نیست که بچه‌های تک‌فرزند نمی‌تونن مسئولیت‌پذیر یا مستقل باشن. قطعاً می‌تونن. اما داشتن خواهر یا برادر موقعیت‌های روزمره و طبیعی بیشتری برای تمرین این مهارت‌ها ایجاد می‌کنه، بدون اینکه والدین لزوماً بخوان یک برنامه آموزشی برای مسئولیت‌پذیری طراحی کنن. و شاید یکی از بزرگترین مزایای چندفرزندی همین باشه. اینکه بچه‌ها در دل همین اتفاق‌های ساده روزمره کم‌کم بزرگ شدن و مستقل شدن رو تمرین می‌کنن (البته یک نکته مهم هم هست. این استقلال زمانی ارزشمنده که متناسب با سن کودک باشه و از سر اجبار یا رهاشدگی اتفاق نیفته. قرار نیست کودک جای والد رو بگیره یا مسئولیت‌هایی فراتر از توانش به دوش بکشه) با من موافقین؟ 👩🏻‍🍼دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان کانال های ارتباطی ما: 👈 ارتباط با ما" @blwhelp 👈 ایتا " https://eitaa.com/mamanatie 👈 بله" https://ble.ir/mamanatie