tgindex
زنانگی و بدن

زنانگی و بدن

Статистика
@mansooramoosaviперсидский
Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
231
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
125
21 постов
Вовлечённость
54,1%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
38
1/48двое суток
43
1/72трое суток
46

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فیلم نامه‌های زرد (Yellow Letters) کارگردان ایلکر چاتاک(Ilker Çatak) محصول ۲۰۲۶ فیلم در واقع درباره بحران اخراج است، کنار گذاشته شدن، پرونده داشتن، دادگاهی شدن و پرت شدن به دنیایی که قبلاً نمی‌شناخته‌‌ای. انگار در ساحل نشسته باشی و یک‌دفعه تو را پرت کنند توی دریا، حتی اگر شنا کردن هم بلد باشی، دستپاچه می‌شوی حتی اگر زن و شوهری باشی که با هم همکار و رفیق باشید آن‌جا باید گلیم خودت را به تنهایی از آب بکشی بیرون. زندگی در بحران، فردیت را آشکار می‌کند، مثل زندگی در بیماری، زندگی در بی پولی، در مهاجرت، در زندان، ... آن‌جا هرکس به خودش نشان می‌دهد چه‌قدر توانمند است، بدنش چقدر می‌تواند تحمل کند، ذهنش و روانش چقدر می‌تواند تحمل کند.... فیلم درباره سرکوب و فروپاشی ناشی از آنست سرکوب سیاسی که روابط عاطفی و زندگی خانوادگی را دچار فروپاشی می‌کند زندگی در زیر سایه سرکوب مثل زندگی در چارچوب دستگاه فلزیاب است، همه چیز تحت کنترل است حتی دنیای خصوصی https://t.me/mansooramoosavi/2617

  • 13 авг.4351из sedayemardomdotnet

    معرفی کتاب «تابوی زنانگی» منصوره موسوی، جامعه‌شناس و پژوهشگر، در کتاب «تابوی زنانگی» که حاصل پژوهشی کیفی و مصاحبه‌های عمیق با ۱۲۸ زن در بازه سنی ۱۸ تا ۵۰ سال در نقاط مختلف کشور بوده است، تلاش می‌کند تا نشان دهد که چگونه جامعه مردسالار با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی که مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها هستند و ساختار سیاسی پدرسالار با تنظیم قوانینی که بدن زن را به عرصه کنترل خود درآورده‌است، منجر به از خودبیگانگی زنان با بدنشان می‌شود. کتاب از این منظر که خرده‌روایت‌های زنان را بدون سانسور از رابطه جنسی، مسئله بکارت، سقط جنین و فرزندآوری در جامعه‌ای که بدن زن همواره امری تابو و ممنوعه‌ای به حساب می‌آید بازگو می‌کند، حائز اهمیت است به نحوی که خواننده با خواندن این کتاب درد و‌ رنج‌های زنانه را درک می‌کند. متن کامل در صدای مردم: https://www.sedayemardom.net/?p=132467 @sedayemardomdotnet

  • «فوکو که در تاریخ جنسیت می‌کوشد نظام‌های چند سویه قدرت را افشا کند گفتارهای مربوط به جنسیت را به عملکردهای قدرت ربط می‌دهد، که تقریباً بر تمام ابعاد زندگی مدرن و پسامدرن ما احاطه دارد. او بر خلاف گرامشی اخلاق مقاومت در برابر سلطه جنسی را زنده می‌کند، اخلاقی که بتواند در برابر اشکال گوناگون سلطه در شبکه گوناگون روابط اجتماعی بایستد. فوکو برای این نوع مقاومت واژه جابجایی را به کار می‌برد. وجه مشترک گرامشی و فوکو یا شاید چیزی که فوکو از گرامشی اقتباس کرده این درک است که قدرت و سلطه تا آنجا عمل می‌کند که افراد زیر سلطه، سلطه را می‌پذیرند. بدون پذیرش، سلطه وجود ندارد. وجه مشترک دیگر گرامشی و فوکو دریافت آنان از تولید این پذیرش است. پذیرش سلطه از درون نظام‌ها و خرده ساختارهایی که اعمال زندگی روزمره را شکل می‌دهند تولید می‌شود. اما اختلاف گرامشی و فوکو در مورد هدایت تولید این پذیرش است. به نظر هر دو نویسنده، همه مردم با مجبور کردن یکدیگر به پذیرش نظام‌های ارزشی و اعتقادی در نهایت تولید کنندگان پشتوانه وضع موجودند. گرچه همه افراد بستر قدرتند اما همه آنان از نظر کیفی و کمی عامل شکل یکسانی از قدرت نیستند.» از کتاب: هالوپ، رناته. آنتونیوگرامشی(فراسوی مارکسیسم و پسا مدرنیسم)، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۴ نشر چشمه صفحه ۳۲۱ #لباس https://t.me/mansooramoosavi/2614

