- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 402
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Скидки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 115
- 1/48двое суток
- 131
- 1/72трое суток
- 142
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
روزِ ما تیره ز اندیشهی فردا شده است #صائب_تبریزی ایرانیان در دوره صفویان هم پر از نا امیدی بودند و گویا صائب تبریزی شاعر دوره صفویان حس و حال امروز را هم گفته.
ای شب! تو بمیر ما دوام آوردیم ما ماه تمام را به بام آوردیم ای بغض! ترک بخور، بباران خود را ای زخم! برایت التیام آوردیم #جلیل_صفربیگی
без подписи
شب را چه گُنه، حديث ما بود دراز... #مولانا
без подписи
без подписи
без подписи
عیب کَسان منگر و احسان خویش دیده فرو کن به گریبان خویش آینه روزی که بگیری بدست خود شکن آن روز مشو خود پرست خویشتن آرای،مشو چون بهار تا نکند در تو طمع روزگار #نظامی کمال سرّ محبت ببین نه نقص گناه که هر که بیهنر افتد، نظر به عیب کند #حافظ
без подписи
گو جبین می فروشان سرکه نفروشد به ما مستی ما همچو منصور از شراب دیگر است سرکه فروختن: کنایه از ترشرویی کردن. #صائب_تبریزی
без подписи
без подписи
تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد #مولانا
ز دندان تو را دادهاند آسیایی که سازی ملایم تو گفتار خود را #صائب_تبریزی قَوْل لَیِّن: سخن نرم
. 🔹شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست کافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست میر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست
یه روز مولانا از شمس میپرسه که « این اندوه عمیق بلاخره کِی تموم میشه؟ » شمس هم میگه که « اندوه تمام نمیشود ، تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود »
без подписи
بمال بر لب خونخوار حرص، خاک قناعت وگرنه تشنگی افزاست آب شور تمنا #صائب_تبریزی 🎼
🟥اگر شاهنامه نبود، ایران چه میشد؟ ۱- ایرانی حافظه تاریخی خود را از دست میداد، یعنی گذشته خود را فراموش میکرد و به یک کشور نو رسیده بدل میگشت. ۲- ادبیات فارسی با این وسعت به وجود نمیآمد. منظور، این است که تمام آثاری که پس از شاهنامه در زبان پارسی پدید آمدند - که چند شاهکار و چند اثر بزرگ در میان آنهاست - همگی تحت تأثير شاهنامه بودهاند. براحتی میشود نشانههایش را بیرون کشید: نظامی، ناصر خسرو، خیام، سعدی، حافظ و دیگران. سعدی بوستان را به تقلید از شاهنامه سرود که (خردنامه) ایران پس از اسلام است. همچنین نمونه حافظ را داریم که میشود گفت که دیوانش یک شاهنامه کوچک است، یعنی سرشار است از یاد گذشته ایران. ۳ـ زبان فارسی آنچنان ریشهٔ محکمی به خود نمیگرفت که از ترکستان چین تا ساحل مدیترانه از یکسو، و از سوی دیگر از هند تا قفقاز و آسیای مرکزی گسترش یابد. شاهنامه البته تنها نبود، ولی، مؤثرترین کتاب بود که توانست پایههای زبان پارسی را محکم کند. ۴- عرفان ایرانی که ریشه مشترک با جهان بینی شاهنامه دارد، این گونه بالیده نمیشد. گفتیم که اگر #شاهنامه نیامده بود، ایران چه میشد. ایران به جای خود میماند. همین کوه و همین دشت و همین آبادانی و کویر بود، اما این محتوا نبود، شاید این نام ایران هم دیگر نبود، این خاطرهها از یاد میرفت. مهمتر از همهٔ زبان فارسی است، که به ایران شخصیت خاص بخشید. به او اجازه داد که استعداد خود را شکوفا سازد، در گروه کشورهای عربی مستهلک نشود، و در نتیجه چند شاهکار جهانی پدید آورد. از این رو بود که این زبان در طی کمتر از صد سال به یک نوع گسترش رسید که صدها هزار بیت شعر در دورهٔ سامانی به این زبان سروده شود. متاسفانه بخش زیادی از این شعرها در جریان حوادث از میان رفتهاند. خلاصه آنکه اگر #شاهنامه نمیبود این آب و خاک به جای خود میبود اما به صورت دیگری. ایران در این هزار و صد سال به کمک زبان پارسی دری و شاهنامه مجموعیت خود را حفظ کرده است. اعتنا نکرده که چه کسانی بر او حکومت میکنند، اگر جسم او در معرض دستبرد بوده، روح او محفوظ مانده است. تمدنهای زیادی منقرض شدهاند، زیرا نتوانستند دوام بیاورند، برای اینکه رشتهٔ همبستگی گسسته شد و پیوند تاریخی و تداوم نتوانست راه به جلو بگشایند. از این رو اکنون هیچ اثری از آنها نیست. فقط باستان شناسان میتوانند کاوشهای بکنند و آثاری از آنجا بیرون بیاورند. تمدنی که بتواند دوام پذیر باشد باید خاطرات گذشته را نگه دارد، تجربه گذشته را نگه دارد، و انتقال بدهد از نسلی به نسلی، البته مهمترین عاملی که بتواند این کار را بکند در درجه نخست زبان است. زبان چیزی است که نگهبان خزانههای فکری و فرهنگی یک کشور میتواند باشد. هرگاه یک حالت ناامیدی و بدبینی در مردم ایجاد میشد، توسل به "شاهنامه" پیش میآمد که روحیه ببخشد. بازیافت نیروی درونی بکند. این گذشته پرآب و رنگ و پر افتخار را به یاد بیاورید و بگویید که ما یک چنین گذشتهای داشتهایم. ✍دکتر محمدعلی اسلامیندوشن برگرفته از کتاب "مرزهای ناپیدا"
دم به دم تنگ كنم دايرهی خلوت خويش تا بدانجا كه دهم دل به دل صحبت خويش دوری و دوستی و حرف كم و رنجش كم با چنين شيوه توان داشت نگه عزّت خويش #معینی_کرمانشاهی