  • چند نکته کوتاه درباره نمایشنامه مرگ یزدگرد نوشته بهرام بیضایی ✍بامداد صالحی: با وجودی که مرگ یزدگرد رو به طور کلی دوست داشتم، از جایی که تجاوز به دختر آسیابان مطرح شد کلا دیگه با نمایشنامه حال نکردم این میل در بعضی نویسنده‌ها که کاراکتر منفی رو با تجاوز نشون بدن اصلا دوست ندارم، مخصوصا مثلاً در همین مورد که فقط برای غیرتی کردن آسیابان بود، و در موارد خیلی زیادی به دختره توهین شد (آخرش هم شاه گفت که کاملا با بی‌میلی این کار رو کرده)، و در نهایت هم اینکه آسیابان شاه رو کشت سر این بود که میخواست با زنش فرار کنه. به نظرم کل داستان میتونست بدون همچین صحنه‌‌ای نوشته بشه و تاثیری در نتیجه نهایی نداشته باشه ✍منصوره موسوی من بار عاطفی جمله‌های بامداد رو برداشتم و بازنویسی کردم: به تصویر کشیدن یا به بیان درآوردن خشونت علیه زنان برای پیشبرد روند داستان و به عبارتی پر کردن چاله‌های داستان پذیرفتنی نیست. ضمن این که در داستان مرگ یزدگرد جایگاهی حتی برای پیشبرد داستان هم ندارد به‌ قول تو حتی آسیابان رو غیرتی نمی کند که دست به کشتن شاه ببرد و به نظرم روند داستان به کلی طوری پیش رفته که آسیابان و زن دلایل زیادی برای کشتن شاه داشته باشند، از جمله بدبختی و گرسنگی، و لازم نبود حتماً دلیلی جنسی برای کشتنش وجود داشته باشد، ضمن این که طبق گفته‌های آسیابان، گوییا زن قبلاً هم از سر فقر و نداری، تن‌فروشی کرده است. اما این که زن می‌خواهد با شاه فرار کند، وجه دیگری از داستان را باز می‌کند، مثلاً زن فرار می‌کند تا خودش را نجات دهد یا شاید همه را. در این که نویسنده به زن عاملیت می‌دهد و او را پا به پای نقش مرد (آسیابان و شاه) پیش می برد ستودنی است، حتی خیانت‌های او به شوهرش و نقشه فرار با شاه هم در پیشبرد داستان وجهی منطقی و حتی زن‌باورانه دارد، همان‌طور که نقش دختر روایتگری است یا حتی شاهد (مثل دنیازاد قصه هزار و یکشب). اما وقتی برای شیطان نشان دادن شاه، دختر به بستر شاه فرستاده می‌شود، و شاه هم از هم‌بستری با او نارضایتی نشان می‌دهد، و حتی پدر به‌خاطر دخترش غیرتی* نمی‌شود، خشونتی علیه دختر اتفاق می‌افتد در همدستی شاه و آسیابان و نویسنده. خشونت جنسی و تحقیر و نادیده گرفتنش. آسیابان شاه را می‌کشد چون می‌خواهد با زنش فرار کند، چون با زنش همبستر شده است از آن گذشته امروزه منتقدین فمینیست سینما تأکید دارند که اگر قرار است با نشان دادن تجاوز، کارگردان به یک کاراکتر چهره‌ای منفی بدهد باید در روند منطقی داستان جای بگیرد و نه این که به‌صورت کلیشه‌ای وارد داستان یا سناریو شود. نباید نشان دادن تجاوز به بازتولید خشونت و تجاوز کمک کند. *این جمله صرفاً در کانسپت فیلم بیان شده است. https://t.me/mansooramoosavi/2613

  • چهارده مرداد سالروز انقلاب مشروطه و سالروز درگذشت قمرالملوک وزیری است کتاب خاطرات بی‌بی مریم بختیاری را گذاشتم برای باز خواندن و مرور نقش زنانی که در انقلاب مشروطه فقط هم‌دوش مردان مبارزه نکردند خود در این راه سرداری کردند و پیشرو بودند از نظر افسانه نجم آبادی زنان ایرانی کم‌تر به نوشتن زندگی خودشان(اتوبیوگرافی) پرداخته‌اند، خودزندگی‌نگاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های استقلال فکر و نظر و پیشرو بودن زنان است و گوییا زنان آن دوره‌ی تاریخی مثل بی‌بی‌خانم استرآبادی، تاج الملوک و بی‌بی مریم بختیاری هم‌چنان بر تارک این حرکت فمینیستی می‌درخشند در گام بلندی که برای نوشتن شرح حال خودشان برداشته‌اند https://t.me/mansooramoosavi/2612

  • خاطراتِ سردار مریمِ بختیاری (از کودکی تا آغازِ انقلابِ مشروطه) نویسنده: بی‌بی مریمِ بختیاری دیباچه‌یِ علیقلی محمودیِ بختیاری ویراسته‌یِ غلامعبّاس نوروزیِ بختیاری چاپِ اوّل، ۱۳۸۲

  • ۱. دیشب نمایشنامه مرگ یزدگرد را خوانده بودم و تصویرهای فیلمی که از آن دیده بودم در حین خواندن جلوی چشمم بود، بیشتر از همه سرباز ۲. به دلیل نامعلومی(شاید بدغذایی، یا استرس پنهان) بعد از خواندن نمایشنامه دچار سرگیجه عجیبی شدم. موقع ایستادن و راه رفتن انگار زمین زیر پایم خالی می‌شد و موقعی که دراز می‌کشیدم در نگاهم سقف به آرامی می‌چرخید، و چشم که بر هم می‌گذاشتم صدای بلند ضربان قلبم را می‌شنیدم ۳. خواب می‌دیدم در آسیای فیلم مرگ یزدگردم، با دیوارهای سیاه و دودآگین، سقفی بسیار بلند و گنبدی با روزنه کوچکی بر فراز. زمین لخت و بدون فرش و سنگ آسیایی در وسط. سوسن تسلیمی و مهدی هاشمی بودند با رفیقی که تازه از بلاد خارجه برگشته، با لباس‌های امروزی و رنگین. می‌خواست آن‌جا را برای محل سکونتش اجاره کند: رو به سوسن تسلیمی: خانم این سقف چرا این‌قدر بلنده؟ وقتی می‌ساختین واقعاً فازتون چی بود؟ سوسن: (با لهجه فیلم) این‌جا را ما نساخته‌ایم رفیق: چه‌قدر دیواراش سیاهه، آها شما برق ندارین(دلسوزانه) من: ... این‌جا برای تو مناسب نیست دورافتاده است و تمیز کردنش خیلی سخته رفیق: نه بابا کاری نداره یه کارگر می‌گیرم تمیزش می‌کنه، هنوز با کارگر قدیمی‌ام ارتباط دارم. دیواراشو خودم نقاشی می‌کنم رو به زن: چرا این سقف این‌قدر بلنده؟ رو به من: زمین رو هم یکی دوتا قالیچه بندازم باحال می‌شه حالا کی این مالکه می‌آد طی و بی کنیم ببینم بالاخره چند اجاره می‌ده؟ آقای فلانی از در بسیار بلند که نیمه باز است و نور روز را به داخل می‌کشاند از راه می‌رسد. با موی بلند خاکستری که پشت سرش بسته و سبیلی هنرمندانه با دستمال‌گردنی حریر و با لبی خندان و سرزنده. رفیقم را به او معرفی می‌کنم و او ناگهان می‌گوید شنیدید که فلانی هم برگشته؟ رفیق: آره دیگه همه‌مون داریم برمی‌گردیم

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • این گزارش بخش کوچکی از اهمیت مطالعه‌ی لباس را نشان می‌دهد. عکس‌ها را ببینید 🖋کلر تورپ، روزنامه‌نگار چرا لباس‌های مردانه این ‌همه جیب دارند و لباس‌های زنانه این‌قدر کم؟ قرن‌هاست که یک جیب ساده، نقطه‌ اختلاف در شکاف جنسیتی دنیای مد بوده است. اما آیا قرار است این وضعیت بالاخره تغییر کند؟ ترندهای شبکه‌های اجتماعی اغلب گیج‌کننده هستند و در نگاه نخست، موج ویدیوهای تیک‌تاک که در آن زنان تلاش می‌کنند با دستان خود تا جایی که می‌توانند اشیا بیشتری را یک‌جا حمل کنند، به اندازه بسیاری از مدهای فراگیر اینترنتی بی‌معنا به نظر می‌رسد. اما این شیوه حمل وسایل با دست آن‌قدرها هم تصادفی نیست؛ بلکه تازه‌ترین بهانه برای طرح دوباره موضوعی است که همچنان پابرجاست: چرا لباس‌های زنانه جیب‌های بیشتری ندارند؟ 📸GettyImages/ Estate of Erwin Blumenfeld 2024/ Courtesy the McCardle family/ Contributed/ The Pockets Project

  • یکی از بهترین کانالهای تلگرامی https://t.me/readinglacan

  • 26 июл.1911из demos1402

    پنجشنبه‌ی هفته‌ی قبل، سوم اردیبهشت ۴۰۵، فرصتی دست داد که نامه‌نگاری آلبرت اینشتین و زیگموند فروید درباره‌ی خاستگاه‌ها و ریشه‌های جامعه‌انسان‌شناختی جنگ‌ها را در "مدرسه‌ی فروردین" بخوانیم. تجربه‌ی هیجان‌انگیزی بود، نه فقط از حیث موضوعات و مسائلی که به میانجی کتاب "چرا جنگ؟" به میان آمد (و مستقیم و غیرمستقیم به "ایران امروز" مربوط می‌شد) بلکه، شاید از این بیش، از حیث حضور ذهن‌ها و بدن‌های مشتاقی که با وجود همه‌ی سختی‌ها و زخم‌های روزها و ماه‌های گذشته همچنان از شور زندگی سرشار بودند. @demos1402

  • the chronology of water گاه‌شماری آب کارگردان کریستین استوارت اقتباس از خاطرات لیدیا یوکنویچ، در کتابی همین نام  زبان انگلیسی محصول ۲۰۲۵ ۱۲۸ دقیقه